|
|
#591 |
|
پاک باز ....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: کاکو شیرازی
سن: 27
نوشته ها: 24,434
سپاس گذاری: 28,245
سپاس گذاری شده 25,971 در 9,905 پست
|
دوباره دلم میخواد بستنی قیفی بگیرم دستم و تو خیابون راه برم و با لذت تموم بخورمش؛ ولی نه، نباید! دلم میخواد دوباره روی لبه جدول خیابون راه برم و به محض از دست دادن تعادلم از ته دل یک جیغ بنفش بزنم و هر کی از اون دورو برا رد میشه رو یه متر از جا بپرونم، با همین هیکل گنده و قد دراز؛ ولی نه، نباید! میخوام دوباره شیطنت کنم و زمین و زمان و سر کار بذارم هر کی دم دستت میاد اذیت کنم؛ ولی==> نه، نباید! دوست دارم با خیال راحت تو همین فسقل جا بزنم زیر آواز و هرچی شعر و آهنگ بلدم بخونم؛ ولی==>نه، نباید!!! ه ای بابا!!!!!!!!!!! خسته شدم از اینهمه نباید! آخه چرا باید این همه نباید قدرت داشته باشند که ذوق و شوق و شور و حال آدم و ازش بگیرن! کی تعیین میکنه این همه نباید رو؟ کی اینهمه نباید تبدیل به باید میشه؟ اصلا چه عیبی داره یه مرد گندهبک درست به سایز و اندازه من روی لبه جدول راه بره؟ خودش دیوونه است هرکی که فکر میکنه این مرد دیوونست! این مرد فقط دلش برای کوکی و نوجوانیش تنگ شده و حالا داره تجدید خاطرات میکنه، کدوم قانون خدا برعکس میشه با این کار؟! چه ایرادی داره اگه تو همین فسقل جا بزنم زیر آواز؟صدام که بد نیست، تازه تو خونه پدری همیشه صدای آوازم گوش فلک و کر می کرد، چرا باید الان خفه خون بگیرم فقط بخاطر حرف مردم؟ خوب آخه مگه مرض دارن که اینهمه تو کار همسایه دخالت و فضولی می کنن؟! به من چه که اینا هنوز دارند تو عصر شاه وزوزک زندگی می کنن؟! کی میشه آدم بتونه با خیال راحت کاری و انجام بده که دلش میخواد، که دوستش داره، که ازش لذت می بره؟ کی میرسه اونروز؟
اینم همینجوری: ای همه دار و ندارم ای قشنگ روزگارم من به عشقت عادتی دیرینه دارم تو نباشی من کی هستم هرجا هستم با توهستم من تورا تا مرز بودن می پرستم ~~~~~~~لای لالای لای لای لای لالای ![]() ولی چه حالی میده راحتو پیدا کنی بری تو مسیری که باید بری ![]() چه حالی میده نکنی اون کاری رو که نباید بکنی ![]() به قول پویا فاز میده ![]() ولی راه پیدا کردن راحت نیستا خیلی سختی داره ![]() ![]() الان همه فکر می کنن احسان ملا شده ![]() نه راه با هدفی که دنبال میکنم مهمه ![]() به قول رضا مامولک راههای رسیدن به خدا زیاده ![]() ختم کلام نکن کاری که بر پا سنگت ایو جهان به این فراخی تنگت ایو ![]() یه حدیثم از امام سجاد بگم : خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری ![]()
__________________
ارام می نویسم با همین دست
عمری خنجر از نار فیق خوردیم اینم روش خودتو به در دیوار نزن نمی تونی برسی .. ادمهای ضعیف نفس میخوان با گذاشتن پا رو سر کله ما برن بالا این اجازه رو نمی دم .... |
|
|
|
|
|
#592 |
|
پاک باز ....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: کاکو شیرازی
سن: 27
نوشته ها: 24,434
سپاس گذاری: 28,245
سپاس گذاری شده 25,971 در 9,905 پست
|
گوش کن...جاده صدا میزند از دور قدمهای تو را
