iman
09-18-2007, 21:45
خبرگزاري فارس: روزه در اديان الهي قبل از اسلام وجود داشته است، چون ناشي از امر خدا است و نيروي مقاومت را افزايش ميدهد تا انسان به مقام تقوي برسد.
روزه گرفتن از جمله عبادات ديريني است كه پيدايش آن را ميتوان با هبوط حضرت آدم و حوا مقارن دانست.ابناثير ميگويد: «يكي از نكاتي كه خدايسبحان بر اساس حديث قدسي«روزه از آن من است و من براي آن پاداش مي دهم» فرموده اين است كه در هيچ ملتي از ملل مشرك و بتپرست، براي بتها روزه نميگرفتند؛ اگرچه براي بتها نماز ميخواندند، قرباني ميكردند و مراسم ديگري داشتند.
از اين رو، روزه تنها براي خداست و هيچ مشرك و بتپرستي، براي تقرب به بت روزه نگرفته است، چون روزه يك فرمان الهي است.خداي متعال روزه را به خود استناد داده و شخصا جزاي روزه را به عهده گرفته است.تفاوت روزه در اديان از جهت تعداد روزها و چگونگي روزههاست.
هرچند در اديان مختلف جزئيات و كيفيت روزه تفاوت دارد؛ اما اصل حكم روزه وجود دارد و هدف آن بهطور كلي تهذيب نفس و ايجاد طهارت و پاكي معنوي و رفع رنج و بلاست .در اين نوشتار چگونگي روزه در اديان و آئينهاي معروف جهان به اجمال آمده است.
آيين يهود
در آئين يهود روزه جزئي از مجموعه اعمالي است كه يك يهودي براي ذليل ساختن تن و رنجور ساختن آن انجام ميدهد. قوم يهود غالباً در مواقعي كه ميخواستند اظهار عجز و تواضع در حضور خدا كنند روزه ميداشتند تا گناهان خود را اعتراف كرده و به واسطه روزه و توبه رضاي حضرت اقدس الهي را تحصيل كنند.
مخصوصاً در مواقع مصيبت عام روزه غيرمرسوم قرار ميدادند و در اين صورت اطفال شيرخوار و گاهي حيوانات را نيز از چرا منع ميكردند. در كتابهاي عهد قديم از روزه داشتن انفرادي، همچون روزه داشتن داوود، الياس، دانيال و ديگران سخن رفته كه بيانگر يك عبادت ديني كاملاً متداول براي نيل به هدف مورد نظر درميان يهوديان بوده است. براي نمونه چند عبارت از كتاب عهد قديم دراينجا آمده است:
«... پس داوود براي (سلامت) طفل از خدا استدعا كرد و داوود روزه گرفت و داخل شده تماميشب را بر روي زمين خوابيد». (دوم سموئيل باب 12/16/15(در تورات براي اولين بار دستور تعنيت (روزه) براي روز كيپور (بخشش گناهان) در دهم ماه تيشرين ذكر شده ولي روزههاي ديگر تاريخ يهود با يادبود اتفاقاتي كه در مسير خرابي بتبيتالمقدس روي داد، مناسبت پيدا ميكنند.
كتاب عهد قديم تاكيد دارد كه روزه هدف نيست بلكه وسيلهاي است كه از طريق آن انسان قادر است از گناهاني كه مرتكب شده است اظهار ندامت و توبه كند و قلب خود را براي خداوند متواضع گرداند و با تغيير در رفتار و عمل خود توبه حقيقي از گناهان را متجلي سازد.
كتاب مقدس يهوديان بر اين مطلب تاكيد دارد كه روزه داشتن بدون توبهاي صميميو حقيقي بيارزش و بيمحتواست و صرف توجه به ظواهر روزه كارساز نيست.
