انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی
خوراک آر اس اس


•٠·˙ تبلیغات ایران پردیس با قیمت مناسب ..٠·˙


http://www.iranpardis.com/up/do.php?img=493


  آخرین ارسالات انجمن

تبلیغات ایران پردیس
تبلیغات ایران پردیس تبلیغات ایران پردیس

+ ارسال موضوع جدید
صفحه 28 از 46 نخستنخست ... 18262728293038 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 271 به 280 از 452

موضوع: مجموعه مقالات علوم اجتماعی و جامعه شناسی

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    عنوان کاربر
    تقاص
    میانگین پست در روز
    1.42
    محل سکونت
    قله خوشبختی
    سن
    25
    نوشته ها
    1,815
    پسندیده
    10,474
    تشکر شده
    2,545
    میزان امتیاز
    30

    پیش فرض مجموعه مقالات علوم اجتماعی و جامعه شناسی

    <b>
    جامعه

    غالبا تعاریفی که جامعه شناسان از جامعه به دست داده اند با یکدیگر شباهت دارد و نکات مشترکی در آنها دیده می شود . بسیاری از متفکرین جامعه انسانی را با بدن انسان مقایسه کرده اند ، رشه این شیوه تفکر را بایستی در یونان قدیم جستجو کرد .

    ارسطو جامعه را به موجودی زنده تشبیه می کند که قانون تولد و رشد و مرگ بر آن حاکم است .

    اسپنسر فیلسوف انگلیسی عقیده دارد که هم جامعه هم بدن انسان تابع اصل تکامل بوده و از طرف دیگر سیستم عصبی در انسان را با نظام ارتباطات در درون جامعه مقایسه کرده است .

    اگوست کنت بانی جامعه شناسی معتقد است که جامعه از تمام افراد زنده و همچنین از تمام کسانی که از این جهان رفته اند ولی با تاثیر خود در ذهن اخلاف خویش به حیات خود ادامه می دهند تشکیل می یابد . به نظر کنت هیچ موجودی به اندازه جامعه مستعد پیشرفت سریع و بویژه ترقی مداوم نیست زیرا در نتیجه توالی نسل ها اجتماع مسلط بر زمان گردیده است و بنابراین از نظر وی جامعه همانند کاروانی از نسل های گذشته و معاصر است که در راه ترقی و تعالی سیر می کند .

    امیل دورکیم جامعه را موجودی زنده می شمارد و معتقد است همچنانکه هر جانداری تنها از اجتماع ساده سلولها بوجود نیامده و دارای حس عمومی یا حیات می باشد ، جامعه نیز تنها از گرد آمدن ساده افراد تشکیل نیافته بلکه دارای وجدان و روحی جمعی است و مطالعه جلوه های وجدان جمعی ( حالات روحی و عاطفی جمع ) را می توان موضوع علم جامعه شناسی دانست .

    گاستون بوتول جامعه شناس فرانسوی جامعه را متشکل از گروه انسانهایی که دارای طرز فکری مشابه اند می داند که روابط آنها مبتنی بر تفاهم متقابل است .

    مرتضی مطهری در کتاب جامعه و تاریخ جامعه را مجموعه ای از افراد انسانی می داند که با نظامات و سنن و آداب و قوانین خاصی به یکدیگر پیوند خورده و زندگی دسته جمعی دارند . زندگی دسته جمعی این نیست که گروهیاز انسانها در کنار هم و در یک منطقه زیست کنند و از یک آب و هوا و یک نوع مواد غذایی استفاده نمایند . آهوان یک گله نیز با هم می چرند و با هم می خرامند و با هم نقل مکان می کنند اما زندگی اجتماعی ندارند و جامعه تشکیل نمی دهند .

    زندگی انسان که اجتماعی است به معنی اینست که ماهیت اجتماعی دارد . از طرفی نیازها ، بهره ها ، برخورداریها ، کارها و فعالیتها ماهیت اجتماعی دارد . جز با تقسیم کارها و تقسیم بهره ها و رفع نیازمندیها در داخل یک سلسله سنن و نظامات میسر نیست . از طرف دیگر نوعی از اندیشه ها ، ایده ها ، خلق و خویها بر عموم حکومت می کند و به آنها وحدت ویگانگی می بخشد و به تعبیر دیگر :

    جامعه عبارتست از مجموعه ای از انسانها که در جبر یک سلسله نیازها و تحت نفوذ یک سلسله عقیده ها و ایده ها و آرمانها در یکدیگر ادغام شده و در یک زندگی مشترک غوطه ورند .

    آلن بیرو در فرهنگ علوم اجتماعی تعاریفی چند از جامعه به قرار زیر را بدست می دهد :



    • وحدت جزیی ، جسمی ، روانی و اخلاقی بین موجودات هوشمند ، با برخورداری از حکومتی پایا ، فراگیر و کارا ، در جهت تحقق هدفی مشترک بین تمامی افراد . ( وحدت جزیی ، پیوند و تشارک بین افراد یک جامعه است ، نه از هر نظر ، بلکه از برخی جهات آنچنانکه فردیت آنها نیز محفوظ بماند )





    • جمعی سازمان یافته ، متشکل از افرادی که در سرزمین مشترک زندگی می کنند و به صورت گروهی با یکدیگر ، در جهت ارضای نیازهای اجتماعی اساسی ، همکاری دارند ، فرهنگی مشترک دارند و هر گروه به صورت واحد اجتماعی متمایزی به کار می پردازند .





    • گروهی متشکل از موجودات انسانی که با پیوند های روانی ، زیستی ، فنی و فرهنگی ، همبستگی یافته اند .



    با این تعاریف می توانیم به تعریف جامعی از جامعه به قرار زیر اشاره کنیم :

    یک جامعه ، جمعیتی سازمان یافته از اشخاصی است که با هم در سرزمینی مشترک سکونت دارند ، با همکاری در گروهها نیازهای اجتماعی ، ابتدایی و اصلی شان را تامین می کنند و با مشارکت در فرهنگی مشترک به عنوان یک واحد اجتماعی متمایز شناخته می شود .




    • ویژگیهای جامعه
    • وظایف جامعه
    • تفاوت اجتماع و جامعه


    </b>

  2. 2 کاربر پست mr.net عزیز را پسندیده اند .

    آوینا (10-08-2012),Nazlii (10-08-2012)

  3. محل تبليغات شما    موزيک روز
     
  4. Top | #271



    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    عنوان کاربر
    تقاص
    میانگین پست در روز
    1.42
    محل سکونت
    قله خوشبختی
    سن
    25
    نوشته ها
    1,815
    پسندیده
    10,474
    تشکر شده
    2,545
    میزان امتیاز
    30

