PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آموزش گرامر انگلیسی به زبان فارسی



helina
06-10-2010, 22:27
جمله چیست؟
جمله عبارتست از مجموعه چند کلمه که روی هم معنا و مفهوم درستی داشته باشند.
اجزای جمله کدام است؟
اجزاء جمله عبارتند از فاعل، فعل، مفعول،قید مکان و قید زمان


فاعل به معنای کننده کار است و از دو قسمت تشکیل شده. یا اسم است یا ضمیر. اگر ضمیر باشد حتما از نوع ضمیر فاعلی خواهد بود . جدول ضمائر فاعلی در زیر نشان داده شده است. 1- فاعل ( Subject)
الف: اسم noun مانند Jack, Mary, John , …
ب: ضمیر pronoun

جدول ضمائر فاعلی:

Singular................ Plural
I ............... we

You ........... You

He


She ............ They

It
2- فعل Verb
فعل کلمه ای است که بر انجام کاری و یا روی دادن حالتی دلالت می کند. فعل از کلمه ای به نام مصدر گرفته شده. علامت مصدر زبان انگلیسی To است. با برداشتن To از ابتدای مصدر، مصدر بدون To خواهیم داشت. هر کدام از ضمائر فاعلی را به جای To قرار دهیم، یک جمله ساده انگلیسی خواهیم داشت.



I go جمله ساده، من می روم. To go مصدر، رفتن Go مصدر بدون To


مفعول کلمه ای است که کار فعل بر روی آن واقع می شود. مفعول می تواند دو حالت داشته باشد. یا اسم است و یا ضمیر. اگر ضمیر باشد حتما باید از نوع ضمیر مفعولی باشد. جدول ضمائر مفعولی در زیر نشان داده شده است. 3- مفعول Object

جدول ضمائر مفعولی:

Me ................Us
You .............You
Him
Her............... Them
It
Singular...... Plural
مثال: I see them

We like ice-cream
4- قید مکان Adverb of place
قید مکان کلمه ای است که مکان وقوع فعل را نشان می دهد

I go to school
5- قید زمان Adverb of time
قید زمان کلمه ای است که زمان انجام کار را نشان می دهد.

I play in the yard everyday

صفات ملکی: Possessive Adjectives
صفت ملکی کلمه ای است که اسم را توصیف می کند و در انگلیسی بر عکس فارسی ابتدا صفت می آید و سپس موصوف.

اسم (موصوف).......... صفت

Blue ..........pen
Tall ........... boy
Little.......... girl
Big .............class
Kind........... mother
My ........... mother
Your........... bag
یکی از تقسیمات صفت، صفات ملکی هستند که مالکیت را می رسانند. و همیشه قبل از اسم قرار می گیرند. جدول صفات ملکی به شرح زیر می باشد.
Red ......... apple
جدول ضمائر مفعولی:

My ........... Our
Your ..........Your
His
Her ............ Their
Its
مثالهای این بخش: ([فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند .])

Singular ........ Plural My mother is kind
My father and UI watch T.V

She and her sister go to the restaurant

He and her father help you and your brother

helina
06-10-2010, 22:28
بودن To Be
To Be به معنای بودن می باشد و در زمان حال ساده دارای مشتقات am,is,are است و در زمان گذشته ساده به صورت was,were آورده می شود. در زیر جدول ضمائر فاعلی با مشتقات To Be در زمان حال ساده نشان داده شده است.

Singular...... Plural
I am ............we are

You are........ You are

He is

She is ...........They are

It is


Examples

I am your sister

We are at home

He is my father

John and I are good boys

Mary and Tome aren’t good children

منفی کردن:
برای منفی کردن مشتقات to be کافی است به انتهای افعال کلمه not را اضافه کنیم. در تمام حالت با ضمائر مختلف (به جز I) می توانیم not را با فعل مخفف کنیم و یا فعل را با فاعل مخفف کنیم.

You are not = you’re not = you aren’t
I am not = I’m not
I’m not a student
They aren’t teachers
She’s not a nurse.
سوالی کردن:
برای سوالی کردن مشتقات to be کافی است که جای فعل و فاعل را عوض کنیم.

Is your father a doctor?l
منفی سوالی کردن:
برای منفی سوالی کردن جملات to be می توانیم به دو صورت زیر رفتار کنیم.


b. Aren’t they here?l
2- فعل را در اول جمله آورده، سپس فاعل و بعد از آن not را می نویسیم.

b. Are they not here?l Are you happy?l 1- از فرم منفی مخفف در جمله اول استفاده کنیم. a. Isn’t he a professor?l a. Is he not a professor?l

helina
06-10-2010, 22:29
تغییرات فعل


I go --------------- I don’t go
He goes-----------he doesn’t go
1- منفی کردن : برای منفی کردن فعل جمله در صورتی که فعل کمکی باشد به انتهای آن را اضافه می کنیم و در صورتی که فعل غیر کمکی باشد، از کلمه don’t برای همه فاعل ها به جز سوم شخص مفرد استفاده کرده و برای سوم شخص مفرد از doesn’t استفاده می کنیم. I can go --------- I can’t go
2- سوالی کردن: برای سوالی کردن جمله اگر فعل جمله کمکی باشد آنرا به اول جمله می آوریم و سپس فاعل را پشت آن قرار می دهیم. اما در صورتی که فعل جمله اصلی (غیر کمکی ) باشد، از کلمه do برای همه فاعل ها به جز سوم شخص مفرد استفاده کرده و برای سوم شخص مفرد از does استفاده می کنیم.

You go ------------Do you go?l
He goes----------- Does he go?l
I can go----------- Can you go?l
3- منفی- سوالی کردن: همانطور که در درس قبل گفته شد، به دو روش می توان جمله را منفی- سوالی کرد. در صورتی که فعل جمله کمکی باشد به همان روش قبلی رفتار میکنیم، یعنی منفی – مخفف در اول جمله و فعل کمکی و سپس not . اما اگر فعل ما اصلی باشد، از don’t, doesn’t در اول جمله و یا Do, Does و سپس فاعل و بعد not استفاده می کنیم.

You go -------, Don’t you go? / Do you not go?l
He goes-------, Doesn’t he go? / Does he go not?l
جدول افعال کمکی :
.گدشته ساده..................حال ساده

Have, has…………………..had
Do, does …………………..did
I can go -------, Can’t you go? / Can you not go?l Am,is, are ……………….was,were
(توانستن)Can…………………….could
( باید)Must…………………….___l
( باید)Ought to……………….___ l
( ممکن بودن)May…………………….might

Will…………………….would
Shall……………………should
(لازم بودن )Need………….……….___l
( جرات داشتن)Dare…………….…….___l
(ترجیح دادن )Would rather……….___ l
(بهتر بودن )Had better……….….___ l
l(سابقا )...__......................used to
بعضی از این افعال فرم مخفف ندارند و همیشه باید به صورت منفی غیر مخفف به کار روند.

منفی غیر مخفف ...........منفی مخفف.............فعل

Is, are …………….isn’t, aren’t……is not, are not
Can…………….…..can’t……………..ca nnot
May…………….…..___ …………….may not
Must………….…….mustn’t………..must not
Ought to ………..…___..............ought not to
Would rather…..…___..............would rather not
Had better………...___...............had better not Am……………..…..__ ………………..am not

helina
06-10-2010, 22:31
کلمات پرسشی Interrogative words

کلمات پرسشی کلماتی هستند که در ابتدای جمله سوالی قرار میگیرند. عموما بعد از آنها فعل کمکی داریم. کلمات پرسشی به قرار زیر می باشد.



What ( چه) – where (کجا ) – why (چرا )- when (کی ) – what time (چه ساعت )- how (چگونه، چطور ) – who (چه کسی )- whom (چه کسی را ) – which (کدام +اسم ) - whose (مال چی کسی + اسم ) – what kind of ( چه نوع + اسم)

چه مقدار (اسم غیر قابل شمارش) How much
چه مقدار (اسم قابل شمارش ) How many
چه مدت How long
چه مسافتی How far
چند وقت به چند وقت How often
How
What do you like?l
How do you know my name?l
How many sisters do you have?l
Which car do you want?l

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:54
تاپیک جامع آموزش گرامر زبان انگلیسی (سطح مقدماتی)

سلام به تمام دوستان علاقه مند به یادگیری زبان انگلیسی

در این تاپیک میخوام گرامر پایه زبان انگلیسی رو برای علاقمندان قرار بدم


امیدوارم مفید واقع بشه

سعی میکنم بطور مداوم این تاپیک رو آپدیت کنم

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:54
ضمیر (Pronoun)


کسی می پرسد، حسن کجاست؟

در جواب کلمه ی He که ضمیر است به جای تکرار کلمه Hassan به کار میرود.

او در منزل است
He is at home

بنابر این بعد از اینکه یکبار اسمی را معرفی کردیم، برای زیبایی جمله و روان بودن کلام بهتر است به جای تکرار اسم از ضمیر استفاده گردد.

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:55
تبصره:

در مکاتبات رسمی بهتر است از طریق زیر استفاده گردد

آیا من دوست شما نیستم؟
Am I not your friend?
آیا شما برادر او هستید؟
Are you not his brother?
آیا او زن نیست؟
Is she not a woman?

تذکر 1:

ضمیر it برای پرسش کلی برای شناسایی افراد بکار میرود مثال:
کیه؟کیست؟
Who is it?
من هستم علی
It’s me, Ali

تذکر 2:

ضمیر it برای بیان هوا ، وقت ، فاصله و فاعل (برف و باران و باد) نیز بکار میرود
مثال:
امروز هوا خیلی گرم است
It is very hot today
ساعت ده است
It is ten o’clock
تا نیویورک چقدر راه است؟
How far is it to New York?
شصت مایل است
It is sixty miles
دارد باران می بارد
It is raining

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:55
صرف فعل To be (بودن) در زمان گذشته


ن دیروز اینجا بودم
I was here yesterday

دیشب هوا خیلی سرد بود
It was very cold last night


برای منفی کردن فعل بودن در زمان حال کلمه نفی not را مستقیما بعد از (was,were) قرار می دهیم:
مثال:

من دیشب در سینما نبودم
I was not at the cinema last night

شما دیشب در سینما نبودید
You were not at the cinema last night

برای سوالی کردن فعل بودن در زمان گذشته جای فعل را با فاعل عوض میکنیم
مثال:
آیا شما دیروز در باغ بودید؟
Were you in the garden yesterday?

آیا او دیروز در باغ بود؟
Was he in the garden yesterday?


برای سوالی و منفی کردن فعل "بودن" بهتر است was not , were not را به صورت مخفف در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار دهیم
مثال:

آیا او دیشب در منزل نبود؟
Wasn’t he at home last night?

وقتیکه کلمات استفهامی را در ابتدای جمله بکار می بریم بعد از آن بلافاصله فعل To be زمان مربوط به جمله بکار می رود.
مانند:

دیروز چه روزی بود؟
What day was yesterday?

اکنون چه کسی داخل کلاس است؟
Who is in the class now?

چرا او خسته است؟
Why is she tired?

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:55
صرف فعل To be (بودن) در زمان آینده


عل بودن در زمان آینده فقط be می باشد که همراه با shall و will بکار می رود بدین ترتیب که از shall be برای او شخص مفرد و جمع از will be برای سایر ضمایر استفاده می گردد.

من فردا اینجا خواهم بود
I shall be here tomorrow
شما فردا اینجا خواهید بود
You will be here tomorrow

همانطور که میبینید صرف فعل To be (بودن) در زمان حال و گذشته دارای مشتقات مختلفی بود ، در حالی که بکار بردن آن در زمان آینده فقط be می باشد. Shallو will همان نقش (خواهم – خواهید – خواهد و غیره) را در زبان فارسی ایفا می کنند.

امروز اغلب به جای shall از will استفاده می شود زیرا کلمه will مطمئن تر از shall است یعنی shall پایه و اساس ضعیف تری دارد مثال:

I shall be at home tonight
من امشب در منزل خواهم بود.(صد در صد قول داده نمیشود)
I will be at home tonight
من امشب در منزل خواهم بود.(حتما در منزل هستم)

برای منفی کردن کافیست کلمه نفی not را مستقیما بعد از shall و will قرار دهیم.
مخفف shall not می شود --------------------> shan't
مخفف will not می شود --------------------> won't

من هفته آینده در تهران نخواهم بود
I shan't be in tehran next week
او هفته آینده در تهران نخواهد بود
He won't be in tehran next week

برای سوالی کردن جای shall و will را با ضمایر فاعلی عوض می کنیم.مثال:
آیا شما فردا اینجا خواهید بود؟
will you be here tomorrow?

اگر جمله را بخواهیم(سوالی - منفی) کنیم بهتر است shan't و won't را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار دهیم. مثال:

آیا او فردا اینجا نخواهد بود؟
won't she be here tomorrow?

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:55
صرف فعل To have (داشتن) در زمان حال


فعل داشتن در زمان حال به ترتیب زیر صرف می گردد:

من دارم
i have
تو داری
you have
او دارد
he has
او دارد
she has
آن دارد
it has
ما داریم
we have
شما دارید
you have
انها دارند
they have

برای منفی کردن فعل داشتن در زمان حال کلمه not را بعد از آن قرار می دهیم:

من پول زیادی ندارم
i have not much money
او اتومبیل ندارد
he has not a car


برای سوالی کردن فعل To have در زمان حال آن را قبل از فاعل در ابتدای جمله قرار می دهیم. مثال:
آیا در منزل پولی دارید؟
Have you any money at home?
آیا او پولی همراه خود دارد؟
has she any money with her?
برای سوالی منفی کردن کافیست have not و has not را به صورت فرم مخفف در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار دهیم.مثال:

آیا آنها خواهر ندارند؟
haven't they any sisters?
آیا او در تهران برادر ندارد؟
hasn't she one brother in tehran?


تذکر: همانطوری که خواهیم دید برای سوالی یا منفی کردن فعل have در زمان حال ساده صحیح تر است با کمک افعال کمکی do و does آنرا منفی نمود.مثال:


من الان پولی همراه خود ندارم
i don't have any money with me now

در مکالمات روزانه به جای have not از فرم مخفف haven't و به جای has not از hasn't استفاده می شود

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:55
صرف فعل To have (داشتن) در زمان گذشته


صرف این فعل برای کلیه ضمائر فاعلی had می باشد. مثال:

مفرد

من هفته قبل پول زیادی داشتم
I had a lot of money last week
او هفته قبل پول زیادی داشت
(he-she) had a lot of money last week


جمع

ما سال قبل دو دستگاه اتومبیل داشتیم
We had two cars last year


برای منفی کردن to have در زمان گذشته کافیست که کلمه not را مستقیما بعد از had قرار دهیم ولی همانطور که بعدا اشاره خواهد شد بهتر است از فعل کمکی did برای این منظور استفاده شود. مثال:

او پول کافی نداشت
He did not have enough money
دیشب پول نداشتم
I had not any money last night


در مکالمات روزانه بجای had not از فرم مخفف hadn't استفاده می گردد. برای سوالی کردن فعل داشتن در زمان گذشته جای کلمه had را با ضمائر فاعلی عوض می کنیم. مثال:

آیا پارسال ساعت داشتید؟
Had you a watch last year?


برای منفی سوالی کردن فعل have در گذشته بهتر است had not را به صورت مخخف که می شود hadn't در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار دهیم. مثال:

آیا دیروز شما کلاس نداشتید؟
Hadn’t you class yesterday?


در مکالمات رسمی و نوشته های تجارتی از فرم زیر استفاده می شود. مثال:

آیا دیروز کلاس نداشتید؟
Had you not class yesterday?

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:56
اسم (noun)


کلمه ای است که برای نامیدن اشخاص و اشیا بکار میرود. به عبارت دیگر واژه ای که اشخاص و اشیا را معرفی کند اسم نامیده می شود که معادل کلمه noun در زبان انگلیسی است. مثال:

قلم
pen
کتاب
book


انواع اسم

اسم بطور کلی به دو دسته تقسیم می شود.

1- اسم ذات(Concrete noun)
2- اسم معنی (Abstract noun)

اسم ذات اسمی است که قابل رویت بوده و به خودی خود موجود باشد مانند:

صندلی
chair
کتاب
book


اسم معنی اسمی است که به خودی خود وجود نداشته باشد و نتوان آنرا لمس نمود.مثال:

هوش
intelligence
قدرت
power

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:56
اسم ذات را می توان به چهار دسته تقسیم نمود.

1- اسم خاص (proper noun)

واژه ای است که بر شی یا شخص خاص و معینی دلالت کند

تهران
tehran
علی
ali

بدیهی است که هرگز قبل از اسم خاص the بکار برده نمی شود زیرا اسم خاص به خودی خود معین و مشخص بوده و احتیاجی به حرف تعریف معین ندارد

2- اسم عام (common noun)

اسمی است که تمام افراد همجنس و همنوع را در بگیرد.مانند:
دختر
girl
گربه
cat

3- اسم جمع (collective noun)

اسمی است که در صورت مفرد ولی در معنی جمع باشد یا به عبارت دیگر نماینده تعدادی از افراد همجنس و مشابه باشد.مثال:

قبیله
tribe
تیم
team

اسامی جمع مانند
اطلاعات
information
تیم
team
جمعیت
crowd
گروه
group
ارتش
army
اخبار
news
شنوندگان
audience
مبلمان
furniture

همیشه با فعل مفرد بکار میروند یعنی تابع سوم شخص مفرد هستند مثال:

تیم دارد بسوی ما می آید.

تذکر 1:تله گوسفند(flock)-گله گاو(cattle) هم با فعل مفرد هم با فعل جمع بکار میرود

تذکر 2: کلمه پلیس(police) و کلمه مردم(people) همیشه با فعل جمع بکار میرود.

دیشب پلیس در صحنه بود.
The police were on the scene last night

4- اسم جنس(material noun)
اسمی است که نوع و جنس ماده شی را معین میکند مانند:
چوب
wood
آهن
iron

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:56
قواعد جمع بستن اسم در زبان انگلیسی


اسم به طور کلی به دو صورت در جمله دیده می شود

1-مفرد

2-جمع


مثال:

یک قلم

a pen

دو قلم

two pens



قواعد جمع بستن اسم در زبان انگلیسی به قرار زیر است:

1-اگر به آخر اسم مفرد s اضافه کنیم تبدیل به جمع میشود. مثال:


یک کتاب

A book

کتاب ها

books


2-اگر اسم مفرد به (z-x-s-sh-ch)ختم شود ، در جمع es می گیرد و es به صورت یک سیلاب جداگانه ای به صورت (ایز) تلفظ میگردد. مثال:


کلیساها

churches

ظروف

dishes



3-اگر اسم مفرد به یکی از حروف (t-p-k-f) ختم گردد s علامت جمع (س) تلفظ می شود. مثال:


گربه ها

cats

فنجان ها

cups



4-ولی اگر اسم مفرد به یکی از حروف انگلیسی به غیر از حروف فوق ختم شود s علامت جمع (ز) تلفظ می گردد. مثال:



اتومبیل ها

cars

آوازها

songs

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:56
5- اگر اسمی به y ختم شود و قبل از y یک حرف بی صدا باشد y در جمع تبدیل به ies می گردد. مثال:

وظیفه
Duty
وظایف
Duties

6- چنانچه اسم مفرد به y ختم شود و قبل از y یک حرف با صدا باشد y تغییری نمی کند و فقط s اضافه میشود. مثال:

مفرد : کلید
key
جمع : کلیدها
keys

7- برای جمع بستن حروف و ارقام و اعداد از s استفاده میشود ولی برای وجه تشخیص آن از علامت آپوستروف نیز استفاده میشود. مثال:

Ther are two O’S in the word room.
در لغت room دو تا o وجود دارد.
Ther are two E’S in the word three.

در لغت three دو تا e وجود دارد.

چنانچه حرف s بعد از سال بکار رود معنای (اندی) را در زبان فارسی می دهد مثال:
او در سال 1960 و اندی فوت کرد.

He died in 1960s.

8- اگر اسم مفرد به o ختم شود و قبل از آن یک حرف بی صدا باشد هنگام جمع بستن es می گیرد. مثال:

مفرد:
سیب زمینی
potato
جمع:
سیب زمینی ها
potatoes

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:57
لغات زیر از قاعده فوق مستثنی هستند. مثال:

مفرد

پیانو
piano
تکنواز
solo
عکس
photo
سیلو
silo
دینام
dynamo

جمع

پیانو ها
pianos
تکنواز ها
solos
عکس ها
photos
سیلو ها
silos
دینام ها
dynamos

جمع بعضی از اسم ها در انگلیسی هم با s صحیح است و هم با es و عبارتند از:

آتشفشان ها
Volcano(e)s
پشه ها
mosquito(e)s
شعار ها
motto(e)s

1- اگر اسمی به o ختم شود و قبل از o یک حرف با صدا باشد فقط s اضافه میشود.مثال:

رادیو
Radio
رادیوها
Radios

2- اگر اسمی به f ختم شود در جمع f به ves تبدیل میشود.مثال:

برگ
leaf
برگ ها
leaves

لغات زیر از قاعده فوق مستثنی هستند و فقط s میگیرند که بایستی انها را حفظ کنید

مفرد

دستمال
handkerchief
پشت بام
roof
دلیل
proof
رییس
chief
خلیج
gulf
پرتگاه
cliff
سرآستین
cuff
غم و غصه
grief
سم
hoof
مدعی
plaintiff
صخره
reef
غلام _ بنده
serf

جمع

دستمال ها
handkerchiefs
پشت بام ها
roof
دلیل ها
proofs
رییس ها
chiefs
خلیج ها
gulfs
پرتگاه ها
cliffs
سرآستین ها
cuffs
غم و غصه ها
griefs
سم ها
hoofs
مدعی ها
plaintiffs
صخره ها
reefs
غلامان _ بنده ها
serfs

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:57
11- اگر اسمی به fe ختم شود، در جمع fe به ves تبدیل میشود.

زندگی
life
زندگی ها
lives

سه اسم زیر از قاعده فوق مستثنی هستند.

صندوق
safe
صندوق ها
safes
نزاع
strife
نزاع ها
strifes
فلوت
fife
فلوت ها
fifes

12- در زبان انگلیسی 11 اسم بی قاعده وجود دارد که با تغییر حروف با صدایشان تبدیل به جمع می گردند و این اسم ها عبارتند از:

مفرد

مرد
man
زن
woman
موش
mouse
شپش
louse
دندان
tooth
پا
foot
غاز نر
goose
بحران
crisis
پایه
basis
یک نوع موش
dormouse
پیشخدمت
footman

جمع

مرد ها
men
زن ها
women
موش ها
mice
شپش ها
lice
دندان ها
teeth
پا ها
feet
غاز های نر
geese
بحران ها
crises
پایه ها
bases
موش ها
dormice
پیشخدمت ها
footmen

اسم های زیر بی قاعده هستند:

گاو نر
ox
بچه
child
برادر دینی
brother
گاو ماده
cow

گاو های نر
oxen
بچه ها
children
برادر ها ی دینی
brethren
گاو های ماده
Cows یا kine

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:57
- بعضی صفات با اضافه کردن حرف تعریف معین the تبدیل به جمع میشوند مانند:


ثروتمند
rich

ثروتمندان
The rich

تبصره 1: کلمه water چنانچه به معنی آب باشد غیر قابل شمارش بوده و جمع بسته نمی شود.در حالی که اگر معنی (جوی یا جویبار) باشد قابل شمارش و در جمع آن s اضافه می گردد.


تبصره 2: کلمه iron دارای دو معنی می باشد ، چنانچه در معنای آهن بکار رود جمع بسته نمی شود ولی چنانچه در معنای اطو بکار رود قابل شمارش بوده و به آخر آن s اضافه می شود.


14- برای جمع بستن اسم مرکب یعنی اسمی که از دو کلمه تشکیل شده است می بایستی s را به آخر کلمه دوم اسم مرکب اضافه کرد. مانند:

کفاش
Shoe maker
کفاش ها
Shoe makers

در حالی که در چهار اسم مرکب زیر هر دو اسم جمع میشوند.

کلفت
Woman servant
نوکر
Man servant
معلم زن
Woman teacher
قاضی بلند پایه
Lord justice

کلفت ها
Women servants
نوکر ها
Men servants
معلمین زن
Women teachers
قاضی های بلند پایه
Lords justices

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:57
15- چنانچه اسم مرکب دارای حرف اضافه باشد s جمع فقط به آخر اسم اول اضافه می شود.مثال:

تماشاچی
Looker on

تماشاچیان
Lookers on

توجه: کلمات زیر مفرد هستند و با فعل مفرد بکار میروند و هرگز s نمیگیرند.

ریاضیات
mathematics
فریاد
shouting
پند و نصیحت
advice
مبلمان
furniture
اخبار
news
اثاثیه
luggage
وسایل سفر
baggage
ماشین آلات
machinary
پرواز
flying
تکلیف
Homework
رفتار
behaviour
اطلاعات
information
دانش
knowledge
ترافیک
traffic
پوشاک
clothing
رعد
Thunder
کار
Work

کلمه Work فقط در یک مورد s می گیرد و آن زمانی است که در معنای آثار یک نویسنده و یا هنرمند بکار می رود.

اینها آثار سعدی هستند.

These are sa’di’s works

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:58
زمان حال ساده

این زمان توصیف کننده ی عملی است که به صورت عادت یومیه بکار میرود و بیان کننده مطلبی است که زمان خاصی ندارد، یا به عبارت دیگر توصیف میکند عملی را که بطور دائم به وقوع می پیوندد.

برای تشکیل این زمان مصدر بدون to را مستقیما بعد از فاعل در جمله قرار می دهیم.

فرمول

قید زمان + قید مکان + مفعول + فعل + فاعل

i see him in the class everyday
من او را هر روز در کلاس می بینم.

تبصره: فعل سوم شخص مفرد در زمان حال ساده s یا es می گیرد.مثال:

او برادر مرا هر روز می بیند.
he sees my brother everyday

چنانچه فعلی به یکی از حروف z-x-o-ch-sh-s ختم شود در سوم شخص مفرد به آخر آن باید es اضافه گردد و es به صورت یک سیلاب جداگانه تلفظ میشود.مثال:

او هر روز خواهر کوچکش را میبوسد.
he kisses his little sister everyday

† Prince Soroush †
08-07-2011, 06:58
فرم منفی زمان حال ساده

برای این کار باید از دو فعل کمکی do و does با کمک کلمه not استفاده کردبدین ترتیب که از does برای سوم شخص مفرد و برای سایر ضمایر از do استفاده می گردد.مثال:

من برای آنها نامه نمی نویسم
i do not write to them
او انگلیسی خوب صحبت نمی کند
he does not speak english well


فرم سوالی زمان حال ساده

برای این کار دو فعل کمکی do و does را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار می دهیم.
بدین ترتیب که از does برای سوم شخص مفرد و برای سایر ضمایر از do استفاده می کنیم.
مثال:

آیا اسمت را اینجا مینویسی؟
Do you write your name here?
آیا او در کلاس انگلیسی صحبت می کند؟
Does he speak English in the class?


برای منفی سوالی کردن زمان حال ساده do not و does not را به صورت مخفف در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار می دهیم.

مثال:

آیا او روزهای جمعه اینجا نمی آید؟
Doesn’t he come here on Fridays?
توجه: فعل سوم شخص مفرد در زمان حال ساده فقط زمانی s یا es می گیرد که جمله مثبت باشد. ولی چنانچه جمله منفی یا سوالی باشد هرگز از s یا es استفاده نمی کنیم.

در مکاتبات رسمی برای منفی سوالی کردن از فرم مخفف استفاده نمیشود. مثال:

آیا شما موسیقی را دوست ندارید؟
Do you not like music?

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:38
تشخیص و مواد استعمال زمان حال ساده در جملات

1- اعمال عادتی

این زمان توصیف می کند عمل یا حالتی را که به صورت عادت در آمده باشد. مثال:

من هر روز زود از خواب بر میخیزم

I get up early every morning


2- حقیقت کلی و علمی غیر قابل تغییر

چنانچه بخواهیم حقیقت یا واقعیتی را که غیر قابل تغییر است بیان کنیم از این زمان استفاده می گردد.مثال:

زمین به دور خورشید می گردد

The earth goes around the sun


3- آینده نزدیک

برای بیان انجام عملی که در آینده نزدیک صورت می گیرد می توان از زمان حال ساده استفاده کرد مشروط بر آنکه قید زمان آینده حتما ذکر گردد.مثال:

او فردا به اینجا میاید

He comes here tomorrow

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:38
4- عناوین مطبوعات

نویسندگان مطبوعات برای مهم و با ارزش جلوه دادن موضوعات،عناوین روزنامه ها را به زمان حال ساده بیان می کنند.در حالیکه عمل در گذشته به وقوع پیوسته است.مثال:

ارتش ایتالیا عقب نشینی می کند.(عقب نشینی کرد)

Italian army withdraws

5- قیود تکرار مانند often-always-usually-sometimes-generally-never-ever-seldom-rarely-occasionally از علائم زمان حال ساده بوده و محل آنها بعد از فاعل و قبل از فعل اصلی است.مثال:

من اغلب او را اینجا می بینم
I often see him here

تذکر مهم: اگر جمله ای زمانش آینده و حتی حال ساده باشد بعد از کلمات:
After
As soon as
Until
As long as
Before
When
Till
Unless

همیشه زمان حال ساده بکار میرود.مثال:
I will wait here till he telephones

بنابر این بعد از کلمات فوق هرگز از shall و will استفاده نمی شود.فرمول زیر را خوب به خاطر بسپارید:

آینده ساده + زمان حال ساده + کلمات فوق
----------------------------------------------------
حال ساده + کلمات فوق + آینده ساده

وقتیکه او بیاید ،هدیه را به او خواهم داد
When he comes,I will give him the present

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:38
نکته مهم:

افعال ناقص (must , can , may , should , ought to) اگر با سوم شخص مفرد بکار روند نه تنها به آخر آنها s اضافه نمی گردد بلکه افعالی که با آنها بکار میروند نیز s و es نمی گیرند.
مثال:

او مشکل ما را می تواند حل کند
She can solve our difficulty

تذکر 1:
چنانچه فعلی به y ختم شود و قبل از y یک حرف بی صدا باشد در سوم شخص مفرد و در زمان حال ساده تبدیل به ies می گردد. مثال:

سعی کردن
To try
او همیشه سعی می کند درس را خوب شرح دهد
He always tries to explain the lesson well

ولی اگر قبل از y یک حرف با صدا باشد در سوم شخص مفرد فقط s می گیرد. مثال:
او سخت کار می کند
He works very hard

تذکر 2:
اگر فعل به (f-k-t-p) ختم شود s اضافه شده در سوم شخص مفرد (س) در غیر این صورت (ز) تلفظ می گردد. مثال:

او در منزل شام می خورد
he eats dinner at home
ولی در جملات زیر s (ز) تلفظ می گردد.مثال:
او روزهای جمعه فوتبال بازی میکند
he plays football on fridays
او زود کلاس را ترک می کند
she leaves the class early

تذکر 3:
برای منفی یا سوالی کردن فعل have بهتر است مانند سایر افعال از فعل کمکی do و does استفاده گردد.ضمنا افعال have to و has to در معنی مجبور بودن همیشه افعال اصلی هستند.مثال:

من حالا هیچ پول ندارم
i don't have any money now
من مجبورم همیشه سخت کار کنم
i always have to work hard

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:39
زمان حال استمراری

این زمان توصیف کننده ی عملی است که به صورت استمرار در لحظه حال انجام شود و برای تشکیل آن از فعل to be زمان حال و اضافه کردن ing به آخر فعل اصلی استفاده می گردد

مثال

علی الان مشغول تماشای تلویزیون است
Ali is watching television now

برای منفی کردن این زمان کلمه نفی not را مستقیما بعد از am/is/are قرار می دهیم

مثال

آنها به رادیو گوش نمی کنند
They are not listening to the radio

برای سوالی کردن فعل کمکی را در ابتدای جمله مستقیما قبل از فاعل قرار می دهیم

مثال

آیا اکنون او خواب است؟
Is he sleeping now?