چشم تو زینت تاریکی نیست پلکها را بتکان، کفش به پا کن، و بیا و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد زمان روی کلوخی بنشیند با تو و مزامیر شب اندام تو را مثل یک قطعه ئ آواز به خود جذب کنند پارسایی است در آنجا که تو را خواهد گفت: بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه عشق تر است... روزها از پی هم میان و میرن و آدم و تو گذر سریعشون مات و حیرون بر جا میذارن... تا چشم هم میزنی میبینی سالی از عمرت کم شده و تو هنوز دستت به ثبت تاریخ ۱۳۸۴ عادت داره... به خودت که میایی باورت نمیشه که این تاریخ ۳ ساله که کهنه شده ولی برای تو هنوز سال ۸۵ و ۸۶ و87هم جدید و تازه هستند دیگه چه برسه به 88... درست 13 سال پیش بابا بزگو از دست دادیم ... درست 5 سال پیش خدمتم تمام شد... درست 9 سال پیش تو تیم فوتبال منتخب مدارس بودیم ؛ ۱۰ سال گذشت به همین راحتی و عین آب خوردن. بقیه اش هم عین آب خوردن میاد و میگذره و تموم میشه فقط حسرت لحظات خوب و بد گذشته برا آدم میمونه. نمیدونم باز چم شده، فقط میدونم پر شده ام از حرف، ولی زبونم نمی چرخه که بیانشون کنم... چه سخته که نشه؛ دیشب قبل از خواب با خودم فکر می کردم که اگه یک شوک ناگهانی یا چیزی تو این مایه ها باعث بشه که دیگه نتونم حرف بزنم، چی کار می خوام بکنم؟ موقعی که دارم با تمام وجود فریاد می زنم ولی دریغ از یک ناله که ازم بلند بشه، چه حسی پیدا میکنم؟ به محض رسیدن این فکر به ذهنم، دهانم باز شد برای کشیدن یک جیغ مفصل و مبسوط، فقط مراعات ساعت 3 نصفه شب و مرات حال زن و بچه رو کردم که اگه کشیده بودم جیغه رو، طفلک دیگه باید تو اون دنیا چشماش و باز می کرد! امیدوارم نیاد اون روزی که خدا نعمتی و که به انسان میده، ازش بگیره؛ حسی که به اون آدم دست میده واقعا وحشتناکه! برای درک اون احساس کافیه فقط به مدت ۱۰ دقیقه چشمات و ببندی و سعی کنی کارهای روزمره ات و انجام بدی، یا ۱۰ دقیقه با هیچ کس هیچ حرفی نزنی (پارازیت... منظور درست اون زمانی که باید حرف بزنی و مثلا از خودت دفاع کنی)، یا ۱۰ دقیقه از اون دستت که بیشتر ازش استفاده میکنی، استفاده نکنی...... میبنی؟ واقعا سخته! یـــــــــــــــــــــواش! مواظب باش، داد نزنی یه وقت! اینا فقط تصور بود و تو ذهن تو، تو هنوز قادر و توانمند و سالمی، پس شکر خدا رو بکن برا نعمتی که بهت داده و حالش و ببر! جلسه بعد هم اول از درس امروز یک امتحان ۱۰ نمره ای میگیرم که در نمره پایان ترمتون خیلی موثره بعدشم میخوام معاد و توحید و نبوت و اینا رو توضیح بدم که درس اخلاق و معارف و کامل داه باشم ودیگهه نبینم برا (کس) جای سوال باقی بمونه! نتیجه گیری قدر سلامتی خودتون رو بدونید و از خدا شاکر باشید
__________________
ارام می نویسم با همین دست
عمری خنجر از نار فیق خوردیم اینم روش خودتو به در دیوار نزن نمی تونی برسی .. ادمهای ضعیف نفس میخوان با گذاشتن پا رو سر کله ما برن بالا این اجازه رو نمی دم .... |
|
|
|
|
|
#593 |
|
پاک باز ....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: کاکو شیرازی
سن: 27
نوشته ها: 24,434
سپاس گذاری: 28,245
سپاس گذاری شده 25,971 در 9,905 پست
|
زندگی چیزی پیچیده یی است، پر از فراز و نشیب، پر از پستی بلندی، زمانی میبردت به عرش اعلا و زمانی هم از اون بالا میندازت پایین ... تا وقتی اون بالایی، خوب، دنیا زیر پاته، روی قله یی، در اوج اوج، لابد پیش خودت هم فکر میکنی که دیگه از اینجایی که تو هستی محاله کسی بتونه بالاتر بره فقط تویی که قله را فتح کردی،حالا هم که رسیدی اون بالا دیگه حالا حالا خیال پایین اومدن نداری. ولی بعد از مدتی، زمانی میرسه که تو،حالا یا بخاطر لغزش پات، یا بخاطر باد شدیدی که اون بالا میاد تعادلت و ازدست میدی و ==> گروپی