البته اين امر (فلسفه روزه صرفاً اجتناب از برخي نيازهاي طبيعي و پرداختن به اموري ديگر چون دعا و... نيست و روزه واقعي و حقيقي بدون ايجاد اثري مثبت در قلب و روح مومنان نيست) منحصر به آيين يهود نيست و در ديگراديان نيز مورد توجه قرار گرفته است. قوم يهوددر موارد مختلفي مبادرت به روزه گرفتن ميكردند كه از جمله آنها موارد زير است:
1 - بر سرلطف آوردن خداوند به منظور پيشگيري و پايان بخشيدن به يك مصيبت الهي.
2- هنگاميكه يك تهديد يا حمله از سوي دشمنان و يا مصيبت طبيعي متوجه ميشد به روزه عموميتوجه ميكردند.
3- روزه داشتن به منظور كسب آمادگي براي قبول امري خطير يا ملاقات با ارواح مردگان.
مسيحيت
تاريخ روزهداري در دين مسيحيت به قبل از قرن هشتم ميرسد. روزه در تقويم كليسا هم ثبت شده و جزو آداب فقهي به شمار ميرود. درانجيل آمده كه «آنگاه عيسي به قوت روح به پايان برده شد تا ابليس او را امتحان كند، پس چهل شبانه روز روزه داشته و نهايتاً گرسنه شد.»
دراناجيل به وجوب روزه تصريح شده و روزهدار را ستوده و او را از ريا برحذر داشته است.سنت يهودي تا زمان حضرت عيسي(ع) در صورتهاي مختلفش يعني پرهيز از خوراك، پرهيز از سخن و... رايج بوده و پس از او هم ميان حواريان و كسانيكه مبلغ پيامش در مناطق مختلف جهان شدند رواج داشته است.بهطوريكه روزهداري ازخصوصيات حواريون ورسولان پيام عيسي بوده است.
اين امر نشانگر آن است كه حضرت عيسي خود به روزه عملاً و قولاً توجه داشته و شاگردانش نيز پس از وي به امر روزه توجه داشتهاند.
حضرت عيسي(ع) بيشك پيش از آغاز رسالتش، همچون يك يهودي، ايام روزهداري در دين يهود مثل روزه يوم كيپور را مراعات ميكرده و به نظر برخي او تنها اصول را بيان كرده و وضع قوانين را به عهده كليسا نهاده است.
نكتهاي كه در اين دين حائز اهميت است، اين است كه اولاً در مسيحيت دو واژه روزه و پرهيز وجود دارد كه بين اين دو تفاوتي وجود دارد به اين نحو كه در اياميكه بايد پرهيز را رعايت كرد، تنها از مصرف گوشت پرهيز ميكنند ولي در ايام رعايت روزه همراه با پرهيز از گوشت غذاي مصرفي و دفعات وعده غذا هم محدود ميشود، ثانيا يكي از روزهاي مهم در مسيحيت روز عيد پاك است كه به مناسبت قيام عيسي از قبر گراميداشته ميشود.
هفته پيش از اين روز «هفته مقدس» گفته ميشود كه در تعيين بسياري از روزهها هم نقش مهميدارد.
برخي ميگويند كه روزه و دعا وسايلي براي مقابله با وساوس شيطاني است و روزه حقيقي آن است كه هيچ بدي مرتكب نشوي و با قلبي خالص خود را وقف خدمت به خداوند كني.مسيحيان معتقدند كه روزه ظاهري نيست بلكه باطني و معنوي است و هدف اصلي آن اين است كه با فروتني به خدا تقرب جويند و هدايتهاي او را بطلبند.
همچنين در كتاب «اشعياء نبي»، فصل 58، آيات 6-9 در اين باره چنين آمده كه: «مگر روزهاي كه من ميپسندم اين نيست كه بندهاي شرارت را بگشائيد و گرههاي يوغ را باز كنيد و مظلومان را آزاد سازيد و هر يوغ را بشكنيد؟ مگر اين نيست كه نان خود را بين گرسنگان تقسيم كني و فقيران رانده شده را به خانه آوري و چون برهنه را بپوشاني و...
