انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی
خوراک آر اس اس

  آخرین ارسالات انجمن

تبلیغات ایران پردیس
تبلیغات ایران پردیس تبلیغات ایران پردیس

+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 12

موضوع: متن نوحه شهادت امام حسين (ع)

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    عنوان کاربر
    نــــوازشگر عـــشق
    میانگین پست در روز
    24.06
    محل سکونت
    دیار شهریار شیرین سخن
    نوشته ها
    43,186
    پسندیده
    41,516
    تشکر شده
    43,533
    میزان امتیاز
    485

    پیش فرض متن نوحه شهادت امام حسين (ع)

    ای کشته بی سر شده آیا تو حسینی (2) ای لاله پرپر شده آیا تو حسینی (2)
    افتاده عریان بر زمینی / مقتول تیغ ظالمینی / جان امیرالمومنینی
    بین خواهرت مضطر شده آیا تو حسینی (2)

    از پیکرت خون گشته جاری / در پیکر خود سر نداری / انگشت وانگشتر نداری
    در خیمه گه محشر شده آیا تو حسینی (2)

    آتش به گلزارت فتاده / بر خاک سردارت فتاده / خونین سپهدارت فتاده
    بی دست آن افسر شده آیا تو حسینی (2)

    ای دلبر برنی نشسته / پیشانی پاکت شکسته / اعضای تو ازهم گسسته
    ای غرق خون پیکر شده آیا تو حسینی (2)


    از نی نگاهم می کنی تو / غرقاب آهم می کنی تو / ازغم تباهم می کنی تو
    خاک غمم بر سر شده آیا تو حسینی (2)

    تا کی در این مقتل نشینم / گل بوسه از نعش توچینم / ای تشنه کام نازنینم
    قلبم پرازآذر شده آیا تو حسینی (2)

    جسمت به زیرآفتاب است / در ناله بر نعشت رباب است / درماتمت دلها کباب است
    گلهای تو پرپر شده آیا تو حسینی (2)

    یارب مرا صبری عطا کن / جانم ازاین محنت رها کن / یاری مرا دراین بلا کن
    ببریده ات حنجر شده آیا تو حسینی (2

    آرامشـ ـی
    می خواهـ ـم از جنـس طلـ ـوع
    تـ ـو بـاشی و مـ ـن
    تنهــــا
    مـن از خـوبـی هـای تـو
    تـ ـو از خوبـی هـای مـ ـن
    مـ ـن بمـانـم وتـ ـو و آن نسیـ ـم صبـح گـاهی
    تــو بمــانی و مــن و شیـــدای نگـــاهی
    مـی دانـم ایـن اسـت آرامـ ـش
    تنـــها
    خــدا باید کاری بکــند


  2. محل تبليغات شما    موزيک روز
     
  3. Top | #2



    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    عنوان کاربر
    نــــوازشگر عـــشق
    میانگین پست در روز
    24.06
    محل سکونت
    دیار شهریار شیرین سخن
    نوشته ها
    43,186
    پسندیده
    41,516
    تشکر شده
    43,533
    میزان امتیاز
    485

    پیش فرض

    غم مرگ تو را با که بگویم نشانت را دگر از کی بجویم
    الا ای آفتاب حسن یزدان بود با نعش پاکت گفتگویم
    بجای لب، بریده حنجرت را گهی با اشک بوسم، گه به بویم
    ببین ، تشنه تمام جان زینب ز خمّ عشق خود پرکن سبویم
    ببین از نیزه، کوفی، تازیانه زند گاهی به پشت و گه به رویم
    به نعش بی سر تو جان سپردن بود والله تنها آرزویم
    دگر چشمم نمی بیند به جز تو سپید از داغ تو گردیده مویم
    میسر نیست تا خونین تنت را به اشک غرق خون دیده شویم
    به نیزه می بری جانا دل از من که من مجنون این روی نکویم
    چودیدم مادرم بالینت آمد بشد خاموش دیگر های و هویم
    به حالش اشک از دیده فشاندم خمیده قد چو می آمد به سویم
    خدایا بر زمین افتاده اینجا تمام هستی من، آبرویم
    ندارم تاب بنشستن نه رفتن نخیزد ناله دیگر از گلویم
    خدایا هستی ام از دست من رفت گلم، باغم، بهارم، آرزویم
    غلامعلی زجائی ( زائر )