از نوک قله سقوط میکنی ته دره... اینبار هم مثل اونموقع که بالا بودی، فکر میکنی دیگه از اینجایی که تو هستی محاله کسی پایین تر باشه... این با فقط سر تو اومده فقط تو! بعدش پیش خودت فکر میکنی دیگه توان و تحمل ادامه دادن و پیشروی نداری، نه، تا همینجا بسه، دیگه نمی تونم؛ بعد، توی نازک نارنجی، دوستات و میبینی که در حال بالا رفتن از کوه زندگی هستند، ولی بجاش تو پشتت و میکنی بهشون، دستاتو میذاری زیر بغلت و با لجبازی سعی میکنی بهشون فکر نکنی، ولی مگه میشه؟ نه ! نمیشه! دلت طاقت نمیاره... زیر چشمی نگاهشون میکنی، بسختی ولی با شادی دست همدیگه رو گرفتند و دارند از کوه بالا میرند،حالا، قلقلکت میاد... وسوسه شدی تو هم دست یکی و بگیری بری بالا... ولی خیلیاشونم تنهایی دارند حرکت میکنند خوب پس تنهایی هم میشه. روت و میکنی به سمتشون و بسمه الله ... سه، دو، یک، حرکت... میری بالا... بالا، بالاتر، اینقدر میری و میری که یه وقت بخودت میایی می بینی دوباره اون بالایی... رو نوک قله، دوباره دنیا زیر پاته... ولی اینبار دیگه مواظبی لغزش پایی یا وزش بادی تعادلت و به هم نزنه. از اون بالا پایین و نگاه میکنی و باورت نمیشه...این تویی؟ همون آدمی؟ این فردی که با افتخار قله ئ به این بلندی و فتح کرده همون فردیه که یه زمانی فکر میکرد دیگه محاله بتونه قدم از قدم برداره؟ تو همونی هستی که یه موقعی فکر میکرد دیگه باید دیدن این منظره ئ زیبا رو تو خواب ببینه؟ بله...همونی...![]() عجب انسان موجود عجیبیه، چقد پیچیده و ناشناخته است، در اوج ناتوانی قدرتمندتر از هر قدرتمندیه، دیگه از زندگی پر روتر، سنگدلتر، دشوارتر، خطرناکتر، مرموز تر، دست نیافتنی تر، قابل دسترس تر و خلاصه هرچی تر است، چیز دیگه ای هست؟ ولی تو روی زندگی و کم کردی، مرحبا...دستمریزاد... و تو! تویی که اون بالایی و این مسابقه و نبرد تنگا تنگ بنده و زندگی و با هم می بینی و لذت میبری، تویی که هر بار بنده ات بر زندگی غلبه کنه گل از گلت میشکفه و لبخند گرمی همه پهنای صورتت و میگیره و با هر بار شکست بنده ات اشک تو چشات جمع میشه... هزار آفرین نثار تو... آفرین به تو که چنین موجود ترد و شکننده و توأمان سخت و مقاومی را آفریدی...واقعا هم فتبارک الله احسن الخالقین... نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد حسن لرزید که صاحب نظری پیدا شد فطرت آشفت که از خاک جهان مجبور خودگری، خودشکنی، خودنگری پیدا شد خبری رفت ز گردون به شبستان ازل حذر ای پردگیان! پرده دری پیدا شد آرزو بی خبر از خویش به آغوش حیات چشم وا کرد و جهان دگری پیدا شد زندگی گفت که در خاک تپیدیم همه عمر تا از این گنبد دیرینه دری پیدا شد
__________________
ارام می نویسم با همین دست
عمری خنجر از نار فیق خوردیم اینم روش خودتو به در دیوار نزن نمی تونی برسی .. ادمهای ضعیف نفس میخوان با گذاشتن پا رو سر کله ما برن بالا این اجازه رو نمی دم .... |
|
|
|
|
|
#594 |
|
پاک باز ....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: کاکو شیرازی
سن: 27
نوشته ها: 24,434
سپاس گذاری: 28,245
سپاس گذاری شده 25,971 در 9,905 پست
|
اگه بهت بگن فقط ۶ ماه وقت زندگی داری، چی کار میکنی؟