موارد استعمال زمان حال استمراری

1_ زمان حال استمراری را زمان حال واقعی نیز می نامند؛یعنی فعل به صورت واقعی در لحظه حال انجام می گیرد و معمولا علامت مشخصه آن قید زمان now و at present به معنای در حال حاضر است

مثال

برادرم اکنون مشغول خواندن کتاب است

My brother is reading a book now

2_به جای زمان آینده نزدیک نیز بکار میرود مشروط بر آنکه قید زمان آینده حتما در جمله باشد

مثال

او روز جمعه به اینجا خواهد آمد
He is coming here on next friday

3_ در بیان تمایل و عادت دایمی مشروط بر آنکه یکی از قیودی که به معنی دایم و همیشه باشد در جمله بکار برده شده باشد

مثال

شما همیشه می خندید
You are always laughing

4_چنانچه عادتی تازه شروع شده باشد و معلوم گردد تا مدت زیادی ادامه نخواهد داشت

مثال

من روزی سه مرتبه دارو مصرف می کنم
I am taking the medicine three times a day

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:39
شناسایی این زمان در تست های چهار جوابی

1_ این زمان معمولا با قیود زمانی مانند now _ at present _ at this moment _ right now _ for the time being بکار می رود؛ مشروط بر آنکه فعل جمله جزء افعال خودکار نباشد

در حال حاضر معلم مشغول تدریس زبان انگلیسی می باشد
At present,the teacher is teaching english

2_ اگر ابتدای جمله ای با وجه امری آغاز شود؛قسمت دیگر جمله به احتمال قوی زمان حال استمراری است؛مثال

گوش کن دارم با تو صحبت می کنم
Listen!i am talking to you

نکته مهم:اگر بعد از وجه امری بلافاصله کلمات here و there قرار گیرد؛به جای حال استمراری بایستی از زمان حال ساده بشرح زیر استفاده کرد:

به محل فاعل و فعل جمله با دقت توجه کنید

نگاه کن !تیم فوتبال به اینجا میاید
Look!the football team is coming here
Look!here comes the football team


نکاتی که باید در مورد زمان حال استمراری بدانید

1_ چنانچه فعلی به e ختم شود هنگام اضافه کردن ing به آخر فعل e حذف میگردد
مثال

او مشغول نوشتن نامه است
He is writing a letter

2_ چنانچه فعلی به یک حرف بی صدا ختم شود و قبل از آن یک حرف با صدا باشد و فشار صدا روی قسمت آخر فعل باشد حرف آخر تکرار می گردد
مثال

او دارد پنجره را می بندد
He is shuting the wimdow

3_ اگر فعلی به ie ختم شود هنگام اضافه کردن ing به آخر فعل ie تبدیل به y می گردد
مثال

او دارد از گرسنگی می میرد
He is dying of hunger

نکته مهم:

ترجمه زمان حال استمراری در بعضی افعال مانند ترجمه زمان ماضی نقلی است مثلا در جمله : او در کلاس نشسته است ؛ نشان می دهد که جمله زمان حال استمراری است در حالی که پسوند (است) که به آخر اسم مفعول (نشسته)اضافه شده فرمول ماضی نقلی را در زبان فارسی نشان می دهد و دانشجویان نباید در این مورد مرتکب اشتباه شوند

او اکنون در کلاس نشسته است
He is sitting in the class now


افعال خودکار در زمان استمراری

بعضی از افعال که اغلب بیان کننده احساس هستند؛بصورت استمرار در زمان های استمراری بکار نمی روند

Imagine
Realize
Feel
Think
Forgive
Smell
Taste
Forget
Believe
Remember
Know
Owe
Hate
Need
Dislike
Suppose
See
Understand
Notice
Have
Possess
Seem
Want
Hear
Recognize
Own
Hope
Belong to
Wish
Like

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:40
تذکر 1:

فعل consider چنانچه در معنای تصور کردن بکار رود ing نمی گیرد ولی چنانچه در معنای بررسی کردن بکار رود ing می گیرد؛مثال

تصور میکنم شما در اشتباه هستید
I consider you are mistaken
من مشغول بررسی امر ازدواج هستم
I am considering getting married

تذکر 2:

فعل feel چنانچه در معنای احساس کردن بکار رود ing نمی گیرد ولی چنانچه در معنای لمس کردن باشد ing می گیرد؛مثال:

احساس میکنم که او مایل نیست بیاید
I feel that he doesn't like to come
من دارم این پارچه را لمس می کنم
I am feeling this material

تذکر 3:

فعل like اگر در معنای دوست داشتن بکار رود ing نمی گیرد ولی چنانچه در معنای لذت بردن بکار رود ing می گیرد؛مثال

من این کتاب را خیلی دوست دارم
I like this book very much
دارم از این فیلم لذت می برم
I am liking this film

تذکر 4:

فعل taste چنانچه در معنای مزه دادن بکار رود ing نمی گیرد ولی چنانچه در معنای چشیدن باشد ing می گیرد؛مثال

سیب مزه شیرینی دارد
The apple tastes sweet
دارم سوپ را می چشم
I am tasting the soup

وجه امری

چنانچه انجام عملی یا عدم انجام فعلی را از مخاطب بخواهیم از وجه امری استفاده می شود.مصدر بدون to در زبان انگلیسی فعل امر است و این فعل می بایستی در ابتدای جمله نوشته شود.مثال:

مصدر
To come
فعل امر
Come

فعل امر اکثرا با کلمه please به معنای خواهش می کنم همراه است؛مثال:

لطفا کتاب را به من بدهید
Please give me the book

برای منفی کردن کافیست do not را در ابتدای جمله قرار دهید؛مثال:
بیا اینجا
Come here
اینجا نیایید
Don't come here

نکته:
ضمیر you همیشه در وجه امری مستتر می باشد و احتیاج به بیان آن نیست مگر در موردی که اشاره به فرد خاصی بشود؛و در اینجا تاکید روی فرد مخصوصی بین چند نفر می باشد؛ مثال:

شما به اینجا بیایید
You come here
!
فعل let در حالت امری بطریق زیر بکار میرود:
مصدر بدون to + ضمیر یا اسم+ let

مثال:
بگذار برود
Let him go

نکته مهم:let's مخفف let us می باشد و یک فرق بسیار مختصر بین آنها وجود دارد؛ به دو جمله زیر دقت کنید:

پدر اجازه بدهید به سینما برویم(یعنی شما هم با ما باشید)
Father,let's go to the cinema
پدر اجازه بدهید ما به سینما برویم(مثلا من و خواهرم)
Father,let us go to the cinema


ضمایر مفعولی

چون این ضمایر در حالت مفعولی بکار می روند یعنی عمل فاعل روی آنها انجام می گردد؛ از این لحاظ آن ها را ضمایر مفعولی می نامند

Me
You
Him
Her
It
Us
You
Them

به مثال زیر توجه کنید

او به من انگلیسی می آموزد
She teaches me english

تبصره: در جواب سوال who is it‎?‎ به معنای کیست؟می توان از ضمیر مفعولی بجای ضمیر فاعلی استفاده کرد
کیست؟

Who is it?
من هستم
It is me

در حالیکه از نقطه نظر گرامری می بایستی بعد از is ضمیر فاعلی استفاده کرد؛یعنی it is i صحیح است ولی در مکالمه معمولا از طریق اول استفاده می گردد

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:41
جای دو مفعول در جمله

اگر جمله ای دارای دو مفعول باشد؛چنانچه مفعول شخصی بعد از مفعول شی بکار رود بایستی قبل از مفعول شخص از حروف فعل جمله که اکثرا to-for می باشد استفاده گردد؛ولی اگر مفعول شخصی (ضمیر مفعولی ) مستقیما بعد از فعل بکار رود هیچ گونه حرف اضافه ای قبل از آن بکار نمی رود؛مثال:

من کتابم را به او دادم
I gave my book to him
I gave him my book

توجه:فعل explain از قواعد فوق مستثنی بوده یعنی در هر دو حالت قبل از ضمیر مفعولی از حرف اضافه to استفاده می گردد؛مثال:

من مشکل خود را برای او توضیح دادم
I explained my difficulty to him
I explained to him my difficulty

مفعول با واسطه و بی واسطه

مفعول با واسطه مفعولی است که به وسیله یک حرف اضافه در زبان فارسی معنی آن کامل شود؛در حالیکه مفعول بی واسطه مفعولی است که احتیاجی به حروف اضافه نداشته و علامت آن در زبان فارسی (را)می باشد؛مثال:

من او را دیدم
I saw him
من کتابم را به او دادم
I gave him the book

همانطوریکه در دو جمله فوق میبینید کلمه him هم نقش مفعول با واسطه و هم بی واسطه را بازی می کند؛در جمله اول بی واسطه است زیرا در ترجمه آن حرف (را) موجود بوده ولی در جمله دوم با واسطه می باشد زیرا از حرف اضافه (به) استفاده شده است

ضمایر ملکی

کلمه ای است که علاوه بر ضمیر بودن مالکیت را بیان می کند و در حقیقت بجای صفت ملکی و اسم می نشیند

این کتاب من است و آن کتاب شماست
This is my book and that is your book
This is my book and that is yours

ضمایر ملکی:

Mine
Yours
His
Hers
Its
Ours
Yours
Theirs

نکته: گاهی بعد از حرف اضافه of از ضمیر ملکی نیز استفاده می شود؛مثال:

او یکی از دوستان من است
He is a friend of mine=He is one of my friends


صفات ملکی

برای نشان دادن مالکیت شی نسبت به انسان از صفات ملکی استفاده میشود و این کلمات همیشه قبل از اسم بکار می روند

My
Your
His
Her
Its
Our
Your
Their

مثال:
من هر روز موی سرم را شانه میکنم
I comb my hair every day

نکته:کلمه own چنانچه بعد از صفت ملکی بکار رود مالکیت را تاکید می کند

این اتومبیل مال من است(تاکید ندارد)
This is my car
این اتومبیل خود من است(تاکید دارد)
This is my own car

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:42
زمان گذشته ساده

توصیف کننده عملی است که در گذشته بوقوع پیوسته است؛برای ساختن این زمان بعد از فاعل گذشته فعل اصلی را بایستی در جمله بکار برد؛فرمول این زمان بقرار زیر است:

قید زمان+قید مکان+مفعول+گذشته فعل اصلی+فاعل

مثال:
من دیشب او را در تئاتر دیدم
I saw him at the theatre
last night

برای یادگیری این زمان لازمست گذشته افعال را بخوبی یاد بگیریم

1_افعال با قاعده
افعالی که برای ساختن گذشته و اسم مفعول به آخر آنها d و یا ed اضافه می کنیم
To work ---> worked

2_افعال بی قاعده
افعالی که گذشته و اسم مفعول آنها فرم و شکل دیگری دارند و خود به سه دسته تقسیم میشوند:

دسته اول
افعالی که فرم گذشته و اسم مفعول آنها با یکدیگر یکسان است

دسته دوم
افعالی که گذشته و اسم مفعول آنها با یکدیگر فرق دارد

دسته سوم
افعالی که حال و گذشته و اسم مفعول آنها یکی است

تو لینک زیر میتونید افعال بی قاعده رو یاد بگیرید
کد:
English Irregular Verbs ([فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را ببینند .])

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:43
نکاتی که در مورد زمان گذشته ساده باید بدانید

1_ چنانچه فعلی به t و یا d ختم شود ed اضافه شده در آخر آن بصورت یک سیلاب جداگانه و id تلفظ می گردد؛مثال:

To want ----> wanted

2-چنانچه فعلی به s-sh-ch-p ختم شود ed اضافه شده در آخر آن ( ت )تلفظ می شود؛مثال:

من کتاب را هفته پیش تمام کردم
I finished the book last week

3_ چنانچه فعلی به y ختم شود و قبل از y یک حرف بیصدا باشد هنگام اضافه کردن ed به آخر فعل y تبدیل به i شده و سپس ed اضافه می گردد؛مثال:

To try ----> tried

4_ چنانچه فعلی به y ختم شود ولی قبل از آن یک حرف با صدا باشد در این صورت y تغییر نمی کند و فقط ed اضافه می گردد؛مثال:

To obey ----> obeyed

5_ اگر فعلی به یک حرف بی صدا ختم شود و قبل از آن یک حرف با صدا باشد و فشار صدا روی قسمت آخر کلمه باشد حرف آخر تکرار می گردد؛مثال

To stop ----> stopped

فرم منفی زمان گذشته ساده

فعل کمکی did را با کلمه منفی not بعد از فاعل و قبل از فعل اصلی قرار می دهیم؛مثال:


او دیشب به آنجا رفت
He went there last night
او دیشب به آنجا نرفت
He did not go there last night


فرم سوالی زمان گذشته ساده

فعل کمکی did را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار می دهیم؛مثال:


آیا دیشب به آنجا رفتید؟

Did you go there last night?


تبصره مهم:گذشته فعل فقط در یک جمله مثبت بکار می رود و چنانچه جمله سوالی و یا منفی شود بایستی فعل زمان حال را بکار برد؛مثال:


او رفت
He went
او نرفت
He did not go


آیا او رفت
Did he go?
آیا او نرفت؟
Didn't he go?


همانطوریکه در جمله 4 میبینید برای منفی سوالی کردن زمان گذشته ساده didn't را قبل از فاعل در ابتدای جمله قرار می دهیم

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:44
زمان گذشته استمراری

توصیف کننده عملی است که بصورت استمرار در گذشته بوقوع بپیوندد؛برای ساختن این زمان فعل to be زمان گذشته را بعد از فاعل نوشته و سپس از فعل اصلی و ing استفاده می کنیم

ing+فعل اصلی+was/were +فاعل

مثال

I was teaching at 8 o'clock this morning
من امروز ساعت 8 مشغول تدریس بودم

_برای منفی کردن زمان گذشته استمراری کلمه not را مستقیما بعد از فعل was و were قرار می دهیم؛مثال:
آیا ساعت 10 داشتید تلویزیون نگاه می کردید؟
Were you watching television at 10 o'clock?

برای منفی سوالی کردن این زمان was not و were not را بصورت فرم مختصر یا مخفف در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار می دهیم؛ مثال:

آیا ساعت 6 با او صحبت نمی کردی؟
Weren't you speaking with him at 6 o'clock?

موارد استعمال گذشته استمراری

1_ این زمان اکثرا با یک زمان گذشته ساده همراه است؛مثال:


وقتی که داشتید بازی می کردید من شما را دیدم
As you were playing,i saw you
وقتی که داشتید بازی می کردید من شما را دیدم
While you were playing,i saw you
وقتی که شما آمدید من مشغول تماشای تلویزیون بودم
When you came,i was watching television


نکته مهم:با توجه به جملات بالا نتیجه می گیریم که بعد از when گذشته ساده و بعد از as و while گذشته استمراری بکار می رود


2_ این زمان ممکن است با یک زمان گذشته استمراری دیگری نیز بکار رود؛مثال:
او مشغول خواندن کتاب بود زمانیکه تو خواب بودی

He was reading a book while you were sleeping


3_ برای نشان دادن عملی که در گذشته چندین بار اتفاق افتاده است؛مثال:
هر وقت که به آنجا می رفتم او مشغول کار بود
Whenever i went, he was working


شناسایی این زمان در تست های چهار جوابی

1_ اگر قسمتی از یک جمله با قید when گذشته ساده باشد؛بخش دیگر جمله به احتمال قوی یا گذشته استمراری است یا ماضی بعید؛مثال:


When he came here,we were having lunch

When he came here,we had gone to the cinema


2_ اگر قسمتی از جمله گذشته استمراری باشد بخش دیگر جمله یا گذشته ساده است یا گذشته استمراری دیگر؛مثال:


هنگامیکه او مشغول بازی بود؛من از منزل بیرون رفتم

While he was playing,i went out of the house

هنگامیکه او مشغول بازی بود؛من داشتم حمام می کردم
While he was playing,i was having a bath

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:48
کلمات استفهام

محل این کلمات در ابتدای جمله می باشد و عبارتند از:

کجا
Where
چگونه
How
چقدر
How much
چند تا
How many
چه مدت
How long
چند وقت به چند وقت
How often
چه کسی
Who
چه کسی را ؛ به چه کسی
Whom
کدام ؛ کدام را
Which
کدامیک ؛ کدامیک را
Which one
مال چه کسی
Whose
چه چیزی ؛ چه چیزی را
What
تا کجا ؛ چه فاصله ای
How far
چرا
Why
کی ؛ چو موقع
When
چه ساعتی
What time

نکته مهم:بعد از کلیه کلمات استفهام بایستی بلافاصله فعل کمکی زمان مربوط به جمله (do,does) در حال ساده_ did در گذشته ساده_ will در آینده ساده و غیره) قرار بگیرد به استثنای who که جانشین فاعل است و فقط جای فاعل می نشیند و تغییر دیگری در جمله داده نمی شود.

کلمات what و which در زمانیکه اشاره به فاعل جمله می کنند احتیاجی به فعل کمکی زمان ندارند؛ مثال:

او برای دخترش یک هدیه خرید
He bought a gift for his daughter
او برای دخترش چه چیزی خرید؟
What did he buy for his daughter?
علی دیشب به اینجا آمد
Ali came here last night
چه کسی دیشب به اینجا آمد؟
Who came here last night?
هتل آتش گرفت
The hotel caught fire
چه چیزی آتش گرفت؟
What caught fire?


مهم: چنانچه what و which در حالت مفعول مورد سوال باشند؛ حتما بایستی فعل کمکی زمان مربوطه در جمله ذکر شود؛مثال:

او هفته قبل یک اتومبیل خرید
He bought a car last week
او هفته قبل چه چیزی خرید؟
What did he buy last week?

در این جمله what به جای مفعول (a car)بکار رفته و در حقیقت مفعول برای سوال کننده مجهول است و می خواهد بداند چه چیزی را خریده است.

من با هر دوی آنها صحبت کردم
I talked to both of them
کدام را بیشتر دوست دارید؟
Which do you like best?

در این جمله which حالت مفعولی دارد و به جای یکی از آن ها که مفعول جمله اولی می باشد بکار رفته است


کاربرد کلمات استفهامی

1_ کلمه who اشاره به فاعل جمله می کند و جانشین فاعل می گردد و فعلش همیشه تابع سوم شخص مفرد است؛ مثال:

چه کسی در این کلاس تدریس می کند؟
Who teaches in this class?

بنابر این زمانی از who استفاده می شود که فاعل برای ما نا معلوم باشد

2_ کلمه whom ضمیر استفهامی است که جانشین مفعول جمله بوده و معنای آن معادل (چه کسی را ؛ به چه کسی)در زبان فارسی است

من دیشب علی را دیدم
I saw ali last night
دیشب چه کسی را دیدید؟
Whom did you see last night?

پس زمانی از whom استفاده می شود که مفعول شخص در جمله برای ما معلوم نباشد؛در زبان انگلیسی گاهی اوقات از کلمه who بجای whom نیز استفاده می شود بدون اینکه کوچکترین فرقی از لحاظ معنی داشته باشد؛ مثال:

چه کسی را دیدید؟
Whom did you see?
Who did you see?

نکته:کاملا واضح است که این who مفعولی است زیرا بعد از آن فعل کمکی بکار کار رفته است و حال آنکه بعد از who که حالت فاعلی داشته باشد هرگز افعال کمکی بکار نمی رود
چنانچه در حالت فوق فعل دارای حرف اضافه باشد جمله را می توان به دو طریق نوشت:

با چه کسی صحبت کردید؟
To whom did you talk?
Whom did you talk to?




3_ کلمه which یا which one در حالت فاعلی و مفعولی بکار می روند

4_ کلمه what که در آغاز این درس کاربرد آن بررسی گردید

5_ کلمه whose نشان دهنده مالکیت است؛یعنی زمانی بکار میرود که مالکیت شی یا شخص نسبت به انسان مجهول و نا معلوم باشد.مثال:

این کتاب مال چه کسی است؟
Whose book is this?
این مال چه کسی است؟
Whose is this?

در جمله اول چون whose قبل از اسم آمده صفت استفهامی است در حالیکه در جمله دوم چون قبل از فعل بکار رفته است ضمیر استفهامی نامیده می شود؛ اکثرا بعد از whose از اسم استفاده می شود.

6_ کلمه when را در زبان انگلیسی قید استفهامی زمان گویند و زمانی بکار می رود که قید زمان در جمله مجهول باشد

چه موقع او تهران را ترک کرد؟
When did he leave tehran?

7_ کلمه how long قید استفهامی زمان است و زمانی بکار می رود که طول زمان یا مدت زمان برای فردی نا معلوم و مجهول باشد

چه مدت در آنجا ماندید؟
How long did you stay there?

تذکر 1: کلمه پرسشی how long اکثرا با ماضی نقلی استمراری کاربرد بیشتری دارد.
چه مدت در این موسسه مشغول تدریس هستید؟
How long have you been teaching in this institute?

تذکر 2:کلمه how long برای پرسش طول یک مکان نیز بکار میرود
طول این اطاق چقدر است؟
How long is this room?




8_ کلمه where قید استفهامی مکان است؛این کلمه زمانی در ابتدای جمله بکار می رود که قید مکان در جمله نا معلوم باشد؛مثال:

او کجا رفت؟
Where did he go?

9_ کلمات how often,how many times قیدهای استفهامی تکرار می نامند و زمانی در جمله بکار می روند که تعداد انجام عمل یا حالتی نا معلوم باشد؛مثال:

او چند وقت به چند وقت به سینما می رود؟
How often does he go to the cinema?
هفته ای چند بار به سینما می رود؟
How many times a week does he go to the cinema?

10_ کلمه how قید استفهامی کیفیت و حالت نامیده می شود؛این کلمه زمانی در جمله بکار می رود که چگونگی انجام کاری نامعلوم باشد؛مثال:

چطور به آنجا رفتید؟
How did you go there?

11_ کلمه how much قید استفهامی مقدار است و زمانی در جمله بکار می رود که مقدار و میزان چیزی نا معلوم باشد؛مثال:

چقدر پول برای کتاب پرداختید؟
How much did you pay for the book?



12_ کلمه how far قید استفهامی مسافت است و زمانی بکار می رود که فاصله بین دو محل برای سوال کننده نامعلوم باشد؛مثال

فاصله تهران تا مشهد چقدر است؟

How far is tehran to mashhad?

نکته : در پاسخ how far ( در معنی تا کجا ) قبل از مکان از as far as در معنی "تا" استفاده می شود و کاربرد till و until که مختص زمان هستند غلط است


13_ کلمه why قید استفهامی علت و دلیل است؛و زمانی در جمله بکار می رود که علت و سبب انجام کاری برای پرسش کننده معلوم نباشد؛مثال

چرا او به انگلستان رفت؟

Why did he go to england?

نکته: کلمه what...for معادل کلمه why است؛مثال:

برای چه آن کار را کردید؟=چرا آن کار را انجام دادید؟

What did you do that for?=why did you do that?

نکته بسیار مهم:

چنانچه کلمات استفهامی در وسط جمله به عنوان یک کلمه ربط بکار روند؛جمله حالت سوالی خود را از دست داده و بصورت خبری بیان شده و علامت سوال از جمله حذف خواهد شد


مثال

علی کجاست؟(سوالی)

Where is ali?

نمیدانم علی کجاست؟(خبری)

I don't know where ali is

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:48
اسم قابل شمارش و غیر قابل شمارش

اسم قابل شمارش

اسمی است که ریشه آن هم مفرد است و هم جمع ؛ یعنی هم در مفرد بودن و هم در جمع بودن تعداد آن برای هر کس مشخص و معلوم است و می توان تعداد آن را ذکر کرد؛بعبارت دیگر اسمی است که می توان آنرا شمرد.

یک کتاب
A book
دو کتاب(دو کتاب)
Two books

اسم غیر قابل شمارش

اسمی است که ریشه آن نه مفرد است و نه جمع و به خودی خود قابل شمارش نیست؛مانند:

نمک
Salt
شکر
Sugar
چای
Tea
قهوه
Coffee
پنیر
Cheese
آب
Water
نان
Bread
طلا
Gold
شیر
Milk
کره
Butter

اسامی فوق به خودی خود قابل شمارش نیستند؛مثلا نمی توانیم بگوییم (دیروز دو تا پول به او دادم) بلکه واحد پول که قابل شمارش است را استفاده می کنیم

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:49
چگونه یک اسم غیر قابل شمارش را می توان قابل شمارش نمود؟

برای بیان یک واحد از اسمی که غیر قابل شمارش است باید واحد آن را که یک اسم قابل شمارش است در ابتدای آن بنویسیم؛مثال:

یک قرص نان
A loaf of bread
یک بطر شیر
A bottle of milk
یک لیوان آب
A glass of water
یک فنجان چای
A cup of tea
یک قالب صابون
A bar of soap

بنابراین کلمات loaf,bottle,glass,cup,bar در اینجا قابل شمارش بوده و می توان از آنها برای قابل شمارش کردن اسامی غیر قابل شمارش استفاده کرد؛مثال:

سه فنجان چای
Three cups of tea

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:49
حرف تعریف نامعین (a,an‎)‎

حرف تعریف نامعین نقش نکره را در زبان فارسی ایفا می کند و زمانی که بخواهیم بطور کلی از اسمی در مفهوم عام صحبت می کنیم می بایستی یا از a,an استفاده کنیم یا اسم را بصورت جمع بیان کنیم؛مثل:

اسب حیوان خوبی است
A horse is a good animal
دیشب فیلم مهیجی را دیدم
I saw an exciting film last night

چنانچه اسمی با یکی از حروف صدا دار u,o,i,a,e آغاز شود به جای a باید از an استفاده کرد.

تبصره:اگر کلمه ای با های غیر ملفوظ شروع شود باید از an به جای a استفاده کرد؛های غیر ملفوظ عبارتست از حرف h که در ابتدای کلمه قرار می گیرد و تلفظ نمی گردد؛مثال:

یک ساعت
An hour
یک افتخار
An hounour
یک مرد شریف
An honest man

حروف نامعین a,an فقط با اسامی قابل شمارش بکار می روند و هرگز نمی توان آنها را با اسم غیر قابل شمارش بکار برد؛مثال:

تام مشغول خوردن یک سیب است
Tom is eating an apple

نکته:چنانچه اسمی با یکی از حروف صدادار آغاز شود ولی حرف اول آن صدای حروف صدادار را نداشته باشد بایستی از استفاده کنیم؛مثال:

یک اتحادیه
A union
یک دانشگاه
A university
یک کتاب مفید
A useful book
یک اروپایی
A european

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:50
فرق a,an با کلمه one

حرف a,an زمانی بکار می روند که تاکیدی روی کلمه a,an نباشد و هیچگونه اشاره ای به تعداد نمی کند و معمولا این دو کلمه اسمی را در یک مفهوم کلی و نکره نشان می دهند

در این ردیف یک جای خالی موجود است
There is a vacant seat in this row

ولی هر گاه بخواهیم نظر مخاطب را به یک شی یا امر منحصر به فرد جلب کنیم و یا تعداد آنرا مشخص کنیم از کلمه one استفاده می کنیم؛مثال:

در این ردیف یک جای خالی موجود است(فشار روی کلمه one می باشد)

این جمله علاوه بر تاکید یک جای خالی اشاره می کند که فقط یک جای خالی در این ردیف موجود است

توجه:قبل از اسامی غیر قابل شمارش چون a,an بکار نمی رود بنابراین بجای آنها در جملات مثبت از some و در جملات سوالی یا منفی از any استفاده خواهد شد؛مثال:

She drinks some milk every morning
Does she drink any milk every morning?
No,he doesn't drink any milk

تذکر مهم:کلمات money,all the money,advice,news,furniture,information که جمع و مفرد آنها یکی است هرگز با a,an بکار نمی روند و بجای آنها از some استفاده می شود و همیشه با فعل مفرد بکار می روند.بدیهی است اگر جمله منفی یا سوالی شود بجای some از any استفاده می شود؛مثال:

معلم او را مقداری نصیحت کرد
The teacher gave him some advice




There is-There are

برای نشان دادن ماهیت وجود شی یا فردی در زبان انگلیسی از there is (وجود دارد) و there are (وجود دارند)استفاده می شود.

there is قبل از اسم قابل شمارش مفرد و یا اسم غیر قابل شمارش بکار می رود.

There are فقط قبل از اسامی قابل شمارش بکار می رود(البته اسم قابل شمارش بصورت جمع است؛مثل books

یک سیب روی میز است
There is an apple on the table
در داخل پارچ مقداری آب موجود است
There is some water in the jug
در این اتاق 4 تختخواب وجود دارد
There are four beds in this room
در این کلاس دانشجویان زیادی هستند
There are many students in this class

برای سوالی کردن جای is و are را با there عوض می کنیم؛مثال:

آیا در داخل پارچ آب وجود دارد؟
Is there any water in the jug?
آیا در کتابخانه شما پنجاه جلد کتاب یافت می شود؟
Are there fifty books in your library?

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:50
اضافه ملکی در انگلیسی

اضافه ملکی در فارسی همان علامت کسره است که به آخر اسم اول اضافه می کنندو این علامت کسره مالکیت شی و یا فردی را نسبت به انسان و یا شی دیگری نشان می دهد؛مثال

کتاب حسن
پنجره اتاق
برادر محمد

در زبان فارسی اولین اسم را مضاف (اضافه شده) و کلمه دوم را مضاف الیه(یعنی اسمی که به آن اضافه شده است) گویند. بنابر این علامت کسره می بایستی همیشه زیر مضاف قرار گیرد.

برای نشان دادن اضافه ملکی در زبان انگلیسی به دو طریق عمل می گردد:

1_ برای نشان دادن مالکیت شی نسبت به شی دیگر به جای علامت کسره از حرف اضافه of استفاده میشود؛مثال:

پنجره اتاق
The window of room

توجه: گاهی اوقات بجای بکار بردن حرف اضافه of می توان با جابجا کردن دو اسمی که در اطراف of بکار رفته اند نسبت به حذف of اقدام نمود؛ در این حالت اسم اول به عنوان صفت (توصیف کننده) بکار می رود؛مثال:

میز آشپزخانه گرد است
The table of the kitchen is round
The kitchen table is round

2_ برای نشان دادن مالکیت شی نسبت به انسان و یا فردی نسبت به فرد دیگر (آپوستروف s =s')استفاده می شود؛مثال:

کتاب حسن
Hassan's book
خواهر دوستم
My friend's sister

نکته: اگر اسم بصورت جمع بکار برده شود در این حالت فقط علامت آپوستروف(') را در بالا و سمت راست s جمع قرار می دهیم و s دیگری اضافه نمی گردد؛مثال:

کلاس دوستانم
My friends' class
کلاه های بچه ها
The boys' hats

نکته: چنانچه در یک عبارت و یا جمله ای دو علامت اضافه ملکی موجود باشد عینا باید هر دو دارای علامت (‎'s‏)باشند ؛مثال:

منزل برادر دوستم
My friend's brother's house

قبل از طول زمان هنگامی که با حرف اضافه in بکار رود می توان از کاما (,) و کلمه time استفاده نمود؛مثال:
من تا دو ساعت دیگر بر می گردم

I will come back in two hours' time
I will come back in two hours

برای نام فروشگاه ها و مغازه ها و بعضی از اماکن از (‎'s‏)‏ بعد از اسم فاعل یعنی فردی که در آنجا کار می کند؛استفاده می گردد؛مثال:

نانوا
Baker
نانوائی
Baker's
آرایشگر
Barber
آرایشگاه
Barber's

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:50
زمان آینده ساده

برای ساختن این زمان افعال کمکی shall و will را مستقیما بعد از فاعل بکار برده و سپس از مصدر بدون to (یعنی زمان حال فعل) استفاده می گردد؛فرمول زمان آینده ساده بشرح زیر است:

قید زمان+قید مکان+مفعول+فعل اصلی+shall/will+فاعل

از فعل کمکی shall برای او شخص مفرد و اول شخص جمع و برای سایر ضمایر از will استفاده می شود.امروزه برای تمام ضمایر از will استفاده می شود

من فردا او را در کلاس خواهم دید
I shall see him in the class tomorrow
I will see him in the class tomorrow

توجه: فرم مخفف shall not ؛shan't و فرم مخفف will not ؛ won't می باشد

برای سوالی و منفی کردن زمان آینده بهتر است فرم مخفف won't را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار دهیم؛مثال:

آیا شما فردا صبح با ما نخواهید آمد؟
Won't you come with us tomorrow morning?
فرق shall و will در زمان آینده

کاربرد shall در اول شخص مفرد و اول شخص جمع نشان دهنده عملی است که واقعا در آینده صورت خواهد گرفت بدون اینکه فاعل قصدی در آن داشته باشد.از این لحاظ کلیه جملاتی را که با shall در اول شخص مفرد و جمع به کار می بریم یک آینده خالص می باشد؛که آنرا در انگلیسی pure future گویند.


مثلا هنگامی که گفته می شود:


من فردا در اداره خواهم بود
I shall be at the office tomorrow


کاملا معین است که فقط عمل در آینده واقع می شود بدون آنکه فاعل بتواند در آن کوچکترین دخالتی داشته باشد؛زیرا در جمله اول فاعل یک کارمند است و بایستی روز بعد در اداره باشد.


در هر حال shall قصد و تصمیمی را نمی رساند ولی فعل کمکی will در آینده نمایانگر قصد و قول و تصمیمی است که بوسیله فاعل جمله گرفته شده است


من فردا او را خواهم دید(قصد دارم او را ببینم)
I will see him tomorrow
من او را فردا خواهم دید(قصدی در کار نیست و اکثرا او را می بینم)
I shall see him tomorrow


چنانچه برای کلیه ضمایر فاعلی در زمان آینده از will استفاده گردد آن زمان را آینده مشدد یا intensive future گویند که اکثر مردم بخصوص آمریکایی ها برای تمام ضمایر از will استفاده می کنند


نکته مهم: می توان از shall در موارد زیر استفاده کرد:


1_ کسب اجازه برای انجام کاری


می توانم داخل شوم؟
Shall i come in


2_پیشنهاد انجام عملی


مطلب را به او بگویم یا نه؟
Shall i tell him the matter or not?


3_ کلمه shall در دوم و سوم شخص مفرد زمانی بکار می رود که گوینده بخواهد مخاطب را از انجام عملی باز دارد و این تقریبا یک نوع تهدید محسوب می شود؛مثال:


تو او را دوباره نخواهی دید(یعنی من نخواهم گذاشت که او را دوباره ببینید)
You shall not see her again


4_ زمانی که کاری در اثر مرور زمان خود به خود عملی گردد در این حالت می توان در دوم شخص مفرد بجای will از shall استفاده کرد؛مثال:


شما ماه آینده 16 ساله خواهید شد
Next month you shall be sixteen


همانطوریکه قبلا نیز اشاره شد کلمات زیر با زمان آینده بکار نمی روند بلکه بعد از آنها اکثرا زمان حال ساده و گاهی اوقات نیز زمان ماضی نقلی بکار می رود؛این کلمات عبارتند از:


When,if,after,before,as soon as,as long as,until,unless
مثال:
اگر او اینجا بیاید او را خواهی دید
If he comes here,you will see him


کاربرد be going to در زمان آینده

در زمان آینده نقش will را بازی می کند یعنی نمایانگر قصد و تصمیم است منتهی در مورد این قصد قبلا پیش بینی لازم به عمل آورده شده ؛در حقیقت will با going to برابر بوده ولی یک فرق جزئی بین آنهاست که این اختلاف با جملات زیر روشن می شود

او مقداری پارچه خریده و تصمیم دارد(قصد دارد)یک پیراهن بدوزد
She has bought some cloth ,she is going to make a dress

در این جمله خریدن پارچه به منظور تهیه پیراهن است و جمله نشان می دهد زمانی بایستی از going to استفاده کنیم که قبلا در مورد عملی که قصد انجام آن را داریم پیش بینی و تهیه لازم را دیده باشیم و این پیش بینی همان خرید پارچه است

و حال به دو جمله زیر دقت کنید:

پدر:من ساعتم را در طبقه بالا جا گذاشتم
Father:i've left my watch upstairs
پسر:من آنرا برایتان خواهم آورد
Son:i will get it for you

در جمله دوم پسر از پیش نمی دانسته است که پدرش ساعتش را در طبقه بالا جا گذاشته است بهمین جهت بجای going to از will استفاده می شود.

می توان بجای going to از افعال want و plan و decide نیز استفاده نمود؛مثال:

قصد دارم(تصمیم دارم) با او صحبت کنم
I want to talk to him
I plan to talk to him
I have decided to talk to him

بعد از to be going to که نقش زمان آینده را بازی می کند از دو فعل go و come استفاده نمی گردد بلکه بجای آن از زمان حال استمراری با قید زمان آینده مشخص استفاده می شود:

مثلا بجای جمله:
He is going to come tomorrow
بهتر است بگوئیم:
He is coming tomorrow

نکته: اکثر دانشجویان تصور می کنند که to be going to فقط در زمان آینده بکار می رود در حالیکه این امر اشتباه بوده و ما می توانیم در زمان گذشته نیز برای تمام ضمایر از آن استفاده کنیم؛مثال:

من قصد داشتم به شما بگویم ولی او اجازه نداد
I was going to tell you,but he didn't let me

† Prince Soroush †
08-08-2011, 09:51
زمان آینده استمراری

توصیف کننده عملی است که بصورت استمرار در آینده بوقوع بپیوندد؛برای تشکیل این زمان بعد از فاعل از فعل کمکی be در زمان آینده استفاده خواهد شد سپس فعل اصلی را با ing در جمله قرار می دهیم

آنها مشغول کار کردن خواهند بود
They will be working

برای منفی کردن این زمان کلمه not را بعد از shall و will بکار می بریم
وقتی شما برگردید؛من مشغول کار نخواهم بود
I shall not be working when you return

برای سوالی کردن نیز will را در ابتدای جمله قبل از فاعل بکار می برند
آیا ماه آینده همین موقع شما اینجا کار می کنید؟
Will you be working here at this time next month?

برای سوالی منفی کردن shan't و won't را در ابتدای جمله مستقیما قبل از فاعل قرار می دهیم:
آیا فردا ساعت 5 بعد از ظهر مشغول کار کردن نخواهید بود؟
Won't you be working at 5 o'clock tomorrow afternoon?

این زمان همچنین بیانگر عملی است که در یک دوره نامحدود در زمان آینده به وقوع می پیوندد؛مثال:
زمانی که به لندن برسیم احتمالا باران می بارد
When we reach london,it will probably be raining

توجه: یکی از علائم این زمان اینست که قید زمان را معمولا در ابتدای جمله می نویسند؛مثال:
ماه آینده همین موقع دارم به انگلستان پرواز میکنم
At this time next month, i will be flying to England

شناسایی این زمان در تست های 4 جوابی

1_ وجود قید زمان at this time قبل از قید زمان آینده مانند tomorrow,next week,next month می باشد؛مثال:

سال آینده همین موقع شما در دانشگاه تهران مشغول تحصیل خواهید بود
At this time next year,you will be studying in tehran university

2_ بکار بردن all قبل از قیدهای زمان آینده؛مثال:
We will be working in the factory all the day tomorrow

3_ حرف شرط if که توام با یک قید زمان آینده مشخص باشد
اگر ساعت 9 بیایی ما مشغول صرف شام خواهیم بود(هستیم)
If you come at 9 o'clock,we shall be having dinner

فرق much و many

کلمه much معادل مقدار زیادی در زبان فارسی می باشد که در انگلیسی آنرا صفت کمی گویند؛این کلمه همیشه قبل از اسم غیر قابل شمارش بکار می رود و فعل to be که با آن استفاده می گردد همیشه مفرد است؛مثال:

در داخل پارچ آب زیادی وجود ندارد
There is not much water in the jug

نکته: در جملات مثبت بجای much می توان از معادل آن a great deal of استفاده گردد؛مثال:

این اتومبیل ها بنزین زیادی مصرف می کنند
These cars use a great deal of petrol

توجه:صفات a lot of‎=plenty of دقیقا با much و many برابرند ولی فقط در جملات مثبت بکار می روند؛بنابراین میتوانند هم قبل از اسم قابل شمارش و هم قبل از اسم غیر قابل شمارش بکار می روند؛مثال:

او هر روز کتابهای زیادی می فروشد
He sells a lot of books every day
He sells lots of books every day
این بطری گنجایش آب فراوانی دارد
This bottle holds a lot of water
This bottle holds lots of water

کلمات lots,a lot بدون of قبل از اسم بکار نمی روند زیرا قید هستند و هر دو در معنی زیاد؛فراوان همیشه بعد از فعل قرار می گیرند؛مثال:

او زیاد سفر می کند
He travels a lot
کلمه many

این کلمه معادل تعداد زیادی در زبان فارسی است که آنرا در انگلیسی صفت عددی نا معین گویند؛صفتی است که از عدد بطور نامعین بحث می کند و همیشه قبل از اسم قابل شمارش بصورت جمع بکار برده شده و فعل to be که با آن استفاده می گردد همیشه جمع است؛مثال:

در این کلاس دانشجویان زیادی هستند
There are many students in this class

بجای much در جملات مثبت می توان از صفات a great deal of,a large quantity و بجای many می توان از a large number of,a number of نیز استفاده کرد؛مثال:

این اتومبیل ها بنزین زیادی مصرف می کنند
These cars use a great deal of petrol

نکته: قبل از اسامی معنی مانند problem,difficulty,trouble,time که جزء کلمات غیر قابل شمارش محسوب می شوند از کلمه much استفاده می شود و هرگز از many استفاده نکنید

او مشکل زیادی در یادگیری زبان انگلیسی دارد
He has much difficulty in studying English


فرق how much و how many

کلمات فوق جزء کلمات استفهام هستند how much در معنی (چقدر)همیشه قبل از اسامی غیر قابل شمارش و how many در معنی (چند تا_چند نفر) قبل از اسامی قابل شمارش جمع بکار می رود؛مثال:
در قوری چقدر چای وجود دارد؟

How much tea is there in the tea-pot?
هر روز صبح چند فنجان چای می خورید؟
How many cups of tea do you drink every morning?