آنگاه دعا خواهي كرد و خداوند توبه را اجابت خواهد فرمود و استغاثه خواهي كرد و او خواهد گفت كه اينك حاضر هستم.»روزه مسيحي به منظور صواب و رياضت يا به دست آوردن دل خدا و نجات از گناه بجاآورده نميشود؛ زيرا آنان معتقدند با ريخته شدن خون مسيح بر صليب و مرگ و دفن و قيام او از مردگان نجات از گناه و طريق راه يافتن انسان به حضور خدا مهيا گرديده است.
برخي از دلايل روزه گرفتن مسيحيان به شرح زير است:
1- اينكه دل در حضور خدا نرم و فروتن شود. 2 - مسيحيان به صدا و هدايت حضور خدا حساس باشند.3 - نفس سركش ضعيف و سركوب باشد. 4 - پرستش و دعاي مسيحي قويتر و موثرتر باشد.
صائبين يا مندائيان
صائبين يا مندائيان (پيروان حضرت يحيي(ع)) در روزهاي ويژهاي از سال كه آنها را مبطل مينامند از خوردن گوشت، ماهي، تخم مرغ خودداري ميكنند از جمله اين روزها 26 و 27 و28 و29 و30 ماه «سمبلتا»، روزهاي ششم و هفتم ماه «دولا» و روز دوم ماه «هطيا» است.
آنها روزه واقعي را روزهدار بودن اعضا و جوارح آدميميدانند كه در كتاب «كنزاربا» يا صحف آدم مقدسترين كتاب «مندائيها» آمده است: «اي مومنان برايتان گفتم كه روزه بزرگ فقط نهي از خوردن و آشاميدن نيست بلكه ديدگانتان را از نگاههاي هيز و شيطاني و گوشهايتان را از شنيدن حرفهايي كه مردم در خانه خود ميزنند برحذر داريد و زبانهايتان را به گفتارهاي دروغ و ناپسند نيالائيد و...»
..........................................................................................
منبع: روزنامه همشهري نويسنده:حسين امامي
روزه گرفتن از جمله عبادات ديريني است كه پيدايش آن را ميتوان با هبوط حضرت آدم و حوا مقارن دانست.ابناثير ميگويد: «يكي از نكاتي كه خدايسبحان بر اساس حديث قدسي«روزه از آن من است و من براي آن پاداش مي دهم» فرموده اين است كه در هيچ ملتي از ملل مشرك و بتپرست، براي بتها روزه نميگرفتند؛ اگرچه براي بتها نماز ميخواندند، قرباني ميكردند و مراسم ديگري داشتند.
از اين رو، روزه تنها براي خداست و هيچ مشرك و بتپرستي، براي تقرب به بت روزه نگرفته است، چون روزه يك فرمان الهي است.خداي متعال روزه را به خود استناد داده و شخصا جزاي روزه را به عهده گرفته است.تفاوت روزه در اديان از جهت تعداد روزها و چگونگي روزههاست.
هرچند در اديان مختلف جزئيات و كيفيت روزه تفاوت دارد؛ اما اصل حكم روزه وجود دارد و هدف آن بهطور كلي تهذيب نفس و ايجاد طهارت و پاكي معنوي و رفع رنج و بلاست .در اين نوشتار چگونگي روزه در اديان و آئينهاي معروف جهان به اجمال آمده است.
آيين يهود
در آئين يهود روزه جزئي از مجموعه اعمالي است كه يك يهودي براي ذليل ساختن تن و رنجور ساختن آن انجام ميدهد. قوم يهود غالباً در مواقعي كه ميخواستند اظهار عجز و تواضع در حضور خدا كنند روزه ميداشتند تا گناهان خود را اعتراف كرده و به واسطه روزه و توبه رضاي حضرت اقدس الهي را تحصيل كنند.