    پیش فرض

    بررسي تأثير مذهب بر ميزان مصرف سيگار و مشروبات الكلي (قسمت اول) [ محمد اسماعیل ریاحی ]
    چكيده
    پژوهش‌ها نشان داده‌اند كه پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي و وضعيت تأهل بر گستره و ميزان انجام رفتارهاي مخاطره‌آميز بهداشتي افراد تأثير مي‌گذارد. تحقيق حاضر به بررسي تأثير سه جنبه از مذهب ـ يعني وابستگي و تعلق مذهبي(Religious Affiliation)، مشاركت مذهبي(Religious Participation)، و عقايد مذهبي (Religious Beliefs)بر روي دو نوع از رفتارهايي مي‌پردازد كه بر وضعيت سلامتي افراد مؤثر واقع مي‌شود ـ يعني دودكردن سيگار و مصرف مشروبات الكلي. با استفاده از داده‌هاي مبتني بر پيمايش انجام‌شده دانشگاه آلبرتا در سال1990، به اين نتيجه رسيديم كه برخي از جنبه‌هاي مذهبي رابطه‌اي معني‌دار با استفاده از سيگار و مشروبات الكلي داشته و تفاوت در سطح و ميزان استفاده از آن‌ها را توضيح مي‌دهد، درحالي‌كه ساير جنبه‌هاي مذهب، چنين رابطه‌اي را نشان نمي‌دهد. توضيح اين‌كه تأثير متغير وابستگي مذهبي بيانگر آن است كه اعضاي فررقه‌ پروتستان انجيلي نسبت به كاتوليك‌ها يا ساير فرقه‌هاي مذهبي، به‌ميزان كم‌تري سيگار دود كرده و مشروبات الكلي مي‌نوشند، هم‌چنين متغير ميزان مشاركت و حضور مذهبي رابطه معكوسي با ميزان استفاده از سيگار و مشروبات الكلي دارد، اما رابطه معناداري بين قوت عقايد مذهبي با دودكردن سيگار و نوشيدن الكل به‌چشم نمي‌خورد. با به‌كارگيري تجزيه و تحليل‌هاي آماري مناسب، سعي كرديم تأثيرات گمراه‌كننده متغيرهاي ساخت خانوادگي، پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي، جنس، سن، و محل سكونت را مورد كنترل قرار دهيم، علاوه بر متغيرهاي خانوادگي مورد مطالعه در اين، فرزندان ـ همان‌گونه كه در خانواده به‌عنوان عنصري مهم محسوب مي‌گردند ـ بر مصرف مشروبات الكلي در خانواده‌ها تأثيرات محدودكننده‌اي دارند، گرچه بر دودكردن سيگار چنين تأثيري ندارند. اين درحالي‌‌است كه وضعيت تأهل در توضيح و تبيين دو رفتار مذكور، رابطه معناداري را نشان نمي‌دهد. هم‌چنين مشخص‌ گرديد كه در بين پاسخ‌گوياني كه سطح تحصيلات پايين‌تري دارند احتمال دودكردن سيگار بيش‌تر است، درحالي‌كه مصرف مشروبات الكلي در بين افرادي كه داراي سطوح بالاي درآمد خانوادگي هستند رايج‌تر مي‌باشد. جنسيت اگرچه تأثير معناداري بر نوشيدن مشروبات الكلي دارد اما بر دودكردن سيگار چنين تأثيري را نشان نمي‌دهد. به‌لحاظ آماري متغير موقعيت جغرافيايي يا محل سكونت هيچ‌گونه تأثير معني‌داري بر مصرف سيگار و الكل ندارد. در نهايت متغير سن رابطه‌اي منحني با دودكردن سيگار دارد اما ارتباط معناداري با مصرف مشروبات الكلي نشان نمي‌دهد. در زمينه ارتباط جنبه‌هاي مذهبي با رفتارهاي مخاطره‌آميز بهداشتي هم‌خواني و هم‌سويي قابل توجهي بين يافته‌هاي تحقيق حاضر و تحقيقات پيشين ـ كه عمدتاً در ايالات متحده صورت گرفته است ـ وجود دارد.
    مقدمه
    در حوزه‌ جامعه‌شناسي پزشكي، يك پرسش اساسي در مطالعه جامعه شناسانه بيماري و سلامتي اين است كه آيا مذهب بر رفتارهاي مرتبط با سلامتي تأثيرگذار مي‌باشد؟ و اگر مؤثر است كدام‌يك از جنبه‌هاي مذهب مهم‌تر و تأثيرگذارتر از بقيه‌اند؟ برخي از پژوهشگران سعي كرده‌اند تأثير مذهب بر رفتارهاي مرتبط با سلامتي را با بررسي ميزان‌هاي متفاوت مرگ و مير در بين اعضاي فرقه‌هاي مذهبي مختلف مورد مطالعه قرار دهند.
    نوع ويژه‌اي از مرگ كه توجه بيش‌تري را از اين ديدگاه به خود معطوف كرده، خودكشي است ـ كه اغلب به عنوان ملاك سنجش سطح بهداشت رواني مورد استفاده قرار مي‌گيرد. پژوهشهاي انجام شده در زمينه خودكشي به وضوح نشان مي‌دهند كه در برخي از فرقه‌هاي مذهبي تمايل به خودكشي افراد كمتر از ساير فرقه‌هاست. به عنوان مثال پژوهشگران نظير سي اف برولت C.F. Breault (1986)، پسكو سليدوPescoslido و جورجياناGeorgianna (1989)، پسكوسليدو (1990)، و استاكStack (1992) با الهام از تجزيه و تحليل كلاسيك دوركيم در زمينه خودكشي (1897)، به اين نتيجه رسيده‌اند كه در ميان كاتوليكهاي رومي و نيز يهوديان، ميزان‌هاي كمتري از خودكشي ديده مي‌شود، در حالي‌كه اعضاي فرقه‌هاي مذهبي پروتستان ميزان بيشتري از خودكشي را تجربه مي‌كنند.
    همچنين برخي مطالعات ديگر راجع‌به ساير علل مرگ نشان مي‌دهند كه ميان مذهب و تفاوت در ميزان مرگ و مير رابطه و همبستگي ويژه‌اي وجود دارد. به عنوان مثال، دویرDwyer، كلاركClarke و ميلرMiller (1990) با استفاده از داده‌هاي آماري در سطح ملي، دريافتند كه ميزان انسجام و تمركز گروههاي مذهبي، بر ميزان‌هاي مرگ و مير ناشي از بيماري سرطان در ايالات مختلف كشور امريكا تأثير مي گذارد. در شهر نيويورك، روزن وايكRosenwaike (1984) به اين نتيجه رسيد كه تفاوت‌هاي معناداري در زمينه ابتلاء به بيماري سرطان ريه و مرگ و مير ناشي از آن ميان فرقه‌هاي مذهبي گوناگون وجود دارد. يك مطالعه جغرافيايي انجام شده در زمينه شيوع بيماري ايدز در سراسر ايالات متحده توسط گولدGould (1993) بيانگر اين نكته است كه در آن حوزه‌هاي جغرافيايي كه در آنها مذاهب سنتي برتري و تسلط نسبي دارند، ميزان آلودگي و سرايت بيماري ايدز نسبت به ساير مناطق تا حدودي كمتر است. در كانادا مشاهده شده است افرادي كه وابستگي و تعلق مذهبي خاصي ندارند، در مقايسه با افراد متعلق به يك فرقه مذهبي، داراي ميزان‌هاي بيشتري از مرگ و مير هستند (وورزVeevers و گيGee، 1993).
    مذهب و رفتارهاي مرتبط با سلامتي
    مطالعات و تحقيقات مربوط به رابطه مذهب و رفتارهاي مرتبط با سلامتي نشان مي‌دهند كه رابطه مهم و معناداري بين وابستگي مذهبي با سلامت وجود دارد. پژوهشهاي اخير بيانگر آن است كه علاوه بر متغير وابستگي مذهبي افراد به فرقه‌هاي مختلف، متغير تعصب مذهبي(Religiosity)نيز در تبين تفاوت‌هاي بهداشتي و ميزان طول عمر افراد داراي اهميت اساسي است. لوينLevin و اسچيلرSchiller(1987) در بررسي عميق و ژرف نگرانه خود به اين نتيجه رسيدند كه همبستگي علّي معتبري ميان تقيد و پايبندي مذهبي(Religious Involvement)، با سلامتي افراد وجود دارد. فايده‌مندي مذهب در حفظ و ارتقاي سلامتي، ناشي از وجود پيوندهاي جمعي و نيز شبكه روابط اجتماعي قدرتمندي است كه به پيروان يك مذهب در جهت اجتناب از بيماري‌هاي معين كمك مي‌كند. اين‌گونه پيوندها و شبكه‌ها در فرقه‌هاي مذهبي نظير مورمون‌ها(Mormons)، يهوديان، و فرقه‌اي از مسيحيان به‌نام روز هفتم(Seventh Day Adventists) مشاهده شده است (آلبرشت جنسن Albrechtgensen و فراروFerraro، 1991؛ آيدلرIdler و كاسلKasl، 1992).
    مدارك و شواهد پژوهشي (باين بريجBainbridge و استاركStark، 1982؛ بيبيBibby و وي‌اورWeaver، 1985) نشان مي‌دهند كه عضويت در فرقه‌هاي مذهبي بسيار منسجم و يكپارچه، افراد را به طور مؤثري به رعايت شيوه زندگي بهداشتي ترغيب مي‌نمايد. في‌المثل در بين يهوديان ميزان اندكي از استعمال نادرست مشروبات الكلي، و در مقابل، استفاده زياد از امكانات و تسهيلات بهداشتي (اسچيلر و لوين 1988) به چشم مي‌خورد كه دستاورد اين وضعيت، سلامتي مطلوبتر و حتي ميزان مرگ و مير نسبتاً پائين‌تر در اين فرقه مذهبي است.
    همچنين فرقه كاتوليك رومي كه شامل بسياري از گروه‌هاي قومي نظير امريكاي لاتين، اروپاي جنوبي، و...) است به خاطر ايجاد شبكه‌هاي اجتماعي منسجم و متمركز، منافع و مزاياي بهداشتي مهمي را براي اعضايش به‌همراه دارد (هاوسHouse، 1987: تروواتوTrovato و جارويسJarvis، 1986). فرقه هاي پروتستان‌هاي سنتي نيز از پيروان خود مي‌خواهند كه به عنوان نشانه‌اي از تعهد به فرقه مذهبي‌شان، هنجارهاي رفتاري و اخلاقي معين (نظير پرهيز از استعمال مشروبات الكلي و مواد مخدر) را رعايت نمايند (اينناكونInnacon، 1990، 1992، 1994). في‌المثل مذهب مورمون‌ها برخي رفتارها و اعمال مربوط به عادات غذايي نظير اجتناب از الكل، تنباكو، و كافئين را براي پيروان‌شان شديداً تجويز مي‌نمايد (پايكPike، 1992). در مجموع اين قبيل گروه‌هاي مذهبي، از آن دسته رفتارها، عادات، آداب و رسومی كه انجام روابط جنسي قبل از ازدواج را ناپسند مي‌شمرند حمايت مي‌كنند، كه اين امر خود سازوكار حمايتي و دفاع مناسبي در مقابل بيماري‌هاي قابل انتقال ازطریق روابط جنسي محسوب مي‌گردد. (موشرMosher، آرالAral و سيدمنSeidman، 1992). از اين‌رو و بر اساس مطالعات و پژوهش‌هاي مذكور، مي‌توان انتظار داشت كه يك شخص متعلق به فرقه پروتستان سنتي نسبت به ساير گروه‌هاي مذهبي، عادات و رفتارهاي بهداشتي بهتري داشته باشد.
    بر اساس اظهارات «آيدلر» و «كامل» (1992)، ساز و كارهاي علّي پيوند دهنده مذهب با سلامتي را رويهم رفته مي‌توان در سه دسته به شرح زير جاي داد؛
    1 . گروه‌هاي مذهبي داراي كاركرد نظم بخشي و انتظام‌دهي به رفتار اعضايشان هستند و بر اين اساس رفتارهاي مربوط به سلامتي و بهداشت (نظير استعمال دخانيات، تغذيه و رژيم غذايي، ورزش و تحرك جسمي، و نوشيدن مشروبات الكلي) آنها را به دو دسته رفتارهاي تجويز شده و رفتارهاي تحريم شده تقسيم‌بندي مي‌نمايند.
    2. تقيد و تعهد افراد، سبب تعلق آنها به شبكه‌اي از اشخاص هم عقيده مي‌گردد كه مي‌توانند در مواقع مورد نياز به همديگر كمك كنند، بدين ترتيب با افزايش يافتن «داشته‌هاي مشترك فردي»(Individual’s Pool Resources)، و ميزان حمايت اجتماعي مخاطرات بهداشتي به حداقل كاهش مي‌يابد.
    3. تقيد و تعهد مذهبي به افراد كمك مي‌كند تا چشم‌انداز مثبت و خوش‌بينانه‌اي راجع به زندگي داشته باشند، كه به اين ترتيب بهداشت رواني آنها به حداكثر ممكن افزايش مي‌يابد.
    بنابراين تأثيرات مذهب بر روي سلامتي و بهزيستي افراد را مي‌توان شامل تأثير شبكه‌هاي اجتماعي(Social Networks)، حمايت اجتماعي(Social Support)، و مشاركت در مراسم و شعاير سازمان يافته‌اي دانست كه به زندگي افراد معنا مي‌دهد. از اين‌رو علاوه بر تعلق و وابستگي مذهبي، متغير ميزان تقيد و تعهد مذهبي افراد نيز تأثير مستقل و معناداري بر تنوع رفتارهاي زيان‌آور بهداشتي آنها دارد.
    پژوهش‌هاي انجام شده نشان دهنده رابطه مثبتي ميان مشاركت يا حضورمذهبي(Religious Attendance) با سلامتي است (به عنوان مثال: كوم استوكComstock و پارتريجPartridge، 1972؛ ماركيدسMarkides و لوين، 1986: لوين و واندرپولVander pool 1987). فراواني حضور داوطلبانه افراد در مناسك، اعمال و نقش‌هاي مذهبي، نشانگر تعهد و پايبندي به هنجارهاي يك فرقه مذهبي است، و احتمال وفادار ماندن و پيروي كنشگران به اين هنجارها را در پي خواهد داشت. در فرقه كاتوليك رومي اين حضورومشاركت پيروان از طريق خط مشي تجويز شده توسط كليسا صورت مي‌گيرد، در حالي‌كه براي پروتستان‌ها هيچ خط مشي روشن و صريح كليسايي كه تحميل كننده حضور و مشاركت مذهبي باشد وجود ندارد؛ از اين‌رو اين واقعيت محتمل است كه تأثير حضور و مشاركت مذهبي بر سلامتي پروتستان‌ها شديدتر باشد تا بر سلامتي كاتوليك‌ها، چراكه حضور و مشاركت مذهبي پروتستان‌ها ناشي از تعهد و علاقمندي شخصي آنها نسبت به سازمان و تشكيلات مذهبي است.
    نگاهي به پژوهش‌هاي انجام شده در زمينه عقايد و باورهاي مذهبي و ارتباط آن با سلامتي نشان مي‌دهد كه اين جنبه عيني از مذهب، به‌طور مستقيم بر وضعيت سلامتي افراد تأثير مي‌گذارد (آيدلر و كاسل، 1992). براي نمونه در تحقيق انجام شده بر روي ساكنين «نيوهاون»New Haven، ويسمنWeissman و همكارنش (1992) گزارش دادند كه ميزان تعهد و تقيد مذهبي افراد مهمترين متغير تعیين كننده و تأثيرگذار بر توانايي‌هاي عملي، ميزان افسردگي روان‌شناختي، و حتي تعيين زمان مرگ آنهاست. از اين‌رو عقايد و باورهاي مذهبي قويتر، احتمال درگير شدن افراد در رفتارها و شيوه‌هاي زندگي مخاطره‌آميز وغير بهداشتي را كاهش مي‌دهند.
    عوامل خانوادگي مي‌توانند اثرات تعلق ونيز تعصب مذهبي بر رفتارهاي بهداشتي را تعديل نمايند. تعداد زيادي از مطالعات و تحقيقات اين فرض را تأييد مي‌كنند كه افراد متأهل داراي همسر نسبت به مجردين، مطلقه‌ها، بيوه‌ها و زوج‌هاي جدا شده، گرايش بيشتري به انجام اعمال و رفتارهاي مثبت بهداشتي دارند (گووGove، 1973؛ هیوجزHughes، استايلStyle و گوو، 1983؛ تروواتو و لاوريسLauris، 1989؛ ليلياردLilliard و وايتWaite، 1995؛ كيسكرKisker و گلدمن، 1987؛ آمبرسونUmberson، 1987، 1992: هاوس، لانديسLandis و آمبرسون،1988: هايسHays و شربورنSherbourn، 1990؛ ميروفسكیMirowsky، گلداستينGoldstein و رزRoss، 1990؛ مولدونMouldon، 1990؛ گلدمن، 1993؛ هانHahn، 1993؛ استين هايرSteinhauer، 1995؛ روجرزRogers، 1995). بنابراين در بررسي تأثير مذهب بر رفتارهاي مرتبط با سلامتي، شاخص‌هاي مربوط به ساخت خانواده، بايد به عنوان متغيرهاي كنترل‌كننده مهم و معتبر در نظر گرفته شوند.
    تأثير وضعيت تأهل بر وضعيت سلامتي افراد تا حدودي مشابه اثرات مذهب بر سلامتي است. بدين معني كه زندگي متأهلي هم كاركرد تنظيم كنندگي و هم كاركرد انسجام بخشي رفتار افراد را به عهده دارد و در نهايت به كاهش احتمال انجام دادن رفتارهاي مخاطره‌آميز بهداشتي ـ كه مي‌تواند سلامتي افراد را تهديد كندـ كمك مي‌نمايد. (آمبرسون 1987، 1992). ازدواج براي افراد توانايي و قابليت پيش‌بيني رفتارها را فراهم آورده و آنها را درون شبكه‌اي از حمايت اجتماعي قرار مي‌دهد. بدين دليل، احتمال اين‌كه متأهلين سوء مصرف مشروبات الكلي يا استعمال دخانيات را تجربه كنند كمتر از مجردين است كه اين امر تا حدودي به خاطر وجود نظام نظارت‌هاي خانوادگي و خويشاوندي است، و نيز به خاطر اين‌كه اين‌گونه رفتارها در دراز مدت ممكن است منجر به ايجاد شرايط رنج‌آور و ناراحت كننده شده و انحلال خانواده را درپي داشته باشند (هوروتيزHorowitz و وايت، 1991؛ استين هاير، 1995).
    فرضيات و داده‌ها
    هدف اصلي تحقيق حاضر بررسي ميزان ارتباط و همبستگي ميان مذهب و سلامتي است. براي دستيابي به اين هدف، تأثير تعلق مذهبي ونیز دو جنبه مشخص از تقيد و تعهد مذهبي ـ يعني حضور يا مشاركت مذهبي، و قوت عقايد و باورهاي مذهبي ـ بر دودكردن سيگار و نوشيدن مشروبات الكلي را مورد مطالعه قرار داده‌ايم. بر مبناي مباحث مطرح شده قبلي، فرضيات تحقيق به شرح زير است:
    1. در ميان پروتستا‌ن‌هاي انجيلي* نسبت به ساير فرقه‌هاي مذهبي، سطح پائين‌تري از دوركردن سيگار و مصرف مشروبات الكلي ديده مي‌شود، اين وضعيت در ميان كاتوليك‌هاي رومي حتي در سطحي پائين‌تر از پروتستان‌هاي انجيلي به چشم مي‌خورد (متغير وابستگي و تعلق مذهبي).
    2. هرچه حضورو مشاركت فرد در «مراسم و شعاير مذهبي»Religious Services بيشتر باشد، ميزان مصرف دخانيات و الكل كاهش مي‌يابد.
    3. هرچه قوت و استحكام عقايد و باورهاي مذهبي بيشتر باشد، ميزان مصرف الكل و سيگار پائين‌تر خواهد بود.
    اين تأثيرات مفروض مستقل از تأثيرات متغيرهاي خانوادگي هستند به اين معنا كه تأثير متغيرهاي خانوادگي بر متغيرهاي سه‌گانه مذكور كنترل شده‌اند. متأهلين در مقايسه با مجردين يا مطلقه‌ها كمتر سيگار دود كرده و الكل مي‌نوشند؛ و در ميان متأهلين هرچه تعداد فرزندان خانواده بيشتر باشد، سطح مصرف الكل و سيگار پائين‌تر خواهد بود. علاوه بر اين متغيرها، برخي از متغيرهاي كنترل كننده را براي بررسي تأثير تفاوت‌هاي پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي (SES) در وضعيت سلامتي افراد به‌كار گرفته‌ايم، به‌خاطر اين‌كه تحقيقات پيشين به اين نتيجه رسيدند كه پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي به عنوان يك متغير مهم، بر نوع رفتارهاي مرتبط با سلامتي كه توسط افراد انجام مي‌شود مؤثر است؛ از اين‌رو متغيرهاي تحصيلات و درآمد خانواده در مدل‌هاي آماري تحقيق گنجانده شده‌اند، چرا كه به‌نظر مي‌رسد هرچه ميزان تحصيلات افراد و درآمد خانواده بالاتر باشد، مصرف الكل و سيگار پائين‌تر خواهد بود.
    داده‌هاي آماري مورد نياز براي تحقيق از بررسي انجام شده در ايالت آلبرتاـ در كشور كاناداـ درسال 1990 فراهم شده است. اين داده‌ها توسط مركز پژوهشي جمعيتي دانشگاه آلبرتا از يك نمونه آماري گويا با 1245 پاسخگو جمع‌آوري گرديده است. جدول شماره يك متغيرهاي مورد استفاده در اين تحقيق را به همراه تعاريف و نحوه گدگذاري آنها نشان مي‌دهد؛
    جدول شماره يك«ميانگين، انحراف ودامنه متغيرهاي به‌كار رفته در تجزيه و تحليل ميزان مصرف سيگار و الكل در ايالت آلبرتا، سال 1990»
    جدول شماره يك«ميانگين، انحراف ودامنه متغيرهاي به‌كار رفته در تجزيه و تحليل ميزان مصرف سيگار و الكل در ايالت آلبرتا، سال 1990»
    نام متغيرها
    ميانگين
    انحراف معيار
    مقادير حداقل
    مقادير حداكثر
    سيگار دودشده
    35/0
    48/0
    دور نكردن سيگار=0
    دور كردن سيگار=1
    مشروبات الكلي نوشيده شده
    74/2
    05/1
    ننوشيدن الكل=1
    حداكثر مصرف الكل=5
    قوت عقايد و باورهاي مذهبي
    65/0
    48/0
    عقايد مذهبي ضعيف=0
    عقايد مذهبي قوي=1
    سطح حضور و مشاركت مذهبي
    35/2
    63/1
    بدون حضور و مشاركت=1
    حداكثر حضور و مشاركت=6
    فرقه پروتستان‌ انجيلي
    14/0
    35/0
    ساير فرقه‌هاي مذهبي=0
    پروتستان‌هاي انجيلي=1
    فرقه كاتوليك رومي
    24/0
    43/0
    ساير فرقه‌هاي مذهبي=0
    كاتوليك‌هاي رومي=1
    جنسيت
    50/0
    50/0
    زن=0
    مرد=1
    محل سكونت
    46/0
    50/0
    شهرهاي ادمونتون و گالكاري=0
    بقيه مناطق ايالت‌آلبرتا=1
    تعداد فرزندان خانواده
    86/0
    13/1
    بدون فرزند=0
    شش فرزند و بيشتر=6
    سن (به سال)
    41/41
    85/15
    حداقل سن=18
    حداكثر سن=98
    مجذور سن (Age2)
    07/1966
    99/1563
    حداقل مجذور سن=324
    حداكثر مجذور سن=9604
    افراد هرگز ازدواج نكرده (مجردين)
    19/0
    39/0
    ساير وضعيت تأهل=0
    مجردين=1
    مطلقه‌ها و زوج‌هاي جدا شده
    11/0
    32/0
    ساير وضعيت تأهل=1
    مطلقه و جدا شده=1
    درآمد خانواده
    19/17
    50/7
    كمتر از شش‌هزار دلار=1
    هشتاد هزار دلار و بيشتر=27
    سالهاي تحصيل
    30/13
    17/3
    بي‌سواد=0
    حداكثر تحصيلات=28