    آرامشـ ـی
    می خواهـ ـم از جنـس طلـ ـوع
    تـ ـو بـاشی و مـ ـن
    تنهــــا
    مـن از خـوبـی هـای تـو
    تـ ـو از خوبـی هـای مـ ـن
    مـ ـن بمـانـم وتـ ـو و آن نسیـ ـم صبـح گـاهی
    تــو بمــانی و مــن و شیـــدای نگـــاهی
    مـی دانـم ایـن اسـت آرامـ ـش
    تنـــها
    خــدا باید کاری بکــند


  4. Top | #3



    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    عنوان کاربر
    نــــوازشگر عـــشق
    میانگین پست در روز
    24.06
    محل سکونت
    دیار شهریار شیرین سخن
    نوشته ها
    43,186
    پسندیده
    41,516
    تشکر شده
    43,533
    میزان امتیاز
    485

    پیش فرض

    مانده در کرببلا نعش حسین شده عریان ز جفا نعش حسین بر زمین کربلا افتاده با لب تشنه حسین جان داده
    غم داغش به دلم بنهاده شده عریان زجفانعش حسین

    بر سر نیزه سرش بنشسته داغ مرگش کمرم بشکسته
    تار و پود حرمش بگسسته غرقه تیر بلا نعش حسین

    شمر بر سینه پاکش دیدم غرق در نیزه به خاکش دیدم
    از دم تیغ هلاکش دیدم بی سر افتاده چرا نعش حسین

    سنگ باران حسین را دیدم لب عطشان حسین را دیدم
    چشم گریان حسین را دیدم گشته عریان ز جفا نعش حسین

    بنگر این حلق و گلو را یا رب بنگر این چهر نکو را یا رب
    بسته خون دیده او را یا رب می برد دل ز خدا نعش حسین

    آتش اندر حرمش افکندند کوفیان گرد حرم می خندند
    اهل بیتش همگی در بندند شمع جمع اسرا نعش حسین

    شرر افتاده به گلزار حرم گره ها آمده در کار حرم
    کسی اینجا نبود یار حرم خفته بر خاک بلا نعش حسین

    همه گلهای حسین پرپر شد نعش یاران حسین بی سر شد
    بر سر نیزه سر اصغر شد خفته در کرببلا نعش حسین

    بود این گفته میر شهدا راه وسرلوحه مردان خدا
    که بر دشمن ، ذلت ا بدا غرقه آه و نوانعش حسین

    آرامشـ ـی
    می خواهـ ـم از جنـس طلـ ـوع
    تـ ـو بـاشی و مـ ـن
    تنهــــا
    مـن از خـوبـی هـای تـو
    تـ ـو از خوبـی هـای مـ ـن
    مـ ـن بمـانـم وتـ ـو و آن نسیـ ـم صبـح گـاهی
    تــو بمــانی و مــن و شیـــدای نگـــاهی
    مـی دانـم ایـن اسـت آرامـ ـش
    تنـــها
    خــدا باید کاری بکــند


  5. Top | #4



    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    عنوان کاربر
    نــــوازشگر عـــشق
    میانگین پست در روز
    24.06
    محل سکونت
    دیار شهریار شیرین سخن
    نوشته ها
    43,186
    پسندیده
    41,516
    تشکر شده
    43,533
    میزان امتیاز
    485

    پیش فرض

    غبار صحرا کفن حسین است غرقه در خون بدن حسین است سم ستوران به تنش بوسه زد نیزه عدوان به تنش بوسه زد
    تیغ فراوان به تنش بوسه زد غبار صحرا کفن حسین است

    تیغ جفا بوسه زده حنجرش خیل ملک گریه کند بر سرش
    غسل ز خونها شده است پیکرش غرقه در خون بدن حسین است

    چشمه خون از بدنش جاری است کار حرم بر تن او زاری است
    سکینه سرگرم عزاداری است غبار صحرا کفن حسین است