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:08
کلمات no,any,some

این سه کلمه را در انگلیسی صفات کمی می گویند و کاربرد آنها بقرار زیر است:

کلمه some

این کلمه اکثرا در جملات مثبت دیده می شود؛هم قبل از اسم قابل شمارش و هم غیر قابل شمارش بکار می رود؛چنانچه قبل از اسم قابل شمارش بکار رود معنی تعدادی را می دهد ولی چنانچه قبل از اسم غیر قابل شمارش بکار رود معنی مقداری می دهد؛مثال:

او دیروز تعدادی کتاب خرید
She bought some books yesterday
او مقداری نان می خواهد
She wants some bread

توجه: کلمه news همیشه با فعل مفرد بکار می رود

گاهی کلمه some در تعارف و دعوت در جملات سوالی نیز دیده شده است؛مثال:

آیا مقداری قهوه میل دارید؟
Would you like some coffee?

کلمه any

این کلمه در جملات سوالی و منفی قبل از اسامی قابل شمارش و همچنین اسامی غیر قابل شمارش بکار می رود؛معنی آن معادل هیچ در زبان فارسی است که برای زیبایی جمله معمولا آنرا ترجمه نمی کنند؛مثال:

آیا امروز شاگردی غایب است؟
Are there any students absent today?
خیر امروز شاگردی(هیچ شاگردی)غایب نیست
No,there are not any students absent today
آیا دیشب قهوه خریدید؟
Did you buy any coffee last night?
خیر؛دیشب قهوه نخریدم
No,i didn't buy any coffee last night

کلمه any بعد از کلمات scarcely و hardly در معنای (مشکل _به سختی)نیز بکار می رود ؛مثال:

به سختی در باغ گلی پیدا می شود
There are hardly(scarcely) any flowers in the garden

کلمه no‎

این کلمه معادل هیچ در زبن فارسی است درست نقش not any را در جملات بازی می کند.یعنی هم قبل از اسم قابل شمارش و هم غیر قابل شمارش بکار میرود و خودش جمله را منفی کرده و نیازی به افزودن not در جمله ای که no دارد نیست؛مثال:

در پارکینگ هیچ اتومبیلی وجود ندارد
There are not any cars in this parking lot
There are no cars in this parking lot

و یا در دو جمله زیر کلمه any را قبل از اسم غیر قابل شمارش می بینیم

من روی نانم کره ندارم(هیچ کره ندارم)
I have not any butter on my bread
I have no butter on my bread

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:08
کاربرد no و none

هر دو کلمه فوق از لحاظ معنی در زبان فارسی یکسان هستند؛هر دو در جملات مثبت بکار می روند و مفهوم منفی به جمله مثبت میدهند تنها فرق آنها اینست که no صفت است و قبل از اسم می نشیند در حالیکه none ضمیر بوده و بجای no و اسمی که به دنبال آن میاید بکار می رود

مقداری نخ می خواستم ولی در منزل هیچ نخی نبود
I wanted some string but there was no string in the house
I wanted some string but there was none in the house

بعد از none می توان از حرف اضافه of و ضمیر مفعولی استفاده کرد؛مثال:

هیچکدام از آنها نیامدند
None of them came

کلمه none علاوه بر کاربردهای فوق معادل عبارت به هیچ وجه(by no means) می باشد

حقوقی که آنها به من می پردازند به هیچ وجه خیلی زیاد نیست
The salary which they pay me is none too high

کلمه none of اگر با اسم قابل شمارش بکار رود اشاره به چند چیز یا شخص می کند؛فعلی که با آن بکار می رود هم مفرد است و هم جمع؛ولی اگر با اسم غیر قابل شمارش همراه باشد فعل آن مفرد است

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:08
کلمات someone,somebody,something

کلمات فوق فرم مرکب some می باشند که آنها را در انگلیسی ضمیر نامعین گویند؛این کلمات در جملات مثبت بکار می روند؛مثال:

یکی پشت در است
There is somebody at the door
من می خواهم چیزی بخورم چون گرسنه هستم
I want something to eat because i am hungry

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:08
کلمات anyone,anybody,anything

این کلمات فرم مرکب any هستند و جزء ضمایر نا معین بوده و مانند any همیشه در جملات سوالی و منفی دیده می شوند؛مثال:
آیا کسی را دعوت کردید؟

Did you invite anybody?
خیر کسی را دعوت نکردم
No,i didn't invite anybody
کاربرد anyone عینا مانند anybody می باشد

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:08
کلمات no one, nobody,nothing

این کلمات نیز که جز ضمایر نامعین هستند فرم مرکب no می باشند و کاربرد آنها از لحاظ مثبت و یا منفی بودن جمله عینا مانند no بوده یعنی در جملات مثبت بکار می روند و مفهوم جمله را منفی میکنند؛مثال:

دیشب هیچ اتفاقی نیفتاد
Nothing happened last night
هیچکس او را دعوت نکرد
Nobody invited him
هیچکس علاقمند به بازی در آنجا نبود
No one was interested in playing there

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:08
کلمات somewhere,anywhere,nowhere

این کلمات که آنها را در انگلیسی قیود نا معین زمان گویند اشاره به مکانی می کنند که بطور نامعین در جمله بکار برده شده است؛موارد استعمال آنها در جملات بطریق زیر است:

کلمات somewhere و nowhere در جملات مثبت و کلمه anywhere در جملات منفی و سوالی بکار می روند

آیا دیروز جایی رفتید؟
Did you go anywhere yesterday?
خیر؛دیروز جایی نرفتم
No,i didn't go anywhere yesterday
I went nowhere yesterday
کتاب باید جایی نزدیک به اینجا باشد
The book must be somewhere near here

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:09
فرق(little,a little)

کلمات little,a little هر دو صفت کمی هستند و همیشه قبل از اسامی غیر قابل شمارش بکار می روند اما مهمترین فرقی که بین این دو کلمه می باشد؛اینست که کلمه little (کم) به جمله مفهومی منفی می دهد در حالیکه a little (مقدار کمی) به جمله مفهوم مثبت می دهد ؛مثال:

داخل لیوان آب خیلی خیلی کمی موجود است
There is little water in the glass
داخل لیوان مقدار کمی آب موجود است
There is a little water in the glass

همانطور که می بینید جمله اول دارای مفهومی منفی و حال آنکه جمله دوم دارای مفهوم مثبت است

توجه: a little در نقش قید نیز بکار می رود؛مثال:

لطفا کمی واضح تر صحبت کنید
Please speak a little clearly

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:09
فرق few و a few

این دو کلمه صفت عددی نامعین هستند و همیشه قبل از اسمی بکار می روند که قابل شمارش و جمع باشند کلمه few به جمله مفهوم منفی می دهد در حالیکه a few دارای مفهوم مثبت است.

مثلا در یک کلاس بیست نفری که معمولا بایستی دانشجویان آن در کلاس حاضر باشند اگر کسی سوال کند چند نفر در کلاس هستند ممکن است سه پاسخ داشته باشیم:

تعداد بسیار کمی دانشجو در کلاس هستند(مفهوم جمله منفی است)
There are few students in the class
تعدادی دانشجو در کلاس هستند(مفهوم جمله مثبت است)
There are a few students in the class

چنانچه قبل از کلمات little و few از very یا too استفاده کنیم مقدار و تعداد را بی نهایت جلوه داده ایم؛مثال:

من بی نهایت وقت کم دارم(تقریبا وقت ندارم)
I have very little time
افراد بسیار کمی به جشن آمدند
Too few people came to the party

توجه: اگر در جمله کلمه only وجود داشته باشد با توجه به اسم بکار رفته در جمله از a few و a little استفاده می گردد؛مثال:

فقط چند نفر دانشجو غایب هستند
There are only a few students absent

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:09
کاربرد each , every

کلمه each صفت است و قبل از اسم مفرد بکار می رود و اشاره به فرد یا واحد آن اسم می کند

شما می توانید هر کتابی را که دوست دارید انتخاب کنید(اشاره به یک جلد)
You can choose each book you like

در حالیکه صفت every قبل از اسم مفرد بکار رفته ولی اشاره به مفهوم جمع آن اسم می نماید یعنی شامل تمام نوع آن اسم می گردد؛مثال:

من هر کتابی را در این کتابخانه خوانده ام(من تمام کتابهای این کتابخانه را خوانده ام)
I have read every book(all the books)in this library

نکته مهم: چنانچه در جمله ای اشاره به دو نفر یا دو شی شود کلمه هر کدام در آن جمله فقط each می باشد و نمی توان از every استفاده کرد؛مثال:

دو پسر وارد شدند؛هر کدام با خود کیفی را حمل می کردند
Two boys entered , each boy was carrying a satchel

توجه: فعل each , every همیشه مفرد است یعنی تابع سوم شخص مفرد است

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:09
فرق each other و one another

کلمه each other اشاره به دو نفر می کند در حالیکه one another اشاره به بیش از دو نفر می کند؛مثال:

در اینجا دو دوست هستند؛آنها دارند با یکدیگر صحبت می کنند
Here are two friends , they are talking to each other
آن سه پسر در حال صحبت با یکدیگر هستند
Those three boys are talking to one another

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:10
Others,the others,another,the other

کلمه other به معنی دیگر صفت نامعین است و اکثرا با the همراه است این کلمه با اسم قابل شمارش (هم مفرد و هم جمع) بکار میرود؛فعلی که با آن بکار میرود می تواند هم جمع و هم مفرد باشد(البته بستگی به اسمی دارد که دنبال آن بکار میرود؛مثال:

من این پیراهن را نمی خواهم لطفا آن یکی پیراهن را به من بدهید
I don't want this shirt please give me the other shirt
این پنجره باز است اما پنجره های دیگر بسته هستند
This window is open but the other windows are shut

کلمه the other با ضمیر one بجای اسم بکار می رود و نقش ضمیر را دارد؛مثال:

این کتاب را نمی خواهم لطفا آن یکی را به من بدهید
I don't want this book please give me the other one

کلمه another در نقش صفت همیشه با یک اسم مفرد همراه است بدیهی است فعلی که با آن بکار می رود نیز مفرد است

شما می توانید پیراهن دیگری را انتخاب کنید اگر این یکی را دوست ندارید
You can choose another dress if you don't like this one

کلمه another با ضمیر one نیز در نقش ضمیر بکار می رود؛مثال:

او این توپ را نمی خواهد لطفا یکی دیگر به او بدهید
He doesn't want this ball,please give him another one

کلمه others که اکثرا با the همراه است فقط ضمیر جمع است و بجای اسم جمع می نشیند بنابراین بعد از آن هرگز از اسم استفاده نمی گردد و این خود وجه تشخیص آن و شناسایی این کلمه در تست های چهار جوابی می باشد؛مثال:

چرا دیگران نیامدند؟
Why didn't the others come?

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:10
Both,neither,either

این سه کلمه هم ضمیر هستند و هم صفت یعنی هم جانشین اسم هستند و هم قبل از اسم بعنوان صفت بکار می روند که به ترتیب کاربرد آنها تشریح می گردد

کلمه either به معنی (هر کدام از دو) اشاره به دو چیز یا دو فرد کرده ؛بعنوان صفت قبل از اسم مفرد و بعنوان ضمیر در آخر جمله مثبت بکار می رود؛فعل جمله همیشه مفرد است؛مثال:

آیا دو تا آوازش را دوست دارید؟
Do you like his two songs?
خیر؛من هیچکدام را دوست ندارم(ضمیر)
No,i don't like either
هر کدام از کتاب ها برای یادگیری مفید هستند(صفت)
Either book is useful to learn

در حالیکه neither به معنی هیچکدام اشاره به دو چیز و یا دو فرد کرده ظاهر جمله مثبت ولی مفهوم آن منفی است(زیرا خودش مفهوم جمله را منفی می کند)؛فعل جمله نیز همیشه مفرد است

کدام کتاب را خریدید؟
Which book did you buy?
من هیچکدام را نخریدم(ضمیر)
I bought neither
هیچکدام از دو کتاب ها مال من نیست(صفت)
Neither book is mine

بعد از both,either,neither می توان از حرف اضافه of و ضمایر مفعولی نیز استفاده کرد؛مثال:

هیچکدام را دوست ندارم
I like neither of them
هر دو تای آنها را خواهم خرید
I will buy both of them

کلمه none of در معنی (هیچکدام از)اشاره به بیش از دو نفر یا دو چیز می کند

هیچکدام از دانشجویان هنوز برنگشته اند
None of the students hasn't returned yet
None of the students haven't returned yet
بنابراین فعل none of هم مفرد است و هم جمع

کلمه both اشاره به دو چیز و یا دو فرد می کند فعلی که با آن بکار می رود همیشه جمع است؛مثال:

هر دو کوه ها از برف پوشیده شده بود(صفت)
Both mountains were covered with snow
هر دو از او قد بلندتر هستند(ضمیر)
Both are taller than she is

چنانچه بعد از کلمه both از and استفاده شود هر دو کلمه معنی(هم_همچنین) را در زبان فارسی میدهند و کلمه both ‎ و and هر دو حروف ربط محسوب می گردند

هوا هم سرد بود و هم مرطوب
It was both cold and wet

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:10
neither...nor , either...or

چنانچه بعد از کلمه either از or استفاده شود هر دو کلمه معادل(یا...یا) در زبان فارسی است؛مثال:

من یا این کتاب را می خواهم یا آن کتاب را
I want either this book or that one

چنانچه بعد از کلمه neither از nor استفاده گردد هر دو کلمه معادل (نه...نه) در زبان فارسی است؛در این حالت جمله مفهوم منفی دارد و احتیاجی به کلمه not نمی باشد

من نه این را می خواهم نه آنرا
I want neither this nor that

کلمات either.,or و neither...nor و both...and در انگلیسی جز حروف ربط محسوب شده یعنی دو جمله را تبدیل به یک جمله می نمایند؛مثال:

من این را دوست ندارم
I don't like this
من آن را دوست ندارم
I don't like that

برای پیوستن این دو جمله به یکدیگر از حروف ربط neither...nor استفاده می کنیم

من نه این را دوست دارم نه آنرا
I like neither this nor that

نکته مهم: neither...nor و یا either...or اگر با دو اسم در حالت فاعلی بکار روند؛چنانچه هر دو اسم سوم شخص مفرد باشند فعلی که با آنها بکار می رود مفرد است؛مثال:

نه علی و نه بهرام هیچکدام روزهای جمعه به آنجا نمی روند
Neither ali nor bahram goes there on fridays

ولی اگر یکی از اسمهای بکار رفته جمع باشد در این حالت فعل تابع اسم دوم است؛مثال:

نه معلم و نه دانشجویان هیچکدام در کلاس نیستند
Neither the teacher nor the students are in the class
نه دخترها و نه ویلیام هیچکدام نباید سرزنش شوند
Neither the girls nor william is to blame

اگر اسم دوم اول شخص مفرد باشد باز هم فعل تابع آن است؛مثال:

یا جرج و یا من بایستی سرزنش شویم
Either george or i am to blame

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:10
not only... but

این کلمات را حروف ربط گویند؛کاربرد آن در زبان انگلیسی دو نوع است که در فرمول زیر منعکس گردیده است:

not only + x + but + y + as well
not only + x + but also + y

اگر x صفت باشد y نیز صفت و اگر x فعل باشد y نیز فعل خواهد شد؛مثال:

نه تنها اتاق را تمیز کردم بلکه اتومبیل را هم شستم
I not only cleaned the room but washed the car as well
I not only cleaned the room but also washed the car

نکته : چنانچه در جمله فعل ناقص بکار رود محل آن در جمله بعد از فاعل و قبل از not only خواهد بود؛مثال:

شما نه تنها بایستی ظرف ها را بشویید بلکه بایستی کف اتاق را نیز جارو کنید
You must not only wash the dishes but sweep the floor as well
You must not only wash the dishes but also sweep the floor

نکته مهم: چنانچه not only در ابتدای جمله و اولین لغت جمله باشدبلافاصله فعل کمکی زمان مربوط به جمله بعد از آن بکار می رود؛مثال:

او نه تنها اتومبیل را شست بلکه حیاط را نیز تمیز کرد
Not only did he wash the car but also cleaned the yard

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:10
فرق one - ones

این کلمات ضمیر اشاره هستند و برای رفع تکرار اسم بکار می روند.

کلمه one جانشین یک اسم مفرد در حالیکه ones جانشین یک اسم جمع است؛مثال:

این صندلی خیلی بزرگ است؛من روی این یکی خواهم نشست
That chair is too big, i will sit in this one.
آن پرتقال ها را نخرید؛این ها را بخرید
Don't buy those oranges,buy these ones
کلمه one در نقش ضمیر نامعین نیز بکار می رود؛مثال:
انسان باید سعی کند دروغ نگوید
One should try not to tell a lie

نکته مهم:کلمه one of به معنی (یکی از)چنانچه با اسم جمع مقدم بر ضمایر ربط who -that بکار رود فعلی که بعد از آنها بکار می رود جمع است؛مثال:

این یکی از دانشجویانی است که سخت کار می کنند
This one of those students who work hard
اهن یکی از آن مارهایی است که سم ندارند
This is one of those snakes that have no poison

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:10
صفت

کلمه ای است که قبل از اسم بکار برده شده و حالت و چگونگی آن را معین و معلوم سازد؛محل صفت در زبان فارسی بعد از اسم است و حال آنکه در زبان فارسی برعکس بوده و قبل از اسم بکار می رود.صفت بعد از مشتقات فعل بودن نیز بکار می رود که باز هم اسم را توصیف می کند

رز گل زیبایی است
Rose is a beautiful flower
این گل خیلی زیبا است
This flower is very beautiful

توجه : صفت قبل از اسم مفرد و یا جمع تغییر نمی کنند:

او یک دختر خوبی است
She is a good girl
آنها دختران خوبی هستند
They are good girls

طرز قرار گرفتن صفات مختلف قبل از یک اسم

اگر اسمی دارای چندین صفت باشد طرز قرار گرفتن آنها در جلوی اسم بشرح زیر است:

1_ صفت جنس که نوع ماده و جنس اسم را بیان می کند به آن نزدیک تر است؛مثال:

او یک پیراهن نخی دارد
She has a cotton dress

2_ صفت رنگ قبل از صفت جنس بکار می رود؛مثال:

او یک پیراهن نخی زرد دارد
She has a yellow cotton dress

3_ صفت مطلق همیشه قبل از صفات جنس و رنگ بکار می رود؛مثال:

او یک پیراهن نخی زرد رنگ و زیبایی دارد
She has a beautiful yellow cotton dress

4_ صفت اندازه همیشه قبل از صفات جنس ؛ رنگ و مطلق بکار می رود؛مثال:

او یک پیراهن نخی زرد رنگ زیبا و بلندی دارد
She has a long beautiful yellow cotton dress

5_ قید very یا a very همیشه مقدم بر تمام صفاتی است که قبل از اسم بکار می روند؛مثال:

او یک پیراهن خیلی زیبا نخی زرد رنگ بلندی دارد
She has a very long beautiful yellow cotton dress

برای یادگیری طرز قرار گرفتن صفات قبل از اسم فرمول زیر را بخاطر بسپارید:

اسم + صفت جنس + صفت رنگ + صفت مطلق + صفت اندازه + قید + حروف a,an

نکته : در زبان انگلیسی چنانچه تعداد صفتی که قبل از اسم بکار می رود بیش از دو یا سه صفت باشند بهتر است قبل از آخرین صفت از کلمه and استفاده شود؛مثال:

یک پیراهن خیلی بلند زیبا و سفید
A very long beautiful and white dress

برای انسان صفت ملیت همیشه قبل از اسم بکار می رود

حافظ یک شاعر خیلی مشهور ایرانی است
Hafez is a very known iranian poet

صفت از لحاظ مقایسه به سه دسته تقسیم می شود:

1_ صفت مطلق

صفت عادی است که بدون مقایسه با صفت دیگری بکار رفته و فقط یک اسم مفرد و یا جمع راتوصیف می کند؛مثال:

او یک دانشجوی باهوشی است(اسم مفرد)
He is a clever student
آنها دانشجویان باهوشی هستند(اسم جمع)
They are clever students

2_ صفت تفضیلی

هر گاه بخواهیم درجه صفتی را بین دو شخص یا دو چیز مقایسه کنیم از صفت تفضیلی استفاده می کنیم؛برای ساخت صفت تفضیلی er را که معادل علامت (تر) در زبان فارسی است به آخر صفت مطلق اضافه کرده و سپس از کلمه than که معادل (از) در زبان فارسی است استفاده می کنیم؛مثال:

من قد بلند هستم(صفت مطلق)
I am tall
من از شما قد بلندتر هستم(صفت تفضیلی)
I am taller than you

توجه: بعد از you اگر در جمله فوق فعلی مورد سوال قرار گیرد are می باشد

نکته مهم: در مکالمات روزمره بعد از کلمه than از ضمیر مفعولی استفاده می شود ولی از لحاظ گرامری غلط بوده و بایستی حتما از ضمیر فاعلی استفاده نمود؛مثال:

او از من جوانتر است(مکالمه)
He is younger than me
او از من جوانتر است(گرامر)
He is younger than i

چنانچه صفتی دارای بیش از دو سیلاب باشد بجای er از کلمه more قبل از آن استفاده می گردد؛مثال:

او زیباست(صفت مطلق)
She is beautiful
او از خواهرش زیباتر است(صفت تفضیلی)
She is more beautiful than her sister
نکته مهم: در یک جمله ممکن است دو صفت تفضیل یا قید تفضیلی همراه با حرف تعریف معین the بصورت اصطلاح بکار رود؛در این حالت آغاز جمله با یکی از صفات یا قید تفضیلی همراه با the شروع می شود؛مثال:
هر چه سریعتر قدم بردارید؛زودتر به مدرسه می رسید
The faster you walk,the sooner you get to school
هر چی بیشتر پول بدی ؛ بیشتر آش می خوری
The more money you pay,the more soup you have
هر چه کمتر می خورم بیشتر چاق می شوم
The less i eat,the fatter i get

تذکر: اگر در جمله ای of the two وجود داشته باشد صفت تفضیلی باید با the همراه باشد

مثال:
این پیراهن ارزانتر است(بین این دو پیراهن این یکی ارزانتر است)
This dress is the cheaper of the two

3_ صفت عالی

هرگاه بخواهیم درجه صفتی را بین چند نفر یا چند چیز مقایسه کنیم از صفت عالی استفاده می گردد. برای ساختن صفت عالی est را که معادل علامت (ترین) در زبان فارسی است به آخر صفت مطلق اضافه کرده و قبل از آن از حرف تعریف معین the استفاده می کنیم؛مثال:

او مسن ترین دختر در کلاسش می باشد
She is the oldest girl in her class

چنانچه صفتی بیش از دو سیلاب داشته باشد بجای est از the most قبل از آن استفاده می کنیم؛مثال:

این گرانترین اتومبیل در این نمایشگاه می باشد
This is the most expensive car in this fair

نکته مهم: حرف اضافه صفت عالی of می باشد

او از همه بلندتر است
He is the tallest of all

ولی چنانچه مقایسه صفت بین چند نفر باشد و بخواهیم تعداد افراد را در جمله ذکر کنیم بعد از حرف اضافه of و قبل از عدد بایستی از the استفاده شود؛مثال:

او از هر سه جوانتر است
He is the youngest of the three

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:11
نکاتی که باید در مورد ساختن صفت تفضیلی و عالی بدانید

1_ اگرصفتی به e ختم شود در فرم تفضیلی فقط r و در فرم عالی st به آن اضافه می گردد؛مثال:

Large ---> larger ---> largest
2_ چنانچه صفتی به y ختم شود و قبل از y یک حرف بی صدا باشد حرف y در فرم تفضیلی و عالی تبدیل بهi شده و سپس er یا est اضافه می گردد؛مثال:

Happy ---> happier ---> happiest
3_ ولی اگر صفت به y ختم شود و قبل از y یک حرف با صدا باشد y تغیری نمی کند

Coy ---> coyer ---> coyest
4_ بعضی از صفات دو سیلابی er و est و برخی more و most می گیرند و اینکه کدام یک more و یا most می گیرند قاعده صد در صد دقیقی در زبان انگلیسی در دست نیست ولی نکات زیر قابل توجه هستند
5_ صفات دو سیلابی که به حروف ow,y,ly,er,le ختم شوند از قاعده er و est پیروی می کنند(البته y تبدیل به i می شود)مثال:

Holy ---> holier ---> holiest
6_ صفاتی که به re,ous,ic,ful ختم شوند more و most می گیرند؛مثال:

Useful ---> more useful ---> most useful
7_ بعضی از صفات دو سیلابی به هر دو صورت که گفته شد تفضیلی و عالی می شوند:

Handsome ---> handsomer(more handsome) ---> handsomest(most handsome)
8_ چنانچه صفتی به یک حرف بی صدا ختم شود و قبل از آن یک حرف با صدا قرار داشته باشد و فشار در قسمت آخر کلمه باشد حرف آخر تکرار(دوبل) می گردد؛مثال:

Hot ---> hotter ---> hottest
صفات زیر بی قاعده هستند و بایستی آنها را حفظ کنید:

Good ---> better ---> the best
Bad ---> worse ---> the worst
Ill ---> worse ---> the worst
Little ---> less ---> the least
Much ---> more ---> the most
Many ---> more ---> the most
Far‏(‏دور)‏ ---> farther ---> the farthest
Far‏(‏زیاد)‏ ---> further ---> the furthest

نکته:چنانچه old برای انسان و اشیا بکار رود صفت تفضیلی آن older و صفت عالی آن oldest است و چنانچه مختص اعضای خانواده باشد از elder و eldest استفاده می گردد؛بنابراین elder و eldest را نمی توان برای اشیا بکار برد و بعد از آنها اکثرا اسم قرار گیرد

مریم خواهر بزرگتر من است
Maryam is my elder sister
آن قدیمی ترین خانه در این محله است
It is the oldest house in this area

نتیجه کلی: چنانچه در تست های 4 جوابی than را مشاهده کردید؛جمله دارای صفت تفضیلی و باید به آخر صفت یک سیلابی er و قبل از صفات چند سیلابی از کلمه more استفاده گردد؛ولی چنانچه حرف تعیین معین the را مشاهده کردید صفت عالی است و بایستی از est بعد از صفت یک سیلابی و از most قبل از صفت چند سیلابی استفاده کنید.

نکته مهم: کلمه خیلی قبل از صفت تفضیلی much می باشد و هرگز از very استفاده نکنید

این اتاق از آن یکی خیلی بزرگتر است
This room is much bigger than that one
بعد از کلمه than می توان از مصدر و یا از مصدر بدون to نیز استفاده نمود؛مثال:
با یکی رفتن بهتر از تنها رفتن است
It is better to go with someone than to go alone
It is better to go with someone than go alone

صفات long,wide,deep,high چنانچه با واحد اندازه گیری مانند feet,meter,inch و غیره همراه باشند همیشه بعد از واحد بکار می روند؛مثال:

این اتاق ده متر طول دارد
This room is 10 meters long

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:11
مقایسه برابری صفات

چنانچه بخواهیم برابری یک صفت یا قید را بین دو نفر یا دو چیز نشان دهیم از فرمول زیر استفاده می کنیم

as+صفت/قید +as
مثال:

او هم سن برادرش می باشد
He is as young as his brother
او مثل پدرش با دقت رانندگی می کند
He drives as carefully as his father does

باید توجه داشت که بعد از as در این حالت ضمیر مفعولی بکار نمی رود یعنی نمی توان گفت:

He is as old as me
زیرا جمله در اصل بوده است:
He is as old as i am
که معمولا فعل to be در اینگونه موارد حذف شده و بصورت he is as old as i در آمده است

توجه: در فرم منفی برابری صفات معمولا بجای فرمول(as+صفت/قید+as) از فرمول(so+صفت/قید+as) استفاده می گردد ولی هر دو فرم صحیح بوده ولی کاربرد so در جملات منفی صحیح تر است.

او به زیبایی خواهرش نیست
She is not so beautiful as her sister
She is not as beautiful as her sister
او به اندازه من با دقت رانندگی نمی کند
He doesn't drive so carefully as i do

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:11
قید

کلمه ای که برای توصیف و چگونگی فعل در جمله ای بکار رود؛بعبارت دیگر هر وقت بخواهیم چگونگی انجام عملی را نشان دهیم از قید حالت استفاده می کنیم به همین دلیل لغت adverb در زبان انگلیسی یعنی اضافه شده به فعل می باشد؛بطور کلی قید را اینطور شرح میدهیم:

قید کلمه ای است که 1_فعل را توصیف کند 2_ قید دیگری را توصیف کند 3_ صفت را توصیف کند ؛برای روشن شدن مطلب برای هر کدام از شماره های فوق مثالی می آوریم:

خواهرم انگلیسی را خوب صحبت می کند(کلمه well طرز صحبت کردن را که یک فعل است بیان می کند)
My sister speakes english well
خواهرم انگلیسی را خیلی خوب صحبت می کند
My sister speakes english very well

در جمله فوق کلمه very اولا میزان well را بالا برده ثانیا هر دو کلمه طرز صحبت کردن را که یک فعل است توصیف می کنند؛چنانچه دو جمله بالا را با یکدیگر مقایسه کنیم در می یابیم که در جمله دوم فاعل انگلیسی را بهتر از جمله اول صحبت می کند بنابر این کلمه very توصیف کننده قید well می باشد

او باهوش است
She is clever
او خیلی باهوش است(کلمه very صفت را توصیف کرده است)
She is very clever

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:11
قید تکرار

کلمه ای است که نشان دهنده تعداد دفعاتی است که فعل در جمله بوقوع می پیوندد و مهمترین آنها عبارتند از:

به ندرت
Seldom , rarely
عموما
Generally
هرگز ؛ تا کنون
Never
هرگز(در جملات سوالی)
Ever
اکثرا؛به کرار
Frequently
خیلی به ندرت
Hardly ever
اغلب
Often
همیشه
Always
گاهی اوقات
Sometimes
گاهگاهی
Occasionally
معمولا
Usually
مکررا؛به کرات
Repeatedly

به چند مثال زیر توجه کنید:

من اغلب او را در کلاس می بینم
I often see him in the class
من همیشه با او به زبان انگلیسی صحبت می کنم
I always speak to him in english

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:11
محل قید تکرار در جمله کجاست؟

محل قید تکرار در جمله مستقیما بعد از فاعل و قبل از فعل اصلی است مگر اینکه جمله دارای مشتقات فعل to be (am,is,are) و یا فعل کمکی یا فعل ناقص باشد که در این حالت بعد از آنها استعمال می گردد
به محل قید تکرار always در چهار جمله زیر با دقت توجه کنید:

او همیشه سر وقت به کلاس می آید(قید تکرار بعد از فاعل و قبل از فعل اصلی)
He always comes to class on time
او همیشه خوشحال است(قید تکرار بعد از فعل to be )
He is always happy
او همیشه می تواند به تو کمک کند(قید تکرار بعد از فعل ناقص)
He can always help you
او همیشه به حرف های من گوش نمی کند(قید تکرار بعد از فعل کمکی و منفی)
He doesn't always listen to me

در چهار جمله فوق کلمه always که قید تکرار است در محل های مختلفی بکار رفته است چنانچه این چهار جمله را حفظ کنید هرگز مکان قید تکرار را در جمله فراموش نخواهید کرد

توجه:قید تکرار ممکن است به ندرت در ابتدا یا انتهای جمله نیز دیده شود ولی در تست های 4 جوابی و کنکور فقط بر اساس مطالب بالا عمل کنید؛مثال:

ما اغلب روزهای جمعه کار می کنیم
Often we work on fridays
We work on fridays often

توجه: هنگامیکه قید تکرار برای تاکید بیشتر در ابتدای جمله بکار می رود می توان بعد از آن از فعل کمکی زمان حال(do,does) استفاده کرد ولی جمله حالت سوالی ندارد و بصورت یک جمله خبری بیان می شود؛مثال:

به ندرت او به آنجا میرود
Seldom he goes there
به ندرت او به آنجا میرود(تاکید)
Seldom does he go there

نکته: چنانچه ought to در جمله باشد قید تکرار را بین ought و حرف اضافه to قرار دهیم؛مثال:

شما همیشه باید به او راست بگویید
You ought always to tell him the truth
You should always tell him the truth

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:12
قید روش یا حالت

قیدی که چگونگی انجام فعلی را در جمله توصیف کند ؛ و مهم ترین قید در زبان انگلیسی محسوب می شود

او خطرناک رانندگی می کند
He drives dangerously

برای ساختن قید روش به آخر صفت مطلق ly اضافه می کنیم؛مثال:

حریص
greedy
حریصانه
greedily
بد
bad
بطور بدی(بد جوری)
badly

نکته مهم: برای ساختن قید حالت بعضی صفات مانند

fatherly
friendly
manly
silly

بایستی از فرمول (in a ...way) و یا (in a...manner) استفاده کرد و نمیتوان به آخر آنها ly اضافه نمود؛مثال:

او با من پدرانه صحبت کرد
He spoke to me in a fatherly way
او مردانه عمل کرد
He acted in a manly way

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:12
نکاتی که در مورد ساختن قید روش باید بدانید

1_ اگر صفتی به y ختم شود و قبل از y یک حرف بی صدا باشدy تبدیل به i شده و سپس ly اضافه می شود؛مثال:
angry ---> angrily
2_ اگر صفتی به able , ible , ple ختم گردد e آنها حذف شده و فقط به آخر آنها y اضافه می شود؛مثال:
simple ---> simply