  5. محل تبليغات شما    موزيک روز
     
  6. Top | #272



    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    عنوان کاربر
    تقاص
    میانگین پست در روز
    1.42
    محل سکونت
    قله خوشبختی
    سن
    25
    نوشته ها
    1,815
    پسندیده
    10,474
    تشکر شده
    2,545
    میزان امتیاز
    30

    پیش فرض

    نگاهي به فلسفه «پرگماتيسم» به مناسبت سالگرد درگذشت بنیان گزار آن [ مهدی علاقبند ]
    پروفسور جيمز ۲۶ اوت ۱۹۱۰ در ۶۸ سالگي در گذشت. اصحاب ديگر اين فلسفه عبارتند از چارلز پيرس (۱۸۳۹ ۱۹۱۴) و «جان ديوي» . كسي را كه اعمال و افكار او با اين فلسفه (نتيجه گرا بودن) مطابقت داشته باشد «پراگماتيست» خوانند. از ديدگاه فلاسفه اواخر قرن بيستم، «پراگماتيسم» يك روش است. و این فرضیه راتفسیر می کنند که بر پایه واقعگرایی ، اصالت عمل و درک حقیقت از واقعیات مشهود و قابل لمس قرار دارد
    برخلاف پيروان ساير روش هاي فلسفي، براي پراگماتيست ها «نتايج» مطمح نظر و مطلوب هستند، به عبارت ديگر، پس از عملي شدن فكر و تصميم، روي نتايج به دست آمده حساب مي كنند، لذا برايشان «نتايج» داراي اهميتند. به نظر آنان «نتيجه» اصل است نه به كارگيري روش هاي انعطاف ناپذير معين براي نيل به «نتيجه» موردنظر، و به اين ترتيب مقيد به لايتغير بودن راه حل ها، روش ها و حتي فرمول هاي تجربي نه ریاضی نیستند.
    پراگماتيست ها نظرات و روش هايي را مي پذيرند كه عملي باشد. از نظر آنان يك روش و قانون بايد نخست تجربه شود و اگر نتايج اين تجربه مفيد و قانع كننده بود به صورت نظم و نسق درآيد و بر آن ضابطه اجرايي (دستورالعمل) نوشته شود و به عمل و اجرا گذارده شود. در جهان امروز (قرن ۲۱)، پراگماتيسم به صورت قسمتي از ايدئولوژي برخي از احزاب درآمده است. به باور اين احزاب، با توجه به واقعيت ها بايد عمل كرد كه به اين سبب اين احزاب و افراد را« واقع گرا» هم خطاب مي كنند.

