PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پیامبر اكرم (ص) از نگاه امام صادق علیه السلام |


iman
09-24-2007, 23:12
پيامبر اكرم (ص): وقتي مي خواهي عيوب ديگران را ياد كني ، عيوب خويش را به ياد آور . (كنز العمال ، ج 3 ، ص 586)
در طول تاريخ بشريت، كمتر انسانى وجود دارد كه مانند پيامبر اسلام (ص) تمام خصوصيات زندگى اش به طور واضح و روشن بيان و ثبت ‏شده ‏باشد.
خداوند متعال در قرآن ‏با زيباترين عبارات و كاملترين ‏بيانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالى‏ترين صفات ستوده است و مى‏فرمايد: « و اِنّك لَعلي خُلق عَظيم‏»؛ ( قلم/4) " اي پيامبر!تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى."
نيز مى‏فرمايد: « محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم. » (فتح/29) محمد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.
محققان، تاريخ نويسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرت‏محمد(ص) سخن گفته‏اند.
اما ائمه عليهم السلام با نگاهى ژرف و دقيق، سيماى آن شخصيت ‏بى‏نظير ودرُّيكتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته و به معرفى زندگى، مبارزات و آموزه‏هاى آن حضرت پرداختند.
در اين نوشتار بر آنيم تا گوشه هايى از زندگى و شخصيت ‏پيامبر اكرم (ص) را از نگاه امام صادق عليه السلام به تماشا بنشينيم.

iman
09-24-2007, 23:12
تولد نور
امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پيامبر اكرم(ص) فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفريد (1) . همچنين امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص) فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمان‏ها، زمين، عرش و دريا را خلق كنم، نور تو و على را آفريدم...».(2)
ثقه‏الاسلام كلينى(ره) مى‏نويسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت ‏حضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پيامبر) بود. يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مى‏بينى آنچه را من‏مى‏بينم؟ ديگرى گفت: چه مى‏بينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آن‏ها گفت: چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را گفت. ابوطالب به او گفت: مى‏خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابوطالب گفت:
از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد خواهد بود(3)

iman
09-24-2007, 23:13
نامهاى پيامبر
كلبى، از نسب شناسان بزرگ عرب مى‏گويد: امام صادق(ع) از من‏پرسيد: در قرآن چند نام از نام‏هاى پيامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟
گفتم: دو يا سه نام.
امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پيامبر اكرم در قرآن‏آمده است:"محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسول‏ و ذكر."
سپس آن حضرت براى هر اسمى آيه‏اى تلاوت فرمودو فرمودند:
«ذكر» يكى از نام‏هاى محمد(ص) است و ما (اهل‏بيت س) «اهل ذكر»هستيم. كلبى! هر چه مى‏خواهى از ما سؤال كن.
كلبى مى‏گويد: از ابهت صادق آل محمد(ع‏) به خدا سوگند! تمام‏ قرآن را فراموش كردم و يك حرف به يادم نيامد تا سؤال كنم. (4)

iman
09-24-2007, 23:13
عظمت نام محمد صلي الله عليه و آله
جلوه نام محمد(ص) براى امام صادق(ع) به گونه‏اى بود كه هر گاه ‏نام مبارك حضرت محمد(ص) به ميان مى‏آمد، عظمت و كمال رسول ‏خدا(ص) چنان در وى تاثير مى‏گذاشت، كه رنگ چهره‏اشدگرگونمى‏شد، به طورى كه آن حضرت در آن حال، براى دوستان نيز ناآشنا مى‏نمود. (5)
امام صادق(ع) گاهى بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مى‏فرمود: جانم‏ به فدايش. اباهارون مى‏گويد: روزى به حضور امام صادق(ع) شرفياب ‏شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزى است كه تو را نديده‏ام. عرض كردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود: خدا او را براى تو مبارك گرداند چه نامى براى او انتخاب‏ كرده‏اى؟ گفتم: او را محمد ناميده‏ام. امام صادق(ع) تا نام محمد را شنيد (به احترام آن حضرت) صورت ‏مباركش را به طرف زمين خم كرد، نزديك بود گونه‏هاى مباركش به‏زمين بخورد.
آن حضرت زيرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم، فرزندانم، پدرم و جميع اهل زمين فداى رسول خدا(ص) باد! او را دشنام مده! كتك نزن، بدى به او نرسان ، بدان! در روى زمين‏خانهاى نيست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر اين كه آن ‏خانه در تمام ايام مبارك خواهد بود.(6)