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:12
محل قید روش در جمله

برای اینکه بدانیم قید روش را در کجای جمله قرار دهیم بایستی ابتدا فعل لازم و متعدی را بیاموزیم
1_ فعل لازم
فعلی است که نیازی به مفعول ندارد و بدون مفعول معنی جمله صحیح و درست است؛مثال:
من هر روز توی باغ قدم میزنم
I walk in the garden every day
در جمله فوق بعد از walk مفعولی بکار برده نشده و هیچگونه اشکالی از لحاظ دستوری در جمله دیده نمیشود
2_ فعل متعدی
فعلی است که نیاز به مفعول دارد یعنی بدون مفعول جمله غلط بوده و مفهومی ندارد مثلا چنانچه بگوییم
من شکستم
I broke
در این حالت معلوم نیست چه چیزی را شکستم پس جمله ناقص بوده و برای کامل شدن احتیاج به مفعول دارد؛مثال:
من شیشه را شکستم
I broke the glass
نتیجه میگیریم فعل break فعلی است متعدی و برای بکار بردن آن احتیاج به مفعول داریم؛چنانچه بخواهیم قید روش را در جمله بکار ببریم بایستی ابتدا نوع فعل را بشناسیم اگر فعل لازم باشد(یعنی احتیاج به مفعول نداشته باشد) قید روش بلافاصله بعد از آن قرار می گیرد؛مثال:
خورشید هر روز صبح در مشرق طلوع می کند(قید روش بعد از فعل)
The sun rises slowly in the east every morning
چنانچه فعل متعدی باشد(یعنی احتیاج به مفعول داشته باشد) قید روش بعد از مفعول بکار میرود؛مثال:
او با عصبانیت شیشه را شکست(قید روش بعد از مفعول)
He broke the glass angrily
نکته: چنانچه مصدر در نقش مفعول جمله بکار رود ؛ قید روش مستقیما بعد از فاعل استفاده می شود؛مثال:
او با سر سختی از پاسخ به سوالات خودداری کرد
He obstinately refused to answer the question
من همیشه از بچه هایم می خواهم که نهایت سعی خود را بکنند
I always want my children to do their best
چنانچه دو جمله با حرف ربط and به یکدیگر متصل گردند قید حالت را می توان بعد از and بکار برد
محل قید حالت را در سه جمله زیر به خاطر بسپارید
پیر مرد برگشت و با عصبانیت به دیوار اشاره کرد
The old man turned round and pointed to the wall angrily
The old man turned round and angrily pointed to the wall
The old man turned round angrily pointing to the wall
توجه: بعد از افعال look,seem,taste,smell,appear,get,become بلافاصله از صفت استفاده می شود و کاربرد قید حالت غلط است؛مثال:
او خوشحال به نظر میرسد
He looks happy
بعضی صفات ly نمی گیرند و از قانون تشکیل قید از صفت مستثنی هستند؛این صفات عبارتند از:
Straight
Late
Early
Far
Near
High
Low
Hard
Fast
کلمات فوق هم نقش صفت و هم نقش قید را در جمله بازی می کنند که برای هر کدام دو جمله مثال می آوریم که جمله اول در نقش صفت و جمله دوم در نقش قید است

"Fast"
این یک ترن سریع السیر است(fast در نقش صفت)
This is a fast train
این ترن با سرعت حرکت می کند(fast در نقش قید)
This train goes fast
"Hard"
کاری که تو گفتی مشکل بود(hard در نقش صفت)
The work you said was hard
آنها همیشه سخت کار می کنند(hard در نقش قید)
They always work hard
کلمه hardly اکثرا با سه لغت can , could , any , ever همراه است و همیشه قبل از فعل اصلی است
چنانچه کلمه hardly در معنای (مشکل؛به زحمت) با فعل معین can همراه باشد معادل لغت barely می باشد؛مثال:
من مشکل می توانم انگلیسی صحبت کنم
I can hardly speak english
I can barely speak english
اگر hardly با کلمه any بکار رود معنی (خیلی خیلی کم) را می دهد؛مثال:
من پول خیلی خیلی کمی دارم
I have hardly any mony
کلمه hardly ever معنی خیلی به ندرت را میدهد؛مثال:
من خیلی به ندرت با او بیرون می روم
I hardly ever go out with her
توجه: اگر کلمه hardly در جمله دیده شود محل آن قبل از فعل اصلی است در حالیکه قید hard پس از فعل اصلی بکار می رود و این خود وجه تشخیص خوبی برای شناسایی این دو کلمه در تست های 4 جوابی است؛مثال:
من به زحمت توانستم کتاب را ترجمه کنم
I could hardly translate the book
اگر می خواهید در امتحان قبول شوید؛بایستی سخت مطالعه کنید(hard بعد از فعل اصلی)
If you want to pass the exam, you should study hard
"late"
او همیشه دیر می کند(late در نقش صفت)
He is always late
من هر روز از دیر از خواب بر می خیزم(late در نقش قید)
I get up late every day
کلمه lately معادل کلمه recently به معنای اخیرا می باشد و معمولا بیشتر با ماضی نقلی بکار می رود؛مثال:
اخیرا او را ندیده ام
I have not seen him lately
"low"
ماه در آسمان پایین است(low در نقش صفت)
The moon is low in the sky
معلم ما معمولا کمی آهسته صحبت می کند(low در نقش قید)
Our teacher usually speakes a little low
کلمه lowly معادل کلمه humble صفت بوده و دارای معانی متواضع؛فروتن؛بی ادعا می باشد
او مرد فروتنی است
He is a lowly man
"high"
آن یک کوه بلندی است(high در نقش صفت)
It is a high mountain
پرندگان به بالا پرواز کردند(high در نقش قید)
The birds flew high
کلمه highly فقط در یک مفهوم معنوی بکار می رود؛مثال:
آنها شخصیت او را ستودند
They spoke very highly of him
"near"
بانکی که نزدیک باشد سر نبش است(near در نقش صفت)
The near bank is on the corner
نزدیک نشوید چون این ممکن است منفجر شود(near در نقش قید)
Don't come near , this may explode
کلمه nearly در نقش قید معنی تقریبا میدهد و مترادف almost است؛مثال:
او تقریبا حاضر است
He is nearly ready
او تقریبا خسته است
He is almost tired
"good-well"
کلمه good صفت اسم و اسم را توصیف می کند
او دانشجوی خوبی است(صفت)
She is a good student
در حالیکه well قید است و فعل را توصیف می کند؛مثال:
او پیانو را خیلی خوب می نوازد(قید)
She plays the piano very well
تبصره:فقط در یک مورد کلمه well صفت می باشد و آن زمانی است که اشاره به حال و احوال انسان از لحاظ سلامتی بنماید؛مثال:
حال پدرتان چطور است؟
How is your father?
خوب است متشکرم(well در نقش صفت)
He is well thank you
توجه: کلمه loud در نقش قید حالت به دو صورت دیده می شود
الف:بدون ly مثال:
او بلندتر از من صحبت کرد
He spoke louder than i did
ب: با اضافه کردن ly به آخر آن نیز قید حالت را تشکیل می دهد مثال:
او در کلاس با صدای بلند صحبت می کند
He speaks loudly in the class

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:12
قید مکان

نشان دهنده محل و جایی است که فعل در آنجا بوقوع می پیوندند؛محل آن در جمله بعد از مفعول و قبل از قید زمان است؛مثال:

من دیشب برادر شما را در سینما دیدم
I saw your brother at the cinema last night

زمانی که قید مکان برای ما مجهول و نا معلوم باشد با کلمه استفهامی where جمله را آغاز می کنیم

دیشب کجا رفتید؟(محل نا مشخص است)
Where did you go last night?

چنانچه قید مکان از چند قسمت تشکیل شده باشد ترتیب نوشتن آنها در جمله به قرار زیر است:

او در تهران خیابان صبا پلاک 15 زندگی می کند
He lives at 15 , saba street , Tehran

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:12
قید زمان

نشان دهنده زمان وقوع عملی در جمله می باشد و مهمترین آنها در انگلیسی عبارتند از:

امروز
Today
دیروز
Yesterday
دیشب
Last night
هفته قبل
Last week
حالا
Now
قبلا
Before
پریروز
The day before yesterday
پس فردا
The day after tomorrow
چند روز قبل
The other day
یک روز در میان
Every other day
هر روز
Every day
سال گذشته
Last year

محل این قیود معمولا در آخر جملات انگلیسی است ولی گاهی اوقات برای تاکید زمانی آن را در ابتدای جمله قرار می دهند؛مثال:

او هفته قبل به تهران آمد
He came to tehran last week
هفته قبل او را دیدم
Last week i saw him

در جمله دوم فشار صدا روی قید زمان است؛یعنی گوینده می خواهد بگوید که هفته پیش او را دیدم نه وقت دیگری و برای این منظور تاکید روی کلمه last week می باشد

من یک روز در میان به کلاس انگلیسی می روم
I go to english class every other day

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:12
مقایسه قیود

قیود مانند صفت به سه درجه تقسیم می شوند
1_ فرم مطلق:
در این فرم کلمه قید تنها در جمله بکار رفته و چگونگی انجام یک فعل را نسبت به فاعل توصیف می کند؛مثال:
علی تند رانندگی می کند
Ali drives quickly
2_ فرم تفضیلی:
این فرم مقایسه چگونگی انجام فعلی است که یک فرد نسبت به فرد دیگری انجام می دهد و برای ساختن آن از کلمه more قبل از قید استفاده کرده و سپس حرف اضافه than را در جمله قرار می دهیم؛مثال:
حسن از علی تندتر رانندگی می کند
Hassan drives more quickly than ali does
3_ فرم عالی:
این فرم مقایسه چگونگی انجام عملی را بین چند نفر نشان می دهد و برای ساختن آن مانند صفات عالی بایستی از کلمه most و حرف تعریف معین the قبل از قید حالت استفاده کرد؛مثال:
مهدی از همه تندتر رانندگی می کند
Mehdi drives the most quickly of all
تذکر مهم: در فرم های تفصیلی می توان از فعل کمکی زمان مربوط به جمله نیز در آخر جملات استفاده نمود؛مثال:
من تندتر از او به منزل رفتم
I went home more quickly than he did
بنابراین برای تشکیل فرم تفصیلی و عالی قید روش می بایستی از more,most استفاده کنیم؛قیود زیر از این قاعده مستثنی هستند و برای تشکیل فرم تفصیلی و عالی از most,more استفاده نمی کنند.
Well--->better--->the best
Far--->farther--->farthest
Far--->further--->furthest
Badly--->worse--->worst
Late--->later--->latest
Fast--->faster--->fastest
Hard--->harder--->hardest

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:12
مقایسه برابری قید روش

برای مقایسه برابری یک قید روش در زبان انگلیسی همانند صفت عمل میکنیم؛به فرمول زیر توجه کنید:
as+قید+as
او مثل من آهسته کار می کند
He works as slowly as i do
توجه: در جملات منفی معمولا بجای فرمول as+قید+as از فرمول so+قید+as استفاده می شود ولی هر دو صحیح می باشند مثال:
او انگلیسی را به خوبی برادرش صحبت نمی کند
He does not speak english so well as his brother
نکته مهم: همانطور که می دانیم قبل از صفت عالی حتما بایستی حرف تعریف معین the بکار رود ولی کلمه best چنانچه در حالت قید روش و در آخر جمله بکار رود نیازی به the ندارد؛مثال:
او فوتبال را بهتر از همه بازی می کند
He plays football best

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:13
فرق rather و fairly

هر دو کلمه معادل نسبتا در زبان فارسی هستند ؛کلمه fairly با صفاتی بکار میرود که جنبه مثبت و دلخواه دارند ؛در حالیکه کلمه rather با صفاتی بکار می رود که جنبه منفی داشته ؛مثال:
او نسبتا ثروتمند است؛ولی برادرش نسبتا فقیر است
He is fairly rich,but his brother is rather poor

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:13
ماضی نقلی

برای ساختن ماضی نقلی(زمان حال کامل) از فعل کمکی have و has و اسم مفعول فعل اصلی(قسمت سوم فعل) استفاده می گردد؛بدین ترتیب که از has برای سوم شخص مفرد و برای سایر ضمایر از have استفاده می کنیم؛فرمول:

اسم مفعول + فعل کمکی have/has+ فاعل
من دیده ام
I have seen
او دیده است
He has seen

برای سوالی کردن این زمان افعال کمکی have,has را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار می دهیم و چنانچه بخواهیم منفی جواب دهیم کلمه not را بعد از افعال کمکی have ,has قرار میدهیم ؛مثال:
آیا او با مدیر مدرسه صحبت کرده است؟
Has he spoken to the principal?
خیر؛هنوز با او صحبت نکرده است
No,he hasn't spoken to him yet
برای منفی سوالی کردن ماضی نقلی بهتر است have not , has not را بصورت فرم مخفف haven't , hasn't را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار دهیم؛مثال:
آیا شما قبلا او را ندیده اید؟
Haven't you seen him before?
ولی فرم منفی سوالی ماضی نقلی که در مکاتبات تجارتی و نامه های رسمی بکار می رود بطریق زیر است:
آیا شما قبلا او را ندیده اید؟
Have you not seen him before?
علامت ماضی نقلی در زبان فارسی پسوندهای(ام؛ای؛است؛ایم؛ای� �؛اند) می باشند که به آخر اسم مفعول مانند(رفته؛زده؛خورده) اضافه می شوند؛مثال:
من شام خورده ام
I have eaten dinner

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:13
علایم شناسایی و کاربرد ماضی نقلی

ماضی نقلی در موارد زیر بکار می رود:
1_ این زمان توصیف کننده عملی است که در گذشته شروع و تا زمان حال ادامه داشته و هنوز هم ادامه دارد؛مثال:
او برای مدت دو سال در اینجا زندگی کرده است(هنوز هم زندگی می کند)
He has lived here for two years(he is still living here)
ولی اگر فاعل جمله در اینجا زندگی نکند و یا فوت کرده باشد نمی توانیم از ماضی نقلی استفاده کنیم و جمله حتما باید زمان گذشته ساده باشد؛مثال:
او برای مدت 2 سال در اینجا زندگی کرد(یعنی حالا دیگر اینجا نیست)
he lived here for two years(he is not living now)
2_ این زمان توصیف کننده عملی است که در زمان گذشته نا معلوم چندین بار تکرار شده باشد و بهترین علایم آن وجود کلمات once,twice,thrice‎=three times,many times,several times,again and again,over and over بوده که در آخر جملات ماضی نقلی دیده میشوند؛مثال:
من این فیلم را سه بار دیده ام
I have seen this film three times
3_ این زمان توصیف کننده عملی است که در گذشته نا معلوم بوقوع پیوسته و اثرش در زمان حال مشهود باشد؛مثال:
یکنفر شیشه را شکسته است
Somebody has broken the glass
4_ این زمان توصیف می کند عملی را که در یک گذشته نامعین بوقوع پیوسته باشد ؛بنابراین هرگز با ماضی نقلی نمی توان از قید معین زمان گذشته مانند yesterday,last night,last week و غیره استفاده کرد مگر با کلمه since همراه باشد؛مثال:
من از هفته پیش تا کنون با او صحبت نکرده ام
H have not spoken to him since last week
ولی چنانچه بخواهیم زمان را قطعا در گذشته ذکر کنیم یعنی بگوییم که تو را فلان روز دیدم جمله تبدیل به گذشته ساده شده و قید زمان معین نیز با آن بکار می رود؛مثال:
من سه روز پیش شما را دیدم
I saw you three days ago
5_ با ماضی نقلی می توان از قیود زمانی مانند:today,this week,this month,this year استفاده کرد مشروط برآنکه آن قید زمان هنوز تمام نشده باشد؛مثال:
من امروز او را ندیده ام(یعنی امروز هنوز تمام نشده و آفتاب غروب نکرده است)
I have not seen him today
ولی چنانچه شب شده باشد و شما بخواهید کلمه امروز را در ماضی نقلی بکار ببرید حتما باید از زمان گذشته ساده استفاده کنید زیرا روز سپری شده است؛مثال:
من امروز او را ندیده ام(ندیدم)(کلمه today سپری شده و شب فرا رسیده است)
I didn't see him today

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:13
علایم و کلماتی که با ماضی نقلی بکار می روند

1_ for
این کلمه قبل از طول زمان (مدت زمان) بکار می رود؛مثال:
مدت 10 روز است که او را ندیده ام
I have not seen him for ten years
تذکر:for اگر طول زمان بکار نرود خودش در معنی (چون) یک کلمه ربط است و در تست ها باید در این مورد دقت شود؛مثال:
او خوشحال شد چون پول را به او دادم
He became happy for i lent him the money
2_ since
این کلمه معادل (از) در زبان فارسی است و قبل از آغاز عمل بکار می رود؛مثال:
از هفته پیش تا کنون او را ندیده ام
I have not seen him since last week
نتیجه: بعد از since یا مبدا زمان مانند last week و غیره بکار می رود یا ( ago+طول زمان)
3_ just
این کلمه معادل (درست چند لحظه قبل)می باشد و محل آن در ماضی نقلی بعد از افعال کمکی have ,has است؛مثال:
او چند لحظه قبل منزل را ترک کرده است(همین الان منزل را ترک کرده)
He has just left the house
4_ yet
این کلمه معادل هنوز در زبان فارسی است و محل آن در آخر جملات سوالی و منفی ماضی نقلی می باشد؛مثال:
من هنوز درسم را تمام نکرده ام
I have not finished my lesson yet
توجه: کلمه yet را می توان مستقیما بعد از کلمه منفی not نیز در ماضی نقلی بکار برد که در اینصورت فرم جمله غیر مخفف است مثال:
ما هنوز چیزی درباره او نشنیده ایم
We have not yet heard anything about him
کلمه yet در معنی(با این حال) در وسط جمله بعنوان یک کلمه ربط نیز بکار می رود؛مثال:
او خیلی عصبانی بود با این حال به حرف من مودبانه گوش کرد
He was very angry yet he listened to me politely
5_ never , ever
این دو کلمه معادل هرگز ؛ تا کنون در زبان فارسی است؛کلمه ever اکثرا در جملات سوالی و never در جملات منفی بکار میرود(البته کلمه never جمله را منفی کرده و لزومی به کلمه not در جمله نمی باشد)مثال:
آیا تا کنون او را دیده اید؟
Have you ever seen her?
خیر تا کنون او را ندیده ام
No,i have never seen her
کلمه ever گاهی نیز در جملات مثبت بکار میرود؛مثال:
این زیباترین منظره ای است که تا کنون دیده ام
This is the most beautiful view i have ever seen
6_ already
این کلمه که در فارسی معنی قبلا را میدهد و بعد از افعال کمکی have , has بکار میرود؛معادل این کلمه را میتوان لغت before دانست که محل آن در آخر جملات ماضی نقلی است؛مثال:
من قبلا پنجره را بسته ام
I have already shut the wimdow
I have shut the window before
کلمه already به معنای تا کنون نیز بکار برده می شود؛مثال:
او تا کنون از کشورهای زیادی بازدید کرده است
He has already visited many countries
7_ so far = up to now
این کلمات در آخر جملات ماضی نقلی بکار می روند و معادل تا کنون در زبان فارسی است؛مثال:
من تا کنون زیاد موفق نبوده ام
I have not been very successful so far
8_ recently = lately
این دو کلمه به معنای اخیرا در آخر جملات ماضی نقلی بکار می روند؛مثال:
آیا اخیرا به او نامه نوشته اید؟
Have you written to him lately?
نکته مهم: چنانچه در جملات ماضی نقلی از کلمه استفهامی how long استفاده شود در جواب بایستی از کلمه for استفاده شود ولی اگر از کلمه استفهامی since when استفاده گردد باید حتما در پاسخ جمله کلمه since بکار رود؛مثال:
چه مدت در ایران بوده اید؟
How long have you been in iran?
من مدت ده سال در ایران بوده ام
I have been in iran for ten years
از چه زمانی در ایران بوده اید؟
Since when have you been in iran?
من از سال 1970 تا الان در ایران بوده ام
I have been iran since 1970
تذکر:در مورداستعمال حرف اضافه to بعد از been و gone اکثر دانشجویان مرتکب اشتباه می شوند و معنای جملاتی را که با been و gone بکار می روند درست متوجه نمی شوند؛برای رفع اشتباه فوق به دو جمله زیر توجه کنید:
او به لندن رفته است(یعنی در حال حاضر در لندن بسر می برد)
He has gone to london
او به لندن رفته (او در لندن بوده)یعنی الان نیست
He had been to london
توجه:در جملات ماضی نقلی اگر قرار باشد بعد از since جمله ای بکار رود آن جمله فقط گذشته ساده بوده در غیر اینصورت میتوان بعد از since از (ing+فعل) نیز استفاده کرده؛مثال:
از زمانی که به تهران آمده او را ندیده ام(since قبل از گذشته ساده)
I have not seen him since he came to tehran
از زمانی که به تهران آمده بعنوان یک منشی کار می کند(since قبل از ing +فعل)

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:13
ماضی نقلی استمراری

توصیف کننده عملی است که در گذشته شروع شده و بصورت استمرار تا لحظه حال ادامه پیدا کرده و هنوزم ادامه خواهد داشت؛فرمول این زمان به قرار زیر است:

ing+فعل اصلی+been+have/has+فاعل

مثال:

من دو ساعت است که مشغول خواندن این کتاب هستم
I have been reading this book for two hours.

جمله فوق نشان میدهد که فاعل جمله از دو ساعت پیش شروع به خواندن کتاب نموده و این عمل تا حالا ادامه پیدا کرده و اکنون که گوینده صحبت می کند نیز ادامه دارد.

برای سوالی کردن این زمان کافیست افعال کمکی have , has را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار دهیم؛مثال:

آیا نیم ساعت است که او مشغول صرف شام است؟
Has he been eating dinner for half an hour?

برای منفی کردن این زمان کافیست کلمه not را مستقیما بعد از افعال کمکی has ‎, have قرار دهیم؛مثال:

من مدت ده سال نیست که دارم کار می کنم
I haven't been working for ten years

برای منفی سوالی کردن ماضی نقلی استمراری بهتر است have not , has not را بصورت فرم مخفف در ابتدای جمله قبل از فاعل بکار ببریم؛مثال:

آیا شما مدت دو ساعت مشغول نوشتن نبوده اید؟(آیا شما دو ساعت نیست که دارید می نویسید؟
Haven't you been writing for two hours?

توجه:همانطوریکه می دانید ترجمه جملات ماضی نقلی استمراری عینا مانند ترجمه زمان حال استمراری است ولی یک نکته مهم در این بحث وجود دارد که مانع از اشتباه دانشجویان در این دو زمان خواهد شد و آن اینست که در ترجمه زمان ماضی نقلی استمراری مدت انجام عمل در جمله ذکر می گردد و حال آنکه در زمان حال استمراری هیچگونه اشاره ای به مدت زمان نمی شود و فقط قیود زمان مانند now, at present و غیره در جمله بکار رفته و عمل در حال انجام شدن است

من حالا دارم مطالعه می کنم
I am studying now
من نیم ساعت است که دارم مطالعه میکنم
I have been studying for half an hour

نکته مهم:اگر در تست های 4 جوابی کلمه now همراه با طول زمان در جمله ای ظاهر شود؛زمان جمله ماضی نقلی استمراری و اگر بدون طول زمان مشاهده گردد؛جمله زمان حال استمراری می باشد.مثال:

او الان مدت 15 سال است که در اداره پست کار می کند
He has been working in the post office for 15 years now
او الان در اداره پست مشغول کار است
He is working in the post office now

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:14
مقایسه ماضی نقلی استمراری با ماضی نقلی


همانطوریکه در شرح این زمان گذشت ماضی نقلی استمراری توصیف می کند عملی را که در گذشته شروع و تا حال ادامه داشته و هنوز هم ادامه دارد. و حال آنکه یکی از موارد استعمال ماضی نقلی توصیف کننده عملی است که در گذشته نامعلوم بوقوع پیوسته باشد. فعل to read (خواندن) را در دو زمان با یکدیگر مقایسه می کنیم:


من این کتاب را قبلا خوانده ام(خواندن این کتاب قبلا انجام شده)
I have read this book before
من مدت سه ساعت است که مشغول خواندن این کتاب هستم(عمل خواندن در لحظه حال نیز ادامه دارد)
I have been reading this book for three hours


نکته مهم:همانطوریکه می دانید یکی از موارد استعمال ماضی نقلی عینا مانند ماضی نقلی استمراری است و در این حالت می توان از هر دو زمان برای یک فعل معین استفاده کرد و معنای هر دو جمله یکسان است و این اغلب در مورد افعالی از قبیل work,teach,smoke,live,learn,study و نظایر این ها مصداق پیدا می کند؛برای هر کدام از افعال فوق دو جمله مثال آورده می شود



من مدت دو سال است که در اینجا مشغول کار هستم
I have worked here for two years
I have been working here for two years
مدت دو سال است که انگلیسی یاد میگیرد
He has learned english for two years
He has been learning english for two years
مدت نیم ساعت است که مشغول مطالعه آن هستم
I have studied it for an hour
I have been studying it for an hour


تذکر مهم:کلمه for و since اکثرا همانند ماضی نقلی با ماضی نقلی استمراری نیز بکار می روند.


و این خود وجه تشخیص خوبی برای شناسایی این دو زمان در تست های چهار جوابی می باشد؛چنانچه در تستی هر دو زمان جز گزینه ها باشند ماضی نقلی استمراری مقدم است.


چه مدت است که مشغول شنا کردن هستید؟
How long have you been swimming?
نیم ساعت است که مشغول شنا کردن هستم
I have been swimming for half an hour
از کی تا حالا مشغول شنا کردن هستید؟
Since when have you been swimming?
از ساعت سه تا کنون مشغول شنا کردن هستم

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:14
ماضی بعید

این زمان توصیف کننده عملی است که در گذشته دور قبل از یک گذشته ساده بوقوع پیوسته باشد.

برای تشکیل این زمان بعد از فاعل از فعل کمکی had و سپس از اسم مفعول استفاده می شود؛فرمول:

اسم مفعول فعل اصلی+فعل کمکی had+فاعل

مثال:

وقتیکه ما وارد شدیم فیلم شروع شده بود
When we arrived,the film had started

جمله فوق نشان میدهد که شروع شدن فیلم قبل از وارد شدن ما بوقوع پیوسته است.

شروع شدن فیلم در حالت ماضی بعید بکار می رود زیرا قبل از وارد شدن ما که زمان گذشته ساده است انجام پذیرفته است.

برای منفی کردن جملات ماضی بعید کلمه نفی not را مستقیما بعد از فعل کمکی had بکار می بریم؛ مثال:

وقتی که او آمد من کارم را تمام نکرده بودم

When he came,i had not finished my work

برای سوالی کردن جملات ماضی بعید فعل کمکی had را در ابتدای جمله قبل از فاعل قرار می دهیم؛مثال:

آیا وقتیکه به سینما رسیدید فیلم شروع شده بود؟
Had the film started when you got to the cinema?

برای سوالی منفی کردن جملات بعید had not را بصورت فرم مخفف در ابتدای جمله قبل از فاعل بکار می بریم؛مثال:

آیا هنگامیکه به دهکده رسیدید هوا تاریک نشده بود؟
Hadn't it got dark when you got to the village?

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:14
شناسایی ماضی بعید در تست های چهار جوابی

الف : ماضی بعید اکثرا با یک زمان گذشته ساده بکار می رود و این خود یک وجه تشخیص این زمان است جملات زیر را با توجه به کلماتی که با آنها همراه هستند خوب به خاطر بسپارید

قبل از اینکه به اینجا بیاید او کتابش را تمام کرده بود
Before you came here, he had finished his book

من مطمئن بودم که او را قبلا دیده ام(او را قبلا دیده بودم)
I was sure that i had seen him before

ب: بعد از as soon as , after در زمان گذشته اکثرا ماضی بعید بکار می رود و بعد از before , until اکثرا گذشته ساده ؛برای هر کدام مثالی می آوریم:

بعد از اینکه کارش را تمام کرده بود به منزل رفت(ماضی بعید بعد از after )
After he had finished work , he went home.

به مجرد اینکه اتاق را ترک کرد؛من رادیو را روشن کردم
As soon as he had left the room,i turned on the radio

قبل از اینکه بمیرد برای مدت سه هفته مریض بود(گذشته ساده بعد از before )
Before he died, he had been ill for three weeks

من مسئله را نفهمیده بودم تا اینکه او آنرا توضیح داد(گذشته ساده بعد از until )
I had not understood the problem until he explained it

برای یادگیری مطالب فوق دو فرمول زیر را خوب بخاطر بسپارید:

فرمول الف:
گذشته ساده + ماضی بعید + as soon as یا after

فرمول ب:
ماضی بعید + گذشته ساده + before

کلمه already در معنی قبلا تقریبا مترادف (قبلا)before می باشد با این تفاوت که already بعد از had و before در آخر جمله بکار میرود؛مثال:

او تصور کرد که علی قبلا ما را دیده است(دیده بود)
He thought that ali had already seen us.
He thought that ali had seen us before.

نکته مهم: بجای بکار بردن (ماضی بعید+after‎ ) می توان بعد ازafter از (اسم مفعول+having )استفاده کرده و یا (اسم مفعول+having )را بدون حرف اضافه after در ابتدای جمله بکار برده و یا از (ing +فعل اصلی) بعد از after در ابتدای جمله استفاده کرد؛مثال:

بعد از اینکه صبحانه اش را خورد به اداره رفت
After he had eaten his breakfast ,he went to his office.
After having eaten his breakfast , he went to his office.
Having eaten his breakfast ,he went to his office.
After eating his breakfast ,he went to his office.

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:14
ماضی بعید استمراری

این زمان توصیف کننده عملی است که در زمان گذشته دور قبل از یک زمان گذشته ساده بصورت استمرار بوقوع پیوسته باشد؛فرمول:

Ing + فعل اصلی + been + had + فاعل
مثال:

وقتیکه شما وارد شدید؛من مدت دو ساعت بود که مشغول خواندن کتاب بودم
When you arrived,i had been reading book for two hours

برای روشن شدن کاربرد این زمان به جمله زیر و ساعت شروع و ختم عمل توجه کنید:

ساعت 1 (شروع عمل بعید)<__________ساعت 3 (گذشته)__________>ساعت 6 (حال)

وقتیکه شما آمدید؛(ساعت 3 )من مدت دو ساعت بود که مشغول خواندن کتاب بودم.

یعنی عمل خواندن از ساعت یک بعداز ظهر شروع شده و تا ساعت 3 ادامه داشته و وقتیکه شما آمدید قطع شده است.

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:14
شناسایی این زمان در تست های چهار جوابی:

1_ این زمان بایستی حتما با یک زمان گذشته ساده همراه باشد.

2_ (طول زمان+حرف اضافه for )همراه آن می باشد؛مثال:

وقتیکه او به منزل رسید من مدت دو ساعت بود که مشغول مطالعه بودم
When he got home , i had been studying for 2 hours.

برای منفی کردن زمان ماضی بعید استمراری کلمه not را بعد از فعل کمکی had قرار می دهیم؛مثال:

وقتیکه شما به دیدن من آمدید ؛من دو ساعت نبود که مشغول کار کردن بودم
When you came to see me, i had not been working for two hours

به جملات زیر توجه کنید:

آیا علی قبل از اینکه به انگلستان برود؛در ایران مشغول فرا گرفتن انگلیسی بود؟
Had ali been learning english in iran before he went to england?

آیا زمانیکه به آن شرکت رفتید شما در جای دیگه مشغول به کار بودید؟
Had you been working anywhere when when you went to that company?

چه مدت مشغول تدریس بودید زمانیکه به اینجا آمدید؟
How long had you been teaching when you came here?

وقتیکه اینجا آمدم من مدت 7 سال بود که درس میدادم
When i came here , i had been teaching for seven years

† Prince Soroush †
08-09-2011, 07:14
افعال معین(کمکی)

لیست این افعال که عده ای آن را افعال غیر عادی و عده ای آن ها را افعال کمکی گویند از 25 فعل تشکیل میگردد که در انگلیسی دارای اهمیت ویژه ای هستند.
این افعال عبارتند از:
Be
Am
Is
Are
Was
Were
Have
Has
Had
Do
Does
Did
Shall
Will
Should
Would
Can
Could
May
Might
Must
Ought to
Used to
Need
Dare

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:17
فعل کمکی to be

همانطوریکه میدانید این فعل دارای مشتقات am,is,are,was,were بوده که در زمان های استمراری و جملات مجهول بکار می روند؛مثال:

هفته آینده همین موقع در حال پرواز به انگلستان هستم
At this time next week,i shall/will be flying to england

در حال حاضر من در خیابان آزادی زندگی می کنم
I am living on azadi avenue at present

او داشت پیانو میزد وقتیکه من به آنجا رفتم
He was playing the piano when i went there

سیب بوسیله آن پسر خورده شد(فعل کمکی was برای ساختن جملات مجهول)
The apple was eaten by that boy

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:17
فعل کمکی do

همانطوریکه می دانید این فعل دارای مشتقات does,did می باشد که در جملات سوالی و منفی زمان های حال و گذشته ساده بکار می روند؛مثال:

آیا شما هر روز به اینجا می آیید؟
Do you come here everyday?

او با من زندگی نمی کند
He does not live with us

آیا او هفته قبل شما را به جشن عروسی دعوت کرد؟
Did he invite you to his wedding celebration last week?

تبصره: فعل do نه تنها یک فعل کمکی محسوب می شود بلکه نقش اصلی را نیز در جمله بازی می کند؛مثال:

من همیشه تکلیفم را با دقت انجام می دهم
I always do my homework carefully

فعل do برای تاکی عملی در جملات مثبت زمان های حال و گذشته نیز بکار می رود؛مثال:

من سعی می کنم انگلیسی یاد بگیرم
I do try to learn english

این جملات زمانی بکار می رود که مثلا مخاطب شما در مورد انجام عملی حرف شما را قبول نداشته باشد؛شما بخواهید با تاکید نشان دهید که آن کار را انجام داده یا می دهید مثلا در جمله زیر:

من مطمئنم شما آنجا نرفتید
I am sure you did not go there

ولی من رفتم(تاکید در رفتن)
But i did go

فعل کمکی do قبل از وجه امری برای تاکید نیز بکار می رود؛مثال:

لطفا داخل شوید
Do come in

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:17
فعل کمکی have

از فعل کمکی have,has برای ساختن ماضی نقلی و ماضی نقلی استمراری و از فعل کمکی had برای ساختن ماضی بعید و ماضی استمراری استفاده می شود؛مثال:

من این کتاب را قبلا خوانده ام
I have read this book before

مدت دو سال است که انگلیسی یاد میگیرم
I have been learning english for two years

وقتیکه شما تلفن کردید من منزل را ترک کرده بودم
When you telephoned ,i had left home

تبصره:فعل have نه تنها یک فعل کمکی محسوب می گردد بلکه به عنوان فعل اصلی نیز در جملات مثبت بکار میرود؛مثال:

من دوستی در انگلستان دارم
I have a friend in england

بدیهی است برای سوالی و منفی کردن این فعل باید از do,does و در زمان گذشته از did استفاده نمود؛مثال:

من دوستی در انگلستان ندارم
I don't have any friends in england

ما سال قبل باغ بزرگی در کرج نداشتیم
We did not have a large garden in karaj last year

توجه: فعل have علاوه بر معنی داشتن دارای معانی مختلفی از قبیل نوشیدن؛خوردن؛دریافت کردن می باشد که در حالت فعل اصلی از آن استفاده می شود؛برای هر کدام از معانی فوق مثالی می آوریم:

من هر روز صبح یک لیوان شیر می نوشم
I have a glass of milk every morning

من معمولا ساعت 2 ناهار می خورم
I usually have lunch at 2 o'clock

هفته گذشته از او نامه ای دریافت کردم
I had a letter from her last week=i received a letter

توجه:چنانچه بعد از have از حرف اضافه to استفاده کنیم معنی must (مجبور بودن) را می دهد و می توان از have got to نیز بجای آن استفاده نمود؛مثال:

من مجبورم بروم چون او منتظر من است
I must go because she is waiting for me
I have to go because she is waiting for me
I have got to go because she is waiting for me

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:17
فعل کمکی shall , will

از این فعل برای ساختن زمان های آینده استفاده می گردد؛مثال:

من فردا به اداره خواهم رفت
I shall go to the office tomorrow
او هفته آینده به تهران خواهد آمد
He will come to tehran next week

کلمه will نمایانگر دعوت است؛مثال:

آیا فردا برای صرف چای خواهید آمد؟
Will you come to tea tomorrow?

کلمه will نمایانگر درخواست است؛مثال:

ممکن است این نامه را به او بدهید؟
Will you give him this letter?

کلمه will ممکن است نمایانگر یک امر قطعی نیز باشد؛مثال:

تمام دانشجویان ساعت 9 در حضور و غیاب شرکت خواهند کرد(بایستی شرکت کنند)
All students will attend the rod-call at 9 o'clock

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:18
فعل کمکی should , would

همانطوریکه می دانید should گذشته shall و would گذشته will می باشد.


که اکثرا در زمان های آینده در گذشته بکار می روند که به موقع از آنها صحبت خواهد شد ولی امروزه بجای should از would استفاده می شود که در تست های کنکور باید رعایت گردد.


او گفت که تا ظهر به اینجا خواهد آمد
He said that he would come here by noon


کلمه would در موارد زیر بکار می رود:


1_کلمه would در زمان حال نشاندهنده درخواست مودبانه انجام عملی از مخاطب است؛مثال:


ممکن است خواهش کنم که راه ایستگاه را به من نشان دهید
Would you show me the way to the station?