  7. Top | #273



    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    عنوان کاربر
    تقاص
    میانگین پست در روز
    1.42
    محل سکونت
    قله خوشبختی
    سن
    25
    نوشته ها
    1,815
    پسندیده
    10,474
    تشکر شده
    2,545
    میزان امتیاز
    30

    پیش فرض

    به سوی جامعه شناسی علوی "جامعه شناسی تفسیری عرفانی" : (قسمت چهارم) [ دکتر حسین تنهایی ]
    پويايي شناسي اجتماعي
    بخش پایانی سلسله مقالات دكتر تنهائي
    -4- هرگونه حركت و كنشي و هرگونه رخداد ، ايجاد و يا اقدامي ، البته به اذن و قوه الهي است كه : لاحول و لا قوة الا بالله العلي العظيم ؛ و يا جسم پرنده را با دميدن در آن به پرنده اي زنده دل بدل مي كني ، به اجازه پروردگار و همين گونه است مرگ و زندگي ، شكست و پيروزي ، ايجاد و يا اعدام و هلاك جماد ، گياه ، حيوان و يا انسان و به همين گونه است رشد ، تعالي و كمال آنها ، پس در نظام طبيعت هستي يا نيستي ،وجود يا عدم ،سكون يا حركت ، تغيير يا ثبات همه به اذن و قوه الهي رخ مي دهند .
    2-4- ايجاد و اعدام و يا هستي و نيستي ، و پايداري و ثبات جوامع نيز بر حسب اذن و قوه الهي براي هدايت مردم صورت مي پذيرد كه حضرت لطيف مي فرمايد : بعثت رسولان و فرو فرستادن قرآن همه براي بيرون بردن مردم از تاريكي به سوي نور است ، به اذن رب آنها . معناي رب به هر دو شكل خود ، كه به خالق يكتاي جهان و يا به نماينده منصوب و منصوص همو برگردد ، به هر روي تقارني در معنا نخواهد داشت، زيرا كه اراده خليفه خدا ، اراده خدا است ، زيرا كه مقام او مقام و پايگاه خدائي است و به همين دليل بود كه جهانيان را به سجده و تعظيم در برابر آدم (ع) مأمور فرمود ؛ چون سجده در برابر غير خدا شرك است ، ولي سجده به خليقه او طاعت ، و سجده نكردن موجب عصيان و اخراج از درگاه مي شود، بنابراين پايگاه خليفه خدا در زمين و در ميان مردم ، همان پايگاه خدائي ، ولي در سايه خدا ، مقام و پايگاه لدني ظل الهي است كه فرمود : « اي باورمندان از خدا و رسول و ولي امر خودتان اطاعت كنيد .»
    3-4- پس هرگونه تغيير و يا پايداري و خلق و عدم در جوامع نيز با اذن و اراده ، و قدرت و قوت خدا و يا اولياء خدا است ، به همين روي تشكيل هر گونه گوني جوامع و خرده فرهنگها و نسبت فرهنگي را نتيجه فعل و امر خدا و اولياء بايد دانست كه حضرت عزيز نيز به لفظ جمع فرمود :‌"اي مردم ، ما شمارا از زن و مردم آفريديم و براي شما ( جوامع گونه گوني مانند ) قبيله ها( روستاها و ايلات ) شعبه ( شهرها و طبقات داخلي آن ) قرار داديم كه ( با اين تقابل و نسبت هاي فرهنگي ) شناخت حاصل كنيد و ( بفهميد كه تفاوت و تقابل ميان شما مايه فضل و عزت نيست و همه از يك اصل هستيد و به همو برخواهيد گشت ) پس بدرستيكه پرهيز گارترين شما ، كريم ترين و عزيزترين فرد ، نزد خداوند ( تبار ك و تعالي ) خواهد بود .
    4--4 اما اذن خداوند در مشيت مبارك او چنين قرار گرفت كه تغيير جامعه را تنها در دو هنگام اجازه فرمايد :
    الف- هرگاه جامعه در گمراهي بماند و مردم خود نتوانند و تشخيص امور ندهند ، يا به دعاي ولي امر آن جامعه و يا بنا بر مشيت مبارك خود ، يا نذير و فرستاده اي مي فرستد مانند پيامبران و اولياء منصوب و منصوص خويش ، و يا ناجي آخر زمان ، حضرت حجت عج را از پرده غيب امر به اصلاح مي فرمايد .
    ب- هرگاه جامعه خود تشخيص دهند و نيت كرده و حال تغيير پيدا كنند و يا ميل به تغيير و حال تحول در آنها پيدا شود ، و تنها با همين شرط ، خداوند اذن و اجازه تغيير عطاء مي فرمايد ، كه فرمود‌: تا مردم جامعه اي خودشان و نفس خويش ( با نگرش ها و باورهاي رواني و اعتقادي خويش ) را تغيير ندهند ،؛ خدا نيز هيچ تغييري در آن جامعه ايجاد نمي كند . و شايد به همين دليل هم باشد كه فرمود : ما به آنها هيچگونه ظلمي نكرده ايم ، بلكه خود آنها بودند كه به خودشان ظلم نمودند .
    پس اگر چه اذن و اجازه خداوند و نظر اولياي مبارك حضرت حق شرط تحول و تغيير و پويايي اجتماعي است ولي اين اذن در گرو فهم ،تفسير و عمل متعهدانه و تفسيرگرايانه مردم است . تغيير به سوي تكامل و يا بسوي گمراهي ، رشد به سوي بهبودي و يا بدبختي ، همه در گرو خواست مردم است . تا مردم نخواهند و نفهمند كه بايد خودشان را متحول كنند ( حتي يغيروا ما به انفسهم ) خدا نيز هيچ تغييري را اجازه نخواهد فرمود ( لا يغير ما بقوم ) .
    5-4-تغيير در ديدگاه قرآني جامعه شناسي علوي ، به اعتبار نكات هستي شناختي تشيع عرفاني ، از او به او و در اوست ، چه غير از او هيچ چيزي اصالت وجود ندارد :‌« ليس في الدار غيره ديار » و به قول حضرت حسين (ع) :
    « ايكون لغيركمن الظهور ؟»
    پس حركت اصلي تكاملي هستي شناختي و به مراتب جامعه در نظام كل هستي ، دايره اي و گردي است .
    6-4- حركت گردي و دايره اي جامعه به دو صورت ممكن مي شود :
    الف- حركت و تغيير اجباري و ناگزير در فرجامين لحظاتي كه خداوند ،نه از سر درخواست مردم ، بلكه از سر غفلت آن ها بنابر مشيت خود نذير و يا حجت آشكار فرمايد .
    ب- حركت و تغييري كه بنابرخواست و تفسير مردم براي تحول جامعه ، پس از تحول خويشتن هاي خويش ، خداوند اجازه خواهد فرمود .
    پس حركت نوع اول حركتي ناگزير است كه به هر صورت به سوي او خواهد بود . دو قوم از گروه گمراهان در اين حركت درخواهند افتاد :
    گروه اول كه خود بر دو دسته تقسيم مي شوند :
    1- 1-مغضوبين و يا خشم شدگان
    2-ضالين و يا گمراه شدگان

  8. Top | #274



    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    عنوان کاربر
    تقاص
    میانگین پست در روز
    1.42
    محل سکونت
    قله خوشبختی
    سن
    25
    نوشته ها
    1,815
    پسندیده
    10,474
    تشکر شده
    2,545
    میزان امتیاز
    30