iman
09-24-2007, 23:13
سيماىپيامبر اكرم (ص)
امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائى‏اش، «هند بن ابى‏هاله‏» (7)كه در توصيف چهره پيامبر (ص) مهارت داشت ، درخواست‏ نمود تا سيماى دل آراى خاتم پيامبران (ص) را براى وى توصيف ‏نمايد. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: « رسول خدا (ص) در ديده ‏ها با عظمت مى‏نمود و در سينه‏ها محبتش وجود داشت . قامتش رسا، مويش‏نه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد و روشن، پيشانيش گشاده،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بينى برآمدگى ‏داشت، ريشش انبوه، سياهى چشمش شديد، گونه هايش نرم و كم ‏گوشت، دندان هايش باريك و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه‏ رفتن با وقار حركت مى‏كرد. وقتى به چيزى توجه مى‏كرد،به طور عميق‏به آن مى‏نگريست، به مردم خيره نمى‏شد، به هر كس مى‏رسيد سلام ‏مى‏كرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود. براى از دست دادن امور دنيايى خشمگين نمى‏شد. اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود،برترين مردم نزد وى كسى بود كه، بيشتر مواسات و احسان و يارى‏مردم نمايد...» (8)

iman
09-24-2007, 23:14
اوصاف پيامبر در تورات و انجيل
خداوند متعال در وصف پيامبر(ص) فرمود:« الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون.‏» (14)
كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داديم، او را همچون فرزندان خود مى‏شناسند؛ (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند.
امام صادق(ع) فرمود:« يعرفونه كما يعرفون ابناءهم.»
زيرا خداوند متعال در تورات و انجيل و زبور، حضرت محمد(ص)، بعثت، مهاجرت، و اصحابش را چنين توصيف نمود:« محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم...»( فتح/29)
محمد(ص) فرستاده خداست ؛ و كسانى كه با او هستند در برابر كفارسرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. پيوسته آن‏ها را در حال ‏ركوع و سجود مى‏بينى، در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را طلبند. نشانه آن‏ها در صورتشان از اثر سجده نمايان است. اين، توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است... .
امام صادق(ع) فرمود: اين، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات وانجيل است. زمانى كه خداوند پيامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوث ‏نمود، اهل كتاب (يهود و نصارى) او را شناختند؛ اما نسبت‏به اوكفر ورزيدند، همان گونه كه خداوند متعال فرمود: « فلما جاءهم ما عرفوا كفروا به...»
( بقره /89) هنگامى كه اين پيامبر نزد آن‏ها آمد كه(از قبل) او را شناخته بودند، به او كافر شدند. (9)
خداوند متعال در قرآن كريم، در وصف پيامبر(ص) مى‏فرمايد: « و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين.»
( انبياء/107)ما تو را جز براى رحمت جهانيان ‏نفرستاديم. قرآن نيز مى‏فرمايد: «" اشداء علي الكفار رحماء بينهم.»
در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. اين دوچگونه با هم جمع مى‏شوند؟

iman
09-24-2007, 23:15
برترين مخلوق
حسين بن عبدالله مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا رسول‏خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، اوسرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هيچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نيافريد (10)
امام صادق(ع) در حديث ديگرى فرمود: چون رسول خدا(ص) را به ‏معراج بردند جبرئيل تا مكانى با وى همراه بود و از آن به بعد او را همراهى نمى‏كرد. پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل، در چنين حالى ‏مرا تنها مى‏گذارى؟! جبرئيل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جايى‏قدم گذاشته‏اى كه هيچ بشرى قدم نگذاشته وپيش از تو بشرى به آن‏جا راه نيافته است (11)
معمر بن راشد مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: يك نفريهودى خدمت رسول خدا(ص) رسيد و به دقت او را نگريست.
پيامبر اكرم(ص) فرمود: اى يهودى! چه حاجتى دارى؟ يهودى گفت:
آيا تو برترى يا موسى بن عمران ؛ آن پيامبرى كه خدا با او تكلم ‏كرد و تورات را بر او نازل نمود و به وسيله عصايش ‏دريا را براى او شكافت و به وسيله ابر بر او سايه افكند؟
پيامبر(ص) فرمود: خوش آيند نيست كه بنده خود ستايى كند،ولكن(در جوابت) مى‏گويم كه حضرت آدم(ع) وقتى خواست از خطاى خود توبه ‏كند، گفت: « اللهم اني اسئلك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لي ‏»،خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو مى‏خواهم كه مرا عفو نمايى.
خداوند نيز توبه‏اش را پذيرفت. حضرت نوح(ع) وقتى از غرق شدن دردريا ترسيد گفت « اللهم اني اسئلك بحق محمد و آل محمد لما انجيتني من الغرق»‏خدايا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست‏مى‏كنم. مرا از غرق شدن نجات بدهى. خداوند نيز او را نجات داد.
حضرت ابراهيم(ع) در داخل آتش گفت:« اللهم اني اسئلك بحق محمد و آل محمد لما انجيتني منها. »; خدايا! به حق محمد و آل محمد ازتو مى‏خواهم كه مرا از آتش نجات دهى. خداوند نيز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود.
حضرت موسى(ع) وقتى عصايش را به زمين انداخت و در خود احساس ترس‏نمود گفت: « اللهم اني اسئلك بحق محمد و آل محمد لماانجيتني‏»؛خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مى‏نمايم كه مرا ايمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:« قلنا لا تخف انك انت الاعلي‏» ( طه /68) نترس. مسلما تو برترى.
اى يهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مى‏كرد و به ‏من و نبوت من ايمان نمى‏آورد، ايمان و نبوتش هيچ نفعى به حال اونداشت.
اى يهودى! از ذريه من شخصى ظهور خواهد كرد به نام مهدى(ع) كهدر‏زمان خروجش، عيسى بن مريم براى يارى او فرود مى‏آيد و پشت‏ سر اونماز مى‏خواند. (12)