2_ این کلمه عادت را نیز در زمان گذشته نشان می دهد یعنی عینا نقش used to را در جمله بازی می کند؛مثال:


وقتی ده ساله بود زود از خواب برمی خواست(عادت داشت زود از خواب برخیزد)
He used to get up early when he was ten
He would get up early when he was ten


3_ کلمه would like بجای want بکار می رود و به جمله فرم مودبانه تری می دهد؛مثال:


من میخواهم آقای پیت را ببینم(فرم معمولی)
I want to see mr. Pitt
من میخواهم آقای پیت را ببینم(فرم مودبانه)
I would like to see mr. Pitt


کلمه should در معنی بایستی مترادف ought to می باشد که در موارد زیر بکار می روند:


الف:در زمان حال یا آینده


1_در حکم وظیفه مانند:


تو باید قرض هایت را بپردازی(وظیفه)
You ought to pay your debts
You should pay your debts


2_ در حکم پند و اندرز و نصیحت:


باید میوه بیشتر بخورید(پند و اندرز)
You should eat more fruit


ب:برای بیان عملی که در گذشته بایستی انجام می شده اما نشده یا بالعکس نمی بایستی انجام می شده اما شده چنانچه بخواهیم از کلمه should در گذشته استفاده نماییم بایستی حتما بعد از فرمول (اسم مفعول+have )استفاده کرد.


چنانچه جمله منفی باشد نشان می دهد که عمل انجام شده است ولی اگر جمله مثبت باشد نشان می دهد که عمل انجام نشده است؛به دو جمله زیر با دقت توجه کنید:


شما نمی بایستی به او تلفن می کردید(ولی تلفن کردید)
You shouldn't have telephoned her.(but you did)
شما می بایستی به او تلفن می کردید(ولی تلفن نکردید)
You should have telephoned her.(but you didn't)
You ought to have telephoned her.(but you didn't)


بعد از افعال مانند suggest,propose هر دو در معنی پیشنهاد کردن و insist (اصرار کردن) می توان از فرمول should + فاعل + that استفاده نمود؛مثال:


تام پیشنهاد کرد که منزل را بفروشم
Tom suggested that i should sell the house


بعد از کلمه lest به معنی مبادا از should استفاده می شود؛مثال:


پدرش می ترسید مبادا او روی صخره های یخی لیز بخورد
His father was terrified lest he should slip on the icy rocks

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:18
فعل can

فعلی است ناقص و دارای علامت مصدر یعنی to نبوده و هرگز بصورت استمراری در جمله بکار نمی رود.

گذشته این فعل could می باشد ولی اسم مفعول ندارد و برای ساختن زمان های کامل از اسم مفعول to be able to که معادل can می باشد(یعنی been able to )استفاده می گردد؛مثال:

من می توانم با او انگلیسی صحبت کنم
I can speak english with her

قبل از اینکه چهار ساله شود می توانست مطالعه کند
He could read before he was four

تا کنون نتوانسته ام این مشکل را حل کنم
So far i have not been able to solve this problem

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:18
موارد استعمال فعل can

1_ اجازه(permission)

مثال:

می توانم داخل شوم؟

Can i come in?

2_ قدرت(ability)

برای بیان قدرت و توانایی انجام کاری از can و معادل آن یعنی to be able to می توان استفاده نمود و این قدرت یا توانایی خود به دو دسته تقسیم می گردد:

الف)قدرت جسمانی=physical ability

من این صندلی را نمی توانم بلند کنم چون خیلی سنگین است
I can not lift this chair because it is too heavy

ب)قدرت فکری یا مهارت=mental ability

او مشکلات شما را می تواند به آسانی حل کند
He can solve your difficulties easily

فعل can بیانگر توانایی حاصل از امکانات نیز میباشد؛مثال:

شما می توانید پوشاک خود را با قیمت ارزان در انگلستان بخرید
You can buy your clothes cheaply in england

توجه: عدم توانایی با can not‎=can't بیان می شود و بجای آن می توان از be not able to یا be unable to استفاده کرد؛مثال:

او نمی تواند با درخواست شما موافقت کند(یعنی اجازه ندارد)
He is not able to agree on your request
He is unable to agree on your request

در زمان گذشته نیز بجای could می توان از was able to یا were able to استفاده کرد؛مثال:

او قادر بود که از دیوار بالا رود
He was able to climb the wall

تبصره:could در زمان حال در نقش can نیز بکار می رود و می توان گفت که فرم مودبانه آن است؛مثال:

ممکن است لطفا پنجره را باز کنید؟
Could you open the window?

توجه: اگر جمله به زبان گذشته اشاره کند بعد از could می توان از (اسم مفعول+have )نیز استفاده کرد و آن زمانی است که شخص می توانسته کاری انجام دهد ولی به عللی انجام نداده؛مثال:

او می توانست کالاها را برای ما بیاورد(ولی نیاورده)
He could have brought the goods to us

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:19
Might,May


فعل may در معنای ممکن بودن در دو مورد زیر بکار می رود:


1_ اجازه=permission


ممکن است اینجا سیگار بکشم؟(اجازه دارم)
May i smoke here?


2_ امکان=possibility


من ممکن است فردا با او صحبت کنم
I may talk to him tomorrow


تبصره مهم:اگر جمله به زمان گذشته اشاره کند یا قید زمان گذشته داشته باشد در این حالت بعد از may از فرم اسم مفعول+have استفاده می گردد؛مثال:


من ممکن است کلیدها را در باغ جا گذاشته باشم
I may have put the keys in the garden


او ممکن است پولش را در مدرسه گم کرده باشد
He may have lost his money at school


در حالت فوق می توان بجای may از might نیز استفاده کرد ولی احتمال بسیار بسیار ضعیف می شود ولی در تست های چهار جوابی هر دو صحیح هستند بنابراین هر دو در گزینه ها نخواهد آمد؛مثال:


او ممکن است الان رسیده باشد(امکان رسیدن بسیار ضعیف است)
He might have arrived now


کلمه might گذشته فعل may بوده و اکثرا در جملات نقل قول غیر مستقیم یا آینده در گذشته بکار میرود:


او گفت که ممکن است بعدا به من تلفن کند
He said that he might telephone me later


کلمه might گرچه گذشته فعل may می باشد ولی در زمان حال می توان از آن بجای may استفاده کرد و در این حالت امکان انجام عملی را بسیار ضعیف بیان می کند؛به دو جمله زیر که مربوط به یک مسابقه ورزشی است با در نظر گرفتن سن فاعل توجه کنید:


او 25 سال دارد و امکان دارد جایزه را ببرد
He is 25 years old and he may win the prize


او 60 ساله است و امکان دارد جایزه را ببرد(این امکان خیلی خیلی ضعیف است)
He is 60 years old and he might win the prize

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:19
موارد استعمال must


فعل must در موارد زیر بکار می رود:


1_ اجبار = obligation


در این مفهوم معادل آن have to یا have got to می باشد؛مثال:


شما باید اینجا را ترک کنید(مجبور هستید اینجا را ترک کنید)
You must leave now
You have to leave now
You have got to leave now


2_ ضرورت=necessity


این کلمه ضرورت انجام کاری را بیان می کند؛مثال:


اگر می خواهید موفق شوید بایستی سخت بکوشید
You must work hard if you want to succeed


در این حالت چنانچه انجام عملی ضروری نباشد نمی توان از must not استفاده کرد زیرا must فقط زمانی با not منفی می گردد که نمایانگر دستور و حکم و یا تهدید و ممنوعیت از انجام کاری باشد؛مثال:


دکترم می گوید نباید گوشت بخورم (دستور)
My doctor says i must not eat meat
My doctor says i am not to eat meat
با او دیگر نباید صحبت کنید(تهدید؛دستور)
You must not talk to her anymore


همانطور که ملاحظه می فرمایید must زمانی با not منفی می گردد که بیانگر دستور و حکمی باشد در غیر این صورت برای منفی آن بایستی از need not یا needn't استفاده نمود؛مثال:


اگر حالتان بهتر است لزومی ندارد به دکتر مراجعه کنید
You needn't go to a doctor if you feel better


3_ استنباط=inference


کلمه must در مقام استنباط امری بکار می رود مثلا در اثر مطالعه و یا تماشای تلویزیون و سایر ارتباط جمعی شما متوجه شده اید که پاریس شهر زیبایی است با توجه به این امر که خودتان هرگز پاریس را ندیده اید می گوئید:


پاریس باید شهر زیبایی باشد
Paris must be a beautiful city


او باید آدم دیوانه ای باشد(استنباط شخصی)
He must be mad


جمله فوق نشان می دهد که از فاعل جمله حتما اعمالی سر زده که شما در مورد وی چنین استنباطی کرده اید.


توجه: کلمه must در حکم استنباط در زمان گذشته نیز بکار می رود در این حالت بایستی بعد از must از فرمول (اسم مفعول+have ) استفاده کرد؛مثال:


او می بایستی دیروز تلفن کرده باشد(استنباط)
He must have telephoned yesterday


آن ها بایستی منزل را ترک کرده باشند
They must have left the house


با توجه به دو جمله فوق فرمول must در زمان گذشته بشرح زیر است:


اسم مفعول+must+have+فاعل


توجه: کلمه must شکل استمراری آن در زمان حال(ing فرم+be )می باشد؛مثال:


او باید الان در خانه ای مشغول کار باشد
He must be working in a factory now


نکته مهم:کلمه must گذشته و اسم مفعول ندارد و بجای آن از had to برای ساختن زمان گذشته استفاده می گردد؛مثال:


او مجبور بود ساعت 8 منزل را ترک کند(مثبت)
He had to leave the house at 8 o'clock


برای سوالی و منفی کردن had to از فعل کمکی did استفاده می گردد؛مثال:


آیا مجبور بودید به آنجا بروید؟
Did you have to go there?


من مجبور نبودم با او صحبت کنم
I didn't have to speak with him


توجه: برای بیان اجبار در زمان آینده می توان از must با قید زمان آینده و یا will have to استفاده کرد؛مثال:


امشب مجبور خواهم بود سخت مطالعه کنم
I will have to study hard tonight


او مجبور خواهد بود که منزلش را بفروشد
He will have to sell his house
He'll have to sell his house

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:19
فرق must و have to

از must زمانی استفاده می کنیم که اجبار از ناحیه خودمان باشد و حال آنکه have to اجباریست که از طرف عوامل خارجی مانند اداره؛ارتش و غیره برای ما بوجود می آید؛مثال:

من هفته ای یکبار بایستی پوتین هایم را واکس بزنم(این کاری است که خودم را ملزم به انجام آن می دانم)
I must polish my boots once a week

اگر به ارتش بروم مجبور خواهم بود هر روز پوتین هایم را واکس بزنم(اجبار از طرف عوامل خارجی)
If i join the army,i will have to polish my boots every day

در جمله اول ضرورت از طرف خود شخص است یعنی واکس زدن پوتین را هفته ای یکبار ضروری می داند و چنانچه واکس هم نزند کسی او را مجبور به این عمل نخواهد کرد و حال آنکه در جمله دوم مجبور است این کار را انجام بدهد زیرا این مقررات ارتشی است و باید اجرا گردد

مجبور هستم بروم و به مادرم کمک کنم(اجبار ناحیه گوینده و یک وظیفه فرزندی است)

I must go and help my mother because she is dying

مجبور هستم هر روز ساعت 8 در اداره باشم(اجبار از طرف اداره)
I have to be at the office at 8 o'clock every morning

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:19
موارد استعمال need


کلمه need در معنای (لازم بودن_احتیاج داشتن) مورد استفاده قرار می گیرد و همانطوریکه قبلا اشاره شد بجای فرم منفی must هنگامیکه عدم ضرورت انجام امری در نظر باشد از needn't استفاده می شود؛مثال:


شما بایستی به زبان انگلیسی پاسخ دهید
You must answer in english


لزومی ندارد به زبان انگلیسی پاسخ دهید
You needn't answer in english
It is not necessary for you to answer in english


فرق must not و need not در دو جمله زیر بخوبی روشن است:


لزومی ندارد کبریت روشن کنید؛می توانم خوب ببینم
You need not light a match, i can see well


نباید کبریت روشن کنید؛اتاق پر از گاز است
You must not light a match, the room is full of gas


کلمه need در زبان انگلیسی دارای دو نقش است


1_ کلمه need بعنوان فعل کمکی(ناقص)


در این حالت فعل فوق دارای خصوصیات زیر است:


1_ فعلی که بعد از آن بکار می رود to نمی گیرد
2_ برای سوالی کردن مانند can جای آن را با فاعل عوض می کنیم
3_ برای منفی کردن فقط کلمه not را بعد از آن بکار می بریم
4_ این فعل در سوم شخص مفرد s نمی گیرد؛مثال:


لازم است بروید(مثبت)
You need go


لازم نیست بروید(منفی)
You needn't go


آیا لازم است بروید؟(سوالی)
Need you go?


او لازم است بیاید(مثبت)
He need come


او لازم نیست بیاید(منفی)
He needn't come


آیا او لازم است بیاید؟(سوالی)
Need he come?


2_ کلمه need بعنوان فعل اصلی


کلمه need در این حالت در معنای (نیاز داشتن_احتیاج داشتن) بکار می رود و کلیه خصوصیات یک فعل اصلی را دارا می باشد و چناچه بعد از آن فعلی بکار رود حتما با to می باشد؛مثال:


احتیاجی ندارم که با او صحبت کنم
I don't need to speak with him


در حال حاضر احتیاجی به پول ندارم
I don't need money now


آیا احتیاجی به پول دارید؟
Do you need any money?


او احتیاج به یک اتومبیل نو دارد
He needs a new car


او احتیاج به یک اتومبیل جدید ندارد
He does not need a new car

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:19
فرم منفی need در زمان گذشته


یکی از مهمترین کاربردهای فعل need بصورت منفی در زمان گذشته است که آن را به دو طریق منفی می کنند و هر کدام با هم فرق زیادی دارند.


اگر need بعنوان یک فعل ناقص در زمان گذشته با کلمه not منفی شود بعد از آن باید از فرم (اسم مفعول + have ) استفاده گردد ولی اگر need را در زمان گذشته مانند فعل اصلی منفی کنیم بعد از آن مصدر (infinitive ) بکار می رود و معنای دو جمله با یکدیگر کاملا متفاوت هستند؛مثال:


لزومی نداشت که دیشب به آنجا بروی(ولی رفتی)
You needn't have gone there last night. (but you did)


لزومی نداشت که دیشب به آنجا بروی (بنابراین نرفتی) یا (خوب شد نرفتی)
You didn't need to go there last night. (so you didn't)


نکته مهم: فرم اسم مفعول + have بعد از needn't در زمان گذشته نشان دهنده عملی است که فاعل انجام داده ولی لزوم نداشته است.


فرم مصدر بعد از did not need در گذشته نشان دهنده عملی است که فاعل آن را انجام نداده زیرا لازم نبوده است؛مثال دیگر:


لزومی نداشت که به او تلفن کنم( ولی تلفن کردم)
I needn't have telephoned her


لزومی نداشت که به او تلفن کنم(بنابراین تلفن نکردم)
I didn't need to telephone her

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:20
عبارت used to


در زمان گذشته بکار می رود و بیانگر عمل و یا عادتی است که در گذشته انجام می شده ولی در حال حاضر متوقف گردیده است؛بعد از این عبارت همیشه مصدر بدون to یعنی فعل زمان حال بکار می رود و تلفظ این کلمه (یوست) می باشد که اکثر دانشجویان در تلفظ آن دچار اشکال می شوند و آن را (یوزد) تلفظ می کنند.


دیوید بطور مرتب فوتبال بازی میکرد(اکنون این کار را نمی کند)
David used to play football regularly


من هر روز عادت داشتم پیاده به مدرسه بروم(هر روز پیاده به مدرسه می رفتم)
I used to go to school on foot every day


برای منفی و سوالی کردن عبارت used to به دو طریق زیر عمل می کنیم:


من بطور مرتب فوتبال بازی نمی کردم(جمله دوم کاربرد قدیمی دارد و کمتر بکار می رود)
I did not use to play football regularly
I used not to play football regularly


آیا وقتی 12 ساله بودید فوتبال بازی می کردید؟
1. Did you use to play football when you were twelve?
2. Used you to play football when you were twelve?


جملات شماره 2 یک روش انگلیسی است و در امریکا از روش جملات شماره 1 استفاده می شود و کاربرد جملات شماره 2 امروزه چندان متداول نیست.


توجه: قیود تکرار مانند always,never و غیره بلافاصله بعد از فاعل بکار می روند؛مثال:


من هرگز منزل را تا ساعت هشت و نیم ترک نمی کردم(عادت نداشتم که این کار را انجام دهم)
I never used to leave home till half past eight


توجه: بجای عبارت used to می توان از would نیز استفاده کرد؛مثال:


او یکروز در میان به منزل برادرش سر می زد
He would call at his brother's house every other day

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:20
عادت داشتن به = to be used to


این عبارت در زمان حال بکار می رود و عادت را در حال حاضر نشان می دهد بعد از آن فعل حتما بایستی بصورت ing فرم (اسم مصدر) بیان گردد؛مثال:


من عادت دارم صبح ها زود از خواب برخیزم
I am used to getting up early in the morning


او به خوردن تخم مرغ آب پز عادت دارد
He is used to eating boiled eggs

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:20
عادت کردن به = to get used to


این عبارت فعلی عینا مانند کلیه افعال در زبان انگلیسی بکار می رود. فعلی که بعد از آن استعمال می گردد بایستی حتما بصورت اسم مصدر (ing فرم) باشد؛مثال:


شما به زودی به زندگی کردن در این شهر عادت خواهید کرد
You will soon get used to living in this city

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:20
بکار بردن to use

استعمال این فعل را نباید با عبارات (used to و یا to be used to ) اشتباه کرد این فعل معنی بکار بردن را می دهد و گذشته و اسم مفعول آن used با تلفظ (یوزد) می باشد در حالیکه کلیه عبارات عادت داشتن با تلفظ (یوست) بکار می رفتند؛مثال:


شیر برای ساختن کره بکار می رود
Milk is used for making butter


نردبان برای بالا رفتن بکار می رود
The ladder is used for climbing on


من از این کتاب برای یاد گرفتن زبان انگلیسی استفاده می کنم
I use this book to learn english

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:20
Dare


این کلمه به معنی جرات داشتن؛جرات کردن بوده و به دو صورت بکار می رود.


الف_ بعنوان فعل کمکی (ناقص) که دارای خصوصیات زیر است:


1_ مانند فعل can در سوم شخص مفرد s نمی گیرد


2_ برای سوالی کردن جای آن را با فاعل عوض می کنیم


3_ برای منفی کردن فقط کلمه not را بعد از آن قرار می دهیم


4_ فعلی که بعد از آن بکار می رود بصورت مصدر بدون to می باشد؛مثال:


من جرات انجام آن کار را دارم
I dare do that


من جرات ندارم آن کار را انجام دهم
I dare not do that = i daren't do that


او جرات آمدن به اینجا را دارد
He dare come here


او جرات ندارد به اینجا بیاید
He dare not come here = he daren't come here


آیا جرات دارید از روی دیوار بپرید؟
Dare you jump off the wall?


ب؛ بعنوان فعل اصلی:


در این حالت کلیه خصوصیات یک فعل اصلی را دارا می باشد و در زمان های حال و گذشته با افعال کمکی do,does,did سوالی و یا منفی می گردد و در سوم شخص مفرد نیز s گرفته و فعلی که بعد از آن بکار می رود بصورت مصدر است؛مثال:


آیا جرات می کنید این حرف را بزنید؟
Do you dare to say this?


او جرات نمی کند که به اینجا بیاید
He does not dare to come here


کلمه dare بعنوان فعل اصلی جزو افعال با قاعده است و برای ساختن گذشته و اسم مفعول به آخر آن d اضافه می گردد و برای منفی و سوالی کردن آن در زمان گذشته از فعل کمکی did استفاده می شود؛مثال:


آیا جرات کردید با او صحبت کنید؟
Did you dare to talk to him?


جرات نکردم با پدرش صحبت کنم
I didn't dare to speak with her father

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:20
زمان آینده کامل


این زمان توصیف کننده عملی است که در یک زمان معینی در آینده تکمیل گردد؛فرمول این زمان بقرار زیر است:


اسم مفعول +will/shall+have+فاعل


مثال:


تا ساعت ده کتاب تو را تمام کرده ام(خواهم کرد)
By ten o'clock, i will haved finished your book


تا شما برگردید آنها پل را ساخته اند
Till you come back, they will have built the bridge


تبصره: در زمان های آینده کامل اکثرا قید زمان در ابتدای جمله نوشته می شود و این خود یک وجه تشخیص این زمان است؛مثال:


تا ماه آینده همین موقع من کتاب را نوشته ام
By this time next month, i shall have written the book

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:21
شناسایی زمان آینده کامل در تست های چهار جوابی



1_ یکی از مهم ترین علائم این زمان حرف اضافه by می باشد که در ابتدا یا در انتهای جمله همراه با زمان مشخص آینده بکار می رود؛مثال:



تا ماه آینده آن ها پل را ساخته اند
By next month, they will have built the bridge.


تا سال آینده؛دولت شهرها را بازسازی کرده است(خواهد کرد)
By next year, the government will have rebuilt the cities.


2_ کلمات before,by the time,when,till چنانچه با حال ساده بکار روند جزو علائم شناسایی آینده کامل هستند؛مثال:


قبل از اینکه او مراجعت کند ما تکالیفمان را تمام کرده ایم
Before her returns, we will have finished our homework.


نکته: همانگونه که می دانید کلمات before,when,till,by the time جزو کلماتی هستند که با حال ساده بکار می روند و جمله ای که با آنها همراه است زمان آینده ساده می باشد که این موضوع را در زمان حال ساده مطالعه کرده اید.


بایستی بدانید که در تستهای چهار جوابی هنگامیکه از کلمات اشاره شده همراه حال ساده استفاده می گردد دو جواب صحیح داده نمی شود یعنی پاسخ جمله یا زمان آینده کامل است یا آینده ساده

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:21
زمان آینده کامل استمراری



این زمان توصیف کننده عملی است که از گذشته شروع شده و بصورت استمرار تا یک لحظه معینی در زمان آینده ادامه داشته باشد.


برای ساختن این زمان بعد از فاعل از فعل کمکی will have یا shall have با اسم مفعول فعل بودن been استفاده کرده و سپس فعل اصلی را با ing بعد از آن قرار می دهیم


مثال:


تا ساعت شش من مدت 2 ساعت است که مشغول خواندن انگلیسی هستم
By six o'clock, i shall have been reading english for two hours.
توجه: امروزه در آینده کامل استمراری اکثرا از will have been استفاده می شود و کاربرد shall have been تقریبا ضعیف است
نکته بسیار مهم: چون زمان آینده کامل استمراری تا یک زمان معین در آینده ادامه پیدا می کند لذا قید زمان آینده اکثرا بایستی در ابتدای جمله بکار رود.


برای روشن شدن مطلب به شروع و ختم عمل در جملات زیر توجه کنید و طرح زمانی آن را در نظر بگیرید(فرض کنید الان ساعت 5 بعداز ظهر است


-------گذشته(ساعت 3)----------------حال(ساعت 5)--------------------آینده(ساعت 6)


ساعت سه شروع به مطالعه کردم(گذشته ساده)
I started to read at 3 o'clock


مدت دو ساعت است که مشغول مطالعه هستم(ماضی نقلی استمراری)
I have been reading for two hours


بنابراین تا ساعت 6 مدت سه ساعت است که من مشغول مطالعه می باشم(آینده کامل استمراری)
So by 6 o'clock, i will have been reading for three hours.


برای بهتر یاد گرفتن این زمان جملات زیر را با دقت بخوانید:


ماه آینده همین موقع من برای مدت دو سال است که مشغول خواندن انگلیسی بوده ام(مدت دو سال است که انگلیسی می خوانم)
At this time next month, i will have been learning english for two years


هفته آینده من مدت ده سال است که در منزل فعلی زندگی می کنم
Next week, i will have been living in my present house for ten years


ماه آینده مدت سه سال است که در این کارخانه مشغول کار هستم
Next month, i will have been working in this factory for three years


سال آینده مدت هفت سال است که برای روزنامه ها مقاله می نویسم
Next year i shall have been writing articles for newspapers for seven years

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:21
علایم و شناسایی زمان آینده کامل استمراری در تست های چهار جوابی


1_ وجود قید زمان در ابتدای جمله


2_ حرف اضافه by با زمان مشخص آینده در ابتدای جمله


3_ (طول زمان+حرف اضافه for ) در آخر جمله


مثال:


تا سال آینده ما مدت 20 سال است که اینجا زندگی می کنیم


1. Next year, we will have been living here for 20 years
By next year, we will have been living here for 20 years


نتیجه: اگر جمله ای دارای حرف اضافه by قبل از یک قید زمان آینده باشد و یا جمله فقط یک قید زمان آینده داشته باشد و در انتهای آن جمله(طول زمان+for )وجود داشته باشد زمان آن تست آینده کامل استمراری است در صورت نبودن آینده کامل صحیح است

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:21
زمان آینده ساده در گذشته

بطور کلی هرگاه عملی در گذشته واقعی بوقوع بپیوندد و آن عمل نسبت به یک زمان گذشته دیگری مفهوم آینده داشته باشد آن زمان را آینده در گذشته گویند.

فرض کنید الان ساعت 7 بعدازظهر است و به جمله و طرح زیر با دقت توجه کنید:

-گذشته(ساعت 5 )------------آینده در گذشته(ساعت 6 )------------حال(ساعت 7 )-----------------آینده واقعی(ساعت 8 )

علی ساعت 5 بعدازظهر به من گفت که ساعت 6 به منزل ما خواهد آمد
Ali told me that he would come to our house at 6 o'clock.

همانطور که میبینید علی قرار بوده ساعت 6 به منزل ما بیاید و این ساعت 6 نسبت به حال حاضر گذشته است در حالیکه نسبت به ساعت 5 آینده محسوب می شده است

برای تشکیل زمان آینده در گذشته فقط بجای shall از should و بجای will از would استفاده می گردد ولی امروزه حتی بجای shall از would استفاده می شود و کاربرد should تقریبا منسوخ شده است.

بنابراین فرمول آینده در گذشته بشرح زیر است:

مصدر بدون to+؛would+فاعل

من گفتم که نامه ای برای او خواهم نوشت
I said that i would write a letter to him.

تو گفتی که نامه ای برای ما خواهی نوشت
You said that you would write a letter to us.

نتیجه: مبدا زمان آینده ساده زمان حال است در حالیکه مبدا آینده در گذشته زمان گذشته می باشد؛به دو مثال زیر توجه کنید:

او فردا به شما تلفن خواهد کرد(مبدا زمان حال است)
He will telephone you tomorrow

او گفته که به شما تلفن خواهد کرد(مبدا زمان گذشته است)
He said that he would telephone you tomorrow

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:22
موارد استعمال آینده ساده در گذشته


1_ در تبدیل جملات آینده ساده مستقیم به جملات غیر مستقیم؛مثال:


او گفت که من کتاب را خواهم نوشت(جمله مستقیم)
He said, i shall write the book.


او گفت که کتاب را خواهد نوشت(جمله غیر مستقیم)
He said that he would write the book
.
2_ در جملات شرطی نوع دوم؛مثال:


اگر او پول داشت این منزل را می خرید
If he had money , he would buy this house.


3_ در جملات شرطی نوع سوم(آینده در گذشته کامل)


اگر به آنجا رفته بودم او را دیده بودم(او را می دیدم)
If i had gone there , i would have seen him.

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:22
زمان آینده استمراری در گذشته

این زمان توصیف کننده عملی است که در زمان آینده در گذشته بطور استمرار انجام گیرد.

برای تشکیل آن بعد از should یا would از فعل be استفاده کرده وسپس فعل اصلی را بصورت فرم ing بعد از آن قرار می دهیم کاربرد should به مراتب کمتر از would است.

؛ing +فعل اصلی +be +would + فاعل

او گفت که ساعت 8 آن روز مشغول خواندن یک کتاب خواهد بود
He said that he would be reading a book at 8 o'clock that day.

آن ها گفتند که هفته آینده در حال سفر به کشور ایران خواهند بود
They said they would be traveling to iran the following week.

همانطوریکه در دو جمله فوق ملاحظه می شود عمل آینده استمراری در گذشته به وقوع می پیوندد و این زمان در اصل همان زمان آینده استمراری است که با افعال کمکی should و would تبدیل به همان زمان در گذشته گردیده است

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:22
زمان آینده کامل در گذشته


این زمان توصیف کننده عملی است که در زمان آینده در گذشته کامل شود.


برای تشکیل این زمان بعد از فاعل should و would و سپس از فرم (اسم مفعول + have ) استفاده می گردد به همین دلیل که بعضی از نویسندگان زبان انگلیسی این زمان را آینده در گذشته ماضی نقلی نام نهاده اند.


فرمول:
اسم مفعول + would have/should have + فاعل


مثال:


او گفت که تا ماه آینده کتاب را تمام کرده است
He said that he would have finished the book by the next month


من گفتم که نامه را تا ساعت 8 ترجمه کرده ام (خواهم کرد)
I said that i would have(should) translated the letter by 8 o'clock


همانطوریکه در دو جمله فوق ملاحظه می کنید عمل تمام کردن کتاب و ترجمه کردن نامه در زمان معینی در آینده کامل خواهد شد.


و این آینده در حقیقت در گذشته تکمیل می گردد.


بعبارت دیگر این زمان همان زمان آینده کامل است منتهی بجای shall از should و بجای will از would استفاده شده و در انتهای جمله یک قید آینده وجود خواهد داشت.


ما گفتیم که ما تا دو ماه دیگر خانه را ساخته ایم(خواهیم ساخت)
We said that we should have built the house in two months.


شما گفتید که تا دو ماه دیگر خانه را ساخته اید(خواهید ساخت)
You said that you would have built the house in two months.


آن ها گفتند که آن ها تا دو ماه دیگر خانه را ساخته اند(خواهند ساخت)
They said that they would have built the house in two months.


توجه: یکی از موارد استعمال این زمان در جملات شرطی نوع سوم است که بعدا در مورد آن بحث خواهد شد؛مثال:


اگر با او صحبت نکرده بودید من او را راضی می کردم(او را راضی کرده بودم)
If you hadn't spoken with him, i would have satisfied him.


اگر او سخت مطالعه کرده بود امتحان را قبول میشد
If she had studied hard, she would have passed the examination.

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:22
زمان آینده کامل استمراری در گذشته

این زمان توصیف کننده عملی است که از زمان گذشته شروع و بصورت استمرار تا زمان آینده در گذشته ادامه داشته باشد.

برای تشکیل این زمان از دو فعل معین should و would استفاده کرده و سپس فرم ing دار بعد از آن قرار می دهیم.

فرمول:

ing+ فعل اصلی + should have been/would have been + فاعل

مثال:
او گفت ماه آینده مدت ده سال است که در ایران زندگی می کند
He said that the next month he would have been living in iran for ten years.

آن ها گفتند که هفته آینده مدت 6 ماه است که مشغول خواندن زبان انگلیسی بوده اند
They said that the following week they would have been learning english for six months.

همانطوریکه در دو جمله فوق ملاحظه می کنید فعل زندگی کردن و خواندن زبان انگلیسی در یک زمان گذشته شروع و تا یک زمان آینده در گذشته که (ماه آینده و هفته آینده) باشد بصورت استمرار ادامه پیدا کرده است

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:22
تطابق زمان ها

اگر فعل اصلی یک جمله انگلیسی زمان حال و یا گذشته باشد جمله تبعی که بعد از آن فعل بکار می رود اکثرا تابع زمان اصلی جمله است.

بنابراین اگر فعل اصلی جمله ای زمان گذشته ساده باشد.

جمله تبعی که بعد از آن بکار می رود نمی تواند زمان حال ساده ؛ زمان حال استمراری ؛ ماضی نقلی و زمان آینده با will و shall باشد.

به افعال اصلی جملات زیر و افعال جملات تبعی بعد از آن ها به دقت توجه فرمایید:

او تصور می کند که می تواند گزارش را تا ساعت 5 تمام کند
He thinks that he can finish the report by five o'clock.

او تصور کرد که می تواند گزارش را تا ساعت 5 تمام کند
He thought that he could finish the report by five o'clock.

او قول داد که دیگر اشتباه تکرار نخواهد شد
He promised that the error would not occur again.

او می گوید که مرا قبلا دیده است
He says that he has seen me before

او گفت که مرا قبلا دیده است
He said that he had seen me before.

تبصره مهم: در صورتیکه جمله تبعی اشاره به یک حقیقت کلی و فیزیکی و یا یک واقعیت علمی بنماید اگرچه زمان اصلی گذشته هم باشد فعل جمله تبعی بایستی در زمان حال ساده بکار می رود؛مثال:

کریستف کلمب ثابت کرد که جهانگرد است
Columbus proved that the earth is round.

در این گونه جملات چنانچه مسئله تطابق زمان ها رعایت گردد یعنی فعل is در جمله فوق تبدیل به was گردد ایرادی از لحاظ کلی نیست ولی از لحاظ گرامری بهتر است قاعده فوق همیشه رعایت گردد.

در بحث تبدیل جملات مستقیم به غیر مستقیم هنگامیکه فعل ناقص در زمان گذشته باشد مسئله تطابق زمان ها کاملا رعایت می گردد در حقیقت تطابق زمان ها همان نقل قول غیر مستقیم جملات خبری است؛مثال:

He said to me, ‎" i will telephone you tomorrow(مستقیم)
‏ He told me that he would telephone me the next day(غیر مستقیم)

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:22
ضمایر موصولی یا ضمایر ربط

ضمایری هستند که دو جمله را به یکدیگر وصل می نمایند به همین دلیل آن ها را ضمایر موصولی نیز گویند.

مهم ترین این ضمایر در انگلیسی عبارتند از:

Who

Whom

Which

Whose

That

What

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:22
ضمیر ربط who

این کلمه در وسط جمله بعنوان ضمیر ربط دارای خصوصیات زیر است:

1_ معادل ( که ) در زبان فارسی است

2_ اشاره به انسان می کند یعنی مرجع آن انسان است و حالت فاعلی دارد

3_ بعد از آن همیشه فعل بکار می رود

مثال:

مردی که دیشب به اینجا آمد پدرم می باشد
The man who came here last night is my father.

دختری که دارد جر و بحث می کند خواهر بهرام است
The girl who is quarreling is Bahram's sister.

نکته مهم: اگر ضمیر موصولی who در جملات حال استمراری و گذشته استمراری بکار رود می توان کلمه who و فعل to be زمان مربوط به جمله را حذف کرده و فعل ing دار را که همان وجه وصفی است بعد از مرجع بکار برد؛مثال:

مردی که آنجا نشسته پدر من است
The man who is sitting there,is my father.
The man sitting there,is my father.

† Prince Soroush †
08-10-2011, 20:23
ضمیر ربط whom


این کلمه در وسط جمله بعنوان ضمیر ربط بکار می رود و دارای خصوصیات زیر است:


1_ معادل (که او را _ که به او _ که آن ها را _ که به آن ها) در زبان فارسی می باشد.


2_ اشاره به انسان می کند یعنی مرجع آن انسان است.


3_ بعد از آن فاعل استفاده می شود(زیرا خودش حالت مفعولی دارد)مثال:


مردی را که شما به شام دعوت کردید دیوانه بود
The man whom you invited to dinner was mad.


در مورد استعمال whom به سه نکته زیر توجه فرمایید:


نکته اول: همانطوریکه می دانید بعضی از افعال دارای حرف اضافه خاص هستند اگر در جمله ای که دارای ضمیر ربط whom باشد فعلی دارای حرف اضافه مخصوص باشد؛این حرف اضافه به دو طریق

در جمله بکار می رود.


دختری که با او صحبت کردید خیلی باهوش بود(حرف اضافه with بعد از فعل)
1. The girl whom you spoke with was very clever.


دختری که با او صحبت کردید خیلی باهوش بود(حرف اضافه with قبل از ضمیر ربط whom )
2. The girl with whom you spoke was very clever.


از طریقه دوم اکثرا آمریکایی ها استفاده می کنند.