    پیش فرض

    گفتاری در جامعه شناسی جنگ و نهادهای نظامی (بخش اول) [ دکتر مهدی پیروز نیا ]
    اگر علم جامعه شناس را توان او در بررسی و شناخت ساختهای نسبتا" پایدار اجتماعی ، تشخیص و تفکیک نهادهای یک جامعه و بالاخره کارکردهای آشکار و پنهان آن ساختها و نهادها تعریف کنیم بی گمان هنر یک جامعه شناس بازشناسی ساختها و تغییرات نهادها و کارکردها ،تحت شرایط مختلف و موثر بر جامعه ، یا به عبارت دیگر در ک تغییرات ساختی ، کارکردی ونهادی تحت شرایط مختلف زمانی - مکانی و عوامل موثر بر آنها می باشد .
    همه ی جوامع در شرایط خاص و تحت تاثیر عوامل خاص دچار دگرگونی می شوند . در چنین شرایطی بسیاری از ساختها و نهادها ممکن است تغییرات کارکردی پیدا کرده ، بازسازی شوند یا اساسا" از بین بروند وساختها و نهادهای جدیدی متولد شوند یا جایگزین گردند .
    جنگ یکی از این عوامل دگرگون ساز یا به عبارت صحیح تر مجموعه ای از عوامل موثر است که بیشتر ارکان جامعه را تحت تاثیر قرار داده آنها را تغییر می دهد ، بازسازی می کند ، نابود می کند و بالاخره ساختها و نهادهای جدیدی می سازد. جنگ می تواند انسانهای یک جامعه را به یکدیگر نزدیک کند یا آنها را از هم دور سازد ، می تواند سبب انسجام یک جامعه شود یا سبب انهدام آن شود و این البته از نظر مفاهیم و برداشتهای جامعه شناختی بسی متفاوت از نتیجه گیری ها و برداشتهای ---------- است و حتی می تواند درست برعکس تحلیلهای ---------- باشد . چه بسیار پیروزیهای ---------- که تنها پوسته ای طرد و شکننده است بر جامعه ای از هم پاشیده و در حال فروپاشی و چه بسیار شکستها که جوامع شکست خورده را منسجم تر ، مصمم تر و آگاهتر می سازد . درمفهوم ---------- جامعه ؛ ملت - دولت هرقدر پیوند دولت و مردم نزدیکتر باشد و مداخله ی مردم در بافت دولت بیشتر ، مفهوم شکست یا پیروزی ، از نقطه نظرهای ---------- و جامعه شناختی نزدیکتربه یکدیگر خواهد بود .
    جامعه شناسی جنگ دقیقا" به تحلیلهای جامعه شناختی از تغییرات ساختها و نهادها یا واقعیتها و پدیده های جامعه شناسی در شرایط پیش از جنگ ، پس از جنگ ، در حال جنگ - در وضعیت جنگی - و حتی در وضعیت تهدید وتحت سایه ی جنگ توجه دارد . از سوی دیگر جنگ چه بوقوع بپیوندد و چه تنها بصورت تهدیدی بر اذهان جامعه سنگینی کند ساختها را تغییر شکل داده و نهادهایی را پدید می آورد که نیروهای نظامی و گرایش جامعه به نظامیگری یکی از آنهاست . نیروهای نظامی چه به صورت یک قشر یا طبقه در نظر گرفته شوند و چه به عنوان یک نهاد ، تولد خود را مدیون تهدیدات جنگ هستند . در جوامع دارای دولت یعنی از همان زمانی که دولتها پدید آمدند نیروهای نظامی نیز کارکردی متفاوت یافتند . پیش از این زمان ، جنگجویان قشری بودند که عمدتا" برای تامین هدفِ « جنگ برای بقا » کارکرد داشتند ؛ شکار با هدف تامین غذا، دفاع در برابر حیوانات وحشی یا گروههای بدوی تر یا وحشی تر انسانی و در مجموع جنگیدن با هر آنچه بقا و زندگی انسانی را تهدید می کرد . اما با پدید آمدن دولتها این کارکرد به تامین هدف حفظ و بقای دولت یا حاکمیت و قدرت تغییر نمود و اولین هدف نظامیان حفظ قدرت حاکمه در جنگهای احتمالی داخلی یا تامین مطامع و دست اندازیهای دولتها برای تصاحب سرزمینهای دیگر و در درجه ی دوم حفظ جامعه در برابر تهدیدات خارجی و جنگ های مرزی ، شد . به تدریج از دل این نیروها و بر اساس این کارکردها،شاخه های مختلف نیروهای نظامی پدیدار شدند که هریک اهداف مجزایی را دنبال می کردند. با اینحال در صدر اهداف تمامی آنها حفظ حاکمیت موجود و قدرت جاری باقی ماند و این، ماهیتی همواره محافظه کار و شریک قدرت حاکمه به آنها بخشید .
    جولیوس گولد و ویلیام ل . کولب در فرهنگ علوم اجتماعی پیرامون واژه ی جنگ چنین می نویسند : « A - سه تعریف متمایز جنگ از لحاظ علوم اجتماعی حائز اهمیتند : 1 - جنگ ممکن است دلالت داشته باشد بر وضعیتی به رسمیت شناخته شده از لحاظ اجتماعی که در آن مخاصماتی
    مسلحانه با دامنه ای گسترده ، کم و بیش مداوم بین دو یا چند کشور ، دولت یا حکومت جریان پیدا می کند .
    2 - قانون داخلی کشور ممکن است مقرر بدارد که جنگ یک وضعیت مخاصمات مسلحانه است که بین دولت مزبورو دولتی دیگر یا بین دو دولت یا جناح های ---------- دیگر جریان دارد ، و این وضعیت توسط دستگاهی که به موجب قوانین و قانون اساسی کشور دارای چنین اختیاری باشد به عنوان جنگ اعلام شده باشد .
    3 - در حقوق بین الملل معاصر ، جنگ کشمکشی است مسلحانه بین دو یا چند کشور که هر کدام مدعی آن است که دارای حق حاکمیت ملی است . این کشورها در چارچوب این کشمکش در مقابل سایر کشورها از لحاظ حقوقی همتراز هستند .
    B. 1 - جنگ بیشتر دلالت دارد بر کشمکش مسلحانه بین کشورها ، گو اینکه در موارد ذیل نیز به کار می رود : الف ) به طور مجازی برای اطلاق به هر گونه ستیز ، مثلا" جنگ الفاظ ، جنگ صنایع ، جنگ علم و دین ، جنگ بین زن ومرد ، جنگ با بیماریها . آن را به وجهی نه چندان استعاری ، در این موارد نیز به کار می برند : ب ) مخاصمات بین جناح های مختلف در داخل یک کشور - جنگ داخلی - پ ) خصومت مرگبار بین هر گونه نظام های کنش که سخت مشابه یکدیگر باشند ، مانند قبایل ابتدایی ، افراد یا حتی حیوانات ت ) مخاصمات بین المللی که پای نیروهای مسلحانه در آن به میان کشیده نشود ، مانند جنگ اقتصادی ، جنگ روانی ، جنگ مسلکی یا ایدئولوژیک و جنگ سرد .
    اما همچنانکه اشاره شد ، اصطلاح جنگ در مشخص ترین مفهوم خود اطلاق می شود به مخاصمه ای با دامنه ی گسترده که توسط نیروهای مسلح دولتهایی معین طی دوره ای مشخص جریان می یابد مانند جنگ کریمه ، جنگ روسیه و ژاپن . به این مفهوم ، جنگ یک رشته پیکار و نبرد کم و بیش مستمر بین طرفهای متنازع است . گو این که در پاره ای از موارد فواصل بالنسبه درازی از آتش بس یا ترک مخاصمه پیش می آ ید ، چنانکه در مورد جنگهای صدساله و جنگهای سی ساله پیش آمد ؛ یا اینکه در فهرست کشورهای درگیر جنگ و تقسیم مخاصمات بین عرصه های مختلف نبرد و جبهه های متفاوت تغییری حاصل می شود ، چنان که در جنگ جهانی اول و دوم چنین شد ؛ این عوامل باعث می شوند که بیان این مطلب که آیا کشمکش میان کشورهای درگیر را باید یک جنگ یا چند جنگ محسوب داشت ، دشوار گردد .
    2 - دشواری تعیین دامنه ی مخاصمات که اطلاق عنوان جنگ را توجیه کند ، برخی نویسندگان را بر آن داشته است که این مفهوم را زیر عنوان کلی تر نزاع مرگبار بیاورند . ل.ف. ریچاردسون این قبیل نزاعها را بر حسب نمای پایه ی 10 تعداد کشته شدگان طبقه بندی کرده است . این طبقات که ازکمیت 0^10 که در آن فقط یک نفر کشته می شود شروع شده و به کمیت 7^10 ختم می شود که د ر این صورت بیش از ده میلیون نفر کشته می شوند .چنان که در جنگ جهانی اول و دوم چنین شد .
    3 - در این باره اختلاف نظر وجود دارد که آیا مشخصه ی اساسی جنگ واقعیت عینی مجادله ی خشونت بار است - که دراین حالت واژه ی جنگ را می توان به ستیزمیان قبایل ابتدایی ، جانوران ، گلادیاتورها ، شورشیان و نیز بین دولتها و ملتها اطلاق کرد - یا این که مشخصه ی اصلی آن وضعیتی است از لحاظ اجتماعی به رسمیت شناخته شده ، که در آن این قبیل مجادله ها بر طبق الگوی پذیرفته شده ی رفتار و تکنولوژی ، عملا" صورت می پذیرد یا احتمالا" صورت خواهد پذیرفت . جنگ در مفهوم اخیر خود پدیده ای است فرهنگی که فقط در بین گروههای انسانی به ظهور می رسد . بیان این تمایز به گروتیوس تعلق دارد که تعریف سیسرون از جنگ را به عنوان « مجادله به ضرب و زور » را مورد انتقاد قرار داد ، چون او معتقد بود که جنگ نه یک مجادله که یک وضعیت است. هابز نیز همین معنی را در نظر داشت که گفت : « طبیعتِ جنگ در رزمندگی بالفعل نیست ، بلکه در میل شناخته شده ای به مبادرت به آن است به نحوی که در همه حال هیچ تضمینی وجود ندارد که خلاف این امر بوده باشد . »
    C - دادگاههای ایالات متحد فرق گذاشته اند بین جنگ به مفهوم مادی - در مورد چیزی که آن را می توان وضعیت واقعی کشمکش مسلحانه بین کشورها نامید - و جنگ به مفهوم حقوقی که شایسته تر است آن را جنگی که قانون اعم از قانون بین المللی یا داخلی تعریف کرده است ، نام دهیم . مفهوم حقوقی جنگ بی نهایت بغرنج است - زیرا نظام های مختلف حقوقی ملاکهای متفاوتی را برای تعیین وضعیت جنگی به کار می بندند. وانگهی مفهومهای حقوقی و مادی جنگ اغلب در یکدیگر تداخل می یابند .
    1 ) در قانون داخلی یک کشور ، مخاصماتی که کشور مزبور در آنها درگیر است فاقد خصلت « جنگ حقوقی » است مگر آنکه مقامات صلاحیت دار کشور مربوطه این موضوع را رسما" اعلام کرده یا به رسمیت شناخته باشند . در ایالات متحده فقط کنگره حق دارد اعلام جنگ کند اما رییس جمهور می تواند خصومت هایی را که از سوی یک گروه داخلی یا یک دولت دیگر آغاز شده باشد به رسمیت بشناسد. به لحاظ آنکه ملاکهایی که توسط مقامات ---------- حکومتهای مختلف
    به کار بسته می شوند متفاوت اند، مخاصمه بین دو حکومت ممکن است از سوی یکی از آنها یک جنگ حقوقی تلقی شود اما توسط دولت دیگر طغیان شورش مداخله یا اقدام دفاعی به حساب آید . از لحاظ قانون داخلی کشورهایی که در جنگ مشارکت ندارند ، جنگ ممکن است وضعیت حقوقی متفاوتی داشته باشد . دادگاههای کشور معمولا" تابع نظر مقام های ---------- حکومتهای خود هستند ، اما در صورتی که مقام های دولتی نظری ابراز نکرده باشند ، این دادگاهها ممکن است تعریف رایج در حقوق بین الملل را مبنا قرار دهند .
    2 ) با این حال ، حقوق دانان بین المللی در این باره اختلاف نظر دارند که آیا ملاک تعیین وجود جنگ به مفهوم حقوقی عبارت است از رعایت تشریفات مورد لزوم در مبادرت و ادامه ی جنگ ،
    یا اینکه طرفهای درگیر جنگ در قبال کشورهای ثالث دارای برابری قضایی اند . حقوق بین الملل جدید بیشتر بر روی این فقره ی اخیر تاکید دارد . در صورتی که سازمان ملل یک کشور متنازع را متحاوز بشناسد و دیگری را مدافع ، کشورهای عضو سازمان ملل مکلف اند که با آنها رفتار متفاوتی را در پیش گیرند . در نتیجه کشورهای درگیر جنگ از لحاظ قضایی در مرتبه ای یکسان قرار ندارند و مخاصمات ، جنگ - به مفهومی که حقوقدانان بین المللی در قرن هیجدهم و نوزدهم
    این اصطلاح را بکار می بردند - محسوب نخواهد شد . حقوقدانان و صاحب نظران قرون وسطی وجه مشخصه ی ماهیت جنگ را نه تساوی حقوقی کشورهای درگیر جنگ بلکه منظم بودن مبادرت به جنگ و ادامه ی آن می شمردند . مثلا" گنتیلی جنگ را « مبارزه ی نیروهای مسلح کشور که به نحوی شایسته انجام پذیرد » تعریف کرد . در نتیجه ، حقوقدانان مزبور اصطلاح جنگ را به مخاصماتی اطلاق می کردند که در آنها یکی از طرفین در جنگی عادلانه در گیر بود و طرف دیگر در جنگی ناعادلانه . گو اینکه این اشخاص در چنین موردی طرفدار اتخاذ رویه ای متفاوت از سوی کشورهای غیر متنازع در قبال کشورهای در حال جنگ بودند .
    معاهده ی کلاگ- برایند و منشور سازمان ملل تقریبا" کلیه ی کشورها را مکلف می کند که از توسل به مخاصمه خودداری کنند مگر در دفاع از خود به صورت انفرادی یا جمعی به دعوت کشوری که جنگ در خاک آن روی می دهد ، یا با کسب اجازه از سازمان ملل متحد . با اینحال در صورتی که سازمان ملل به و ظایف خود عمل کند وضعیتی که در آن کشورهای درگیر جنگ از لحاظ حقوقی مساوی باشند ، به ندرت ممکن است وجود داشته باشد . آغازگر مخاصمه متجاوز شمرده می شود و دشمن وی مدافع یا کشوری که در عملیات بین المللی برقراری نظم و صلح شرکت دارد . در نتیجه می توان گفت که جنگ به مفهوم یک نبرد تن به تن که در آن طرفهای درگیر از لحاظ حقوقی مساوی باشند ، خلاف قانون شناخته می شود ، در حالی که بروز این حالت از جنگ به مفهوم مادی ناممکن نیست . به موجب قانون داخلی کشورهای معین ، یا حتی برطبق حقوق بین الملل در صورتی که دستگاههای سازمان ملل به وظایف خود عمل نکنند یا غمض عین جنگ بین دو کشور منفرد را ( که در آن طرف های درگیر جنگ به صورت دو موجودیت مساوی بر سر و کول هم می کوبند ) به مصلحت تشخیص دهد ، جنگ به مفهوم حقوقی آن نیز ممکن است روی دهد .
    D - دادگاههایی که از آنها درخواست می شود که معنی جنگ را در اسناد حقوقی ( مانند بیمه نامه ، قرارداد ، اوراق حمل و سایر مدارکی که کم و کیف تعهدات طرفین را در صورت وقوع جنگ مشخص می کنند ) تفسیر کنند مدلدل فلان سند را مبنای قضاوت قرار می دهند ، اما اصطلاح جنگ مندرج در این قبیل اسناد را به معنی جنگ به مفهوم مادی آن تعبیر می کنند که از لحاظ اجتماعی و بلکه لزوما" از نظر قانونی کشمکشی است به رسمیت شناخته شده . بدین گونه مثلا" جنگ کره در دوره ی 53-1950 ، اگر چه از لحاظ حقوق بین الملل یا حقوق داخلی بسیاری کشورها جنگ محسوب نمی شد ، اما از سوی دادگاهها جنگ تلقی شده است ، یعنی به مفهومی که در این قبیل اسناد مورد تصریح طرفین بوده است »
    آلن بیرو در کتاب فرهنگ علوم اجتماعی جنگ را چنین توصیف می کند : « War واژه ای است از ریشه ی آلمانی Werra به معنای آزمون نیرو با استفاده از اسلحه بین ملتها - جنگ با خارجی - یا گروههای رقیب در داخل یک کشور - جنگ داخلی - . هدف از جنگ ، پیروزی بر رقیب برای ملزم ساختن او به انقیاد تام است . یک کشور یا به منظور به دست آوردن زمین و مایملک دشمن به جنگ دست می یازد ، یا برای به کرسی نشاندن ادعاهایش و یا برای دفاع از خود در برابر ادعاهای دیگران . در جریان تاریخ جنگ با توجه به سطح فنون ، قدرت اسلحه ، بزرگی کشورها یا گروههای در حال منازعه ، شمار افرادی که مستقیما" یا بطور غیرمستقیم در نبردها شرکت می کنند ، صور و اشکال گوناگونی یافته است . جنگ شناسی - جامعه شناسی جنگ - به معنای مطالعه ی عینی و جامعه شناختی پدیده های مربوط به جنگ با در نظر گرفتن عوامل و آثار اجتماعی ، اقتصادی ،سیاسی ، جمعیتی و اخلاقی آن است . انسانیت همواره نیاز به یافتن علتی برای جنگ - را - احساس کرده است و در این میان گاه سرنوشت ، گاه شخص و گاه ایدئولوژی خاصی را مسئول دانسته است . در طی قرون ، مولفینی بسیار، تبیینات گوناگونی در باره ی جنگ ارائه و جنگ را به صورتهایی چند مطمح نظر قرارداده اند ، از جمله :
    -نیروی طبیعت یا قانون الهی : یا خدایان را الهام بخش آن دانسته اند - نظیر مارس در روم و ووتان در آلمان - و یا آنکه آن را همچون بلایی آسمانی ، یا مظهر امتحان خداوند تلقی کرده اند .
    -نتیجه ای منبعث از هیجانات انسانها ، قدرت طلبی و غرور انسان : از این دیدگاه جنگ به عنوان بیماری روانی همه گیر و یا بیماری اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است .
    -شکلی از مبارزه برای بقا و گزینش طبیعی بهترین و مناسب ترین افراد - قوی ترین -
    -نتیجه ی استبداد و جاه طلبی انسانها در مسند قدرت .
    -نتیجه ی اجتناب ناپذیر روابط تولیدی و استثمار طبقه ای توسط طبقه ی دیگر .
    با این همه جنگ را دارای نقشی جبران کننده به هنگام رشد بسیار زیاد جمعیتی دانسته اند ، یا آنکه آن را وسیله ای در تز کیه ی انسانی تلقی کرده اند ، و یا جنگ را همچون وسیله ای دانسته اند که با آن تهاجم جویی درون زاد انسانی بر روی دشمنهایی دور دست تخلیه می شود. گفته اند که جنگ در سطح جمعی مظهر یک نیاز و شور و هیجان است همانطور که عشق در سطح فردی چنین است .
    اغلب در جریان قرنها ، جنگ فرصتی برای برگزاری اعیاد مذهبی به دست داده است . فرصت برای جشنی که در آن افتخار و مرگ در راه هدفی مقدس مورد تمجید قرار می گیرند . این افتخار اساسا" نظامی است . . .