به دیدن کیا میری؟ از کیا دلجویی می کنی؟ راز مگوی دلت و که مدتها تو سینه ات سنگینی می کرده به کی می گی؟ برای انجام ندادن چه کارایی دلت می سوزه و افسوس می خوری؟ از انجام دادن کدوم کارات پیش خودت خجل و شرمنده میشی؟ دوست داری با چه ظاهر و روحیه ای بری پیش خدا؟ از کیا میخوای بعد از رفتنت ناراحتی و بی قراری نکند؟
__________________
ارام می نویسم با همین دست
عمری خنجر از نار فیق خوردیم اینم روش خودتو به در دیوار نزن نمی تونی برسی .. ادمهای ضعیف نفس میخوان با گذاشتن پا رو سر کله ما برن بالا این اجازه رو نمی دم .... |
|
|
|
|
|
#595 |
|
پاک باز ....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: کاکو شیرازی
سن: 27
نوشته ها: 24,434
سپاس گذاری: 28,245
سپاس گذاری شده 25,971 در 9,905 پست
|
سلام مهربونم امدم كه باز هم باهات حرف بزنم و از همه ان چيزهايي كه بهتر از من خبر داري برات بگم خودت كه خوب مي دوني كسي به جز تو حوصله شنيدن حرفهاي من را نداره هر كي به فكر كاراي خودشه تا مي ايي با يكي حرف بزني مي بيني يه عالمه گفتي اخرش طرف مي گه راستي شنيدي سيب زميني گرون شده ! يا اگه خيلي ديگه لطف كنه مي گه ببخشيد من بايد برم بچه ام خيس كرده بلاخره همه چيز مي گه آخرش مي فهمي كه براي ديوار حرف زدي ! مي دوني خدا با اينكه مي دونم هيچ وقت جوابي از تو در غالب يه موجود خاكي نخواهم شنيد و هيچ وفت موقف به ديدار خاكي با تو نخواهم بود ولي وقتي فكر مي كنم كه تو هستي و گوش مي دي ارومتر مي شم نمي دونم مي خواهي چكار كني نمي دونم كه براي لحظه اي بعد چه چيزي مهيا شده ولي مي دونم هر چي هست ازش گريزي نيست مي دوني اي آرام جان خيلي دوست داشتم يه روح آزاد بودم به بند اين تن خاكي نبودم سبك بودم و رها به فكر گرسنگي به فكر مايحتاج خاكي نبودم دوست داشتم عاشق بودم نمي دونم عاشق كي يا چي ولي هر چي كه باشه از جنس پاك به زلالي آب به مهربوني تو شايد اين حال و احوالي كه برام هست به دليل نبود همين عشق هست شايد سرگرداني در وادي اين دنيا به دليل خلا عاشقي هست وقتي ادم تنهاست هزارتا فكر عجيب غريب مي كنه توي عالم خياش هزار بار عاشق مي شه هزار بار وصل و هزار بار فصل ! ولي توي خيالم هم فالب مشخصي براي عشق ورزي ندارم مثلا وقتي فكر مي كنم كه تو چه شكلي هستي و به نتيجه نمي رسم راستي خدا تو چه شكلي هستي ؟ چه رنگي هستي ؟ كسي تو را تا حالا نديده حتي انهايي كه مي گن عاشق تو هستن اي كاش يه جوري با من حرف مي زدي همين الان جوابم را مي دادي حد اقل يه اره يا نه مي گفتي نمي دونم خودت بهتر مي دوني چه جوري ولي ميدونم كه در سطح توانت هست البته فكر نكني من هم مثل ديگران كه مي گن ما لايق نيستيم كه خدا با ما حرف بزنه فكر نمي كنم من مي گم خداي من اگه بخواد حرف بزنه با من به لياقت و اين چيزا فكر نمي كنه و كاري نداره مي دوني خدا دلم بهونت را گرفته خيلي دل تنگم اشكم در اومد بغض تو گلوم شكست
__________________
ارام می نویسم با همین دست
عمری خنجر از نار فیق خوردیم اینم روش خودتو به در دیوار نزن نمی تونی برسی .. ادمهای ضعیف نفس میخوان با گذاشتن پا رو سر کله ما برن بالا این اجازه رو نمی دم .... |
|
|
|
|
|
#596 |
|
پاک باز ....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: کاکو شیرازی
سن: 27
نوشته ها: 24,434
سپاس گذاری: 28,245
سپاس گذاری شده 25,971 در 9,905 پست
|
گاهي وقتا موقع نوشتن ، يه نقطه مي تونه بيانگر هزاران جمله ي نا گفته باشه ، حرفايي که تو دل داري ولي نمي توني به زبان مکتوب بيان کني. التماس دعا...