مخصوصاً در مواقع مصيبت عام روزه غيرمرسوم قرار ميدادند و در اين صورت اطفال شيرخوار و گاهي حيوانات را نيز از چرا منع ميكردند. در كتابهاي عهد قديم از روزه داشتن انفرادي، همچون روزه داشتن داوود، الياس، دانيال و ديگران سخن رفته كه بيانگر يك عبادت ديني كاملاً متداول براي نيل به هدف مورد نظر درميان يهوديان بوده است. براي نمونه چند عبارت از كتاب عهد قديم دراينجا آمده است:
«... پس داوود براي (سلامت) طفل از خدا استدعا كرد و داوود روزه گرفت و داخل شده تماميشب را بر روي زمين خوابيد». (دوم سموئيل باب 12/16/15(در تورات براي اولين بار دستور تعنيت (روزه) براي روز كيپور (بخشش گناهان) در دهم ماه تيشرين ذكر شده ولي روزههاي ديگر تاريخ يهود با يادبود اتفاقاتي كه در مسير خرابي بتبيتالمقدس روي داد، مناسبت پيدا ميكنند.
كتاب عهد قديم تاكيد دارد كه روزه هدف نيست بلكه وسيلهاي است كه از طريق آن انسان قادر است از گناهاني كه مرتكب شده است اظهار ندامت و توبه كند و قلب خود را براي خداوند متواضع گرداند و با تغيير در رفتار و عمل خود توبه حقيقي از گناهان را متجلي سازد.
كتاب مقدس يهوديان بر اين مطلب تاكيد دارد كه روزه داشتن بدون توبهاي صميميو حقيقي بيارزش و بيمحتواست و صرف توجه به ظواهر روزه كارساز نيست.
البته اين امر (فلسفه روزه صرفاً اجتناب از برخي نيازهاي طبيعي و پرداختن به اموري ديگر چون دعا و... نيست و روزه واقعي و حقيقي بدون ايجاد اثري مثبت در قلب و روح مومنان نيست) منحصر به آيين يهود نيست و در ديگراديان نيز مورد توجه قرار گرفته است. قوم يهوددر موارد مختلفي مبادرت به روزه گرفتن ميكردند كه از جمله آنها موارد زير است:
1 - بر سرلطف آوردن خداوند به منظور پيشگيري و پايان بخشيدن به يك مصيبت الهي.
2- هنگاميكه يك تهديد يا حمله از سوي دشمنان و يا مصيبت طبيعي متوجه ميشد به روزه عموميتوجه ميكردند.
3- روزه داشتن به منظور كسب آمادگي براي قبول امري خطير يا ملاقات با ارواح مردگان.
مسيحيت
تاريخ روزهداري در دين مسيحيت به قبل از قرن هشتم ميرسد. روزه در تقويم كليسا هم ثبت شده و جزو آداب فقهي به شمار ميرود. درانجيل آمده كه «آنگاه عيسي به قوت روح به پايان برده شد تا ابليس او را امتحان كند، پس چهل شبانه روز روزه داشته و نهايتاً گرسنه شد.»
دراناجيل به وجوب روزه تصريح شده و روزهدار را ستوده و او را از ريا برحذر داشته است.سنت يهودي تا زمان حضرت عيسي(ع) در صورتهاي مختلفش يعني پرهيز از خوراك، پرهيز از سخن و... رايج بوده و پس از او هم ميان حواريان و كسانيكه مبلغ پيامش در مناطق مختلف جهان شدند رواج داشته است.بهطوريكه روزهداري ازخصوصيات حواريون ورسولان پيام عيسي بوده است.
اين امر نشانگر آن است كه حضرت عيسي خود به روزه عملاً و قولاً توجه داشته و شاگردانش نيز پس از وي به امر روزه توجه داشتهاند.
حضرت عيسي(ع) بيشك پيش از آغاز رسالتش، همچون يك يهودي، ايام روزهداري در دين يهود مثل روزه يوم كيپور را مراعات ميكرده و به نظر برخي او تنها اصول را بيان كرده و وضع قوانين را به عهده كليسا نهاده است.