  9. Top | #275



    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    عنوان کاربر
    تقاص
    میانگین پست در روز
    1.42
    محل سکونت
    قله خوشبختی
    سن
    25
    نوشته ها
    1,815
    پسندیده
    10,474
    تشکر شده
    2,545
    میزان امتیاز
    30

    پیش فرض

    نگاهی به انديشه هاي «جان لاك» به مناسبت زادروز او [ مهدی علاقبند ]

    29 اوت (ديروز) زادروز «جان لاك» فيلسوف تجربه گراي انگليسي بود كه در سال ۱۶۳۲ به دنيا آمد و در ۱۷۰۴ درگذشت. اعلاميه استقلال ايالات متحده بر پايه افكار او نوشته شده و علوم سياسي و فلسفه سياسي شكل گرفته است. انديشه هاي لاك كه شناخت شناسي جامعه ازجمله ارزش و معرفت شناسي آن را شرح داده و حقوق طبيعي انسان را تعريف كرده و حكومت ها را پاسدار اين حقوق، آزادي هاي مدني و ضامن حفظ جان، حيثيت و مال اتباع قرار داده است. به اعتقاد خیلی از بزرگان علم سیاست، تاكنون بسياري از انقلابيون از جمله پدران انقلاب استقلال ايالات متحده براي آغاز جنبش به فرضيه هاي جان لاك كه مردم بايد از حكومت راضي باشند و حكومت منتخب خودشان باشد استناد كرده اند.به باور لاك، هر نظريه و دانشي ناشي از تجربه است. او مي گويد بشر طبيعتا داراي حقوق و تكاليفي است و اين حقوق عبارتند از حق حيات، حق آزادي، حق مالكيت و... آزادي از نظر لاك همانا برابري سياسي افراد و برخورداري از حقوق مدني است. او مي گويد: وظيفه هر دولت بايد محافظت از حقوق مردم باشد و توجيه وجود دولت در همين محافظت از حقوق مردم است كه به دليل داشتن اختيار و توانايي بهتر از خود فرد مي تواند اين وظيفه را انجام دهد و توان محافظت از حقوق اتباع، درجه شايستگي يك دولت را نشان مي دهد و اگر يك دولت نخواهد و يا نتواند حقوق اتباع را محفوظ بدارد، منطق وجودي خود را از دست مي دهد و بر مردم است كه حاكم ديگري را برگزينند. لاك مي گويد: اين فقط مردم هستند كه بايد تصميم بگيرند كه چه كسي بر آنان حكومت كند. به عبارت ديگر، دولت بايد انتخابي باشد.تأليفات جان لاك متعدد است از جمله درباره اپيستمولوژي، در تعريف دولت، درباره مفهوم انسان، درباره اهميت آموزش و پروش در يك جامعه، در زمينه لزوم تحمل انديشه هاي ديگر و بالاخره درباره «دليل» و لزوم توجه به آن. مفسران اندیشه لاک اعتقاد دارند كه وي فرمول «دكارت» را به تشكيل احزاب تعميم داده است و با اين استدلال، اگر اعضاي يك حزب داراي يك فكر و يك هدف نباشند و براي رسيدن به اين هدف و تحقق فكر به هم كمك نكنند، حزبي وجود نخواهد داشت، جز تابلوي آن بر سردر يك عمارت و نام آن در دفتر ثبت گروه ها .

  10. Top | #276



    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    عنوان کاربر
    تقاص
    میانگین پست در روز
    1.42
    محل سکونت
    قله خوشبختی
    سن
    25
    نوشته ها
    1,815
    پسندیده
    10,474
    تشکر شده
    2,545
    میزان امتیاز
    30