وقتي بغض راه گلوتو ميگيره وقتي اشکا تو چشات حلقه ميزنه و تو مي خواي يه جوري پنهان کني تنها راه چاره منتظر موندنه تا شب از راه برسه ، تا وقتيکه همه بخوابن اون وقتي که تنها شدي ، تنهاي تنها خودتو وجدانت. مي دونم که مي دوني چه حس لطيفي داره اون وقتي که آدم بعد از خدا درد دلاشو واسه ي خودش ميگه ، واسه دل خودش وقتي حس مي کني بغير از خودتو خدا ديگه هيچ کس حرفاتو نمي شنوه. چه لذتي داره حس پرواز تو آسموني که مي دوني فقط مال خودته و هر کسي رو که دلت بخواد مي توني توي اون دعوت به پرواز کني...
__________________
ارام می نویسم با همین دست
عمری خنجر از نار فیق خوردیم اینم روش خودتو به در دیوار نزن نمی تونی برسی .. ادمهای ضعیف نفس میخوان با گذاشتن پا رو سر کله ما برن بالا این اجازه رو نمی دم .... |
|
|
|
| 5کاربر زیر از آقا/خانم E H S A Nبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: | ABOLFAZLE (04-17-2009), b@ran (06-11-2008), dj reza (06-01-2008), Evin (12-19-2008), kalantar48 (05-31-2008) |
|
|
#597 |
|
پاک باز ....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: کاکو شیرازی
سن: 27
نوشته ها: 24,434
سپاس گذاری: 28,245
سپاس گذاری شده 25,971 در 9,905 پست
|
نمیدونم چرا بعضی وقتها شرایتی برای آدم پیش میاد که آدم نه راه پس داره نه راه پیش آخه چرا باید اینجوری باشه؟ میگم خدا جون حالا که اینجوری امتحان میکنی به این سختی یه راهنمایی هم بکن تا منم بتونم راه حل رو پیدا کنم . بعضی وقتها هم هست که یه کاری میخوای انجام بدی فکر میکنی که به همه چیز فکر کردی و تو محاسباتت هیچ ایرادی نداری در اینجور مواقع به یه نتیجه یا چند نتیجه مشخص میرسی که اگه این کارو انجام بدی اینجوری میشه ولی وقتی فکرتو عملی میکنی میبینی یه نتیجه کاملا متفاوت که اصلا بش فکر نکرده بودی بدست میاد واقعا تو اینجور موارد چه کار میکنید ؟ غافلگیری تا چه حد؟ ولی خوب همیشه تو اینجور موارد خدا رو شکر میکنم چون همیشه یه شرایت بدتری هم هست که امکان داشت ما تو اون شرایت باشیم. برام خیلی دعا کنید تو این چند وقت بدترین شرایت تو کل زندگیم رو داشتم . نه اشتباه نکنید نه دپرسم نه کم آوردم فقط ناراحتم که الان کاری ازم بر نمیاد و زمان باید مشخص کنه که چی میشه. موفق باشید التماس دعا یا حق
__________________
ارام می نویسم با همین دست
عمری خنجر از نار فیق خوردیم اینم روش خودتو به در دیوار نزن نمی تونی برسی .. ادمهای ضعیف نفس میخوان با گذاشتن پا رو سر کله ما برن بالا این اجازه رو نمی دم .... |
|
|
|
| 5کاربر زیر از آقا/خانم E H S A Nبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: | ABOLFAZLE (04-17-2009), b@ran (06-11-2008), dj reza (06-01-2008), Evin (12-19-2008), kalantar48 (05-31-2008) |
|
|
#598 |
|
پاک باز ....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: کاکو شیرازی
سن: 27
نوشته ها: 24,434
سپاس گذاری: 28,245
سپاس گذاری شده 25,971 در 9,905 پست
|
خیلی دلم گرفته ولی ایندفه به خاطر مشکلاتم نیست . مشکلات حل میشه .