    قلب حرم از غم او شد کباب سینه زند بر سر نعشش رباب
    بوسه زند بر تن او آفتاب غرقه در خون بدن حسین است

    در پی نی، ناله کنان دخترش می زند از داغ پدر بر سرش
    می کُشدم دیدن چشم ترش غبار صحرا کفن حسین است

    شیون اهل حرمش بر سماست پیکر او خفته به خاک بلاست
    رخت عزا بر تن خیرالنساست غرقه در خون بدن حسین است

    آتش کین در حرمش شعله ور سینه طفلان وحرم پر شرر
    اهل سما بر بدنش نوحه گر غبار صحرا کفن حسین است

    آرامشـ ـی
    می خواهـ ـم از جنـس طلـ ـوع
    تـ ـو بـاشی و مـ ـن
    تنهــــا
    مـن از خـوبـی هـای تـو
    تـ ـو از خوبـی هـای مـ ـن
    مـ ـن بمـانـم وتـ ـو و آن نسیـ ـم صبـح گـاهی
    تــو بمــانی و مــن و شیـــدای نگـــاهی
    مـی دانـم ایـن اسـت آرامـ ـش
    تنـــها
    خــدا باید کاری بکــند


  6. Top | #5



    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    عنوان کاربر
    نــــوازشگر عـــشق
    میانگین پست در روز
    24.06
    محل سکونت
    دیار شهریار شیرین سخن
    نوشته ها
    43,186
    پسندیده
    41,516
    تشکر شده
    43,533
    میزان امتیاز
    485

    پیش فرض

    همسفر با کوفیان ، دختر زهرا شده کو علمدار حسین ، کو سپهدار حسین
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    رأس مولا بر سر نیزه اعدا شده کو علمدار حسین ، کو سپهدار حسین
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    سوی کوفه می رود زینب خونین جگر با یتیمان حرم ، سینه سوزان دیده تر
    از غم قتل حسین می زند هر دم به سر لحظه لحظه عمر او ماتم عظما شده کو علمدار...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    پیش روی کاروان ، رأس مولا بر سنان کودکان تشنه لب، گرد آن ، گریان دوان
    ناله و فریادشان می رود بر آسمان اهل بیت آواره در دامن صحرا شده کو علمدار ...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    یکطرف بی سر تنی روی خاک افتاده است با لب تشنه حسین از جفا جان داده است
    بر دلش داغ علی ظالمی بنهاده است مقتل از خون تن پاک او دریا شده کو علمدار ...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    باد بوسه می زند بر جراحات تنش خصم غارت کرده از جسم او پیراهنش
    اشک زینب دم بدم می رود بر دامنش ذکر طفلان حرم، آه و واویلا شده کو علمدار ...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    خصم بر گرد حرم شادمانی می کند دختری در پای نی ، نوحه خوانی می کند
    همسر زار حسین روضه خوانی می کند که عزیزش تشنه لب کشته بر دریا شده کو علمدار ...
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    رأس مولا بر سر نی پریشان همه همره نامحرمان اهل بیت فاطمه
    اشک ریزان می دهند سر همه این زمزمه لحظه لحظه عمر ما روز عاشورا شده

    آرامشـ ـی
    می خواهـ ـم از جنـس طلـ ـوع
    تـ ـو بـاشی و مـ ـن
    تنهــــا
    مـن از خـوبـی هـای تـو
    تـ ـو از خوبـی هـای مـ ـن
    مـ ـن بمـانـم وتـ ـو و آن نسیـ ـم صبـح گـاهی
    تــو بمــانی و مــن و شیـــدای نگـــاهی
    مـی دانـم ایـن اسـت آرامـ ـش
    تنـــها
    خــدا باید کاری بکــند


  7. Top | #6



    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    عنوان کاربر
    نــــوازشگر عـــشق
    میانگین پست در روز
    24.06
    محل سکونت
    دیار شهریار شیرین سخن
    نوشته ها
    43,186
    پسندیده
    41,516
    تشکر شده
    43,533
    میزان امتیاز
    485