    پیش فرض

    نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر (قسمت سوم) [ اسماعیل محمود نیا ]
    ریشه های جامعه شناسی آلمان :
    می توان گفت که جامعه شناسی اولیه آلمان در مخالفت با نظریه مارکسیستی ساخته و پرداخته شد. چنانکه آلبرت ساسمون مدعی شدکه نظریه وبر در طی یک بحث طولانی وشدید با روح مارکس تحول یافت .
    وبر ،مارکس و مارکسیستهاي زمان خود را جبر گرایی اقتصادی می انگاشت که نظریه های تک علتی درباره ی زندگی اجتماعی ارایه می دادند. یکی از مواردی که وبر را آشفته کرده بود این بود که افکار چیزی جز بازتاب منافع مادی نیستند و این منافع مادی اند که ایدئولوژی را تعیین می کنند ولی وبر بیشتر توجهش را به افکار و تاثیر آن بر عوامل اقتصادی اختصاص داده بود . وبر همچنین بیشتر از همه بر به تاثیر افکار مذهبی بر اقتصاد نظر داشت . او همچنین به دین های دیگر جهان توجه داشت و می خواست ببیند که چگونه ماهیت این ادیان از رشد سرمایه داری در جوامع معتقدبه آنها جلوگیری کردند.
    وبر همچنین در صدد تکمیل نظریه مارکس بود ، مارکس در کارهایش درباره ی قشربندی برطبقه اجتماعی و بعد اقتصادی قشر بندی تاکید داشت اما وبر استدلال می کرد که ابعاد دیگر قشربندی را باید بسط داد تا قشربندی برمبنای منزلت و قدرت رانیز در بر می گیرد. از میان کسانی که بر وبر نفوذ داشتند ایمانویل کانت از همه برجسته تر بود ولی نیچه نیز بی تاثیر نبود،بویژه تاکید نیچه بر قهرمانان .
    فلسفه ی ایمانوئل کانت برخی از جامعه شناسان آلمان را به اتخاذ چشم انداز ایستا تری سوق داده بود.
    نظریه ی وبر براساس فراورده ی عقلانیت(خرد گرایی)بنیاد یافته است.وبر با اتکاء به مطالعات تاریخی-تطبیقی به این نتیجه رسید که دیوان سالاری نمونه ی عالی عقلانیت است.وبر در بحث دیوانی کردن،نهادهای ---------- را شرح می دهدو سه نوع نظام اقتدار را نام می برد:
    1- سنتی 2- فرهمندانه 3 -عقلانی- قانونی
    از نظر او تنها جهان نوین غربی می تواند یک نظام اقتدار عقلانی-قانونی را بپروراند و در همین جهان است که میتوان رشد کامل دیوان سالاری نوین را یافت.
    در اقتدار سنتی : با رهبری سر و کار داریم که برای این به قدرت می رسد که خانواده و طائفه اش همیشه رهبر بوده اند.
    در اقتدار فرهمندانه : این رهبر اقتدارش از قابلیت ها ویا از اعتقاد پیروانش به او سرچشمه می گیرد.
    در اقتدار عقلانی -قانونی: در این نظام ،اقتدار از قواعدی سرچشمه می گیرد که عقلا ًوقانونا ًبه تصویب رسیده باشند.
    لیبرال ومحافظه کار بودن وبرسبب شد که افکارش بیشتر توجه جامعه شناسان را جلب کند.
    نظریه ی وبر بیشتر از نظریه ی مارکس توجه جامعه شناسان را به خود جلب کرد
    زیرا که :
    1- وبر از نظر ---------- پذیرفته تر بود( لیبرال و محافظه کار )
    2- از وبر به عنوان رقیب مارکس استفاده کردند ( بخصوص در آمریکا)
    3- تفکر وبری دانشگاهی تر بود .
    4- وبر بر سنت کانتی کار میکرد ( گرایش به تفکر بر حسب روابط علت و معلول)
    5- کار وبر همه جانبه تر بود .
    گئورگ زیمل :
    وی بر خلاف مارکس و وبر که سالها نادیده گرفته شده بود ، در تحول نظریه ی جامعه شناختی آمریکا و نظریه ی عمده اش "کنش متقابل نمادین " ،اثرونفوذ فراوانی داشت.یکی از شگفتیهای کار زیمل آن بود که او نیز به همان قضایای پهن دامنه ای که ذهن مارکس و وبر را تسخیرکرده بود،تا اندازه ای پرداخت.فلسفه ی پول زیمل توجه گروهی از نظریه پردازان جدید را جلب کرد.او در اصل نگران پیدایش یک اقتصاد پولی در جهان نوین بود به گونه ای که از فرد جدا گردد وبر اوتسلط یابد وهمین موضوع به نوبه ی خود باعث چیرگی فرهنگ به عنوان یک کل بر افراد است.
    گروه دو نفره وسه نفره ی زیمل :
    او فکر می کرد که هرگاه یک گروه دو نفره،سه نفر شود، تحول جامعه شناسی تعیین کننده ای رخ می دهد ،امکانات اجتماعی تازه ای درین گروه پدیدار می شود برای مثال در گروه جدید ، یکی از اعضا می تواند در اختلافات میان دو نفر دیگر،نقش داور یا میانجی را ایفا کند و از این مهمتر ،دو تن از سه نفر می توانند با همدیگر همدست شوند و بر عضو سوم تسلط یابند و این قضیه در ابعاد کوچک همان رویداد ی را نشان دهد که ممکن است با پیدایی ساختارها ی بزرگ اتنفاق بیفتد ، بصورتی که این ساختارها از افراد جدا گردند و آغاز به تسلط بر آنها کنند
    مکتب مهم آمریکا ( شیکاگو ):
    گروه جامعه شناسی در دانشگاه شیکاگو در سال 1892 به وسیله " البیون اسمال"پایه گذاری شد . نقش او در نهادمند سازی جامعه شناسی اعتبار بیشتری دارد تا کارهای فکری اش.
    مکتب شیکاگو رنگ مذهبی داشت ، برخی از اعضا ی این مکتب خودشان کشیش بودند وبرخی کشیش زاده . با هجوم پیامدهای مثبت و منفی شهرگرایی و صنعتی شدن این نظریه پدید آمد که جامعه شناسی باید به اصلاحات اجتماعی علاقمند باشد.یکی از خدمات اعضای این گروه "ویلیام تامس" تاکیدش به روی تحقیق علمی در امور جامعه شناسی بود . تامس با کتاب " دهقان لهستانی" توجهاتی را به سوی بررسی جهان تجربی با کاربرد یک چهارچوب تئوری سوق داد . بررسیها و تحلیل های بعدی وی جنبه خرد نگرانه به خود گرفت و همین تاکید یکی از ویژگیهای محصول نظری شیگاگو( نظریه کنش متقابل نمادین ) شد . او به خاطر این گفته روانشناختی – اجتماعیش مشهور است که " اگر انسانها موقعیتهایشان را تلقی کنند پس پیامدهای این موقعیتها نیز واقعی اند " شخصیت برجسته ی دیگر شیکاگو ، رابرت پارک است که اهمیت او برای تحول جامعه شناسی از چندین سرچشمه آب میخورد :
    1- در گروه جامعه شناسی شیکاگو شخصیت مسلطی بود .
    2- در اروپا آموزش دیده بود و توانست جامعه شناسان شیکاگو را به اندیشه های اروپا آشنا کند .
    3- قبل از جامعه شناس شدن یک خبر نگار بود که توانست علاقه اساسی مکتب شیکاگو را به بوم شناسی شهری پدیدار کند .
    4- راهنمای دانشجو یان فوق بود .
    5- او و برجس نخستین کتاب درسی مهم و اساسی جامعه شناسی را با عنوان " درآمدی به علم جامعه شناسی " را نوشتند .
    چارلز هورتن کولی :
    بینشهای کولی در زمینه روانشناسی اجتماعی دارای نفوذ و تاثیر بوده است کولی به موضوع " آگاهی " علاقه داشت و معتقد بود که نباید آن را از زمینه اجتماعیش جدا کرد . " خود آیینه سان " وی بدین معنا ست که انسانها آگاهی کسب می کنند و این آگاهی در کنش متقابل و مداوم اجتماعی شکل میگیرد .مفهوم دیگرش " گروه نخستین " است که گروهی رودر رو است و با پیوند دادن کنش گر به جامعه گسترده تر نقش اساسی دارد اسا ساً در چهار چوب گروه نخستین است که خود آیینه سان پدیدار میشود و کودک خود محور یاد میگیرد که دیگران را به حساب آورد و از این طریق به یک عضو سهیم در جامعه تبدیل میشود .
    هم کولی و هم مید از دیدگاه " رفتار گرایانه روی گردان بودند و با دیدی مثبت معتقد بودند که انسانها آگاهی و خرد دارند و جامعه شناسان باید این جنبه از واقعیت اجتماعی را شناخته و بررسی کنند . کولی از جامعه شناسان میخواست که خودشان را جای کنش گران مورد بررسی شان بگذارند و روش درونگری همدلانه را برای تحلیل آگاهی به کار برند .
    مید :
    مهمترین اندیشمند شیکاگو و نظریه اش کنش متقابل نمادین است . محصو ل مید: ذهن ، خود و جامعه است که توسط دانشجویانش گردآوری شد . و شاهستون نظریه کنش متقابل نمادین است . مید یک نظریه روانشناختی – اجتماعی را به جامعه شناسی آمریکا ارائه داد که با نظریه های اساساً اجتماعی بیشتر نظریه پردازان اروپایی در تضاد است (به استثناء زیمل )

    افول مکتب شیکاگو :
    افولش در دهه 1930 اوج گرفت ولی با مرگ مید و عزیمت پارک اهمیت آن از بین رفت . دلایل این انکسار عبارتند از :
    الف ) توجه بیش از اندازه به آمار
    ب ) اعمال سلطه انحصاری بر مجلات و امکانات بررسیها و مطالعات جامعه شناسانه
    ج) ظهور و رشد سایر کانونها به ویژه هاروارد و اتحادیه آیوی

  11. Top | #277



    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    عنوان کاربر
    تقاص
    میانگین پست در روز
    1.42
    محل سکونت
    قله خوشبختی
    سن
    25
    نوشته ها
    1,815
    پسندیده
    10,474
    تشکر شده
    2,545
    میزان امتیاز
    30