iman
09-24-2007, 23:15
سياستمدارى پيامبر(ص)
در عرف جهانى امروز «سياست‏» را به معناى نيرنگ و دروغ براى ‏كسب قدرت و سلطه بر مردم تعريف مى‏كنند، اما «سياست‏» در لغت، به معناى «اداره كردن امور مملكت و حكومت كردن است‏». خداوند متعال پيامبر خاتم(ص)وجانشينان بر حق ايشان، ائمه معصومين را ازبهترين سياستمداران شمرده است.در زيارت جامعه، در وصف ائمه‏عليهم السلام كه پرورش يافتگان مكتب نبوتند، آمده است: « وساسه العباد».
فضيل بن يسار مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه به بعضى ازاصحابخويش فرمود: خداوند عزوجل پيغمبرش را تربيت ‏كرد و نيكو تربيت فرمود. چون تربيت او را تكميل نمود، فرمود:
« انك لعي خلق عظيم. ‏»، تو بر اخلاق عظيمى استوارى. سپس امر دين ‏و امت را به او واگذار نمود تا سياست و اداره بندگانش را به ‏عهده بگيرد، سپس فرمود: « ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا »(حشر/7)، آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگيريد،(و اجرا كنيد) و از آنچه نهى كرد، خود دارى نماييد. رسول‏خدا(ص) استوار، موفق و مويد به روح القدس بود و نسبت‏ به سياست‏و تدبير خلق، هيچ گونه لغزش و خطايى نداشت و به آداب خدا تربيت‏ شده بود... . (13)

iman
09-24-2007, 23:16
زهد و وارستگى
حضرت محمد(ص) هرگز نسبت‏ به دنيا و لذايذ زودگذر آن ميلى نشان ‏نداد،به آن توجهى نكرد. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: روزى رسول خدا(ص) در حالى كه محزون‏بود از منزل خارج شد فرشته‏اى بر او نازل شد، در حالى كه كليد گنج‏هاى زمين را به همراه داشت. فرشته گفت: اى محمد(ص)، اين‏ كليدهاى گنج‏هاى زمين است. پروردگارت مى‏فرمايد: اين كليدها رابگير و در گنج‏هاى زمين را باز كن و آنچه مى‏خواهى از آن استفاده‏ نما. بدون اين كه نزد من ذره‏اى از آن‏ها كم شود.
پيامبر(ص) فرمود:« دنيا خانه كسى است كه خانه (واقعى) ندارد. كسانى دور آن جمع مى‏شوند كه عقل ندارند.»(14)
ابن سنان مى‏گويد: امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد پيامبر(ص) آمد، درحالى كه آن حضرت روى حصيرى نشسته بود كه زبرى آن بر بدن آن ‏حضرت اثر گذاشته بود، و بر بالشى از ليف خرما تكيه نموده بود، كه بر گونه‏هاى گلگونه‏اش نفوذ كرده بود. آن مرد در حالى كه ‏جاهاى اثر كرده را مسح مى‏نمود، گفت: كسرى و قيصر (پادشاهان‏ايران و روم) هرگز چنين راضى نمى‏شوند و بر حرير و ديبا مى‏خوابند و تو (كه سرور مخلوقات خدايى) بر اين حصير!
پيامبر(ص) فرمود: به خدا من از آن‏ها برتر و گرامى ‏تر هستم. من‏كجا و دنيا كجا! مثال زودگذر بودن دنيا، مثال شخصى است كه بردرختى سايه دار عبور مى‏كند، لحظه هايى از سايه درخت استفاده‏ مى‏كند و وقتى سايه تمام شد، از آن جا كوچ مى‏كند و درخت را رها مى‏كند. (15)
به عنوان حسن ختام، به ذكر خطبه‏اى از آن حضرت در توصيف ‏پيامبر(ص) اكتفا مى‏كنيم.