نكتهاي كه در اين دين حائز اهميت است، اين است كه اولاً در مسيحيت دو واژه روزه و پرهيز وجود دارد كه بين اين دو تفاوتي وجود دارد به اين نحو كه در اياميكه بايد پرهيز را رعايت كرد، تنها از مصرف گوشت پرهيز ميكنند ولي در ايام رعايت روزه همراه با پرهيز از گوشت غذاي مصرفي و دفعات وعده غذا هم محدود ميشود، ثانيا يكي از روزهاي مهم در مسيحيت روز عيد پاك است كه به مناسبت قيام عيسي از قبر گراميداشته ميشود.
هفته پيش از اين روز «هفته مقدس» گفته ميشود كه در تعيين بسياري از روزهها هم نقش مهميدارد.
برخي ميگويند كه روزه و دعا وسايلي براي مقابله با وساوس شيطاني است و روزه حقيقي آن است كه هيچ بدي مرتكب نشوي و با قلبي خالص خود را وقف خدمت به خداوند كني.مسيحيان معتقدند كه روزه ظاهري نيست بلكه باطني و معنوي است و هدف اصلي آن اين است كه با فروتني به خدا تقرب جويند و هدايتهاي او را بطلبند.
همچنين در كتاب «اشعياء نبي»، فصل 58، آيات 6-9 در اين باره چنين آمده كه: «مگر روزهاي كه من ميپسندم اين نيست كه بندهاي شرارت را بگشائيد و گرههاي يوغ را باز كنيد و مظلومان را آزاد سازيد و هر يوغ را بشكنيد؟ مگر اين نيست كه نان خود را بين گرسنگان تقسيم كني و فقيران رانده شده را به خانه آوري و چون برهنه را بپوشاني و...
آنگاه دعا خواهي كرد و خداوند توبه را اجابت خواهد فرمود و استغاثه خواهي كرد و او خواهد گفت كه اينك حاضر هستم.»روزه مسيحي به منظور صواب و رياضت يا به دست آوردن دل خدا و نجات از گناه بجاآورده نميشود؛ زيرا آنان معتقدند با ريخته شدن خون مسيح بر صليب و مرگ و دفن و قيام او از مردگان نجات از گناه و طريق راه يافتن انسان به حضور خدا مهيا گرديده است.
برخي از دلايل روزه گرفتن مسيحيان به شرح زير است:
1- اينكه دل در حضور خدا نرم و فروتن شود. 2 - مسيحيان به صدا و هدايت حضور خدا حساس باشند.3 - نفس سركش ضعيف و سركوب باشد. 4 - پرستش و دعاي مسيحي قويتر و موثرتر باشد.
صائبين يا مندائيان
صائبين يا مندائيان (پيروان حضرت يحيي(ع)) در روزهاي ويژهاي از سال كه آنها را مبطل مينامند از خوردن گوشت، ماهي، تخم مرغ خودداري ميكنند از جمله اين روزها 26 و 27 و28 و29 و30 ماه «سمبلتا»، روزهاي ششم و هفتم ماه «دولا» و روز دوم ماه «هطيا» است.
آنها روزه واقعي را روزهدار بودن اعضا و جوارح آدميميدانند كه در كتاب «كنزاربا» يا صحف آدم مقدسترين كتاب «مندائيها» آمده است: «اي مومنان برايتان گفتم كه روزه بزرگ فقط نهي از خوردن و آشاميدن نيست بلكه ديدگانتان را از نگاههاي هيز و شيطاني و گوشهايتان را از شنيدن حرفهايي كه مردم در خانه خود ميزنند برحذر داريد و زبانهايتان را به گفتارهاي دروغ و ناپسند نيالائيد و...»
..........................................................................................
منبع: روزنامه همشهري نويسنده:حسين امامي