PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چرا آتش بس پرفروش شد؟


TÜRK
12-23-2007, 21:31
جنس جور يك سينماى پيش بينى ناپذير






500 ، ۶۰۰ ، ۷۰۰ ، ۸۰۰ ، ،۹۰۰ و...! اگر تبليغات و آگهى هاى فيلم آتش بس را در چند هفته اخير ديده باشيد، حتماً چشم تان به اين اعداد و ارقام كه پشت سر هم رديف شده اند، افتاده است.

آخرين ساخته تهمينه ميلانى در كمال ناباورى بسيارى از كارشناسان و صاحب نظران سينماى كشور، ركوردهاى فروش را هفته به هفته پشت سر گذاشت. از ۵۰۰ ميليون گذشت و «دوئل» را گرفت، از ۶۰۰ ميليون عبور كرد و «كما» را گرفت و در نهايت با رسيدن فروشش به مرز ۸۰۰ ميليون تومان ركورد «مارمولك» را هم شكست. حالا هم با رسيدن به مرز ۹۰۰ ميليون تومان براى رسيدن به ركورد رويايى يك ميليارد تومان فروش در اكران اول تهران دورخيز كرده است.
چه سينماى ميلانى را دوست داشته باشيم و شعارهاى ضدمردش را بپسنديم و چه فيلم هاى او را بيانيه هايى يك طرفه و شعارآميز بدانيم، به هر حال فيلم او توانسته است فاتح گيشه تمام دوران هاى سينماى ايران باشد و عنوان پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماى ايران (و نه پرمخاطب ترين) را از آن خود كند.

ميلانى فيلم جديدش را در مدت زمان معقولى از نظر توليد سينماى ايران ساخت و آماده نمايش كرد.در حالى كه به نظر مى رسيد همانند هميشه فيلم جديد ميلانى يكى از حاضران بخش مسابقه جشنواره فجر باشد، اما «آتش بس» به مذاق هيات انتخاب جشنواره خوش نيامد و فيلم او روانه بخش مهمان شد. ميلانى هم فيلمش را به جشنواره نداد تا براى اكران عمومى بكر و ديده نشده باقى بماند.سرانجام «آتش بس» در خردادماه امسال بر پرده رفت و به فروش خيره كننده اى دست يافت. فروشى كه شايد كمتر كسى آن را پيش بينى مى كرد و حتى شايد در روياى سازندگان فيلم هم نمى گنجيد.

در سينماى ايران پيش بينى ميزان مخاطبان يك فيلم و مقدار فروش آن در بسيارى موارد غيرممكن بوده است.زمانى فيلمى مانند «بله برون» تبديل به يكى از پرفروش ترين فيلم هاى سال مى شود، كه با هيچ يك از معيارها و فاكتورها نمى توان آن را توجيه كرد. در عين حال در زمانى ديگر آثارى مانند «گل يخ»، «رستگارى در ۲۰/۸ دقيقه»، «سالاد فصل»، «ملاقات با طوطى»، «هشت پا» و... كه اميد فراوانى به جذب گسترده مخاطب از آنها مى رود، در گيشه شكست مى خورند.
شايد اگر دلايلى كه در ادامه به عنوان عوامل پرفروش شدن فيلم «آتش بس» ذكر مى شوند، پيش از اكران فيلم به عنوان بهانه هايى كه ممكن است منجر به جذب تماشاگر شوند، مطرح مى شدند، هيچ كس آنها را جدى نمى گرفت.


<p><b><font color="red" face="Tahoma" size="2">[<span lang="fa">مشاهده فقط برای
اعضا امکان پذیر است </span>. <a href="http://www.iranpardis.com/register.php">
<span lang="fa">برای ثبت نام اینجا کلیک کنید </span>...</a>]</font></b></p>


• بازيگران معروف و محبوب
اگر مغازه اى از يك ويترين خوب برخوردار باشد، حتماً مشترى را به سمت خود جلب خواهد كرد و اگر مشترى به داخل مغازه وارد شود و كيفيت و جذابيت اجناس داخل مغازه هم به اندازه ويترين باشد، او دست خالى بيرون نخواهد رفت و حتماً وسيله اى و يا جنسى را خواهد خريد.
از قديم گفته اند كه بازيگران ويترين يك فيلم سينمايى هستند. اگر ويترين درست چيده شود، با درصد بالا تماشاگر وارد سينما خواهد شد. در اينجا ديگر كيفيت فيلم نقش چندانى را ايفا نمى كند چون تماشاگر در هنگام ورود پول بليت را پرداخته است و در پايان هم قرار نيست به كسانى كه از فيلم خوششان نيامده پولشان را پس بدهند! پس فيلمى كه بازيگران معروف و محبوب دارد مى تواند تا حدودى فروشش را تضمين كند. اگر خود فيلم هم به جذابيت بازيگرانش باشد كه تهيه كننده و فيلمساز به خواسته اش رسيده و اگر خود فيلم چيز زيادى براى عرضه نداشته باشد، به مدد همان بازيگران و ويترين جذابش مى تواند گليم اش را از آب بيرون بكشد و در گيشه به حداقل هايى از خواسته سازندگان برسد.«آتش بس» يك زوج معروف و محبوب دارد. سابقه نشان داده كه محمدرضا گلزار و مهناز افشار زوجى تماشاگرپسند هستند و سه فيلم قبلى آنها (كما، زهرعسل و سيزده گربه روى شيروانى) همگى فروش خوبى داشته است. در دو سال اخير محمدرضا گلزار كمتر روى پرده سينما ديده شده مهناز افشار هم به نسبت همين طور است. پس مسلماً استفاده از يك زوج جواب پس داده، آن هم در شيك ترين شكل ممكن مى تواند تماشاگر را به سينما بكشاند.تماشاى ستاره هاى سينما روى پرده عريض آن هم با ظاهرى جذاب و مطابق مد روز مسلماً يكى از عوامل مهم جذب تماشاگر خواهد بود. شك نكنيد.

