PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آئین مزدک


arash shivatir
11-04-2007, 18:28
آئین مزدک





در مورد محل تولد وی بین محققین اتفاق نظر وجود ندارد. اما این نظر که وی اهل فسا بوده و نام پدر وی بامدادمیباشد از شهرت و مقبولیت بیشتری برخوردار است.
آئین مزدک شاخه ای از آئین مانی است. روش او را با توجه به دوره ای که وی ظهور کردباید مورد بررسی قرار داد.
آئین مزدک نخستین دینی است که مسائل مربوط به اقتصاد ومذهب عمیقا به هم پیوند خورده اند. این ارتباط مربوط به شرایط زمانی دعوت مزدک است.
دوره ای که وی در آن زندگی میکند از اختلاف شدید طبقاتی رنج میبرد. ثروت در دست اعیان واشراف است که تحت نفوذ روحانیون مذهبی زرتشت برای خود جایگاه ویژه ای را در جامعه ایرانی رقم زده اند وامتیازات فراوانی را به خود اختصاص داده اند.
تلاش مزدک برای بهبود اوضاع معیشتی مردم است که در این راستا در صدد کاهش اختلاف طبقاتی تا حذف کامل آن از جامعه میباشد.
قیام وی علیه اشرافیگری وپایان دادن به سلطه پلید سرمایه داری در ایران آن زمان است.
عقایدمزدکبردو گانگیمانوی (<p><b><font color="red" face="Tahoma" size="2">[<span lang="fa">مشاهده فقط برای
اعضا امکان پذیر است </span>. <a href="http://www.iranpardis.com/register.php">
<span lang="fa">برای ثبت نام اینجا کلیک کنید </span>...</a>]</font></b></p>
مانوی)استوار است:
روشنائیداناوتاریکی نادان، به عبارت دیگر نیکیبا عقل و بدی جاهل، این دو نیرو با هم در نبردند و چون روشنائی داناستسرانجام پیروز خواهد شد. وظیفه انسان مبارزه با بدی و کمک به روشنائی در نبرداو با تاریکی است. اهمیت مزدک در تبلیغ این فلسفه نیست، بلکه درخشش و فروغ اودر بکار بستن این فلسفه در زندگی روزانه و اجتماعی مردم است که به آن روحوزندگی می‌‌بخشد.
اساس تعلیمات اجتماعی مزدک دو چیزاست:
برابریودادگری. این دوشعارمنعکس کننده تمایلات توده‌های مردم آن زمانست که باعث پیشرفت مزدکیت شد.
از ویژگیهای آئین مزدک تساوی حقوق و برابری اجتماعی است. این ویژگی تا دوره ظهور مزدک چندان در صورت آشکاری نداشته و رنگ بوی مذهبی نیز به خود نگرفته بود.
باور مزدک بر آن بود که رزق و روزی در دست خداست و او ست که نعمتها را می آفریند ومردم تنها وظیفه دارند آنرا بصورت مساوی وعادلانه بین هم تقسیم کنند.
وی به صراحت اعلام کرد هر آنچه از دارایی است مربوط به خداست ومردم حق تصرف در آنرا دارند وبدین شیوه سعی در ملغی کردن مالکیت سرمایه داران را داشت که به مردم تنگ گرفته بودند واز بخشش اموال خود به آنان مضایقه میکردند.
این گفته مزدک گویای جهش فکری وانقلابی در روابط حاکم ومحکوم جامعه طبقاتی ان دوره بود.
وی خود وپیروانش را مامور اجرای تقسیم عادلانه ثروت بین مردم عنوان میکرد.
مزدک توسط قباد به قتل رسید اگرچه این پادشاه خود از پیروان مزدک بود اما بعد از زندانی شدن مجددا به سلطنت نشست و این بار به تحریک اقوام وبستگانش که همگی جزو ثروتمندان بودند وهمچنین کینه مغ های زرتشتی که مزدک را خطری برای قدرت ومنافع خود می دیند اقدام به کشتن مزدک و قتل عام مزدکیان نمود.
آنچه که در بعضی از متون تاریخی در شرح اعتقادات مزدک گفته شده است از جمله ازدواج با محارم با در نظر گرفتن قداست وپاکی قیام وی قابل پذیرش نیست.