    پیش فرض

    آه ، برادرم کفن ندارد غرقه خون و پیراهن ندارد
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    اسب به نعش بی سرش دواندند بر سر نیزه سر او نشاندند
    حرم به دنبال سرش کشاندند کسی خبر ز حال من ندارد
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    حسین من جرم و گناهش چه بود که جای یک بوسه به جسمش نبود
    چرا عدو جامه ز جسمش ربود غریب کربلا وطن ندارد
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    سر از تن او زقفا بریدند به تیغ کینه حنجرش دریدند
    آتش کین در حرمش کشیدند آه ، حسین ، پیراهن ندارد
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    آه بیا فاطمه نعشش ببین بر سر او با حرم بی معین
    نوحه بخوان سینه بزن دل حزین که پیکرش غسل و کفن ندارد
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    از ستم و جور سپاه یزید تشنه شده بر لب دریا شهید
    به زیر نیزه ها تنش ناپدید کشته چو او دشت و دمن ندارد
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    از تن او خون همه جا جاری است کار حرم بر تن او زاری است
    حرم به نعشش به عزاداری است آه حسین من کفن ندارد

    آرامشـ ـی
    می خواهـ ـم از جنـس طلـ ـوع
    تـ ـو بـاشی و مـ ـن
    تنهــــا
    مـن از خـوبـی هـای تـو
    تـ ـو از خوبـی هـای مـ ـن
    مـ ـن بمـانـم وتـ ـو و آن نسیـ ـم صبـح گـاهی
    تــو بمــانی و مــن و شیـــدای نگـــاهی
    مـی دانـم ایـن اسـت آرامـ ـش
    تنـــها
    خــدا باید کاری بکــند


  8. Top | #7



    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    عنوان کاربر
    نــــوازشگر عـــشق
    میانگین پست در روز
    24.06
    محل سکونت
    دیار شهریار شیرین سخن
    نوشته ها
    43,186
    پسندیده
    41,516
    تشکر شده
    43,533
    میزان امتیاز
    485

    پیش فرض

    آب می گوید حسین ، بی تاب می گوید حسین
    از سر شب تا سحر مهتاب می گوید حسین
    دیده می گوید حسین ، نادیده می گوید حسین
    هر کجا باشد دلی غمدیده می گوید حسین
    یار می گوید حسین ، دلدار می گوید حسین
    روز و شب هر دیده بیدار می گوید حسین
    ناس می گوید حسین ، احساس می گوید حسین
    تا قیامت حضرت عباس می گوید حسین
    نار می گوید حسین، بسیار می گوید حسین
    این زبان تا لحظه دیدار می گوید حسین
    نوح می گوید حسین، ذی روح می گوید حسین
    زنده باشد هر دلی با روح می گوید حسین
    شاد می گوید حسین ، ناشاد می گوید حسین
    هر نسیم باد با فریاد می گوید حسین
    کام می گوید حسین، ناکام می گوید حسین
    فاطمه گریان به هر ایام می گوید حسین
    کوه می گوید حسین بشکوه می گوید حسین
    دم به دم هر شیعه نستوه می گوید حسین
    جان جان گوید حسین ، هفت آسمان گوید حسین
    ماه و خورشید و ستاره هر زمان گوید حسین

    آرامشـ ـی
    می خواهـ ـم از جنـس طلـ ـوع
    تـ ـو بـاشی و مـ ـن
    تنهــــا
    مـن از خـوبـی هـای تـو
    تـ ـو از خوبـی هـای مـ ـن
    مـ ـن بمـانـم وتـ ـو و آن نسیـ ـم صبـح گـاهی
    تــو بمــانی و مــن و شیـــدای نگـــاهی
    مـی دانـم ایـن اسـت آرامـ ـش
    تنـــها
    خــدا باید کاری بکــند


  9. Top | #8



    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    عنوان کاربر
    نــــوازشگر عـــشق
    میانگین پست در روز
    24.06
    محل سکونت
    دیار شهریار شیرین سخن
    نوشته ها
    43,186
    پسندیده
    41,516
    تشکر شده
    43,533
    میزان امتیاز
    485