iman
09-24-2007, 23:16
خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)
«برد بارى، وقار و مهربانى خدا سبب شد تا گناهان بزرگ و كارهاى‏ زشت مردم، مانع نشود كه دوست‏ ترين و شريف‏ ترين پيغمبرانش، يعنى‏محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم برگزيند.
محمد بن عبدالله(ص) در حريم عزت تولد يافت: در خاندان شرافت ‏اقامت گزيد، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بيان ‏كردند و حكيمان در وصفش انديشه نمودند. او پاكدامنى بى نظير،هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مكه بود.
حيا صفت او بود و سخاوت طبيعتش، به متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏ شده بود. اوصاف خويشتن دارى‏هاى رسالت‏ بر او مهر شده بود تا آن ‏گاه كه مقدرات و قضا و قدر الهى عمر او را به پايان رسانيد وحكم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت. هر امتى، امت‏ پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تا پدر بزرگوارش، عبدالله، پدرى او را به پدر ديگر تحويل داد. ولادتش در بهترين طايفه، گرامى‏ترين نواده (بنى‏هاشم)، شريف‏ ترين قبيله (فاطمه مخزوميه) و محفوظ ترين شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترين دامن بود.
خدا او را برگزيد، پسنديد و انتخاب كرد،سپس كليدهاى دانش وسرچشمه‏هاى حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت ‏بربندگان و بهار جهانيان باشد.
خداوند كتابى را بر او نازل كرد، كه بيان و توضيح هر چيزى درآن است و آن را به لغت عربى، بدون هيچ انحرافى قرار داد، به‏اميد اين كه مردم پرهيزكار شوند. آن را براى مردم بيان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دينش را آشكار ساخت.واجباتى ‏را لازم شمرد، حدودى را براى مردم وضع نمود و بيان كردو مردم را آگاه ساخت. آن حضرت در آن‏امور، راهنمايى به سوى نجات و نشانه‏هاى هدايت ‏به سوى خدااست.
رسول خدا(ص) رسالتش را تبليغ كرد، ماموريتش را آشكار ساخت، بارهاى سنگين نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانيد و به خاطر پرورگارش صبر كرد و در راهش جهاد نمود.
با برنامه‏ها و انگيزه‏هايى كه براى مردم پى ريزى نمود و مناره‏هايى كه نشانه‏هاى آن را بر افراشت، براى امتش خير خواهى كرد و آن‏ها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به ياد خدا تشويق وبه راه هدايت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت ‏نسبت ‏به مردم دلسوز و مهربان بود.»(16)
پى نوشت‏ها:

1- مصباح الشريعه، ترجمه زين العابدين كاظمى، ص‏126.«خلقتني الله من صفوه نوره...»2- جلاء العيون. ص 11.
3- همان، ص‏36.
4- بحار الانوار، ج‏16، ص‏101.
5- سفينه البحار، ج 1، ص‏433.
6- بحار الانوار، ج‏17، ص 30.
7- هند بن ابى هاله، فرزند حضرت خديجه(س) از شوهر قبلى اش بودكه در خانه پيامبر اسلام رشد و نمو نمود.
8- بحار الانوار، ج‏16، صص 147، 148.
9- تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 138 و ج 5، ص‏77.
10- اصول كافى، ترجمه سيد جواد مصطفوى، ج 2، ص 325.
11- همان، ص 321.
12- بحار الانوار، ج‏16، ص‏366، به نقل از جامع الاخبار،ص 98.
13- اصول كافى،ج 2 صص 5 و 6.
14- بحارالانوار،ج 16 ص 266.
15- بحارالانوار،ج 16 صص 282 و 283.
16- اصول كافى ج2، صص332 و 333.