• فضاى شيك و مدرن
در «آتش بس» از طراحى صحنه گرفته تا انتخاب نوع پوشش بازيگران و حتى لوكيشن هاى فيلمبردارى نوعى شيكى و مدرن بودن به چشم مى خورد. تماشاگر امروز سينماى ايران ديگر تمايلى به ديدن فضاهاى چرك ندارد. او ترجيح مى دهد طى يكى دو ساعتى كه وقتش را در سينما مى گذراند، به تماشاى يك زندگى مدرن، شيك و امروزى بنشيند تا اينكه فقر و بدبختى را بر پرده سينما شاهد باشد. در «آتش بس» نيز فضاها شيك و امروزى اند. اكثر سكانس ها داخلى است و ماجرا در فضاهاى تر و تميز مى گذرد. ماشين ها مدل بالاهستند و لباس هاى بازيگران رنگارنگ و خوش دوخت است. همين ها مى تواند باعث جذب تماشاگر باشد.

• فيلم زن و شوهرى
در سينماى ايران كمتر اتفاق افتاده كه فيلمى به اتفاقات زندگى يك زوج جوان پس از شروع زندگى مشترك بپردازد. اكثر فيلم هايى كه با حضور ستارگان جوان ساخته مى شوند به عشق و عاشقى هاى قبل ازدواج وكشمكش ها و مسائل مربوط به آن مى پردازند و كمتر فيلمى است كه به رابطه يك زوج جوان پس از شروع زندگى مشترك مربوط شود. «آتش بس» بهترين استفاده را از اين خلأ كرده است.الگوى زندگى يك زوج جوان با استفاده از ستاره ها در نقش هاى اصلى در فيلم هاى آمريكايى جواب خوبى داده است. فيلم هاى متعددى با حضور ستاره هاى جوان و محبوب ساخته شده اند كه به زندگى يك زوج جوان مى پرداخته اند. به هر حال مسائل و سوژه هاى بسيارى هم در زندگى وجود دارند كه پس از ازدواج به وجود مى آيند و روايت آنها در سينما مى تواند براى تماشاگر جذاب و ديدنى باشد. البته تهمينه ميلانى تاكنون بارهاى از اين سوژه استفاده كرده و زندگى زوج هاى جوان را دستمايه ساخت فيلم قرار داده است. اما «آتش بس» يك تفاوت عمده با ساير آثار او دارد كه به همين دليل پرفروش مى شود. «آتش بس» يك فيلم كمدى است.

• كمدى بساز و بفروش
مطمئن باشيد اگر تهمينه ميلانى لحنى به غير از طنز را در فيلمى مانند «آتش بس» انتخاب مى كرد و فيلم را در فضايى عصبى به تماشاگر عرضه مى كرد، آخرين فيلمش فروش متفاوتى با ساير آثارش نداشت؛ كمى بيشتر و يا كمتر. طى چند سال اخير در سينماى ايران كمدى جواب داده است. تقريباً همه فيلم هاى كمدى پرفروش شده اند و تماشاگر دست رد به سينه كمدى سازها نزده است. از بى مزه ترين كمدى ها مانند «بله برون» و «شارلاتان» فروخته اند تا فيلمى مانند «مكس» كه مى توان در لحظاتى از آن واقعاً از ته دل خنديد.«آتش بس» هم چه بى مزه و چه بامزه يك فيلم كمدى است و فيلم كمدى مى فروشد. سابقه نشان داده ميزان فروش به مقدار مزه بستگى ندارد. پس «آتش بس» هم مى فروشد. ميلانى در «آتش بس» بيشترين ميزان برد را از هوشمندى اش در انتخاب لحن فيلم كسب كرده است. شعارهاى هميشگى و بيانيه هاى اعتراض آميز ضدمرد فقط در يك قالب كمدى قابل تحمل هستند. ميلانى اگرچه سعى كرده در فيلمش حرف هايى جدى بزند، اما «آتش بس» فيلمى جدى نيست و به همين دليل است كه مى فروشد. مردم در اين دوره و زمانه حوصله حرف هاى جدى را ندارند.