نکته دوم: چون whom حالت مفعولی دارد می توان آن را از جمله حذف کرد؛مثال:


این همان معلمی است که دیشب در فرودگاه دیدیم
She is the same teacher whom we saw at the airport last night.
She is the same teacher we saw at the airport last night.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 06:58
ضمیر ربط which

این کلمه که در وسط جمله بعنوان ضمیر ربط بکار می رود دارای خصوصیات زیر است:

1_ معادل (که) در زبان فارسی است

2_ اشاره به اشیا می کند یعنی مرجع آن اشیا می باشد

3_ دارای حالت فاعلی و مفعولی است(یعنی بعد از آن فعل و یا فاعل بکار می رود)مثال:

کتابی که روی میز است خیلی گران است(which در حالت فاعلی)
The book which is on the desk is very expensive.

کتابی را که دیشب خریدم خیلی جالب بود(which در حالت مفعولی)
The book which i bought last night was very interesting.

نکته:which را می توان در حالت مفعولی مانند whom از جمله حذف کرد؛مثال:

کتابی را که دیشب خریدم خیلی جالب است(which حذف شده است)
The book i bought last night is very interesting.

تذکر: اگر جمله ای که which در آن بکار می رود دارای حرف اضافه باشد می توان حرف اضافه را هم قبل از which و هم بعد از فعل بکار برد؛مثال:

صندلی که شما روی آن نشسته اید خیلی راحت است
The chair on which you are sitting is very comfortable.
The chair which you are sitting on is very comfortable.

قلمی که با آن می نویسید خوب نیست
The pen with which you write is not good.
The pen which you write with is not good

† Prince Soroush †
08-11-2011, 06:58
ضمیر ربط whose

این کلمه که در وسط جمله بعنوان ضمیر ربط بکار می رود دارای خصوصیات زیر است:

1_ معادل (که ... ش ؛ که ... شان) در زبان فارسی است و مالکیت را می رساند.

2_ هم برای اشیا و هم برای حیوانات و انسان بکار می رود.

3_ بعد از آن همیشه اسم بکار می رود زیرا این کلمه جانشین صفت ملکی است.

مردی که خانه اش آتش گرفت شب گذشته فوت کرد
The man whose house caught fire died last night.

این همان دانشجویی است که کتابش را پیدا کردم
This is the same student whose book i found.

سگی که رنگش سیاه است متعلق به آقای رابرت است
The dog whose color is black belongs to Mr Robert.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 06:59
ضمیر ربط that


این کلمه که در وسط جمله بعنوان ضمیر ربط بکار می رود معادل which است و می توان بجای who و whom نیز از آن استفاده کرد این کلمه در موارد زیر بکار می رود.


1_ هنگامی که در جمله صفت عالی باشد بهتر است بجای which از that استفاده نمود؛مثال:


این بهترین فیلمی است که تا کنون دیده ام
This is the best film that i have ever seen.


2_ هنگامی که در جمله اعداد ترتیبی باشد؛مانند:


این دومین بار است که اشتباه می کنم
This is the second time that i make a mistake.


3_ هنگامیکه کلمات ( one,something,anything ) در جمله باشد؛مانند:


وقتیکه کتاب می خرید آیا کتابی را انتخاب می کنید که شما را بخنداند؟
When you buy a book do you buy the one that makes you laugh?


چیزی هست که من باید در مورد آن صحبت کنم
There is something that i must talk about.


چیزی وجود ندارد که من از آن تنفر داشته باشم
There isn't anything that i hate.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 06:59
ضمیر ربط what


این ضمیر اشاره به مرجع نمی کند یعنی اصولا مرجع نداشته و مشخص نیست که مرجع آن مذکر است یا مونث و معادل با کلمه ( آنچه؛آنچه را که ) در زبان فارسی می باشد؛مثال:


آیا می فهمید او راجع به چه چیزی صحبت می کند؟
Do you understand what he is talking about?


نمی دانم او برای شما چه چیزی خریده
I don't know what he has bought for you.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 06:59
قیود ربط

1_ قید ربط where اشاره به مکان می کند و در حقیقت بجای (ضمیر ربط which + حرف اضافه in ) بکار می رود؛مثال:

این بیمارستانی است که من در آنجا به دنیا آمدم
This is the hospital where i was born.
This is the hospital in which i was born.
This is the hospital which i was born in.

2_ قید ربط when دارای مرجع زمان است

سالی که او درگذشت ما در شیراز بودیم
The year when he died,we were in shiraz.

*‏ وقتیکه مرجع روزهای هفته باشد می توان بجای when از which همراه با حرف اضافه on نیز استفاده کرد

جمعه روزی بود که او وارد شد
Friday was the day when she arrived.
Friday was the day on which she arrived.

3_ قید ربط why علت و سبب انجام عمل را بیان می کند؛مثال:

نمی دانم چرا او اینقدر دیر آمده
I don't know why he has come so late.

نکته: کلمه ever یا soever مانند پسوند برای تاکید با ضمایر موصولی who , whom , which ‎, whose , what بکار می روند

هر کسی که ؛ هر کس که
Whoever = whosoever

هر کسی را که ؛ به هر کسی که
Whomever = whomsoever

هر کدام را که ؛ هر کدام که
Whichever = whichsoever

مال هر کس را که ؛ مال هر کسی را که
Whose-ever = whosesoever

هر آنچه را که ؛ هر آنچه که
Whatever = whatsoever

و هم چنین بعد از قید ربط where و when نیز از ever در معنای زیر استفاده می شود

هر جا که ؛ هر کجا که ؛ هر جایی را که
Wherever

هر وقت که ؛ هر وقتیکه
Whenever

مثال:

هر وقتیکه او به اینجا می آید چیزهای زیادی خریداری می کند
Whenever he comes here,he buys a lot of things.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 06:59
ضمایر انعکاسی و تاکیدی


این ضمایر که در زبان انگلیسی بنام ضمایر سلف (self pronouns) مشهورند عبارتند از:


خودم؛خودم را myself


خودت؛خودت را yourself


خودش؛خودش را himself,herself,itself


خودمان؛خودمان را ourselves


خودتان؛خودتان را yourselves


خودشان؛خودشان را themselves


این ضمایر به دو دسته تقسیم می شوند:


1_ ضمایر انعکاسی


2_ ضمایر تاکیدی

† Prince Soroush †
08-11-2011, 06:59
ضمایر انعکاسی


اگر فاعل و مفعول جمله یکی باشند یا بعبارت دیگر مفعول جمله به فاعل برگردانده شود؛در اینصورت از ضمایر انعکاسی استفاده می شود؛مثال:


من خودم را در آینه دیدم
I saw myself in the mirror.


شهین بدجوری خودش را سوزاند
Shahin burned herself badly.


توجه: ضمیر انعکاسی همانند ضمیر مفعولی می تواند با حرف اضافه بعد از مفعول بعد از مفعول شی قرار گیرد؛مثال:


او برای خود یک پیراهن درست کرد
She made herself a dress.
She made a dress for herself.


دیشب در جشن عروسی به من خیلی خوش گذشت(خیلی لذت بردم)
I enjoyed myself at the wedding celebration last night.


چنانچه ضمیر انعکاسی بعد از یک فعل متعدی قرار بگیرد؛جمله احتیاج به یک متمم دارد و این متمم بایستی بعد از ضمیر انعکاسی بکار رود؛مثال:


او خود را به مقام نخست وزیر رساند
He made himself prime minister.
¤ himself (ضمیر انعکاسی)
¤ prime minister (متمم)


او خود را یک وکیل خواند
She called herself a lawyer.


توجه: همانگونه که ملاحظه می کنید قبل از prime minister و lawyer از حرف تعریف a استفاده نشده است

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:00
ضمایر تاکیدی

چنانچه بخواهیم انجام عملی را بوسیله فاعل جمله تاکید کنیم از ضمیر تاکیدی استفاده می نماییم؛مثال:

من خودم(خود من) او را در پارک دیدم(تاکید روی فاعل است)
I myself saw her in the park.

آن ها خودشان خواستند که با ما بیایند(تاکید در آمدن که روی فاعل است)
They themselves wanted to come with us.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:00
جای ضمایر تاکیدی در جمله و تست

بشرح زیر است:

1_ مستقیما بعد از فاعل ؛مثال:

من خودم پنجره را باز کردم
I myself opened the window.

2_ بعد از مفعول:

او خودش کیک را درست کرد
She made the cake herself.

خود تو بودی که به من تلفن کردی
It was you yourself who telephoned.

3_ ضمایر تاکیدی با حرف اضافه by معادل alone (به تنهایی) بوده و اکثرا در آخر جملات دیده می شوند؛مثال:

او به تنهایی آن را تمام کرد
She finished it by herself.
She finished it alone.

4_ در جملات امری : از yourself استفاده می شود

خودت تکلیف را انجام بده(نه شخص دیگری)
Do your homework yourself

خودت با او صحبت کن
Talk to her yourself

نکته: هنگامیکه ضمیر نا معین one به عنوان فاعل در ابتدای جمله بکار می رود؛ضمیر انعکاسی آن oneself بوده و همیشه بصورت مفرد بکار می رود؛مثال:

شخص می بایستی خود را با آداب و رسوم شهری که در آن زندگی می کند وفق دهد
One should adapt oneself to the customs of the city where he lives

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:00
موارد استعمال wish در انگلیسی


بیانگر آرزوی انجام کاری در زمان های (حال؛گذشته؛آینده) می باشد و در موارد زیر بکار می رود:


1_ بیان آرزو در زمان حال


در این حالت فاعل و فعلی که بعد از wish بکار می رود گذشته بوده ولی مفهوم جمله در زمان حال است


ای کاش علی الان به اینجا می آمد(زمان حال)
I wish ali came here now.


ای کاش پول بیشتری داشتم(ولی ندارم)
I wish i had more money.(now)


تبصره: در این حالت بجای was بایستی were استفاده شود؛مثال:


ای کاش من جای تو بودم
I wish i were you.


2_بیان آرزو در زمان گذشته


در این حالت فعلی که بعد از آن بکار می رود بصورت ماضی بعید است؛مثال:


ای کاش دیروز نامه را می نوشت
I wish he had written the letter yesterday.


ای کاش من حقیقت را زودتر می دانستم(دانسته بودم)
I wish i had known the fact earlier.


3_ بیان آرزو در زمان آینده


در این حالت بعد از wish از فعل کمکی would استفاده می شود؛مثال:


ای کاش باران فردا قطع می شد(آینده)
I wish it would stop raining tomorrow.


4_ در حکم بیان آرزو برای دیگران؛مثال:


او برای ما آرزوی سعادت و عمر طولانی کرد
He wished us long life and happiness.


برای شما آرزوی سفری بی خطر دارم
I wish you a safe journey.


5_ در معنای تمایل زیاد داشتن



در این حالت شکل فعل بعد از آن بصورت مصدر است؛مثال:


خیلی دلم می خواهد در این امتحان قبول شوم
I wish to pass this examination.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:00
موافقت با جملات خبری


هر گاه عملی بوسیله یک فاعل در جمله ای سر بزند و بخواهیم همان عمل را به فرد دیگری نیز نسبت دهیم از فعل کمکی زمان جمله با کلمات so - too در جملات مثبت و از کلمات either - neither در جملات منفی به شرح زیر استفاده می شود.


1_ جملات مثبت:


او موسیقی را دوست دارد و من هم همینطور.(من هم موسیقی را دوست دارم)
He likes music and so do I.
He likes music and I do too.


او به آنجا رفت و من هم رفتم
He went there and so did I.
He went there and I did too.


توجه کافی به محل کلمات so , too در جملات فوق داشته باشید.


2_ جملات منفی:


او موسیقی را دوست ندارد و من هم دوست ندارم.
He does not like music and neither do I.
He does not like music and I don't either.


او به آنجا نرفت و من هم نرفتم.
He didn't go there and neither did I.
He didn't go there and I didn't either.


بنابراین too همیشه در انتهای جملات مثبت و either در آخر جملات منفی معنی(نیز؛هم چنین؛هم) را می دهند.


تذکر: اگر فعل have , has ‎, had تنها فعل جمله و فعل اصلی باشند برای توافق با آن جمله خبری از افعال کمکی زمان ها do ‎, does , did استفاده می شود.


He has a beautiful house and so does Ali.
He has a beautiful house and Ali does too.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:00
سوالات کوتاه در انتهای جملات


در مکالمات روزانه چنانچه در مورد جمله ای که گفته شده بخواهیم سوالی مطرح کنیم؛بلافاصله از فرم سوالات کوتاه که به کمک افعال کمکی زمان ها تشکیل می شود استفاده می کنیم.


این جملات خود به دو دسته تقسیم می شوند:


1_ جملات مثبت با فرم سوالی منفی
مثال:


هوا گرم است آیا اینطور نیست؟(مگه نه)
The weather is warm, isn't it?


شما فوتبال را دوست دارید آیا اینطور نیست؟
You like football, don't you?


او دیروز به اینجا آمد آیا اینطور نیست؟(مگه نه)
He came here yesterday, didn't he?


او در امتحان قبول شده است؛مگه نه؟
He has passed the examination, hasn't he?


او با ما خواهد آمد؛مگه نه؟
He will come here with us, won't he?


همانطوریکه ملاحظه می کنید برای ساختن فرم جملات کوتاه بایستی از فعل کمکی زمان جمله استفاده نمود.


اگر جمله مثبت باشد فرم کوتاه بایستی بصورت سوالی منفی نوشته شود.


2_ جملات منفی با فرم سوالی مثبت
مثال:


هوا گرم نیست مگه نه؟
The weather is not warm, is it?


شما موسیقی را دوست ندارید؛ مگه نه؟
You don't like music, do you?


او دیروز اینجا نیامد؛مگه نه؟
He didn't come here yesterday, did he?


او در امتحان قبول نشده است؛آیا اینطور نیست؟
He hasn't passed the examination, has he?


تذکر1 : اگر جمله ای دارای افعال ناقص can,could,may,might,must,should,ought to,need باشد برای ساختن جملات سوالی کوتاه از افعال کمکی یا ناقص استفاده می شود نه از افعال کمکی زمان ها.


مثال:
او نتوانست مشکل شما را حل کند؛مگه نه؟
He could not solve your problem,could he?


تو باید پول را به او بدی؛مگه نه؟
You must give him the money, mustn't you?


شما دیگر لازم نیست به آنجا بروید؛مگر نه؟
You needn't go there anymore,need you?


تذکر 2: چنانچه جمله ای با let's آغاز شود برای ساختن سوال کوتاه آخر جمله بایستی از shall we استفاده شود و چنانچه جمله با let us آغاز شود فرم سوالی کوتاه جمله will you یا would you خواهد بود؛مثال:


اجازه بدهید(بیایید) امشب به سینما برویم؛ایرادی ندارد؟
Let's go to the movies tonight, shall we?
Let us go to the cinema tonight, will you?
Let us go to the cinema tonight, would you?


تذکر 3: اگر جمله ای دارای کلمات no , never باشد چون خودشان جمله را منفی می کنند بنابر این فرم سوالی کوتاه آن ها باید مثبت باشد؛مثال:


او تا به حال اشتباهی نکرده است؛مگه نه؟
He has made no mistakes so far, has he?


تذکر 4: اگر جمله با i am (منظور فقط فرم مثبت است) آغاز شود فرم سوالی کوتاه آن aren't i می باشد.


من خیلی خسته هستم اینطور نیست؟
I am too tired, aren't i?


تذکر 5: اگر جمله ای با وجه امری آغاز شده فرم سوالی کوتاه آن will you یا would you خواهد بود.


لطفا پنجره ها را ببندید؛ممکنه؟
Please shut the windows, will you?


لطفا در را باز کنید؛اگه ممکنه؟
Please open the door, would you?


تذکر 6: اگر جمله ای با everyone یا every body آغاز شود گرچه فعل این ضمایر مفرد هستند ولی سوالی کوتاه آن ها با they ساخته می شود بنابراین فعل آنها نیز تابع they می باشد.


مثال:


هر کسی حاضر است به نیازمندان کمک کند؛ مگه نه؟
Everybody is ready to help poors, aren't they?


همه به او ایمان دارند؛مگه نه؟
Everybody believes in him, don't they?

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:01
کاربرد سببی فعلی have


مفهوم have در جملات سببی ایجاب انجام کاری توسط شخص دیگری است.


معمولا این نوع کار در ازای دریافت اجرت یا بر حسب وظیفه توسط دیگری صورت می گیرد؛بعبارت دیگر هر گاه عملی در جمله بوسیله شخص دیگری غیر از فاعل انجام شود و نام انجام دهنده کار چه به صورت اسم و چه به صورت ضمیر در جمله ذکر نشود از فرم سببی have یا get استفاده می گردد.


فرمول:


اسم مفعول + مفعول شی + (مطابق با زمان جمله ) have/has + مبتدا جمله(مسبب کار)


مثال:


دیروز دادم اتومبیلم را شستند.(گذشته)
I had my car washed yesterday.
I got my car washed yesterday.


ماهی یکبار لباسهایم را می دهم تمیز کنند.‎)‎حال)
I have my suit cleaned once a month.
I get my suit cleaned once a month.


هفته آینده خواهم داد کفش هایم را تعمیر کنند.(آینده)
I shall have my shoes mended next week.
I shall get my shoes mended next week.


تصمیم دارم بدهم اتومبیلم را رنگ کنند.
I am going to have my car painted.
I am going to get my car painted.


قبل از اینکه علف ها خیلی رشد کنند باید بدهم آن ها را ببرند.(قیچی کنند)
We must have this grass cut before it grows too long.


هر سال می دهم منزلم را رنگ کنند.
I have my house painted every year.


شما بایستی بدهید این شیر آب را تعمیر کنند.
You must get this tap mended.


فرم سببی have در جملات استمراری نیز بکار می رود؛مثال:


این هفته نمی توانم به شمال بروم چون دارم خانه را تعمیر می کنم.(بوسیله دیگران)
I can't go to the north this week because i am having my house painted.


توجه: چنانچه انجام دهنده کار در جمله مشخص شود در این حالت انجام دهنده کار بعد از have یا get بکار می رود با این تفاوت که در جمله ای که have نقش سببی دارد از مصدر بدون to و در جمله ای که get نقش سببی دارد از مصدر استفاده می شود؛مثال:


دیروز از برادرم خواستم اتومبیلم را بشوید.(دیروز دادم برادرم اتومبیلم را بشوید)
I had my brother wash my car yesterday.
I got my brother to wash my car yesterday.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:01
بیان علت با کلمه استفهامی why


اگر علت انجام عملی را ندانیم معمولا از کلمه استفهامی چرا(why) استفاده می کنیم؛مثال:


چرا به کلاس انگلیسی می آیید؟
Why do you come to english class?


برای پاسخ دادن به سوالاتی که با کلمه استفهامی why آغاز می شود از شش طریق زیر استفاده می کنیم:


1_ از مصدر
مثال:


من برای آموختن زبان انگلیسی به اینجا میایم
I come here to learn english.


2_ با عبارتin order to
مثال:


I come here in order to learn english.
3_ از in order that
مثال:


او ایستاد برای اینکه بهتر ببیند
He stood up so as to see better.


4_ با عبارت in order that
مثال:


من برای آموختن زبان انگلیسی به اینجا می آیم
I come here in order that i can learn english.


5_ از کلمه so tha
مثال:


من به اینجا می آیم برای اینکه بتوانم انگلیسی بیاموزم
I come here so that i can learn english.


6_ با کلمه because و فعل want
مثال:


من به اینجا می آیم زیرا می خواهم انگلیسی بیاموزم
I come here because i want to learn english.


تذکر مهم: بعد از so that همانند in order that معمولا فاعل به اضافه افعال can , could و احتمالا may , might استفاده می شود و این خود علامت تشخیص کلمات فوق در تست های چهار جوابی هستند

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:01
any longer , any more , yet , still

کلمه still به معنای هنوز در جملات مثبت و سوالی بعد از فاعل و قبل از فعل اصلی بکار می رود مگر اینکه در جمله فعل to be و یا افعال ناقص باشند که در این حالت بعد از آنها بکار می رود؛مثال:


من هنوز عاشق شنا هستم(still بعد از فاعل)
I still love swimming.


او هنوز در همان کارخانه مشغول کار است(still بعد از فعل بودن)
He is still working in the same factory.


هنوز هم می توانم روی پاهایم بایستم(still بعد از فعل کمکی)
I can still stand on my feet.


کلمه yet اغلب در آخر جملات سوالی و منفی ماضی نقلی بکار می رود؛مثال:


آیا هنوز تکلیفت را تمام نکرده ای؟
Haven't you finished your homework yet?


آن ها هنوز کار را شروع نکرده اند
They haven't started working yet.
They have not yet started working.


کلمه yet در زمان های حال نیز بکار می رود؛مثال:


شام هنوز آماده نیست
The dinner isn't ready yet.


کلمه any more در حقیقت فرم منفی still می باشد و معادل دیگر در زبان فارسی است و محل آن در آخر جملات منفی می باشد؛مثال:


او دیگر در این کلاس درس نمی خواند
He doesn't study in this class any more.


بجای any more می توان از معادل آن یعنی any longer در آخر جملات منفی و یا no longer قبل از فعل اصلی نیز استفاده نمود؛مثال:


دیگر با او صحبت نخواهم کرد
I will not talk to him any longer.


او دیگر اینجا تدریس نمی کند
He no longer teaches here.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:01
It takes - It took - It will take


فعل take را در زبان انگلیسی با ضمیر غیر شخصی it برای نشان دادن طول یا دوره کامل شدن عملی در زمان های حال_گذشته و آینده بکار می رود.


بعد از طول زمان از مصدر استفاده می گردد؛مثال:


چه مدت طول می کشد که شما به اینجا برسید؟(زمان حال ساده)
How long does it take you to get here?


نیم ساعت طول می کشد که من به اینجا برسم(زمان حال ساده)
It takes me half an hour to get here.


چه مدت طول کشید که شما به اینجا رسیدید؟(زمان گذشته ساده)
How long did it take you to get here?


نیم ساعت طول کشید که من به اینجا رسیدم(زمان گذشته ساده)
It took me half an hour to get here.


چه مدت طول خواهد کشید که شما به منزل برسید؟(زمان آینده ساده)
How long will it take you to get home?


نیم ساعت طول خواهد کشید که من به منزل برسم(زمان آینده ساده)
It will take me half an hour to get home.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:01
عبارت supposed to


یکی از مهمترین عبارت های زبان انگلیسی to be supposed to (قرار بودن) در زبان فارسی است که در زمان های حال و گذشته از آن استفاده می گردد.


این عبارت را می توان معادل to be expected to و یا to be due to دانست زیرا زمانی از این عبارت استفاده می شود که انتظار انجام عملی را از فاعل جمله داشته باشیم؛مثال:


آقای اسمیت قرار است فردا مراجعت کند(از طرف اداره از او خواسته شده)
Mr. Smith is supposed to return tomorrow.
Mr.Smith is due to return tomorrow.


او قرار بود دیشب وارد تهران شود
He was supposed to arrive in tehran last night.
He was due to arrive in tehran last night.
He was expected to arrive in tehran last night.


توجه: کلمه suppose معادل است با افعال to think,to imagine به معنای (فکر کردن؛تصور کردن) مثال:


تمام همسایگانش تصور می کردند که او دیوانه است
All her neighbors supposed that she was mad.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:01
as well as , as well , also , too , either

چهار کلمه فوق معادل (هم؛همچنین) در زبان فارسی هستند.


کلمه also در جملات مثبت بعد از فاعل بکار می رود ولی اگر در جمله فعل to be و یا ناقص باشد در این حالت بعد از آن ها بکار می رود؛مثال:


من هم موسیقی را دوست دارم(also بعد از فاعل).
I also like music.


او هم خوشحال است که شما را ملاقات می کند(also بعد از فعل بودن)
He is also glad to meet you.


من نیز می توانم پیانو بزنم(also بعد از فعل کمکی)
I can also play the piano.


کلمه too در آخر جملات مثبت و سوالی بکار می رود؛مثال:


آیا شما نیز موسیقی را دوست دارید؟
Do you like music too?


من موسیقی دوست دارم(too در آخر جمله مثبت)
I like music too.


کلمه as well عینا مانند too می باشد یعنی در آخر جملات مثبت و سوالی بکار می رود؛مثال:


من موسیقی را نیز دوست دارم
I like music as well.


بین too و as well یک فرق مختصر وجود دارد که این فرق را در دو جمله زیر مشاهده خواهید کرد


من هم دکتر هستم
I am a doctor too.


من دکتر هم هستم
I am a doctor as well.


جمله دوم نشان می دهد که فاعل جمله شغل دیگری نیز دارد که علاوه بر آن دکتر نیز می باشد.


برای بهتر شدن مطلب به دو جمله زیر با دقت توجه کنید:


او معلم است و دکتر هم هست
He is a teacher and a doctor as well.


او هم پول به من داد و هم مرا نصیحت کرد
He gave me money as well as advice.
He gave me money and advice as well.


کلمه as well as در معنی (مثل؛مانند) نیز بکار می رود؛مثال:


حسن همانند برادرش پیاده به مدرسه می رود.(فعل جمله تابع حسن است؛یعنی مفرد می باشد)


Hassan as well as his brother goes to school on foot.


کلمه either فقط در آخر جملات منفی بکار می رود؛مثال:


من هم شما را نمی شناسم
I don't know you either.


او خوشحال نیست و من هم خوشحال نیستم
He is not happy and i am not either.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:02
کاربرد although , though , however , nevertheless


کلمات فوق جزء حروف ربط هستند و زمانی از آن ها استفاده می گردد که بخواهیم دو جمله متضاد و متفاوت را به هم ارتباط دهیم.


کلمات though و although می توانند در ابتدای جمله با یک معنی واحد بکار روند؛ در این حالت کاربرد کلمه but بعد از کاما در قسمت دوم جمله غلط است.


اگرچه او عصبانی بود ولی صبورانه به حرف من گوش کرد
Though he was angry, he listened to me patiently.
Although he was angry, he listened to me patiently.


جملات فوق را می توان با بکار بردن though بین دو جمله متناقض نیز بکار برد


او به حرف های من با شکیبایی گوش کرد گرچه عصبانی بود
He listened to me patiently though he was angry.


کلمات nevertheless و however عینا مانند though در وسط جمله بکار می روند و معادل (با وجود این؛مع هذا) در زبان فارسی هستند


او خیلی عصبانی بود با این وجود با شکیبایی گوش کرد
He was very angry, nevertheless he listened patiently.
He was very angry, however he listened patiently.

† Prince Soroush †
08-11-2011, 07:02
because , because of , despite , in spite of


به معنای (با وجود؛علیرغم) همیشه با اسم یا اسم همراه با صفت بکار می رود؛مثال:


علیرغم برف سنگین ما منزل را ترک کردیم
We left home in spite of the heavy snow.
We left home despite the heavy snow.


توجه: بعد از in spite of the fact that و despite the fact that به معنی(با وجود اینکه) از فاعل و فعل استفاده می شود و کاربرد اسم یا اسم همراه با صفت غلط است


با وجود اینکه باران می بارید او به اینجا آمد
He came in spite of the fact that it was raining.
He came despite the fact that it was raining.


بعد از because of همانند in spite of از اسم یا اسم همراه با صفت استفاده می گردد؛مثال:


به علت بیماریش نتوانست مثل دیگران تند راه برود
Because of his illness, he couldn't walk as fast as the others.


ما به علت هوای طوفانی نتوانستیم به ایستگاه برسیم
We couldn't reach the station because of the stormy weather.


بعد از because از جمله استفاده می شود و زمانی از because استفاده می گردد که انجام عملی برای فاعل به علت خاصی مقدور نبوده است؛مثال:


او به علت اینکه در بیمارستان بود نتوانست در امتحان شرکت کند
He couldn't take part in the examination because he was in the hospital.


توجه: بجای because از مترادف آن یعنی for می توان استفاده کرد


مینو عصبانی بود چون نمره خوبی در تست نگرفته بود
Minoo was angry for he hadn't got a good grade on the test.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:09
would rather , had better


کلمه would rather یک عبارت اصطلاحی بوده و معادل (ترجیح دادن) در زبان فارسی می باشد؛ این عبارت فعلی در موارد زیر بکار می رود:


1_ در زمان حال یا آینده: در این حالت بعد از آن بایستی از مصدر بدون to استفاده نمود.


زمانی از این عبارت فعلی استفاده می شود که فاعل جمله؛ انجام عملی را بر عمل دیگر ترجیح دهد در این حالت فعل دوم نیز تابع فعل اول و بصورت مصدر بدون to ‎ بعد از کلمه than بکار می رود؛مثال:


من ترجیح می دهم تلویزیون تماشا کنم تا اینکه به سینما بروم
I would rather watch television than go to the cinema.
I'd rather watch television than go to the cinema‏.(فرم مخفف‏‏‏)


برای منفی کردن کافیست کلمه not را قبل از فعل قرار دهیم؛ مثال:


من ترجیح می دهم به آنجا نروم
I would rather not go there.


من قدم زدن را به سوار شدن تاکسی ترجیح می دهم
I would rather walk than take a taxi.
I'd rather walk than take a taxi.


2_ در زمان گذشته: اگر جمله به زمان گذشته اشاره کند بعد از would rather از شکل (اسم مفعول+have) استفاده می شود؛ مثال:


من ترجیح دادم که دیشب در منزل بمانم
I would rather have stayed at home last night.


ترجیح دادم که در منزل بمانم تا اینکه به آنجا بروم
I would rather have stayed at home than gone there.


توجه 1: در جملات ذکر شده می توان بجای would rather از would sooner نیز استفاده کرد.


توجه 2: کلمه would rather را می توان در زمان گذشته برای بیان آنچه را که برای دیگران ترجیح می دهیم بکار ببریم در این حالت بعد از آن از کلمه ربط that و یک جمله زمان گذشته استفاده می گردد.


کاربرد (اسم مفعول+have) بعد از that غلط است.


او ترجیح می داد که ما نزدیک تر زندگی می کردیم
She would rather that we lived nearer.


معادل would rather فعل prefer to می باشد؛ مثال:


من ترجیح می دهم بیرون منتظر بمانم
I would rather wait outside.
I prefer to wait outside.


بعد از prefer می توان از اسم مصدر نیز استفاده کرد بدیهی است کلمه ای که بعد از to بکار می رود نیز باید اسم مصدر باشد؛ مثال:


دیوید بازی کردن فوتبال را به تماشای آن ترجیح می دهد
David prefers playing football to watching it.


اگر بعد از prefer مفعول بکار رود بعد از آن مفعول بایستی از مصدر استفاده نمود؛ مثال:


من ترجیح می دهم که شما با جوهر بنویسید تا اینکه با مداد
I prefer you to write in ink rather than in pencil.


had better = بهتر است


این عبارت معادل to be better در زبان انگلیسی بوده و در دو مورد زیر بکار می رود.


1_ اشاره به زمان حال و یا آینده میکند؛ بعد از این عبارت همیشه بایستی از مصدر بدون to استفاده کنیم؛ مثال:


بهتر است فورا دکتر را ببینید
You had better see the doctor at once.
You'd better see the doctor at once.(فرم مخفف)


برای منفی کردن این عبارت کافیست کلمه not را مستقیما قبل از فعل قرار دهیم؛ مثال:


شما بهتر است با او صحبت نکنید
You had better not talk to him.


کلمه had better معادل است با it is better to که در جمله زیر بکار رفته است.


بهتر است ما امشب به سینما برویم.
We had better go to the cinema tonight.
It is better for us to go to the cinema tonight.


2_ کلمه had better در زمان گذشته


در این حالت بعد از آن از فرمول (اسم مفعول+have) استفاده می شود؛ مثال:


بهتر بود دیشب با او صحبت می کردی(مثبت)
You had better have spoken to him last night.


بهتر بود که دیشب با او صحبت نمی کردی(منفی)
You had better not have spoken to him last night

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:09
موارد کاربرد the same , the same as , as though , as if , as


کلمه as در موارد زیر بکار می رود:


1_ در نقش قید؛ مثال:


آنطوریکه من انتظار داشتم مشکل نیست
It is not so difficult as i expected.


2_ در نقش حرف ربط؛ مثال:


وقتی که از اتوبوس پیاده می شد او را دیدم
I saw him as he was getting off the bus.


چون حاضر نبود؛ ما بدون او رفتیم
As he was not ready we went without him.


من نمی توانم بیایم چون گرفتارم
I can not come as i am busy.


آنچه را که به تو گفته شده انجام بده
Do as you are told.


چرا او مثل یک زن لباس پوشیده؟
Why is he dressed as a woman?


او به عنوان یک مهندس در آنجا کار می کند
He works there as an engineer.


کشورهای شمال اروپا از قبیل فنلاند؛نروژ...
Countries in the north of europe, as finland, norway...


3_ کلمه as چنانچه بعد از صفت قرار گیرد؛ معادل although به معنی اگر چه می باشد؛ مثال:


اگر چه سنی ندارم ولی همه چیز را درباره آن ها می دانم
Young as i am, i know many things about them.
Although i am young, i know many things about them.


4_ کلمه as though = as if است و معنی (مثل اینکه؛طوریکه) را در زبان فارسی میدهد؛ در این حالت اگر در زمان حال بکار رود فعلی که بعد از آن بکار می رود گذشته ساده و چنانچه در زمان گذشته بکار رود؛ فعلی که بعد از آن بکار می رود ماضی بعید است؛مثال:


او طوری صحبت می کند مثل اینکه همه چیز را می داند
He talks as if he knew everything.


او طوری صحبت می کرد مثل اینکه همه چیز را می دانست
He talked as if he had known everything.


تذکر: فعل بودن بعد از as if (wereمیباشد) و از was استفاده نمی گردد؛ مثال:


طوری عمل می کند مثل اینکه آدم ثروتمندی است
He acts as if he were a rich man


بعد از as if می توان از مصدر نیز استفاده کرد؛ مثال:


دهانش را باز کرد مثل اینکه می خواست چیزی بگوید
He opened his mouth as if to say something.


5_ کلمه as بعد از the same به معنی (شبیه؛مثل؛که) و بعد such به معنی آنطوریکه نیز بکار می رود؛ مثال:


اتومبیل او مثل اتومبیل من نیست
His car is not the same as mine.


او همان کتابی را انتخاب کرد که من کردم
He chose the same book as i did.


آنطور که من فکر میکردم او پسر باهوشی نیست
He is not such a clever boy as i thought.


کلمه the same as برای نشان دادن تساوی و برابرهای واحدهای اندازه گیری بکار می رود؛ مثال:


100 سانتی متر برابر با یک متر است
One hundred centimeters is the same as one meter.


کلمه the same چنانچه قبل از اسم بکار رود معنی همان را می دهد؛ مثال:


او همان مردی است که هفته گذشته با اتومبیل ما تصادف کرد
He is the same man who ran into our car last week


کلمه the same چنانچه در آخر جمله بکار برود مترادف با alike می باشد؛ مثال:


این راننده ها مثل هم هستند
These drivers are the same.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:10
similar , similar to , alike , like

کلمه like به معنی (مانند؛شبیه) در حالیکه alike به معنی (مثل هم؛شبیه هم) بکار می روند؛ like قبل از اسم و حال آنکه alike در آخر جمله بکار می رود؛ مثال:


این کتاب شبیه آن کتاب است
This book is like that book.


این کتاب و آن یکی مثل هم هستند
This book and that one are alike.


بعد از similar از حرف اضافه to استفاده میشود و قبل از اسم بکار می رود در حالیکه similar در آخر جمله به معنی (شبیه هم؛مثل هم) بوده و با alike برابر است؛ مثال:


علی شبیه پدرش می باشد(مثل پدرش می باشد)
Ali is similar to his father.
Ali looks like his father.


علی و پدرش شبیه هم هستند(مثل هم هستند)
Ali and his father are similar.


کلمه similarly مترادف likeness می باشد و هر دو معنی شباهت را در زبان فارسی داده و از لحاظ گرامری اسم معنی هستند؛ مثال:


آیا شباهتی بین آن دو مرد وجود دارد؟
Are there any similarities between those two men?

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:10
عبارت now that


این حرف ربط مرکب در معنی (حالا که) بکار رفته و بعدش زمان جمله اکثرا ماضی نقلی بوده و نیم دیگر جمله زمان ماضی نقلی را شرح می دهد.


توجه: عبارت now that ممکن است در ابتدای جمله و یا در قسمت دوم جمله بکار رود؛ مثال:


حالا که تابستان فرا رسیده؛ ما می توانیم لباس های سبکتری بپوشیم
Now that summer has come, we can wear lighter clothes.