    پیش فرض

    کشته افتاده در خون ای رخ پاک تو گل گون ثقتی یا حسین قبلتی یا حسین (3)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    بی کفن افتاده ای در پهنه این دشت و هامون انت کهفی یا حسین قبلتی یا حسین (3)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    ای سپهر و آسمانم در برت من نیمه جانم
    بر فلک رفته فغانم پیکر پاک تو گل گون ثقتی یا حسین قبلتی یا حسین (3)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    ماه بدر کامل من داغ هجرت حاصل من
    غصه تو قاتل من هاله ای بر رویت از خون ثقتی یا حسین قبلتی یا حسین (3)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    آه ، بر تن سر نداری یک نفر یاور نداری
    جامه بر پیکر نداری خصم آن را برده بیرون ثقتی یا حسین قبلتی یا حسین (3)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    پیش چشم دختر تو بر سر نی شد سر تو
    آه ، آه از حنجر تو که بریده کوفی دون ثقتی یا حسین قبلتی یا حسین (3)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    تیر بر قلبت نشاندند پیکرت در خون کشاندند
    اسب بر نعشت دواندند غسل اعضای تو از خون ثقتی یا حسین قبلتی یا حسین (3)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    آسمانها بر تو گرید کهکشانها بر تو گرید
    جمله جانها بر تو گرید شام عاشوراست اکنون ثقتی یا حسین قبلتی یا حسین (3)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    از سر مرکب نگونی غوطه ور در بحر خونی
    بر زمین افتاده چونی تشنه در این دشت و هامون ؟ ثقتی یا حسین قبلتی یا حسین (3)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ
    قبله جان گشته ای تو کشته عطشان گشته ای تو
    تیرباران گشته ای تو زخمت از اندازه افزون ثقتی یا حسین قبلتی یا حسین (3)


    آرامشـ ـی
    می خواهـ ـم از جنـس طلـ ـوع
    تـ ـو بـاشی و مـ ـن
    تنهــــا
    مـن از خـوبـی هـای تـو
    تـ ـو از خوبـی هـای مـ ـن
    مـ ـن بمـانـم وتـ ـو و آن نسیـ ـم صبـح گـاهی
    تــو بمــانی و مــن و شیـــدای نگـــاهی
    مـی دانـم ایـن اسـت آرامـ ـش
    تنـــها
    خــدا باید کاری بکــند


  10. Top | #9



    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    عنوان کاربر
    نــــوازشگر عـــشق
    میانگین پست در روز
    24.06
    محل سکونت
    دیار شهریار شیرین سخن
    نوشته ها
    43,186
    پسندیده
    41,516
    تشکر شده
    43,533
    میزان امتیاز
    485

    پیش فرض

    سرت منزل به منزل می رود راه به دنبالت منم در ناله و آه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    تمام عمر بنشستم به ماتم که نعشت وا نهادم در یمِ غم
    قدم از ماتم مرگت شده خم ببین افتان و خیزان می روم راه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    شتابان می روی جانم فدایت پریشان می روی جانم فدایت
    چه نالان می روی جانم فدایت چرا ترک حرم کردی بناگاه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    زبس که زینب از غم نوحه خوانده رمق دیگر به جسم او نمانده
    زدیده اشک خون بر تو فشانده تمام روز و شب ذکرم شده آه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    فدای این نگاه و اشک و آهت مرا تو می کشی با این نگاهت
    چه بُد آخر عزیز من گناهت ؟ ز نی بر من نظر کن گاه و بی گاه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    چرا بر روی نی رأست نشاندند؟ چرا مرکب به نعش تو دواندند؟
    عجب اشکی حرم بر تو فشاندند برِ کوه غمت صبر حرم کاه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    چرا تشنه سرت از تن بریدند؟ گلویت را به تیغ کین دریدند
    خیامت را همه آتش کشیدند خدا باشد فقط از حالم آگاه
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    نه تنها بر تو زهرا گریه کرده ز داغت آسمانها گریه کرده
    به تو ماهی به دریا گریه کرده به نعشت اشک ریزد دیده ماه

    غلامعلی رجائی (زائر)