arash shivatir
11-04-2007, 18:37
محل زندگی مزدك

بنا بر روایات سنتی شهر نیشابور در خراسان بود. با توجه به اینكه روایتها او را به فسا و استخر نیز منسوب كرده اند می توان تصور كرد كه محل پیداش مزدك از استخر بوده و در فسا تحصیل كرده و سپس در نیشابور می زیسته است. قباد هم در زمان پدرش و پیش از آنكه به گروگان اخشونواز برود شهریار خراسان و مقیم مرو بود.
قباد وقتی به سلطنت رسید در حدود ۳۹ سال داشت و هشت سال اخیر را نزد اخشو نواز به صورت گروگان زیسته بود. می توان حدس زد كه این مدت برای او كه شاهزاده ای هوشیار و تحصیل كرده بود، مدت درازی بود تا به دور از تاثیر جریان های روز كشور درباره اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران و راه های اصلاح این اوضاع اندیشه كند و عوامل نكبت های اخیر ایرانیان را مورد مطالعه قرار دهد.
او همین كه قدرت را به دست گرفت در صدد اصلاح سیاسی بر آمد. نخستین اقدامش آن بود كه زر همر سوخرا كه مقتدرترین و پر نفوذترین شخصیت سیاسی نظامی كشور بود را به دستیاری رقیب نیرومندش شاپورمهران از میان برداشت. این اقدام قباد با استقبال عمومی رو برو شد كه می توانست نقطه پایانی برای دوران نكبت بار فیروز بلاش باشد. پس از آن مردم باد مهران وزیدن گرفت و بوی كارن رفت. اما قباد اندك زمانی بعدتر این شاپور را نیز از میان برداشت تا خود به تنهایی تصمیم گیرنده اصلی در امور كشور باشد و بتواند برنامه هایش را به نحوه دلخواهش پیش ببرد. دومین اقدام اصلاحی قباد آن بود كه به فعال ترین شخصیت طرفدار اصلاح اجتماعی كشور یعنی مزدك پور بامداد میدان داد تا فعالیت هایش را دنبال كند.
مزدك از آن چهرهایی است كه حقیقت امرش بعدها در سایه تبلیغات دوران انوشه روان گم شد و یك چهره مسخ شده منحرف و بی دین از او ساخته شد. روایت های مبتنی بر تبلیغات رسمی زمان می گوید كه مزدك پور بامداد از اهالی فسا بود و معلمی به نام زرتشت خورگان داشت كه یك مذهب اباحی و اشتراكی را تبلیغ می كرد و گویا مزدك از تعالیم او پیروی كرد و در زمان قباد توانست بسیاری از مردم كشور را فریب داده و به دنبال خود بكشاند و كشور را به آشوب بكشد. همین روایت می گوید كه او دینی آورد و نامش را درست دین نهاد و اساس دینش را بر لغو بسیاری از احكام شرعی مثل مالكیت های بزرگ و چند همسر گزینی قرار داد، و می گفت كه زن و مال باید در میان همگان مشترك باشد. گویا او با این شعار كه خوشایند عوام بود مردم را به شورش واداشت و حرامسراهای بزرگان كشور را مورد دستبرد قرار داد و قباد نیز كارش را تجویز و در نتیجه مردم كشور را از خودش ناراضی ساخت. این بود مختصری از روایت رسمی كه برای تاریخ بر جا ماند و در تالیفات تاریخی بعدی تكرار شد. تردیدی نیست كه این روایت در زمانی ساخته شد كه مزدك كشته شده و پیروانش قتل عام یا زندانی شده بودند. تالیفات و كتاب هایش از میان برده شده بود و بردن نام او نیز معصیت و مستوجب مجازات به شمار می رفت. و اگر كسی می خواست به نام او اشاره كند از او با صفت زندیگ پلید (منافق نجس) یاد می كرد و مخاطب می دانست زندیگ پلید چه كسی است.

مزدك یك زرتشتی تمام عیار بود و در این گفته نمی توان جدال كرد. او یك موبد نیز بود و حتما می بایست كه از یك خاستگاه پر نفوذ بر آمده و از یك منصب بسیار بلندی نیز در كشور برخوردار بوده باشد تا آنهمه كام یابی حاصل كند. اما در اثر تبلیغات پس از مزدك كشی پرده غلیظی از تحریف و ابهام و اتهام در پیرامون شخصیتش تنیده شد و در حقیقت او را در ورای آن نقشی در آوردند كه ترسیم كننده اش همان دستگاه فقاهتی و سیاسی روز بود.

محل زندگی مزدك بنا بر روایات سنتی شهر نیشابور در خراسان بود. با توجه به اینكه روایتها او را به فسا و استخر نیز منسوب كرده اند می توان تصور كرد كه محل پیداش مزدك از استخر بوده و در فسا تحصیل كرده و سپس در نیشابور می زیسته است. قباد هم در زمان پدرش و پیش از آنكه به گروگان اخشونواز برود شهریار خراسان و مقیم مرو بود.

arash shivatir
11-04-2007, 18:38
تعالیم مزدك


نظام طبقاتی نفوذ ناپذیری كه تا قرن پنجم در ایران بر قرار بود برای یك دوره از تاریخ ایران كارایی غیر قابل انكار داشته است. اما برای زمان مزدك و قباد كه ایران در اثر برخورداری از ثبات و سازندگی به عمر چند قرن، به مرحله بسیار بالایی از رشد همه جانبه رسیده بود و نیاز به یك نظام اجتماعی متناسب با این مرحله پیشرفته داشت، دیگر نمی توانست كار آمد باشد. مزدك برای برقراری چنین نظام متناسبی به پا خاست.