حالا که کار را شروع کرده اید ناچار هستید صبح زودتر از خواب بلند شوید
Now that you have started work, you'll have to get up earlier.
You will have to get up earlier now that you have started work.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:10
حروف اضافه


حرف اضافه کلمه ای است که قبل از اسم بکار برده می شود تا بتواند رابطه آنرا با کلمه دیگری در جمله نشان دهد مثلا چنانچه گفته شود:


من کتاب را علی دادم
I gave the book ali


مشخص است که جمله ناقص بوده و از لحاظ دستوری احتیاج به کلمه دارد که آنرا کامل نماید و این کلمه همان حرف اضافه to در جمله فوق است بنابراین بایستی گفته شود:


من کتاب را به علی دادم
I gave the book to ali.


بنابراین اگر حرف اضافه to در جمله فوق حذف گردد جمله ناقص شده و فاقد معنی و مفهوم صحیح خواهد بود؛ مهم ترین حروف اضافه مربوط به مکان و زمان در زبان انگلیسی عبارتند از:


In,on,at, of,off,for,by,after,before,up,down,through,during, against,behind,in front of,under,over,above,below,from,besides,beside,betw een,among,till,until,to,inside,near,beneath,opposi te,across,about,within.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:10
حرف اضافهin


1_ در مورد زمان: قبل از ماه؛ فصل؛ سال و قرن؛ مثال:


در ماه مارس_در فصل زمستان_در سال 1975_در قرن نوزدهم
In march-in winter-in 1975-in the nineteenth century.


هنگام صبح-در بعداز ظهر-در عصر(شب)
In the morning-in the afternoon-in the evening.


ولی قبل از قیود زمان yesterday morning,tomorrow afternoon دیگر از حرف اضافه in استفاده نمی گردد.


توجه: اگر جمله ای زمانش آینده ساده باشد قبل از طول زمان حرف اضافه in در معنی تا بکار می رود؛ مثال:


من تا ده دقیقه دیگر بر می گردم
I will come back in ten minutes.


2_ در مورد مکان: قبل از چیزی که دارای حجم باشد؛ مثال:


در داخل کشوی میز-در داخل جیبم
In the drawer of the desk-in my pocket.


قبل از شهرها؛ استان ها؛ کشورها؛ قاره ها؛ مثال:


در لندن_در تهران_در شیراز
In england-in tehran-in shiraz


در استان مشهد
In mashad province


در قاره آسیا
In asia continent


قبل از محل های مسقف مانند:


در کلاس_در ساختمان_در اتاق نشیمن_در آشپزخانه
In class-in building-in living room-in the kitchen


حرف اضافه in برای بیان حالت و یا کیفیت نیز بکار می رود؛ مثال:


او امروز سر حال نیست
He is in a bad mood today.


نامه با مداد نوشته شده بود
The letter was in pencil.


معانی کلمات زیر را که همراه با حرف اضافه in بکار رفته اند خوب به خاطر بخاطر بسپارید:


در مطبوعات
In the press


در روزنامه
In the newspaper


تا چند دقیقه دیگر
In a few minutes


آشکارا؛در ملاء عام
In public


در خطر
In danger


بطور خلاصه
In brief=briefly


با جوهر
In ink


بدهکار به
In debt of


سر انجام
In the end


به موقع
In time


نیازمند؛محتاج
In need


در حقیقت
In fact

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:10
حرف اضافه on


در موارد زیر بکار می رود:


1_ قبل از روزهای هفته و روزهای ماه؛ مثال:


او روزهای جمعه به اینجا می آید
He comes here on fridays.


آن ها دهم ژوئن به ایتالیا خواهند رفت
They will go to italy on the tenth of june.


قبل از کلمه morning مشروط بر اینکه اشاره به روز آن شود؛ مثال:


امتحان در صبح روز هیجدهم آغاز شد
The test started on the morning of the 18 th.


2_ به معنی (روی) بکار می رود؛ مثال:


لیوان روی میز است
The glass is on the table.


3_ در آدرس های معین با نام خیابان؛ مثال:


او در خیابان مهتاب زندگی می کند
She lives on mahtab street.


معنای کلمات زیر را به خاطر بسپارید:


با تلفن
On the phone
در تعطیلات
On holiday
در مرخصی
On leave
حراج
On sale
روی هم رفته
On the whole
به حساب کسی
On one's account
سر وقت
On time
روی اعتبار
On credit
طبق برنامه
On schedule
پیاده
On foot
در حال انجام وظیفه
On duty
با موتور سیکلت
On scooter
مدام
On and on

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:11
حرف اضافه at


در موارد زیر بکار می رود:


1_ قبل از دقیقه و ساعت؛ مثال:


او ساعت 8 به اداره رفت
He went to office at 8 o'clock.


2_ قبل از night , midnight , noon , dawn , midday , sunrise , sunset ؛ مثال:


ما هنگام طلوع آفتاب شهر را ترک کردیم
We left the town at sunrise.


3_ قبل از آدرس های دقیق هنگامی که پلاک منزل نوشته شود؛ مثال:


او در خیابان حافظ پلاک 1 کار میکند
He works at 1, hafez street
.
کلمات زیر را با حرف اضافه at به خاطر بسپارید:


حداقل
At least
فورا
At once
در صلح
At peace
در جنگ
At war
در حال حاضر
Ap present
سرانجام؛بالاخره
At last
در ابتدا
At first
در هر لحظه ای
At any moment
در تاتر
At the theatre
در اداره
At the office
در منزل
At home
سرکار
At work
دم دست
At hand
دم در
At the door
پشت پنجره
At the window
سر شام
At dinner
به هیچ وجه
At all
در آن زمان
At that time
در سینما
At the cinema

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:11
حروف اضافه within,opposite,across,about


حرف اضافه about در معنای (در اطراف؛درباره؛در حدود؛در شرف؛نزدیک به) بکار می رود؛ مثال:


آن ها در اطراف شهر مشغول قدم زدن هستند
They are walking about the town.


درباره چه چیزی صحبت می کنی؟
What are you talking about?


ما در حدود ساعت 5 رسیدیم
We arrived about 5 o'clock.


من در شرف رفتن بودم
I was about to go.


من کلید را جایی نزدیک به اینجا گذاشتم
I put the key somewhere about here.


حرف اضافه across در معنی (از یک طرف به طرف دیگر؛از؛از وسط؛در آن طرف) بکار می رود؛ مثال:
او دارد از خیابان عبور می کند


He is walking across the street.
منزل من درست آن طرف خیابان است
My house is just across the street


حرف اضافه opposite


این کلمه به معنی (در مقابل؛عکس؛بر عکس؛ضد هم؛مخالف؛متضاد) بکار می رود؛ مثال:


خانه ی مقابل منزل ما بسیار بزرگ است
The house which is opposite ours, is very large.


متضاد خوب؛ بد است
The opposite of good is bad.


حرف اضافه within


این کلمه در معانی (در ظرف؛در مدت؛به اندازه) بکار می رود؛ مثال:


ظرف یکساعت به آنجا رسیدیم
We came there within an hour.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:11
حروف اضافه beneath,near,inside,outside


حرف اضافه beneath


این کلمه در معانی (زیر؛در زیر؛دور از شأن) بکار می رود و معادل below و under می باشد؛ مثال:


لطفا اسمتان را زیر خط بنویسید
Please write your name beneath the line.


در شأن شما نیست که اینطوری رفتار کنید
It is not beneath you to behave like this.


حرف اضافه near


این کلمه در معانی (نزدیک؛کنار) بکار می رود؛ مثال:


بیایید و نزدیک من بنشینید
Come and sit near me.


حرف اضافه inside


این کلمه در معانی (داخل؛توی) بکار می رود؛ مثال:


او داخل اتاق است
He is inside the room.


حرف اضافه outside


این کلمه در معنای (بیرون؛غیر از) بکار می رود؛ مثال:


هوای بیرون گرم است
The weather is hot outside.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:11
فرق حرف اضافه on time و in time

کلمه on time به معنی (درست سر وقت) است و حال آنکه in time به معنی (به موقع یا چند دقیقه زودتر) می باشد؛ مثال:

او درست سر وقت به اینجا آمد(یعنی همون ساعتی که قرار بوده بیاد اومده)
He came here on time.

دانش آموزان باید به موقع سر کلاس باشند
The students should be in the class in time.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:11
حروف اضافه against و during

حرف اضافه against

به معنی (بر ضد؛ برعکس؛ مقابل؛ برخلاف) بکار میرود؛ مثال:

ما در خلاف جهت آب پارو می زدیم
We were rowing against the current.

آن ها مقابل خانه ما زندگی می کنند
They live against our house.

حرف اضافه during

در معنی (در طول؛ هنگام) بکار می رود؛ مثال:

او در طول روز در حال نوشتن نامه بود
She was writing the letter during the day.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:11
فرق حرف اضافه of , off , from

حرف اضافه of مالکیت را نسبت به شی دیگر نشان می دهد و حال آنکه حرف اضافه off با افعال مختلف در معنای (از روی؛ خاموش) بکار می رود؛ مثال:

لطفا در کلاس را ببند
Please close the door of the class.

تلویزیون خاموش است
The television is off.

هواپیما در حال بلند شدن از زمین است
The plane is taking off.

حرف اضافه of به معنی (از) نیز بکار می رود؛ مثال:

آن یکی بهترین کتاب هایی است که تا به حال خوانده ام
It is one of the best book that i have ever read.

کلمه from در معنای (از) بکار می رود؛ مثال:

من فوتبال را از او یاد گرفتم
I learned football from him.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:11
حرف اضافه by

به معنی (با؛بوسیله) بکار می رود؛ مثال:

او با اتوبوس به مدرسه رفت
He went to school by bus.

باید تا ساعت ده به منزل برسم
I must get home by 10 o'clock.

توجه: اگر قبل از وسیله نقلیه صفات ملکی یا حرف تعریف نامعین a قرار گیرد نقش by را in بازی می کند؛ مثال:

او با اتومبیلش به اداره رفت
He went to his office in his car.

نکته: بعد از حرف اضافه by فعل با ing (اسم مصدر) بکار می رود؛ مثال:

آنها با فروش الماس ها پول زیادی بدست آوردند
They earned a lot of money by selling diamonds.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:12
حرف اضافه to , till , until

هر سه معادل (تا) در زبان فارسی هستند و برای نشان دادن زمان بکار می روند؛ مثال:

من از ساعت هشت تا پنج بعدازظهر کار می کنم
I work from 8 o'clock until 5 o'clock in the afternoon.
I work from 8 o'clock till 5 o'clock in the afternoon.
I work from 8 o'clock to 5 o'clock in the afternoon.

حرف اضافه to مسیر و جهت فعل را نشان می دهد؛ مثال:

او از مشهد به اصفهان رفت
He went from mashad to isfahan.

بنابراین اگر حرف اضافه from در جمله بکار رود (تای) قبل از مکان فقط to می باشد.

عبارت as far as به معنی (تا) اشاره به مکان می کند؛ مثال:

آن ها تا منزل ما پیاده آمدند
They walked as far as our house.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:12
فرق حرف اضافه between و among

هر دو به معنی (بین؛ مابین) می باشند اما between بین دو نفر یا دو چیز ولی among بین چند نفر یا چند چیز بکار می رود؛ مثال:

این مسئله ای بین من و شما است
It is a matter between you and me.

مینا بین بچه ها نشسته است
Mina is sitting among among the students.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:12
فرق حرف اضافه beside و besides

حرف اضافه beside معنی (در کنار) می دهد اما besides به معنی (علاوه بر؛ به غیر از) می دهد؛ مثال:

مدرسه کنار منزل آن ها قرار گرفته است
The school is located beside their house.

علاوه بر این کتاب ده جلد کتاب دیگر در منزل دارم
Besides this book, i have ten others at home.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:12
فرق حرف اضافه over ؛ above ؛under ؛ below


حرف اضافه over در معنای (روی؛بالای) بکار رفته و مستقیما بالای چیزی را نشان می دهد و متضاد آن under به معنای (زیر؛در زیر) می باشد.


کلمه above مانند over است منتهی بالاتر از آن محسوب می شود بدون آنکه مستقیما روی چیزی قرار گرفته باشد و متضاد آن در این حالت (پایین؛زیر) below است؛ مثال:


آینه بالای عکس است(مستقیما بالای عکس)
The mirror is over the picture.


آینه بالای عکس است(نه مستقیما)
The mirror is above the pictures.


گربه زیر میز است
The cat is under the table.


ما از هواپیما اقیانوس آبی را در پایین دیدیم
From the plane we saw the blue ocean below.


توجه: برای نشان دادن درجه حرارت فقط از below و above استفاده می کنیم؛ مثال:


هوا دیروز 40 درجه بالای صفر بود
The temperature yesterday was 40 degrees above zero.


هوا دیروز 5 درجه زیر صفر بود
The temperature yesterday was 5 degrees below zero.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:12
فرق حرف اضافه behind و in front of

حرف اضافه behind در معنی (پشت؛عقب تر از) بکار می رود؛ مثال:


جعبه ها پشت در هستند
Boxes are behind the door.


آن کشور خیلی عقب مانده تر از همسایگانش است.
That country is far behind its neighbours.


حرف اضافه in front of به معنی (در جلوی؛در مقابل) بکار می رود؛ مثال:


او در مقابل مغازه ما کار می کند
He is working in front of our store.

† Prince Soroush †
08-13-2011, 08:12
چگونگی کاربرد و محل حروف اضافه افعال


زمانیکه فعلی با حرف اضافه ای خاص بکار می رود معنی اصلی خود را از دست می دهد و معنای جدیدی بدست می آورد و به آن ها عبارات فعلی گفته می شود.


این عبارات به دو دسته تقسیم می شوند: عبارات فعلی جدا شونده؛ عبارات فعلی جدا نشدنی


1_ عبارات فعلی جدا شدنی


افعالی هستند که حرف اضافه می تواند هم بعد از اسم و هم قبل از اسم قرار گیرد ولی اگر به جای اسم از ضمیر مفعولی استفاده گردد؛ ضمیر مفعولی فقط بین حرف اضافه و فعل قرار می گیرد؛ مثال:


تلویزیون را خاموش کنید(اسم در جمله قرار گرفته)
Turn off the television = turn the television off.


لطفا خاموشش کنید(ضمیر)
Please turn it off.


مهمترین افعال جدا شدنی:


Turn up , put off, put away, put on, take off, put out, turn on, pick up, take apart, ring up, give back, leave out, turn down, set aside, throw away, turn off, call up, find out, bring back, look up.


نکته 2: اگر جمله دارای چند مفعول باشد؛ حرف اضافه را مستقیما بعد از فعل بکار می برند حتی اگر عبارت فعلی جدا شدنی باشد؛ مثال:
Please bring back books, clothes and bags.


2_ عبارات فعلی جدا نشدنی:


افعالی که حرف اضافه آن ها به آن ها چسبیده و هرگز نمی توان آن ها را از هم جدا نوشت؛ مثال:


من هر روز زود از خواب بلند می شوم
I get up early every morning


مهمترین این افعال عبارتند از:


Run over, look forward to, look out, look at, jump over, jump off, run out, wait on, ask for, look for, call on, come back, get on, listen to, run out of, get up, go over, search for, call at, get off.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:27
حرف تعریف معین the

در موارد زیر بکار می رود:

1_ قبل از اسامی آلات موسیقی؛ اگر منظور نواختن آن ها باشد؛مثال:

علی خوب گیتار می نوازد
Ali plays the guitar very well.

اما اگر از آلات موسیقی در یک مفهوم کلی صحبت شود نیازی به the نیست؛ مثال:

پیانو یک آلت موسیقی گران قیمت است
Piano is an expensive musical instrument.

2_ برای مشخص کردن اسم خاص(اسامی عام احتیاجی به حرف تعریف معین ندارند مگر اینکه به موردی خاص اشاره کند)؛ مثال:

کتاب چیز خیلی مفیدی است(اسم عام)
Book is a very useful thing

کتابی که آن ها می خوانند خیلی قدیمی است‎‏(اسم خاص)
The book which they are reading is too old.

3_ قبل از صفات عالی؛ مثال:

او بلند قدترین دانش آموز کلاس است
He is the tallest student of class.

4_ قبل از اسامی آبهای طبیعی رودخانه ها؛ دریاچه ها؛ دریاها؛ اقیانوس ها؛ خلیج ها؛ مثال:

دریای خزر
The caspian

اقیانوس اطلس
The atlantic

دریای خزر در شمال ایران قرار دارد
The caspian is locted in the north of iran.

5_ قبل از اسامی مجلات و روزنامه ها؛ مثال:

آیا شما روزنامه تایمز را می خوانید؟
Do you read the times?

6_ قبل از نام شرکت ها؛ مثال:

من از ایر فرانس بلیط ها را خریدم
I bought tickets from the air france.

7_ قبل از طبقات اجتماعی و فعلی که با آن ها بکار می رود جمع است؛ مثال:

فقرا به کمک احتیاج دارند
The poor need help.

8_ قبل از سلسله جبال کوه ها

آن ها به کوه دماوند صعود کردند
They climbed to the damavand mountain.

9_ قبل از اعداد ترتیبی

دومین باری است که او را می بینم
It is the second time that i see him.

10_ قبل از کلماتی که نشان دهنده مذهب و ملیت است؛ مثال:

مسیحیان هر یکشنبه به کلیسا می روند
The christians goes to church every sunday.

11_ قبل از اسامی کشورهای مشترک المنافع

ایالات متحده امریکا
The united states of america

اتحاد آفریقای جنوبی
The union of south africa

12_ قبل از دو صفت تفضیلی که با هم در یک جمله بکار می روند؛ مثال:

هر چه بیشتر بخورید؛ چاق تر می شوید
The more you eat, the fatter you get.

13_ قبل از عناوین درجات ارتشی؛ مانند:

ژنرال پایگاه را ترک کرد
The general left the base

ولی اگر اسم شخص با عنوان بکار رود از the استفاده نمی کنیم؛ مثال:

ژنرال جانسون پایگاه را ترک کرد
General johnson left the base.

14_ قبل از زبان های دنیا به شرط اینکه کلمه language هم با آن بکار رود؛ مثال:

من زبان اسپانیایی را دوست دارم
I like the spanish language.

15_ قبل از اسامی خاص و شهر ها حرف تعریف بکار نمی بریم مگر اینکه آن را به جایی تشبیه کنیم؛ مثال:

اینجا پاریس ایران است
Here is the paris of iran.

16_ قبل از اسامی جنس مانند آهن و چوب و غیره the بکار نمی رود مگر آنکه به اسم مشخصی اشاره کند؛ مثال:

طلای افریقا
The gold of africa

17_ قبل از اسم فامیلی که بصورت جمع است؛ مثال:

خانواده اسمیت
The smiths

18_ اسمی که قبل از ضمایر ربط who,whose,which,whom,that بکار رود

خانه ای که من در آن زندگی می کنم خیلی قدیمی است
The house which i live in, is too old.

19_ بین چند نفری که نام مشترک داشته باشند؛ معروف ترین و بزرگ ترین آن ها the می گیرد

من کندی بزرگ را در آمریکا دیدم
I saw the kenedy in america.

20_ چنانچه قبل از اسم عام بیاید معنی معروف را می دهد

شهریار شاعر معروف امروز وارد ایران شد
Shahriar, the poet, arrived in tehran today.

21_ قبل از جهات و کلمات زیر:

The west, the east, the south, the north, the earth, the world, the moon, the sky, the north pole, the sun

من دوست دارم در شمال زندگی کنم
I like to live in the north

اما اگر حرکت از یک جهت به جهت دیگر بیان شود نیازی به the نیست

از شرق به شمال پرواز کرد
He flew from east to north.

22_ قبل از right و left به شرط اینکه قبل از آن ها حرف اضافه وجود داشته باشد و گر نه احتیاجی نیست

آن ها به سمت راست پیچیدند
They turned right.
They turned to the right.

23_ قبل از مکان های زیر the بکار نمی رود یعنی اگر در معنای اصلی خود کلمه بکار روند the نمی گیرند اما اگر به معنای دیگر بکار روند the می گیرند

Jail, goal, college, prison, court, school, church.

من به مدرسه می روم
I go to school.

من میخواهم برای تعمیر سقف های مدرسه به مدرسه بروم
I want to go to the school to repair the roofs.

24_ اگر کلمه country به معنای (روستا؛ حومه) باشد قبل از آن the بکار می رود

آن ها در حومه شهر زندگی می کنند
They live in the country.

25_ قبل از صفاتی که در معنای (ملت) بکار می روند

ملت انگلیس=انگلیسی ها
The english

در حالیکه اسم بعد از آن ها بیاید the حذف می شود
English people

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:27
جملات شرطی


هر گاه انجام امری به تحقیق یافتن امر دیگری موکول شود؛ امری که مانع انجام امر دیگری باشد و یا امر دیگری را میسر سازد شرط نامیده می شود؛ مثال:


اگر آن ها بیایند؛ به سینما می رویم


در این جمله شرط آمدن آن هاست و اگر آن ها نیایند ما به سینما نمی رویم.


بنابراین قسمت اول جمله یعنی(اگر آن ها بیایند) شرط را در بر دارد و آن را جمله شرطی و قسمت دوم یعنی(به سینما می رویم) که جواب شرط است جمله جزائی یا نتیجه گویند.


جمله شرط را در انگلیسی if clause و جمله نتیجه را main clause گویند؛ مثال:


اگر آن ها بیایند؛ ما به سینما خواهیم رفت
If they come, we will go to the cinema.



*‏ جملات شرطی به پنج دسته تقسیم می شوند:


1_ شرطی نوع اول = آینده ممکن


در این نوع جمله احتمال انجام شرط در آینده زیاد است؛ قسمت if clause در این جمله زمان حال ساده و نتیجه جمله زمان آینده ساده است؛ مثال:


اگر خوب درس بخوانی؛ امتحانات را قبول خواهی شد
If you study well, you will pass the exams.


همچنین می تواند نتیجه جمله با افعال ناقص نیز بکار رود زیرا خود مفهوم آینده دارند؛ مثال:


اگر به آنجا بروی؛ ممکن است آن شغل را بدست آوری
If you go there, you may get that job.


ممکن است نتیجه جمله فعل امر باشد؛ مثال:


اگر رفتی خرید؛ برای من یک روزنامه بخر
If you go to shopping, buy a newspaper for me.


ممکن است قسمت if clause زمان ماضی نقلی نیز باشد؛ مثال:


اگر تکالیف تان را تمام کرده اید؛ می توانید بیرون بروید
If you have finished your homework, you can go out.


2_ شرطی نوع دوم = حال غیر حقیقی


در این نوع جمله شرطی قسمت if clause گذشته ساده و نتیجه شرط آینده در گذشته می باشد و زمانی از این نوع جمله شرطی استفاده می شود که انجام if clause ممکن نباشد؛ مثال:


اگر وقت داشتم بهت کمک می کردم(یعنی الان وقت ندارم)
If i had enough time, i would help you.


با توجه به جمله بالا در می یابیم که گوینده منظورش زمان حال است و حال آنکه جمله در صیغه گذشته نوشته شده است


اگر او را دوست داشتی با او صحبت می کردی
If you liked him, you would talk to him.


تذکر: در جملات شرطی نوع دوم برای سوم شخص و یا اول شخص مفرد بجای was از were استفاده می شود؛ مثال:


اگر جای تو بودم؛ به او حقیقت را می گفتم
If i were you, i would tell him the truth.


3_ شرطی نوع سوم = شرط گذشته



در این نوع جملات شرط و نتیجه شرط فقط در زمان گذشته امکان وقوع داشته و آن هم صورت نگرفته و حالت جمله فقط تصور انجام عملی در گذشته را می رساند.


در این جملات قسمت if clause ماضی بعید و نتیجه شرط آینده کامل در گذشته می باشد؛ مثال:


اگر هفته گذشته او را دیده بودم با او صحبت می کردم
If i had seen him last week, i would have spoken with him.


جمله نشان می دهد نه تنها فاعل او را ندیده بلکه با او صحبت هم نکرده است یعنی هر دو قسمت جمله هیچکدام به وقوع نپیوسته است؛ به همین دلیل آن را شرط گذشته غیر ممکن گویند.


نکته: در جملات شرطی نوع سوم با جا به جا کردن had با فاعل می توان کلمه شرط if را حذف کرد؛ مثال:


اگر هفته قبل او را دیده بودم با او صحبت می کردم
Had i seen him last week, i would have spoken to him.


4_ شرطی نوع چهارم = حقیقت کلی


چنانچه جمله شرط صحبت از یک حقیقت کلی و یا فیزیکی نموده و علت و نتیجه عملی را در اثر انجام امر دیگری نشان دهد؛ هم قسمت شرط و هم قسمت نتیجه شرط زمان حال ساده استفاده می شود؛ مثال:


اگر برف را حرارت دهید؛ آب می شود
If you heat snow, it melts.


5_ شرطی نوع پنجم = آینده ممکن با احتمال وقوع کم


چنانچه انجام شرطی در زمان آینده ممکن باشد ولی احتمال وقوع آن بسیار کم و یا بر حسب تصادف باشد.


در این جملات قسمت شرط به کمک should ن نتیجه شرط به کمک would , could, might ساخته می شود و ترجمه should معادل (احیانا؛اگر یک وقتی) است؛ مثال:



اگر یک وقت پول زیادی در بانک برنده شوم ممکن است یک خانه بخرم(یعنی فکر نمی کنم برنده شوم)
If i should win much money in bank, i might buy a house.


نکته: گاهی ممکن است نتیجه شرط وجه امری باشد؛ مثال:


اگر احیانا او را دیدی؛ این کتاب ها را به او بده
If you should see him, give him these books.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:27
ادوات شرط

به جای if می توان از معادل آن که ادوات شرط نامیده می شود استفاده کرد؛ مهمترین این ادوات و کاربرد آن ها به قرار زیر است:

¤ Unless = if not ¤

شما نمی توانید در امتحانات قبول شوید اگر خوب درس نخوانید
You can not pass the exam if you don't study well.

این جمله را با unless میتوان بصورت زیر نوشت:

شما نمی توانید در امتحانات قبول شوید مگر اینکه خوب درس بخوانید
You can not pass the exam unless you study well
.
بنابراین جمله ای که با if همراه است منفی و جمله ای که با unless همراه است اکثرا مثبت است

¤ or else ¤

به معنای(در غیر اینصورت) جزء ادوات شرط است

درس هایت را بخوان در غیر این صورت به پدرت خواهم گفت
Study your lessons.if you don't, i will tell your father.
Study your lessons.or else i will tell your father.

کلمه otherwise جزو ادوات شرط محسوب شده و چنانچه در جمله ای که اشاره به زمان حال می کند بکار رود بعد از آن بایستی از مصدر بدون to به اضافه ی would‏ استفاده کرد ولی اگر زمان جمله گذشته ساده باشد؛ بایستی بعد از otherwise از (اسم مفعول+would have ‏) استفاده نمود؛ مثال:

او در منزل نیست والا می آید
She is not at home, otherwise she would come

او دیروز در منزل نبود والا می آمد
She wasn't at home yesterday, otherwise she would have come

¤ مشروط بر آنکه = on condition that ¤

آن ها کار را شروع خواهند کرد مشروط بر آنکه ما مقداری پول به آن ها بدهیم
They will start to work on condition that we pay them some money.

¤ تا زمانیکه = as long as ¤

تا زمانی که ورزش کنید؛ سالم میمانید
As long as you exercise, you will be healthy.

مهم: بقیه ادوات شرط که در ادامه نام خواهیم برد در سوالات اعزام دانشجو به خارج و سوالات تافل کاربرد دارند

¤ providing = provided that ¤

به جای if در جملات شرطی بکار می رود؛ مثال:

اگر دوا می خوردید بهتر می شدید
You could get better provided that you took medicine.

تذکر: کلمه that را می توان حذف کرد

¤ were to ¤

اگر در پاریس زندگی می کرد ممکن بود عقیده اش عوض می شد
If he lived in paris, he might change his idea.

در این جمله به جای گذشته فعل زندگی کردن ( lived) می توان از were to با اضافه کردن زمان حال فعل استفاده نمود؛ در حقیقت می توان گفت که were to live برابر است با lived ؛مثال:

اگر در پاریس زندگی می کرد ممکن بود عقیده اش را عوض کنید
If he were to live in paris. He might change his idea.

but for¤¤
این کلمه معادل if it were not for می باشد؛ مثال:

اگر به خاطر طوفان نبود ما زودتر وارد شده بودیم
But for the storm, we should have arrived earlier
If it were not for the storm, we should have arrived earlier.

¤ if only¤

چنانچه کلمه only بعد از if بکار رود امید به انجام کار یا عملی را در زبان انگلیسی نشان می دهد و در سه مورد زیر بکار می رود:

1_ اگر بعد از زمان حال بکار رود نشان دهنده امید و آمال گوینده در زمان آینده است؛ مثال:

امید دارم قبول شوم
If only i pass the exam.

2_ چنانچه بعد از if only گذشته یا ماضی بعید بکار رود نشان دهنده افسوس و تاسف از انجام عمل به ترتیب در زمان حال و گذشته است و در این حالت نقش i wish یا we wish را در جمله بازی می کند؛ مثال:

ایکاش او انقدر تند صحبت نمی کرد
If only he did not talk so fast.
We wish he did not drive so fast.
ایکاش هفته گذشته او را ندیده بودم
If only i had not seen him last week.
I wish i had not seen him last week.

3_ چنانچه بعد از only کلمه would قرار بگیرد نشان دهنده آرزوی انجام عمل در زمان آینده است؛ مثال:

ای کاش او فردا بیاید
If only she would come tomorrow.
I wish she would come tomorrow.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:27
نقل قول مستقیم



اگر بخواهیم جملات گوینده را عینا گزارش و یا خبر دهیم بدون آنکه کوچکترین تغییراتی در فعل؛ فاعل؛ ضمیر؛ مفعول؛ و یا صفات ملکی داده شود آن جمله را مستقیم گویند


یک جمله مستقیم دارای نکات زیر است:


1_ فعل ناقل



2_ بعد از فعل ناقل احتیاج به علامت , (کاما) می باشد


3_ عین کلمات گوینده باید در این علامت "..." که آنرا در انگلیسی quatation mark گویند قرار گیرد.


او گفت؛ " من مشغول بازی فوتبال هستم
He said, " i am playing footbal. "

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:28
چگونه یک جمله مستقیم را به جمله غیر مستقیم تبدیل کنم؟

برای پاسخ به این سوال لازمست انواع جمله را شناخته و سپس با توجه به نوع جمله آن ها را غیر مستقیم کنیم.
جملات در انگلیسی به چهار دسته: خبری؛ سوالی؛ امری؛ تعجبی(ندایی) تقسیم می شوند.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:28
تبدیل جملات مستقیم خبری به غیر مستقیم




برای این کار مراحل زیر را انجام می دهیم:




1_ علامت کاما (,) را بعد از فعل ناقل حذف کرده و بلافاصله کلمه ربط that را اضافه می کنیم(وجود کلمه that در جمله غیر مستقیم اختیاری است)




2_ زمان جمله مستقیم را یک زمان به عقب برگردانیم و علامت نقل قول را حذف می کنیم




3_ ضمایر فاعلی؛ صفات ملکی؛ ضمایر مفعولی؛ و بعضی از قیود را طبق مطالبی که به تدریج گفته می شود تغییر می دهیم؛ مثال:




John says, " i like music. "
مستقیم
John says that he likes music.
غیر مستقیم
John is saying, " i will talk to my father."
مستقیم
John is saying that he will talk to his father.
غیر مستقیم





¤ برای تبدیل افعال از حالت مستقیم به غیر مستقیم از طریق زیر عمل می کنیم ¤




1_ زمان حال ساده تبدیل می شود به زمان گذشته ساده
2_ زمان گذشته ساده تبدیل می شود به زمان ماضی بعید
3_ زمان حال استمراری تبدیل می شود به زمان گذشته استمراری
4_ زمان گذشته استمراری تبدیل می شود به ماضی بعید استمراری
5_ زمان ماضی نقلی تبدیل می شود به زمان ماضی بعید
6_ زمان ماضی بعید تبدیل می شود به زمان ماضی بعید
7_ کلیه زمان های آینده تبدیل می شود به کلیه زمان های آینده در گذشته





منظور از زمان های آینده در گذشته این است که به جای shall و will از would و به جای may از might استفاده می شود.




1_ زمان حال ساده




He said, " i often go to the cinema once a week."


He said that he often went to the cinema once a week.




2_ زمان گذشته ساده




He said, " i went to the cinema last night.
He said that he had gone to the cinema the night before.





در جمله فوق قید زمان last night تبدیل به the night before و یا the previous night می شود



3_ زمان حال استمراری

She said, " i am playing the piano now."
She said that she was playing the piano then.

در جمله فوق قید زمان now تبدیل به then با معنای (آن موقع) شده است

4_ زمان گذشته استمراری

She said, " i was talking to my mother."
She said that she had been talking to her mother.
She said that she was talking to her mother.

توجه: گذشته استمراری هم می تواند همان گذشته استمراری باشد و هم می تواند ماضی بعید استمراری باشد

5_ زمان ماضی نقلی

He said, " i have finished my lessons."
He said that he had finished his lessons.

6_ زمان ماضی بعید

He said, " the film had started when i went there."
He said that the film had started when he had gone there.

7_ آینده ساده

She said to me, " i will give you the book tomorrow."
She said that she would give me the book the following day.
She said that she would give me the book the next day.

8_ آینده کامل

He said, " i will have written the letter by six o'clock."
He said that he would have written the letter by six o'clock.

نکته: اگر جمله مستقیم مربوط به یک حقیقت کلی و دائمی باشد؛ هنگام تبدیل شدن به جمله غیر مستقیم هیچ گونه تغییری در زمان آن داده نخواهد شد؛ مثال:

مستقیم
The teacher said, " the earth is round."
غیر مستقیم
The teacher said that the earth is round.

¤ بطور کلی تغییرات زیر در تبدیل یک جمله مستقیم به غیر مستقیم بوجود می آید:

* ضمایر فاعلی *

I ---> he , she
We ---> they
They ---> they

در صورتیکه گویندگان جمله مستقیم یکی باشند i و we تغییری نمی کند

* ضمایر مفعولی *

Me ---> him , her
You ---> them
Us ---> them

اگر منظور از me خود گوینده جمله غیر مستقیم باشد تغییری نمی کند

همچنین you در حالت مفرد اگر به فرد دیگری اشاره شده باشد تبدیل به her و him می شود

* صفات ملکی *

My ---> his , her
Your ---> his, her
Our ---> their

در حالتی که ناقل و گوینده جمله مستقیم یکی باشند my تغییر نمی کند

* ضمایر ملکی *

Mine ---> his , hers
Yours ---> his , hers
Ours ---> theirs

در حالتی که فاعل و گوینده جمله مستقیم یک نفر باشد mine تغییر نمی کند

¥ هنگام تبدیل جمله مستقیم به غیر مستقیم کلمات زیر تغییر می کنند ¥

This ---> that
These ---> those
Here ---> there
Now ---> then
Ago ---> before
Today ---> that day
Yesterday ---> the day before = the previous day
Last night ---> the night before = the previous night
Last week ---> the week before = the previous week
Tomorrow ---> the next day = the following day
Tomorrow night ---> the next night = the following night
Next year ---> the next year = the following year
Come ---> go
Bring ---> take

نکته: اگر زمانی که اشاره به کلمه this می شود و شی که به آن اشاره می گردد در محلی باشد که گوینده جمله نیز در همان محل باشد this تغییری نمی کند

نکته مهم: باید توجه کرد که تغییرات ضمایر فاعلی؛ مفعولی و صفات ملکی طوری باید تغییر کنند که با منظور گوینده مطابقت داشته باشند؛ مثال:

The coach said to me, "mani you must play with your balls."

در این جمله مانی سخنان مربی اش را بیان می کند که در غیر مستقیم به خودش بر می گردد

The coach told me that i had to play with my balls

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:28
تبدیل جملات مستقیم امری به غیر مستقیم


برای تبدیل این جملات علاوه بر تغییراتی که قبلا بیان شد؛ تغییرات زیر نیز بوجود می آیند


1_ فعل ناقل تبدیل به ask یا order یا command می شود.