• فيلم دست اول
عده بسيارى معتقدند اگر «آتش بس» در جشنواره فجر ديده مى شد، فروشش به اين حد نمى رسيد. بكر ماندن و دست نخورده شدن اين فيلم در جشنواره باعث شد تا در زمان نمايش عمومى خيلى ها به دور از پيش داورى ها و يا پس داورى ها به تماشاى فيلم جديد تهمينه ميلانى بروند. براى برخى از فيلم ها نمايش و شركت در جشنواره فجر يك سم مهلك محسوب مى شود. «آتش بس» نيز در زمره همين آثار است تنها تعداد معدودى فيلم هستند كه نمايش و شركت در جشنواره به اكران عمومى آنها كمك مى كند. به ليست پرفروش هاى چند سال اخير نگاهى بيندازيد. نشانى از اين آثار در جشنواره فيلم فجر مشاهده نخواهيد كرد.

• پخش خوب، فروش خوب
بسيارى از فيلم ها از نوع پخش در سينما ها ضربه خورده اند و نتوانسته اند به فروش مورد نظر دست يابند. بسيارى از فيلم ها هم با پخش خوب توانسته اند به رغم بسيارى از كاستى هاى كيفيتى به فروش بالايى برسند.«آتش بس» پخش خوب و استانداردى (البته در حد سينماى ايران) داشت. تبليغات محيطى مناسب، تيزرهاى تلويزيونى، سينماهاى متعدد و نيز استفاده از رسانه ها به خصوص مطبوعات و خبرگزارى ها به عنوان ابزار تبليغاتى باعث شد تا «آتش بس» پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماى ايران شود.

•كم هزينه اما پرفروش
همانطور كه پيش تر هم اشاره شد، براى ساخت فيلم آتش بس هزينه زيادى صرف نشده است. اين فيلم در مقايسه با چند ساخته قبلى ميلانى، به لحاظ ساختارى اثر جمع و جورتر و راحت ترى بوده است. دو فيلم قبلى تهمينه ميلانى(زن زيادى و واكنش پنجم) آثارى جاده اى به شمار مى رفتند كه عمده ماجراها در جاده و كوه و دشت اتفاق مى افتاد. اما بيشتر سكانس هاى آتش بس داخلى هستند و ماجراها در لوكيشن هايى ثابت مى گذرد. از همه مهمتر اينكه در عمده سكانس ها تنها دو بازيگر بازى دارند و تنها با دو شخصيت قصه جلو مى رود. فيلم در اكثر صحنه ها بر ديالوگ استوار است و ميلانى به جز هدايت چند بازيگر اصلى اش كار چندان سختى نداشته است. تازه با وجود چند اسپانسر در فيلم كه به تناوب محصولاتشان را مستقيم و غيرمستقيم تبليغ مى كنند، بخشى از هزينه هاى فيلم از پيش جبران شده است. به نظر مى رسد عمده هزينه خرج شده در فيلم آتش بس، صرف آوردن دو ستاره اصلى (محمدرضا گلزار و مهناز افشار) شده است.
زوج تهمينه ميلانى و محمد نيك بين اين بار بيشترين سود را از همكارى مشتركشان برده اند. فيلمى نه چندان پرهزينه كه عالى مى فروشد و در اكران اول تهران به راحتى به سوددهى مى رسد.

• پرفروش بى صدا
با اينكه آتش بس تبديل به پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماى ايران شده است، اما در مقايسه با ديگر آثار پرفروش سينماى ايران، اثرى كم سروصدا و كم حاشيه بوده است. هركدام از آثار پرفروش ساليان گذشته داراى حاشيه هاى مخصوص به خود بوده اند و اكران پرسر و صدايى داشته اند. فيلم هايى مانند مارمولك، دوئل و مكس در سال هاى اخير و كلاه قرمزى و پسرخاله، عقاب ها و... در سال هاى قبل تر به عنوان آثارى پرفروش مطرح بوده اند و در زمان ساخت يا اكران به نوعى جريان سازى كرده اند. اما آتش بس از اين قاعده مستثنى بوده است. فيلم در سكوت خبرى ساخته شده است. اكرانش هم آرام و بدون سر و صداى لازم براى فيلمى كه قرار است عنوان پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماى ايران را يدك بكشد، بوده است.آتش بس به همان علت هميشگى فيلم هاى تهمينه ميلانى، كمى بحث انگيز شده است.

باز هم او و فيلمش به جانبدارى يك طرفه، غيرمنطقى و مضر از زنان محكوم شده اند. همين و فقط همين.اما آتش بس با توجه به فروش خوبش، طى يكى دو سال آينده به الگوى ساخت تعداد قابل توجهى فيلم تبديل خواهد شد. پس اگر در آينده با موجى از فيلم هاى زن و شوهرى به سبك آتش بس برخورديد، زياد تعجب نكنيد. فقط خدا كند سازندگان اين نوع فيلم ها بى خيال قسمت هاى مربوط به فمينيست و فمينيست بازى قصه شوند.