وقتی خوب فکر میکنم میبینم ما آدما چقدر پررو هستیم همه کاری میکنیم تا برامون یه مشکل پیش میاد مومن میشیم و دست به دامن خدا میشیم . چرا؟ خدایا: دلم گرفته خدا با من آشتی میکنی؟ خدا جون میدونم بنده خوبی نبودم . نیستم خدا دیگه خودم هم نمیتونم برای خودم کاری انجام بدم فقط کار خودته . خدای خوبم با من قهر کردی؟ مگه میشه تو با بندت قهر کنی میدونم اشتباه کردم خوب تو ببخش . خودت یه نظری کن میدونی که چقدر دوست دارم آدم بشم اگه تو هم ولم کنی که دیگه کسی رو ندارم الان یه کوچولو نگام کن ببین چقدر تنهام !!! ببین اگه دستمو نگیری فنا میشم اگه تو هم منو فراموش کنی دیگه پیش کی برم؟ من که جز تو کسی رو ندارم . همه کسم تویی . خدا جون منم دل دارم ببین گرفته!! رفتم پیش امام رضا میدونم آقا از رفتنم خوشحال نشد میدونم اون فضای ملکوتی رو به هم زدم خوب میخواستم حرف دلم رو بش بگم ولی .... خودت نظری کن خدای مهربونم تو گفتی هیچی به اندازه اشک چشم بنده گناهکار و پشیمونم برام ارزش نداره خدایا به همین اشکهام قسمت میدم کمکم کنی و پر رویی منو ببخشی......منو ببخش که اینجوری باهات حرف میزنمبه خودت قسم قصد جسارت ندارم تو خودت با مهربونیات منو پررو کردی خدایا تنهام نذار و دستم رو بگیر.... خدایا منو حتی برای یه لحظه رها نکن .
__________________
ارام می نویسم با همین دست
عمری خنجر از نار فیق خوردیم اینم روش خودتو به در دیوار نزن نمی تونی برسی .. ادمهای ضعیف نفس میخوان با گذاشتن پا رو سر کله ما برن بالا این اجازه رو نمی دم .... |
|
|
|
|
|
#599 |
|
پاک باز ....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: کاکو شیرازی
سن: 27
نوشته ها: 24,434
سپاس گذاری: 28,245
سپاس گذاری شده 25,971 در 9,905 پست
|
تشکیل پرونده برای یک سفرهمیشگی
هوالمحبوب نام :انسان نام خانوادگی : آدمی زاد نام پدر : آدم نام مادر : حوا لقب : اشرف مخلوقات نژاد : خاکی صادره : دنیا ساکن : کهکشان راه شیری منظومه شمسی جنب کره ماه کره زمین مقصد : برزخ ساعت پرواز : هروقت که خداصلاح بداند مقصد نهایی : بهشت اگر نشد جهنم وسایل مورد نیاز : ۱ -دومتر پارچه سفید ۲ - عمل نیک ۳ - انجام واجبات وترک محرمات ۴ - امر به معروف ونهی از منکر ۵ - دعای والدین ومومنین ۶ - نماز اول وقت ۷ - ولایت ائمه اطهار ۸ - اعمال صالح تقوا ایمان توجه : خواهشمنداست برای رفاه خود خمس وزکات راقبل ازپرواز پرداخت نمائید از آوردن ثروت مقام منزل ماشین حتی داخل فرودگاه جداخودداری شود حتما قبل از حرکت به بستگان خود توصیه کنید تا از آوردن دسته گلهای سنگین وسنگ قبر گران وطلایی ونیزمراسم پرخرج خودداری کنند. جهت یادگاری قبل ازپرواز از اموال خود بین فرزندان وامور فقرا ومستضعفین تقسیم نمائید ازآوردن بار اضافی از قبیل تهمت غیبت حق الناس وغیره خودداری شود برای کسب اطلاعات بیشتر به قران وسنت پیامبر(ص) مراجعه شود تماس ومشاوره به صورت شبانه روزی رایگان مستقیم وبدون وقت قبلی امکان پذیر است در صورتی که قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید : ۱۸۶ سوره بقره ۴۵ سوره نساء ۱۲۹ سوره توبه ۵۵ سوره اعراف ۲۰و۳۰ سوره طلاق امیدواریم سفر آسوده ای را درپیش داشته باشید سرپرست کاروان : حضرت عزرائیل(س)
__________________
ارام می نویسم با همین دست
عمری خنجر از نار فیق خوردیم اینم روش خودتو به در دیوار نزن نمی تونی برسی .. ادمهای ضعیف نفس میخوان با گذاشتن پا رو سر کله ما برن بالا این اجازه رو نمی دم .... |
|
|
|
|
|
#600 |
|
پاک باز ....