البته اگر فعل مستقیم با کلماتی از قبیل please و یا would you شروع شده باشد؛ در این حالت فعل ناقل تبدیل به ask می گردد و اگر جنبه دستوری و امری داشته باشد تبدیل به order و یا command می شود؛ ولی غالبا در شکل عادی اکثرا تبدیل به ask یا told می شود


2_ فعل امر مثبت تبدیل مصدر می گردد


3_ چنانچه فعل امر بصورت منفی بیان شده باشد تبدیل به مصدر منفی می شود؛ مثال:


مستقیم
He said, " open the door please "
غیر مستقیم
He asked me to open the door.
He told me to open the door.
مستقیم
He said, " go away "
غیر مستقیم
He ordered me to go away.
مستقیم
She said, " don't sit on my bed please ".
غیر مستقیم
She asked me not to sit on her bed.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:28
تبدیل جملات سوالی مستقیم به غیر مستقیم


الف) تبدیل جملات سوالی مستقیم که با یکی از افعال کمکی سوالی می شوند:


1_ فعل ناقل تبدیل به ask یا inquire می شود


2_ کلمه that حذف شده و جمله مستقیم با if یا where آغاز می شود


3_ فرم سوالی جمله تبدیل به جمله خبری شده و علامت سوال حذف می گردد


مثال:
مستقیم
He said to me, "do you listen to the news every night?
غیر مستقیم
He asked me if i listened to the news every night.
مستقیم
He said to me, "did you speak with my father?"
غیر مستقیم
He asked me if i had spoken to his father.
مستقیم
The teacher said to mary, "will you write your homework"
غیر مستقیم
The teacher asked mary if she would write her homework


.
ب) تبدیل جملات سوالی مستقیم که با یکی از کلمات استفهامی مانند where و what و غیره سوالی شده باشند به جملات غیر مستقیم:


1_ فعل ناقل تبدیل به ask یا inquire می شود


2_ کلمه that حذف می گردد


3_ جمله مستقیم با کلمات استفهام آغاز می گردند


4_ فرم سوالی جمله تبدیل به فرم خبری شده و علامت سوال حذف می گردد و زمان جمله یک زمان به عقب بر می گردد


مثال:
مستقیم
He said to me, "what time do you get up every day?"
غیر مستقیم
He asked me what time i got up every day.
مستقیم
She said, "where is mary going now?"
غیر مستقیم
She asked where mary was going then.
مستقیم
He said to his brother, "why did you break the glass?"
غیر مستقیم
He asked his brother why he had broken the glass.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:28
تبدیل جملات مستقیم ندائی به غیر مستقیم


جملات ندائی با کلمات what a - what an یا what در معنی (عجب؛چه) آغاز می گردند.


بعدشان همیشه اسم یا اسم همراه با صفت استفاده شده و شکل جمله بعد از آن ها همیشه خبری مثبت است.


عجب فیلم وحشتناکی!
What a dreadful film!


چه فیلم وحشتناکی دارند نشان می دهند!
What a dreadful film they are showing!


جملات تعجبی با how نیز آغاز می گردند ولی بعد از how فقط صفت بکار می رود و کاربرد اسم غلط است.


علی چقدر عصبانی است!
How angry ali is!


برای تبدیل اینگونه جملات به غیر مستقیم به دو طریق زیر عمل می شود:


الف) می توان با فعل to be زمان مربوط به جمله آن را به یک جمله خبری تبدیل کرد و کلمه what را حذف نمود؛ مثال:


He said that it was a dreadful film.


ب) می توان مانند جملات سوالی کلمات استفهامی را در جمله بکار برد؛ مثال:


He said what a dreadful film it was.


توجه: در جملات ندائی یا تعجبی ممکن است به فاعل و فعل جمله نیز اشاره بشود در این حالت جمله به شکل مثبت نوشته می شود و هرگز در فرم سوالی یا منفی بکار نمی رود؛ مثال:


او عجب خانه زیبایی دارد!
What a nice house he has!


آن بچه چه چشمان زیبایی دارد!
What beautiful eye that child has!


ولی بعضی از جملات ندائی با کلمات از قبیل ugh‎!‎ که همان آه در زبان فارسی است و یا کلمات دیگری از قبیل heavens‎!‎ به معنای وای؛ خدای من شروع می شوند؛ که هنگام تبدیل آن ها به جمله غیر مستقیم باید از عبارت to give an exclamation of disgust یا to give an exclamation of surprise که به معنای از تعجب فریاد زدن می باشد استفاده نمود؛ مثال:


او گفت: خدای من! به من کمک کن!
She said, "good heavens! Help me!"


او از تعجب فریادی زد و تقاضای کمک نمود
She gave an exclamation of disgust/surprise and asked for help.


او گفت: ای وای؛ امکان ندارد
He said, "good gracious! It is impossible!"


او با تعجب فریاد زد و گفت که امکان ندارد
He gave an exclamation of surprise and said that it was impossible.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:29
کلمه must در جملات غیر مستقیم

همانطور که می دانید must گذشته ندارد و به جای آن از had to استفاده می شود.

در نقل قول غیر مستقیم نیز به همین طریق عمل می شود ولی باید به قید زمان جمله مستقیم دقت شود زیرا اگر زمان جمله مستقیم دارای قید زمان حال باشد must به had to تبدیل می شود و اگر قید زمان جمله مستقیم آینده باشد must در غیر مستقیم تبدیل به would have to می شود؛ مثال:



He said, "i must leave home now."
He said that he had to leave home then.
He said, "i must leave the hotel next week."
He said that he would have to leave the hotel the next week.


تذکر: اگر must در حالت ممنوعیت انجام کاری باشد که بصورت منفی بکار می رود در غیر مستقیم تغییری نمی کند؛ مثال:




He said to us, "you must not smoke cigarette in hospital."
He told us that we must not smoke cigarette in a hospital.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:29
کلمه shall در جملات غیر مستقیم


در جملات غیر مستقیم تبدیل به would و یا should می گردد ولی به دو نکته مهم زیر که کاربرد shall را کاملا در دو فرم و معنای مختلف نشان می دهد توجه کنید:


فرم الف) shall در زمان آینده واقعی در جمله غیر مستقیم تبدیل به would می شود؛ مثال:


او گفت:(آیا هرگز او را فراموش خواهم کرد؟)(مستقیم)

He said, "shall i ever forget her?"



او از خودش پرسید که آیا هرگز او را فراموش خواهد کرد؟(غیر مستقیم)

He asked himself if he would ever forget her.



فرم ب) چنانچه shall در فرم درخواست و یا خواهش برای انجام کاری بکار رود در غیر مستقیم تبدیل به should می شود؛ مثال:


او گفت: (ممکن است پنجره را باز کنم؟)(مستقیم)

He said, "shall i open the window?"



او پرسید که ممکن است پنجره را باز کنم(غیر مستقیم)

He asked if he should open the window.



توجه: کلمات would, should, ought to, could, used to, might, had better, would rather در جملات غیر مستقیم عوض نمی شوند؛ مثال:




He said, "i might bring your book."
He said that he might bring my book.



در این دو جمله همانطوریکه قبلا راجع به افعال ناقص گفته شد کلمه might با توجه به اینکه گذشته may می باشد ولی در جملات مستقیم در زمان حال نیز بکار برده می شود و معنای آن امکان بسیار ضعیف عملی را نشان می دهد و هنگام تبدیل به غیر مستقیم تغییر نمی کند.


کلمه would نیز در جملات غیر مستقیم تغییر نمی کند



He said, "i would help him if i could."
He said that he would help him if he could

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:29
کلمات yes و no در جملات غیر مستقیم



این ها تبدیل به فاعل و فعل کمکی زمان جمله می شوند؛ مثال:


مستقیم
He said, " can you come? " and i said, " yes. "


غیر مستقیم
He asked if i could go and i said i could.


مستقیم
He said, " do you like music? " and i said, " no. "


غیر مستقیم
He asked if i liked music and i said i did not.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:29
نمونه های دو جمله ای(جمله مرکب)



برای تبدیل دو جمله مستقیم که جمله دوم آن سوالی باشد بوسیله حرف ربط and آن را به یک جمله مرکب غیر مستقیم تبدیل می کنیم؛ مثال:


او گفت: من راه را نمی دانم؛ آیا شما می دانید؟
He said, " i don't know the way. Did you? "


غیر مستقیم
He said that he didn't know the way and asked me if i did.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:29
کلمه let در جملات غیر مستقیم



در سه مورد بکار می رود:


1_ چون این فعل اکثرا نشان دهنده پیشنهاد است بنابراین در تبدیل به جمله غیر مستقیم به جای آن بایستی از فعل suggest و سپس اسم مصدر استفاده نمود؛ معادل اسم مصدر در این حالت should می باشد؛ مثال:



او گفت: بیائید اینجا بنشینیم.(مستقیم)
He said, " let's sit here. "


او پیشنهاد کرد که آنجا بنشینیم (غیر مستقیم)
He suggested sitting there.
He suggested that we should sit there


چنانچه جمله منفی باشد به همین طریق تبدیل به غیر مستقیم می گردد؛ مثال:


مستقیم
He said, " let's not sit here. "


غیر مستقیم
He suggested not sitting there.


2_ چنانچه let معنای اجازه دادن را در بر داشته باشد مانند یک جمله امری در غیر مستقیم تبدیل به مصدر می شود؛ مثال:


مادر؛ اجازه دهید او با ما بیاید
‎"‎ let him come with us, mother. "


غیر مستقیم
I asked my mother to let him come with us.


3_ کلمه let گاهی اوقات معنای دستور یا نصیحت را می دهد؛ در این حالت باید هنگام تبدیل به یک جمله غیر مستقیم از that و فعل کمکی should و یا to be to استفاده کرد؛ مثال:


مدیر مدرسه گفت؛ نگذارید کسی با این دختر صحبت کند
‎"‎ let no one speak to this girl."


غیر مستقیم
The headmaster said that no one should speak to that girl.
The headmaster said that no one was to speak to that girl.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:29
معلوم و مجهول



فعل معلوم: فعلی است که به فاعل نسبت داده شود و فاعل در جمله کاملا معلوم و مشخص باشد؛ مثال:


علی ظرف ها را شکست(معلوم)
Ali broke the dishes.


فعل مجهول: فعلی است که بصورت انجام شده در جمله دیده شود و در آن جمله کننده کار معلوم و مشخص نباشد؛ مثال:


او علی را دید(معلوم)
She saw ali.


علی دیده شد(مجهول)
Ali was seen.


هر جمله مجهول باید دارای فعل to be زمان مربوطه و اسم مفعول باشد.


فرمول یک جمله مجهول به قرار زیر است:


فاعل جمله معلوم + by + اسم مفعول فعل اصلی + فعل بودن مطابق با زمان جمله + مفعول جمله معلوم


نکته: فاعل جمله معلوم که بعد از by بکار می رود یا اسم است مثل ali یا ضمیر مفعولی است مثل ‏him ؛در زبان انگلیسی ده زمان هست که مجهول می شود

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:30
طریقه مجهول کردن جملات معلوم

1_ مفعول جمله معلوم را به عنوان مبتداء در ابتدای جمله مجهول قرار می دهیم

2_ بلافاصله از فعل to be جمله استفاده می کنیم در زمان حال از am,is,are و در زمان گذشته از was,were و در زمان آینده از will be در ماضی نقلی از have been و has been در ماضی بعید از had been و در آینده کامل از will have been استفاده می کنیم

3_ در صورت لزوم فاعل جمله معلوم را با حرف اضافه by در آخر جمله مجهول قرار می دهیم. اکنون به ترتیب کلیه زمان هایی را که در زبان انگلیسی قابل مجهول شدن هستند را با ذکر مثال بیان می کنیم

* حال ساده *

من هر روز صبح مقداری پنیر می خورم(معلوم)
I eat some cheese every morning.

هر روز صبح مقداری پنیر خورده می شود(توسط من)(مجهول)
Some cheese is eaten every morning.(by me)

*‏ گذشته ساده *

سونیا به شرکت اسمیت نامه نوشت(معلوم)
Sonya wrote a letter to the smith's company.

یک نامه به شرکت اسمیت نوشته شد(بوسیله سونیا)
A letter was written to smith's company(by sonya)

*‏ آینده ساده *

او ناهار را تا چند دقیقه دیگر تمام خواهد کرد(معلوم)
She will finish lunch in few minutes.

ناهار تا چند دقیقه دیگر تمام خواهد شد(مجهول)
The lunch will be finished in a few minutes.(by her)

* ماضی نقلی *

من نامه را فرستاده ام(معلوم)
I have sent the letter.

نامه فرستاده شده است(مجهول)
The letter has been sent.(by me)

* ماضی بعید *

آن ها کتاب را پست کرده بودند(معلوم)
They had mailed the book.

کتاب پست شده بود(مجهول)
The book had been mailed.

* آینده ساده در گذشته *

او گفت که میز را تمیز خواهد کرد(معلوم)
He said that he would clean the table.

او گفت که میز تمیز خواهد شد(مجهول)
He said that the table would be cleaned.

نکته: در مجهول کردن زمان های حال استمراری و گذشته استمراری علاوه بر فعل to be باید از کلمه being قبل از اسم مفعول نیز استفاده کرد

* حال استمراری *

سیما مشغول پختن کیک است(معلوم)
Sima is baking the cake.

کیک در حال پختن است(مجهول)
The cake is being baked.(by sima)

*‏ گذشته استمراری *

او داشت یک کتاب می نوشت(معلوم)
He was writing a book.

کتاب داشت نوشته می شد(مجهول)
A book was being written.

*‏ آینده کامل *

او نامه را تا ساعت 10 نوشته است(خواهد نوشت)(معلوم)
He will have written the letter by 10 o'clock.

نامه تا ساعت 10 نوشته شده است(نوشته خواهد شد)(مجهول)
The letter will have been written by 10 o'clock.

*‏ آینده کامل در گذشته *

او گفت که علی نامه را تا دو روز دیگر فرستاده است(خواهد فرستاد)(معلوم)
He said that ali would have sent the letter in two days.

او گفت که نامه تا دو روز دیگر فرستاده شده است(فرستاده خواهد شد)(مجهول)
He said that the letter would have been sent in two days

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:30
فرم سوالی جملات مجهول



باید فعل (بودن) زمان مربوط به جمله و یا فعل کمکی را در ابتدای جمله قبل از مفعول بکار برد؛ مثال:


علی دعوت شده است(فرم مثبت)
Ali has been invited.


آیا علی دعوت شده است؟(فرم سوالی)
Has ali been invited?


چنانچه جمله معلوم با کلمات استفهامی what,where,when و غیره سوالی شده باشد با همان کلمات آن ها را مجهول می کنیم؛ مثال:


چه چیزی را فروختی؟
What did you sell?


چه چیزی فروخته شد؟
What was sold?


نکته 1:


اگر جمله معلوم با کلمه استفهامی who آغاز شود by whom نقش آن را در جمله مجهول بازی می کند و اگر جمله معلوم با whom آغاز شود هنگام مجهول شدن who به جای آن بکار می رود؛ مثال:


چه کسی بسته را پست کرد؟
Who mailed the parcel?


بسته بوسیله چه کسی پست شد؟
By whom was the parcel mailed?


چه کسی را دعوت کردید؟(معلوم)
Whom did you invite?


چه کسی دعوت شد؟(مجهول)
Who was invited?


نکته 2: اگر بخواهیم جمله امری را مجهول کنیم از فعل let در آغاز جمله و پس از مفعول ازفعل be و سپس از اسم مفعول فعل اصلی جمله استفاده می شود؛ مثال:


یک سیب به برادرت بده(معلوم)
Give your brother an apple.


به برادرت یک سیب بده(مجهول)
Let your brother be given an apple.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:30
چرا از جمله مجهول استفاده می شود؟



1) فاعل جمله به اندازه مفعول اهمیت نداشته باشد؛ مثال:


قرارداد نفت بین ایران و شرکت های نفتی به امضا رسید

The agreement about oil was signed between iran and oil companies


2‏)‏ فاعل نامعین و نامشخص باشد؛ مثال:


سربازی در جنگ کشته شد
A soldier was killed in the war


3‏)‏ برای زیبایی جمله؛ مثال:


طلا در کالیفرنیا یافت می شود
Gold is found in california.


4‏)‏ به جای گفتن جمله(مردم می گویند که) بهتر است بگوئیم (گفته می شود یا می گویند) که معادل آن it is said است؛ مثال:


آن ها (مردم) می گویند که او دیوانه است
They say that he is mad.


می گویند که او دیوانه است(گفته می شود که او دیوانه است)
It is said that he is mad.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:30
نکات مهم پیرامون مبحث معلوم و مجهول



1_ اگر فعلی دارای حرف اضافه خاص باشد این حرف اضافه در آخر جمله قرار می گیرد؛ مثال:



دانش آموزان او را مسخره کردند(معلوم)
The students made fun of him.


او مورد تمسخر واقع شد(مجهول)
He was made fun of.


2_ فعل لازم قابل مجهول شدن نمی باشد؛ مثال:


او هر روز در باغ قدم می زند
She walks in the garden every day.


3_ بعضی از افعال هم لازم و هم متعدی هستند در این حالت فقط زمانی که متعدی هستند قابل مجهول شدن می باشند؛ مثال:


جاده در اینجا به پایان می رسد(فعل لازم)
The road ends here.


او جر و بحث را خاتمه داد(فعل متعدی)
He ended the debate.


به جر و بحث خاتمه داده شد(مجهول)
The debate was ended.


4_ اگر در جمله دو مفعول وجود داشته باشد بهتر است مفعول شخص در ابتدای جمله مجهول قرار بگیرد؛ مثال:


من برای او نامه ای فرستادم(معلوم)
I sent a letter to her.


به او نامه ای فرستاده شد(مجهول)
He was sent a letter.


اگر مفعول شیء اول نوشته شود جمله بصورت زیر در میاید:


نامه ای برای او فرستاده شد
A letter was sent to him.


5_ اگر جمله ای دارای افعال have to , has to , had to باشد شکل مجهول بعد از آن ها فقط اسم مفعول + be است؛ مثال:


او باید اتاق را رنگ کند
She has to paint the room.


اتاق باید رنگ شود
The room has to be painted.


6_ اگر جمله ای دارای افعال ناقص must,should ,ought to,may,might باشد چنانچه زمان به طریقی به گذشته اشاره کند شکل مجهول بعد از آن ها اسم مفعول + have been و چنانچه غیر گذشته (حال یا آینده) باشد؛ شکل مجهول بعد از آن ها فقط اسم مفعول + be است؛ مثال:


بسته باید دیروز پست می شد(مجهول)
You should have mailed the parcel yesterday.
The parcel should have been mailed yesterday.


بسته باید امروز پست شود
You should mail the parcel today.
The parcel should be mailed today.


7_ اگر فاعل جمله معلوم someone یا somebody یا somepeople باشد در فرم مجهول حذف می گردد؛ مثال:


یک نفر دیروز یک کادو به من داد
Someone gave me a gift yesterday.


دیروز به من هدیه ای داده شد
I was given a gift yesterday.


8_ اگر در جمله قید حالت یا قید تکرار وجود داشته باشب محل آن در جمله مجهول قبل از اسم مفعول می باشد؛ مثال:


مردم همیشه او را تحسین می کنند
People always admire him.
او همیشه تحسین می شود
He is always admired.


9_ در جملات مجهول فاعل اغلب ذکر نمی گردد ولی اگر ذکر شود آن را با حرف اضافه by در جمله بکار می برند. در حالیکه اگر فاعل جمله معلوم شی و یا ماده ای باشد به جای حرف اضافه by می بایستی از حرف اضافه with استفاده شود؛ مثال:


علی عکس را نقاشی کرد
Ali painted the picture.


عکس بوسیله علی نقاشی شد
The picture was painted by ali.


دود اتاق را پر کرد
Smoke filled the room.


اتاق پر از دود شد
The room was filled with smoke.


10_ افعالی که بعد از مصدر بدون to قرار می گیرد اغلب در مجهول تبدیل به مصدر می شوند؛ مثال:


ما دیدیم آن ها بیرون رفتند
We saw them go out.


آن ها را دیدند که بیرون رفتند
They were seen to go out.


تذکر: فعل let از این قاعده مستثنی می باشد یعنی در حالت مجهول فعلی که بعد از بکار می رود فاقد to مصدری است؛ به عبارت دیگر فعل let چه مجهول باشد چه معلوم همیشه بعدش مصدر بدون to بکار می رود؛ مثال:


او به ما اجازه داد برویم
He let us go.


ما اجازه داشتیم برویم
We were let go.

† Prince Soroush †
08-15-2011, 08:31
اسم مصدر



کلمه ای است که ریشه فعلی دارد و با اضافه کردن ing به آخر فعل تشکیل می گردد.


کلیه خواص اسم را دارد و در حقیقت یک نوع اسم معنی نیز محسوب می گردد؛ مثلا وقتی می گوئیم سیگار کشیدن برای بدن شما مضر است کلمه سیگار کشیدن در یک مفهوم کلی بکار رفته و هیچگونه اشاره به کشیدن سیگار در لحظه خاصی نمی کند



سیگار کشیدن برای سلامتی شما مضر است(سیگار کشیدن در یک مفهوم کلی)
smoking is harmful for your health


کلمه سیگار کشیدن در نقش وجه وصفی نیز بکار رود و آن زمانی است که عمل سیگار کشیدن بصورت حقیقی و واقعی انجام شود که اکثرا در زمان های استمراری ما شاهد آن خواهیم بود؛ مثل:


علی در حال کشیدن سیگار است
Ali is smoking a cigarette now.

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:25
موارد استعمال اسم مصدر



1_ به عنوان فاعل جمله


خواندن زبان انگلیسی راحت تر از نوشتن آن است
Reading english is easier than writing it.


2_ به عنوان مفعول جمله


او پیاده روی را دوست دارد
He likes walking.


3_ به عنوان صفت قبل از اسم


این استخر شنا خیلی عمیق است
This swimming pool is too deep.


4_ در ممنوعیت هایی که به صورت عبارات کوچک نوشته می شود؛ مثال:


اینجا سیگار کشیدن ممنوع است
No smoking.


پارک ممنوع
No parking.


5_ بعد از حرف اضافه


او در دروغ گفتن ماهر است
He is good at telling lies.


6_ بعد از افعال با حروف اضافه خاص


او علاقه زیادی به ماهیگیری دارد
He is interested in fishing.


7_ بعد از صفات ملکی یا ضمایر مفعولی


می دانم که آمدن تو او را نگران خواهد کرد
I know that your coming will worry him.


8_ بعد از افعال و عبارات زیر:


Stop, finish, prevent, avoid, risk, postpone, enjoy, appreciate, mind, consider, deny, admit, dislike, detest, suggest, forgive, resist, resent, involve, dread, practis=practice, anticipate, be used to, be accustomed to, get used to, be afraid of, look forward to, can't help, can't stand, it's no use, it's no good, be worth, be busy, quit, feel like.


نکته 1: بعد از help اگر مفعول شخص قرار گیرد از مصدر بدون to استفاده می شود


I can't help you buy this car.


نکته 2: بعد از فعل go اکثر افعال بصورت اسم مصدر بکار می روند که مهم ترین آن ها عبارتند از:


Go fishing, go swimming, go shopping, go climbing


9_ بعد از بعضی افعال علاوه بر اسم مصدر می توان از مصدر (یعنی فعل با to ) نیز استفاده کرد؛ این افعال عبارتند از:


Start, continue, like, hate, intend, love, prefer, forget, begin, try, propose, attempt, neglect, cease, remember.


نکته 3: اگر بعد از فعل try مصدر بکار رود معنی آن (سعی کردن؛ کوشش کردن) است ولی چنانچه بعد از آن اسم مصدر بکار رود (آزمایش کردن) را می دهد؛ مثال:


آن ها سعی کردند اطراف باغ را سیم توری بکشند
They tried to put wire - netting all round the garden.


آن ها برای آزمایش اطراف باغ را سیم توری کشیدند
They tried putting wire - netting all round the garden.


نکته 4: اگر بعد از فعل propose مصدر بکار رود معنی (قصد داشتن) را می دهد چنانچه بعد از آن اسم مصدر بکار رود معنی (پیشنهاد کردن) را می دهد؛ مثال:


من قصد دارم مطالعه را از فردا آغاز کنم
I propose to start studying tomorrow.


پیشنهاد می کنم پنج دقیقه منتظر او بمانیم
I propose waiting for him for five minute.


نکته 5: بعد از wants و needs یا از اسم مصدر و یا از مصدر مجهول استفاده می شود


چمن احتیاج دارد که زده شود
The grass wants cutting.
The grass wants to be cut.


باغ احتیاج به آب دارد
The garden needs watering.
The garden needs to be watered.

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:26
مصدر

کلمه ایست که معنی انجام عملی را بصورت آزاد و کلی بیان می کند و وابسته به هیچکدام از زمانها نمیباشد و می توان گفت که مصدر ریشه فعل یا مادر افعال است؛ علامت مصدر در زبان فارسی (ت-ن) و (د-ن) می باشد.

رفتن ؛ آمدن؛ نوشیدن؛ خوردن

همانطور که در زبان انگلیسی مصدر را در جمله بکار نمی بریم در زبان انگلیسی نیز خود کلمه مصدر بکار برده نمی شود مگز بعد از بعضی افعال خاص که فقط بعد از بعضی افعال خاص که فقط بعد از آنها از مصدر استفاده می شود.

مثلا در دو جمله زیر بعد از افعال like و want از مصدر استفاده میشود

I like to play piano.
i want to go swimming.

نکته: اگر فعل like در مفهوم کلی بکار رود بعد از آن باید از اسم مصدر استفاده کرد

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:26
کاربرد مصدر در زبان انگلیسی



مصدر در موارد زیر بکار می رود:


۱.بعد از افعال زیر


Promise, forget, want, like, swear, agree, refuse, fail, hope, hesitate, would like, pretend, learn, decide, make a decision, plan, determine, undertake, seem, manage, try, attempt, expect, be afraid, wish, afford, permit, allow.


۲.بعد از افعال زیر ابتدا مفعول و سپس از مصدر استفاده میشود:


Order, expect, tell, ask, want, advise, tempt, forbid, teach, allow, persuade, recommend, beg, command.


۳.بعد از صفات


خوشحالم که شما را میبینم
I am glad to see you.


۴.بعد از کلمات استفهام where, what, which, whom, ‎when که به عنوان کلمه ربط در وسط جمله بکار می روند


نمی دانم کجا بروم
J don't know where to go.


۵.بعد از کلمه how


او به من یاد داد تا چگونه شنا کنم
He taught me how to swim.


۶.برای پاسخ و نشان دادن علت انجام کاری


من برای یادگیری زبان انگلیسی به کلاس میروم
I go to class to learn english language.


۷. بعد از قید زمان؛ مکان؛ حالت و it's time



او دیروز به اینجا آمد تا با من صحبت کند.
He came here last night to talk to me.


او با دقت رانندگی میکند تا دیگران نترسند.
He drives carefully not to frighten others.


الان وقت رفتن است.
It's time to go now.


۸.بعد از کلمات the first, the second, the last



او اولین کسی بود که کلاس را ترک کرد.
He was the first to leave the class.


۹.به عنوان فاعل در جمله


انگلیسی صحبت کردن احتیاج به تمرین دارد.
To speak english needs practice.

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:26
So, enough, too, very



۱.کلمه very قید است و قبل از صفت و یا قید دیگری بکار می رود؛ این کلمه به صفت و یا قید جنبه مثبت می دهد؛ مثال:


سارا خیلی قد بلند است
Sara is very tall.


۲.کلمه too مقدم بر صفت است و بعد از صفت مصدر استفاده می شود؛ این کلمه مفهوم منفی دارد.


Too + adjective + infinitive


هوا برای بیرون رفتن خیلی گرم است.
The weather is too hot to go out.


نکته: اگر بعد از صفت از کلمه ربط and و فاعل و فعل استفاده شود کاربرد too , so , ‎enough غلط است و باید از قید very یا quite استفاده گردد.


She is very wise(quite wise) and knows what to do.


۳.کلمه enough در فارسی به معنای کافی است و بعد از آن مصدر بکار میرود.


Adjective + enough + infinitive


او به اندازه کافی باهوش است که در امتحان قبول شود.
She is clever enough to pass the exam.


ما به اندازه کافی سریع به آنجا رسیدیم که به آنها کمک کنیم.
We got there quickly enough tp help them.


نتیجه می گیریم که کلمه enough همیشه بعد از صفت یا قید حالت بکار میرود.


تذکر: بعد از کلمه enough میتوان از اسم نیز استفاده کرد در این حالت نیز بعد از اسم شکل فعل بصورت مصدر است.


من وقت کافی ندارم که به مهمانی بروم.
I have not enough time to go to the party.


تذکر: در فرمول زیر بعد از as ؛مصدر بکار میرود.


So + صفت/قید+as+مصدر


او بقدری خسته بود که ‏رفت بخوابد.
He was so tired as to go to sleep.


او به قدری بی ادبانه صحبت کرد که همه را ناراحت کرد.
He spoke so impolitely as to annoy everybody.

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:26
کاربرد such


در معنای (چنین) صفت است و همیشه قبل از اسم یا اسم همراه با صفت بکار میرود.


کلمه such بدون اسم کاربردی ندارد.


کلمه such a با اسم مفرد و یا اسم مفرد همراه با صفت بکار میرود در حالیکه such با اسم جمع و یا اسم جمع همراه با صفت بکار میرود.


اسم مفرد + صفت +such a
اسم مفرد + such a
اسم غیر قابل شمارش یا اسم قابل شمارش جمع + صفت + such
اسم غیر قابل شمارش یا اسم قابل شمارش جمع + such


من تا حالا چنین بچه ای ندیده ام.
I have never seen such a child.


من تا حالا چنین منظره زیبایی ندیده ام.
I have never seen such a beautiful view.


من تحمل دیدن چنین چیزهایی را ندارم.
I can't stand seeing such things.


من تا کنون چنین گلهای زیبایی ندیده ام.
I've never seen such beautiful flowers.


توجه: such as در معنی (از قبیل ؛ مثل) در دو شکل زیر بکار میرود:
Flower such as this = such flower as this.


نکته: اگر بعد از such as فعل قرار گیرد؛ فعل بصورت مصدر است.


بیماریش آنطور نیست که باعث نگرانی شود.
His illnes is not such as to cause anxiety.

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:26
در کجا باید از مصدر بدون to استفاده کرد؟



۱. بعد از افعال حسی



دسته اول: افعالی که بعد از آنها ابتدا مفعول و سپس یا از مصدر بدون to و یا از ing + فعل استفاده می گردد


See, watch, observe, notice, hear, feel, know.


هرگز ندیده ام او بخندد.
I've never seen him laugh.
i've never seen him laughing.


دسته دوم: افعالی که بعد از آنها ابتدا مفعول شخص و سپس فقط مصدر بودن to استفاده میشود
Let, make, have, help.


نکته: بعد از فعل help علاوه بر مصدر بدون to میتوان از مصدر نیز استفاده کرد


من کمکش کردم تا ماشینش را بشوید
I helped him wash his car.
i helped him to wash his car.


نکته: بعد از فعل smell که همراه با مفعول بکار میرود اکثرا ing + فعل ؛یعنی وجه وصفی بکار میرود.


بوی سوختن چیزی به مشامم میرسد
I smell something burning.

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:27
وجوه وصفی

کلمه ای است که حالت و چگونگی عملی را بصورت واقعیت بیان کند و گرچه وجه وصفی حال تشکیل می گردد از (ing + فعل) ولی نباید آن را با اسم مصدر اشتباه گرفت زیرا اسم مصدر نشان دهنده عملی در یک مفهوم کلی است در حالیکه وجه وصفی حال نشان دهنده انجام واقعی عمل بصورت استمرار است

مردی که در حال دویدن است برادرم است.
The man running is my brother.

دویدن ورزش مورد علاقه من است.
Running is my favorite sport

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:27
وجه وصفی حال



در چهار مورد بکار میرود:


۱.به عنوان صفت


آب روان
Running water


۲.در زمان های حال استمراری و گذشته استمراری


سیما در حال نوشتن نامه است.
Sima is running a letter.


۳.بعد از افعال حسی


دیدم او دارد میرود.
I saw him going out.


۴.مستقیما بعد از فاعل


در این حالت فاعل جمله باید با کاما آغاز شود و سپس از وجه وصفی استفاده کرد.


رومئو به تصور اینکه ژولیت مرده است؛ تصمیم گرفت خودش را بکشد.
Romeo, believing that juliet was dead, decided to kill himself.

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:27
وجه وصفی کامل

عبارتست از بکار بردن having به علاوه اسم مفعول؛ و زمانی بکار میرود که پس از انجام یک عمل کامل عمل دیگری بوسیله همان فاعل انجام شود و این کاربرد اکثرا در جملات ماضی بعید دیده میشود.

او بعد از تمام کردن صبحانه؛ به مدرسه رفت.
When he finished his breakfast, he went to school.
having finished his breakfast, he went to school.

همین جمله را می توان با حرف اضافه after وجه وصفی نیز بیان کرد.

After finishing his breakfast, he went to school.

بنابراین بعد از حرف اضافه هم می توان از وجه وصفی و یا از وجه وصفی و اسم مفعول فعل استفاده کرد.

After having finished his breakfast, he went to school.

وجه وصفی کامل را می توان در حالت مجهول با کمک been بکار برد.
Having been warned about the bandits, she left her valuables at home.

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:27
وجه وصفی گذشته یا اسم مفعول



اسم مفعول قسمت سوم فعل است و کاربرد آن در زمان های کامل مانند ماضی نقلی و بعید است؛ این کلمه علاوه بر بکار رفتن در زمان های کامل نقش صفت را نیز بازی می کند.


او پول را سرقت کرده است.(stolen د نقش اسم مفعول)
He has stolen the money.


حالا پول مسروقه کجاست؟(stolen در نقش صفت)
Where is the stolen money now?

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:27
پیشوندها

کلماتی که به اول لغتی اضافه شده و معنی آنرا تغییر میدهد.

مهمترین پیشوندها عبارتند از:

۱.پیشوندهایی که کلمات را به فعل تبدیل می کنند:
عبارتند از em , en
able ----> enable
courage ----> encourage
power ----> empower
brace ----> embrace

۲.پیشوندهای منفی ساز:

عبارتند از: dis , un , mis , in , im , ir ,il
appear ----> disappear
agree ----> disagree
known ----> unknown
lucky ----> unlucky
understand ----> misunderstand
lead ----> mislead
complete ----> incomplete
dependent ----> independent
possible ----> impossible
mortal ----> immortal
regular ----> irregular
responsible ----> irresponsible
legal ----> illegal
literate ----> illiterate

† Prince Soroush †
08-18-2011, 08:28
پسوندها



مجموعه ای از چند حرف است که بعد از کلمه ای قرار گرفته و معنی آن کلمه را به کلی تغییر می دهد.



۱.پسوندهایی که به آخر فعل اضافه می گردند و اسم را تشکیل می دهند.


عبارتند از: ment , ation , tion , ance , ence , al , ing , y
state ----> statement
move ----> movement
examine ----> examination
inform ----> information
invent ----> invention
translate ----> translation
appear ----> appearance
exist ----> existance
refer ----> reference
differ ----> difference
arrive ----> arrival
propose ----> proposal
build ----> building
happen ----> happening
unite ----> unity
discover ----> discovery


۲.پسوندهایی که صفت را به اسم تبدیل می کنند.


عبارتند از: ness , ship , hodd , ity , dom
blind ----> blindness
hard ----> hardship
false ----> falsehood
timid ----> timidity
free ----> freedom



3.پسوندهایی که ریشه آن اسم است و اسم را تبدیل به اسم دیگری می کنند که اکثرا اسم عامل را تبدیل به اسم معنی می کنند.

عبارتند از: hood , ‎ship , dom , ist
Child ----> childhood
member ----> membership
king ----> kingdom
biology ----> biologist


۴.پسوندهایی که اسم را به صفت تبدیل می کنند.


عبارتند از: less , some , ish , like , ful , able
Faith ----> faithless
trouble ----> troublesome
child ----> childish
sense ----> sensible
man ----> manlike
care ----> careful
comfort ----> comfortable


۵.پسوندهایی که فعل را تبدیل به صفت می کنند.


عبارتد از: less , able , ive
rest ----> restless
read ----> readable
act ----> active


۶.پسوندهایی که فعل را تبدیل به اسم فاعل می کنند.


عبارتند از: er , or
play ----> player
translate ----> translator


۷.پسوندهایی که صفت را به فعل تبدیل می کنند.


عبارتند از : en , ize , ify
legal ----> legalize
short ----> shorten