    آرامشـ ـی
    می خواهـ ـم از جنـس طلـ ـوع
    تـ ـو بـاشی و مـ ـن
    تنهــــا
    مـن از خـوبـی هـای تـو
    تـ ـو از خوبـی هـای مـ ـن
    مـ ـن بمـانـم وتـ ـو و آن نسیـ ـم صبـح گـاهی
    تــو بمــانی و مــن و شیـــدای نگـــاهی
    مـی دانـم ایـن اسـت آرامـ ـش
    تنـــها
    خــدا باید کاری بکــند


  11. Top | #10



    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    عنوان کاربر
    نــــوازشگر عـــشق
    میانگین پست در روز
    24.06
    محل سکونت
    دیار شهریار شیرین سخن
    نوشته ها
    43,186
    پسندیده
    41,516
    تشکر شده
    43,533
    میزان امتیاز
    485

    پیش فرض

    کس نبیند آنچه من دیدم حسین نشنود من آنچه بشنیدم حسین
    بس که بر نعش تو من نالیده ام اشک خشکیده دگر در دیده ام
    ای که افزون زخمت از اندازه است قبله من این تن صدپاره هست
    بعد تو من داغِ افزون دیده ام در حرم دلها همه خون دیده ام
    جانشان آکنده شد از رنج و درد صورت آنان همه از غصه زرد
    گرد من طفلان هراسان از عدو دم به دم گویند عمه کو عمو ؟
    کو عمو تا دور سازد کوفیان از کنار تشنگان نیمه جان؟
    کو عمو تا دفع این دشمن کند کوفیان دور از کنار من کند؟
    کو اباالفضلی که رفت آب آورد آب بهر خیمه بی تاب آورد؟
    خیز و بنگر خیمه های بی عمو خیز و بشنو طعن و دشنام عدو
    دشمنان دشنام حیدر می دهند داغ روی داغ زینب می نهند
    بس که زینب زین جفا نالیده است اشک در چشمش دگر خشکیده است
    با حرم دیدی عدو آخر چه کرد ؟ ساربان با دست و انگشتر چه کرد ؟
    ساربان گفتم ، دلم خون پاره شد خیز از جا بین حرم آواره شد
    قوم سفیان کشته ها از ما گرفت انتقامی سخت از طاها گرفت
    قوم سفیان انتقام از ما گرفت خونبهای مشرکان یک جا گرفت
    ما تقاص جنگ خیبر داده ایم ما تقاص رزم حیدر داده ایم

    غلامعلی رجائی (زائر)

    آرامشـ ـی
    می خواهـ ـم از جنـس طلـ ـوع
    تـ ـو بـاشی و مـ ـن
    تنهــــا
    مـن از خـوبـی هـای تـو
    تـ ـو از خوبـی هـای مـ ـن
    مـ ـن بمـانـم وتـ ـو و آن نسیـ ـم صبـح گـاهی
    تــو بمــانی و مــن و شیـــدای نگـــاهی
    مـی دانـم ایـن اسـت آرامـ ـش
    تنـــها
    خــدا باید کاری بکــند


+ ارسال موضوع جدید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 11 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 11 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تارنماي ايران پرديس با لطف و ياري خداي مهربان در سال 1386 تاسيس شد.روز به روز که از عمر ايران پرديس ميگذشت دوستان زيادي به جمعش محلق شدند و تا به امروز مخاطبان زيادي از اين تارنماي کاملا فارسي استفاده ميکنند ايران پرديس با پشت سر گذاشتن فراز و نشيب زياد و با عنايت خداو لطف بيکرانش امروزه توانسته در پنجمين جشنواره رسانه هاي ديجيتال عنوان برترين انجمن گفتگوهاي پارسي را کسب کند انجمن هاي ايران پرديس امروزه با هدف خدمت رساني به يکي از بزرگترين انجمن هاي ايران و پر مخاطب ترين انجمن هاي دنياي مجازي تبديل شده و اميدوار هست با همين هدف هم به جايگاه اصلي و واقعيش دست يابد.

اکنون ساعت 00:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : iranpardis.com@gmail.com
شماره سامانه پیامک : 30005604500000