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Oct 2006
محل سکونت: کاکو شیرازی
سن: 27
نوشته ها: 24,434
سپاس گذاری: 28,245
سپاس گذاری شده 25,971 در 9,905 پست
|
انسانی باش، از آن دست که زندگی را به اصالت معنای آن عزیز میدارد، که به انجام هر کاری بر میشود و اوقات را به شکوه تباه نمیکند، به آرزویی خام، که ای کاش زمانه دیگر بود.
زندگی را به اشتیاق طلب کن و هر چه را از آن فراچنگ تواند آمد. دلواپسی را حذر کن و اضطراب را که ملازم بیچون آن است. و حال را زندگی کن، بیحسرت دیروز، بیاندیشه فردا. به تجربههای تازه دست برآور و به راههای ناشناخته قدم بگذار. به استقلال و استحکام، رها باش. بندهای توقع و انتظار را بگسل و آزادی خویش را دریاب و برای آنان که عزیز میداری طلب کن تا عنان انتخاب را در دست خود گیرند و راه زندگی را به اراده گامهای خویش درنوردند. خندیدن را بیاموز و خنداندن را. خویشتن را آنچنان که هستی بپذیر، بیگلایه و بیشکایت و گیتی را به طبیعت خویش عزیزدار. به جهان روی کن، به طبیعت و به جستجوی آنچه اصیل است و با طراوت. در رفتار دیگران به فراست نظر کن و در کردار خویش. به اطاعت هیچ هراسی، سر بهراهی مگذار و به کاری در آمیز که زندگی دیگران را حلاوتی ارمغان کند یا دست کم آن را آسانتر سازد و تحملپذیر. به جسم خویش مهربانی کن و درستکار باش. خلاق باش. زندگانی را دوست بدار و تمامی حرکت و خروشی را که در آن موج میزند. بیمحابا کنجکاوی کن و پیوسته بر آن باش که در هر لحظه عمر بیشتر بیاموزی. از شکست محراس، بلکه قدمش را عزیزدار. توفیق انسان بودن را با پیروزی در هیچ کاری برابر مکن. دیگران را چنانکه هستند بپذیر و به دگرگون ساختن حوادث متغیری که دوست نمیداری،خویشتن را سرگرم کن. در همگان به چشم انسان نظر کن و هیچکس را به اعتبار، بالاتر از خویش منشان. بهشتاب در پی خوشبختی متاز، زندگانی کن چنانکه باید، تا که خوشبختی پاداش تو باشد .
__________________
ارام می نویسم با همین دست
عمری خنجر از نار فیق خوردیم اینم روش خودتو به در دیوار نزن نمی تونی برسی .. ادمهای ضعیف نفس میخوان با گذاشتن پا رو سر کله ما برن بالا این اجازه رو نمی دم .... |
|
|
|
![]() |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| اولین چیزی که با دیدن نام کاربری قبلی به ذهنت می یاد بنویس! | P o o Y A2 | بخش زنگ تفریح و سرگرمی | 1115 | امروز 13:47 |
| ۞ متن (شعر) آهنگهای غمگین و عاشفانه ۞ | P o o Y A2 | عشق و دلدادگی | 388 | 07-07-2010 23:23 |
| می خوام برات یه یادگاری بنویسم ! تو هم بیا بنویس | E H S A N | عشق و دلدادگی | 14 | 06-20-2010 17:19 |
| به اندازه جوهر خودکارت بنویس !! | kiarash | آرشیو گفتگو ازاد و سرگرمی | 4 | 11-26-2009 22:00 |
| بنویس کاتب | desperado | طنز | 0 | 01-24-2009 05:25 |
| IRANPARDIS |
Powered by vBulletin Version 3.8.5 Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd. استفاده و کپی برداری از مطالب انجمن های ایران پردیس با ذکر منبع بلامانع است |
![]() |