iman
12-12-2008, 14:06
آخرين دستنوشته شهيد چمران
<p><b><font color="red" face="Tahoma" size="2">[<span lang="fa">مشاهده فقط برای
اعضا امکان پذیر است </span>. <a href="http://www.iranpardis.com/register.php">
<span lang="fa">برای ثبت نام اینجا کلیک کنید </span>...</a>]</font></b></p>
بسم الله الرحمن الرحيم
من اعتقاد دارم كه خداى بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجى كه در راه خدا تحمل كرده است پاداش مىدهد، و ارزش هر انسانى به اندازه درد و رنجى است كه در اين راه تحمل كرده است، و مىبينيم كه مردان خدا بيش از هر كس در زندگى خود گرفتار بلا و رنج و درد شدهاند. على(عليه السلام) بزرگ را بنگريد كه خداى درد است كه گويى بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسين(عليهالسلام) را نظاره كنيد كه در دريايى از درد و شكنجه فرو رفت كه نظير آن در عالم ديده نشده است، و زينب كبرى(عليهاالسلام) را ببينيد كه با درد و رنج انس گرفته است.
درد دل، آدمى را بيدار مىكند، روح را صفا مىدهد، غرور و خودخواهى را نابود مىكند. نخوت و فراموشى را از بين مىبرد، انسان را متوجه وجود خود مىكند.
انسان گاهگاهى خود را فراموش مىكند، فراموش مىكند كه بدن دارد، بدنى ضعيف و ناتوان كه در مقابل عالم و زمان كوچك و ناچيز و آسيب پذير است، فراموش مىكند كه هميشگى نيست، و چند صباحى بيشتر نمىپايد، فراموش مىكند كه جسم مادى او نمىتواند با روح او هم پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و غرور و قدرت مىكند، سرمست پيروزى و اوج آمال و آرزوهاى دور و دراز خود، بى خبر از حقيقت تلخ و واقعيتهاى عينى وجود، به پيش مىتازد و از هيچ ظلم و ستم روگردان نمىشود. اما درد، آدمى را به خود مىآورد، حقيقت وجود او را به آدمى مىفهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درك مىكند و دست از غرور كبريايى برمىدارد، و معنى خودخواهى و مصلحت طلبى و غرور را مىفهمد و آن را توجه نمىكند. خدايا تو را شكر مىكنم كه با فقر آشنايم كردى تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونى نيازمندان را درك كنم.خدايا من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پَر كاهى در مقابل طوفانها هستم. به من ديده عبرتبين ده تا ناچيزى خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستى بفهمم و به درستى تسبيح كنم.
<p><b><font color="red" face="Tahoma" size="2">[<span lang="fa">مشاهده فقط برای
اعضا امکان پذیر است </span>. <a href="http://www.iranpardis.com/register.php">
<span lang="fa">برای ثبت نام اینجا کلیک کنید </span>...</a>]</font></b></p>
بسم الله الرحمن الرحيم
من اعتقاد دارم كه خداى بزرگ انسان را به اندازه درد و رنجى كه در راه خدا تحمل كرده است پاداش مىدهد، و ارزش هر انسانى به اندازه درد و رنجى است كه در اين راه تحمل كرده است، و مىبينيم كه مردان خدا بيش از هر كس در زندگى خود گرفتار بلا و رنج و درد شدهاند. على(عليه السلام) بزرگ را بنگريد كه خداى درد است كه گويى بند بند وجودش با درد و رنج جوش خورده است. حسين(عليهالسلام) را نظاره كنيد كه در دريايى از درد و شكنجه فرو رفت كه نظير آن در عالم ديده نشده است، و زينب كبرى(عليهاالسلام) را ببينيد كه با درد و رنج انس گرفته است.
درد دل، آدمى را بيدار مىكند، روح را صفا مىدهد، غرور و خودخواهى را نابود مىكند. نخوت و فراموشى را از بين مىبرد، انسان را متوجه وجود خود مىكند.
انسان گاهگاهى خود را فراموش مىكند، فراموش مىكند كه بدن دارد، بدنى ضعيف و ناتوان كه در مقابل عالم و زمان كوچك و ناچيز و آسيب پذير است، فراموش مىكند كه هميشگى نيست، و چند صباحى بيشتر نمىپايد، فراموش مىكند كه جسم مادى او نمىتواند با روح او هم پرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و غرور و قدرت مىكند، سرمست پيروزى و اوج آمال و آرزوهاى دور و دراز خود، بى خبر از حقيقت تلخ و واقعيتهاى عينى وجود، به پيش مىتازد و از هيچ ظلم و ستم روگردان نمىشود. اما درد، آدمى را به خود مىآورد، حقيقت وجود او را به آدمى مىفهماند و ضعف و زوال و ذلت خود را درك مىكند و دست از غرور كبريايى برمىدارد، و معنى خودخواهى و مصلحت طلبى و غرور را مىفهمد و آن را توجه نمىكند. خدايا تو را شكر مىكنم كه با فقر آشنايم كردى تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار درونى نيازمندان را درك كنم.خدايا من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پَر كاهى در مقابل طوفانها هستم. به من ديده عبرتبين ده تا ناچيزى خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستى بفهمم و به درستى تسبيح كنم.