    پیش فرض

    انگیزه های دخالت نظامی ها در ----------(بررسی جامعه شناسانه مداخله ارتش در ---------- ) [ مهدی علاقبند ]
    " اقتباس آزاد از کتاب جامعه شناسی ---------- دکتر حسین بشیریه بخش ارتش و ----------"
    مقدمه :
    ازنظر جامعه شناسی ---------- بررسی رابطه ارتش از یکسو با جامعه و گروهها و نیروههای اجتماعی و از سوی دیگر با دستگاه قدرت ---------- حائز اهمییت است . به عبارت دیگر آنچه از نظر جامعه شناسی ---------- مهم است نقشی است که ارتشها به عنوان واسطه میان طبقات و گروههای اجتماعی از یکسو و حکومت از سوی دیگر ایفا می کنند. معمولا ارتش به عنوان ابزار اجرای قدرت و خشونت دولتی قانونا فاقد مسئولیت ---------- است لیکن در عمل به دلایل مختلف ممکن است به انحاء گوناگون به طور مستقیم یا غیر مستقیم مسئولیت اعمال قدرت ---------- را به دست گیرد. طبعا شیوه و میزان نفور یا دخالت ارتشها در رژیمهای ---------- استبدادی ، توتالیتر و یا دموکراسی پارلمانی متفاوت است . مانند کشورهای کمونیستی قرن بیستم که افسران عالی رتبه ارتش هم در حزب خاکم واز سوی دیگر در سازمانهای حزبی نیز در درون ارتش فعال بوده اند. یا در دولتهای دموکراتیکی همچون ایالات متحده آمریکا که میان افسران ارتش و برخی صنایع ملی رابطه ویژه ای همراه با قراردادهای نظامی پر سود وجود داشته است.
    دخالت مستقیم ارتش در ---------- در کشورهای در حال توسعه بسیار آشکار تر بوده است که مهم ترین دلیل را می توان بر نقش برجسته که اغلب ارتشها به عنوان چاسدار استقلال و حافظ هویت ملی که ظاهر شده در مبارزات ضد استعماری شرکت داشته اند.
    از نگاه جامعه شناسی ---------- مهم این است که ارتش وقتی در ---------- دخالت می کند ارزمنافع چه گروههای اجتماعی حمایت به عمل می آورد . دخالت ارتش در ---------- به ویژه به شکل کودتای نظامی اغلب به نحوی با ساخت منافع گروههای اجتماعی ارتباط دارد.
    در کشوری که در آن قدرت ---------- اصولا در دست اشرافیت زمیندار است ، وقوع کودتا ممکن است نشانه اختلاف درونی طبقه حاکم باشد . از سوی دیگر با رشد طبقات متوسط ممکن است افسران ارتش به عنوان نماینده منافع چنان طبقاتی قدرت را در دست گیرند و در جهت آن منافع دست به ایجاد تغییراتی بزنند ، بنابراین باید گفت که صرف مفهوم جامعه شناختی نیست . دولتهای نظامی ممکن است از حیث پایگاه اجتماعی و گرایشهای طبقاتی
    بسیار متنوع باشند . از همین روموضوع اصلی جامعه شناسی ---------- دولتهای نظامی بررسی روابط شخصی ، گروهی و ایدئولوژیک میان ارتش و طبقات اجتماعی می باشد .
    مباحث نظری :
    فلاسفه و نویسندگان بزرگی چون توماس کارلایل و فریدریش نیچه روح نظامی و زندگی سربازی را با ویژگی بی روح زن صفتانه تمدن بورژوایی معاصر مقایسه کرده و از فضایل زندگی نظامی سخن گفته اند . در حقیقت ویژگی هایی چون نظم و انضباط و اطاعت و قدرت و سلسله مراتب از آرمانهای محافظه کاری به شمار می آید.
    حتی کسانی چون ماکس وبر تصویری وحشتناک از جامعه دستخوش « تجارت زدگی » و بوروکراسی و خالی از فضایل نظامی و ارتش به دست داده اند . میلیتاریسم اغلب همراه گرایشهای محافظه کارانه و ضد لیبرالی بوده است . همچنین احترام نسبت به نگرشها و گرایشهای نظامی با ضدیت نسبت سوسیالیسم و پارلمانتاریسم همراه بوده است .
    گائتانوموسکا ، جامعه شناس ایتالیایی در کتاب طبقه حاکمه از خطرات نظامیگری در زندگی مدنی و سخن گفته است . به نظر او در بین نیروهای اجتماعی مختلف ، ارتش بیش از هر نیروی دیگری توان و امکانات لازم را برای قبضه قدرت و اعمال سلطه یکجانبه داراست . در زندگی ---------- تمایل نیرومندی به پیدایش دیکتاتوری نظامی وجود دارد ، لیکن بهترین راه برای پرهیز از این گرایش غالب به نظر موسکا ایجاد ارتش مستقر و نهادینه شده است که در آن عضویت در ارتش به صورت یک حرفه در آید و در نتیجه گرایشهای خودسرانه و خشونت طلبانه افسران محدود شود .
    مارکس و انگلس در رابطه با نقش ارتش و ---------- ، در 1854 بر اساس الگوی « دولت نظامی » پروس تصویری از جامعه میلیتاریستی ترسیم کردند. به نظر آنها در پروس ، ارتش طبقه حاکمه را تشکیل می داد. آنها همچنین تحلیلهایی درباره ماهیت نظامی دولت بیسمارک در آلمان و دولت ناپلئون سوم در فرانسه از دیدگاه رابطه ارتش با طبقات اجتماعی عرضه کردند . انگلس بناپارتیسم را به عنوان « استبداد نظامی » توصیف می کرد که در آن چون بورژوازی قادر نبود به تنهایی حکومت کند لذا قدرت را به ارتش واگذاشت تا از بسیج نیروی انقلاب طبقه کارگر جلوگیری کند . به نظر او نظام بناپارتیظستی مانعی بر سر راهحل منازعات طبقاتی بود . انگلس ،همچنین پس از شکست بنپارتیسم در فرانسه ، امپراطوری آلمان را « نماینده راستین میلیتاریسم » می خواند . مارکس و انگلس مفهوم بناپارتیسم و « استبدا نظامی » را برای توصیف شرایط تعادل طبقاتی میان بورژوازی و پرولتاریا به کار مبردند. به گفته انگلس در آلمان قدرت واقعی در دست « کاست اشرافی افسران و کارگزاران دولتی » بود نه در دست بورژوازی . مارکس ، بیسمارکیسم را تلفیقی از استبداد نظامی ، پارلمانتیسم صوری ، فئودالیسم و سلطه بورژوازی می دانست.
    انگیزه های دخالت ارتش در ----------:
    انگیزه های دخالت ارتش ---------- پیچیده تر از انگیزه گروههای دیگر مثلا اتحادیه های کارگری یا کارفرمایی برای دخالت در حیات ---------- است . دلیل این پیچیدگی را طبعا باید در ساخت ارتش جست . ارتش طبعا طبقه یا قشر یا گروه اجتماعی و یا گروه حرفه ای داوطلبانه ای نیست بلکه جزیی از بوروکراسی دولتی به معنی وسیع است و در عین حال در درون خود متاثر از علایق گوناگون اجتماعی است . برای فهم انگیزه های ارتش در دخالت در زندگی ---------- در وهله اول باید میان ایدئولوژی ارتش و انگیزه های واقعی و پشت پرده تمیز قایل شد . معمولا در همه جا ارتش ها علت دخالت خود در زندگی ---------- را حمایت و دفاع از منافع عمومی و ملی اعلام می دارند .
    در اغلب موارد ارتشها پس از قبضه قدرت به حفظ مستمر آن تمایل پیدا می کنند . البته تصور ارتشها نسبت به « منافع ملی » طبعا بسیار متفاوت است . مثلا در کشورهایی مثل اسپانیا و پرتغال ارتش منافع ملی را با منافع الیگارشی زمیندار یکی و یکسان می دانست در حالی که در کشورهای خاورمیانه ارتشها منافع ملی را بیشتر در منافع طبقات متوسط جدید جستجو کرده اند. بنابراین در پشت ایدئولوژی حمایت از منافع ملی همواره حمایت از منافع بخشی لز نیروها و گروهها یا طبقات اجتماعی نهفته است و جامعه شناسی ---------- مداخله ارتش باید به شناسایی این منافع بپردازد.

  12. Top | #278



    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    عنوان کاربر
    تقاص
    میانگین پست در روز
    1.42
    محل سکونت
    قله خوشبختی
    سن
    25
    نوشته ها
    1,815
    پسندیده
    10,474
    تشکر شده
    2,545
    میزان امتیاز
    30

    پیش فرض

    بنیادگرایی دینی به مثابه روش تفکری [ مهدی علاقبند ]
    مقدمه:
    واژه بنیادگرایی در عرصه ---------- از بعد از انقلاب اسلامی ایران وارد عرصه بین المللی جهان شد ولی می توان گفت برای اولین بار این واژه در مباحثاتی در درون مذهب پروتستان آمریکایی در اوایل قرن بیستم به کار رفت.
    پس می توان گفت بنیادگرایی پدیده ایی نو وبدیع می باشد زیرا اگر این اصل علمی را در نظر بگیریم که علم تبیین کننده و ضع موجود است و هیچگاه نمی تواند آینده را بصورت دقیق پیش بینی کند براین اساس بنیادگرایی علمی است که استارت تفکر ---------- در عرصه حکومت داری با حضور دین سالاران ( تئوکراسی ) ایرانی زده شد که متفکران غربی اعتقاد داشتند که دنیا به سوی عقلانیت ابزاری و لائیتیسه پیش می رود انقلاب ایران سکته ای بود بر نقض تفکرات این دانشمندان اجتماعی و ---------- و زمانی که بنیادگرایان اسلامی در افغانستان ماموریتشان برای مبارزه با کمونیسم تمام شد و نوانستند با تفکر بنیادگرایی خود ارتش سرخ شوروی را از خاک افغانستان بیرون کنند ضربه مهلکی بود بر بدن نحیف و ضعیف اتحاد جماهیر شوروی با فروپاشی شوروی و شکست تفکر کمونیسم بنیادگرایان اسلامی دیگر محبوبیتی نه برای غرب داشتند ولی محبوبیت آنها افزایش پیدا می کرد . زیرا اجتماعات شرق بخصوص کشورهای توسعه نیافته اسلامی به بنیادگرایانی می پیوستند که دهن کجی باشد بر جامعه غربی که توسعه ارزونی خودتان بلکه ما باید به نص (ذات ) دتین بازگردیم توسعه و پیشرفت باید از داخل جامعه آن هم با عقاید صرف اسلامی ودینی بیرون آید که گروه اسامه بن لادن نماداین تفکر بود لازم به ذکر است که بنیاد گرایی بن لادن اسلامی سلفی و وهابی مرتجعانه . باید تحقیق کرد که چه دلیلی باعث طرفداری بخصوص جوانان به این آیین شده است . در مقابل تفکرات پر زرق و برق دار غربی . در حالیکه اسلام شاخه ای دیگر هم در مقابل این تفکر دارد که بنیاد گرایی شیعی است ولی این بنیادگرایی بر اساس فرآیند زمانی معتدل تر و عملگرا شده است . که هانتینگتون در کتاب " برخورد تمدنها و بازسازی نظم نوین جهانی " بازگو می کند (نقل به مضمون) : « جهان اسلام در دهه90 به بعد اسلامی تر می شود به غیر از ایران که بر خلاف این جریان اسلامگرایی حرکت می کند »
    بر جسته ترین ویژگی بنیاد گرایی دینی در این است که به دنیای نوین به شدت پشت کرده است . باید گفت از نگاه بنیادگرایی دینی دو وجنبه وجود دارد یک وجه آن این است نوگرایی معادل با انحطاط و فساد ، در حالی که اشاعه یک دنیایی مبتنی بر خدا ناباروری و زبازگشت به عصر طلایی اما می توان گفت که متاسفانه این نگاه ساده انگارانه و نادرست است . جنبه دیگر آن این است که بنیادگرایی دو وجه دارد یک وجه سنتی و نوین . زیرا مشخصا رابطه آن با نوگرایی آمیزه ایی از نفرت و حسادت است . بی شک چالش بنیادگرایی با نوگرایی می باشد زیرااز نگاه بنیاد گرایان آیین فرد گرایی روشی است برای خشنودی فرد این آیین غیر اخلاقی که کاملا هم منحط است و فسادهای اخلاقی را به بار آورده است . بر این اساس بنیادگرایان دینی از مردم می خواهند که خود را با یک نظام اخلاقی تجویز شده و مقرر شده توسط خداوند تطبیق دهند.
    باید گفت بنیادگرایان اسلامی در سودای اجرای مجدد شریعت هستند و بنیادگرایان مسیحی نیز به منظور مبارزه با بی بندوباری و مادیگری خواستار بازگشت به عصر اهمییت خانواده یا ارزشهای دینی شده اند . که این روش فکری هم در حکومتگران ایرانی بر اجرای شدید اسلام و حاکمان کاخ سفید به چشم می خورد و خود را منجیان آسمانی می دانند که بشر را به سمت ایمان و روشنایی و هدایت کنند.
    تفاوت بنیاد گرایی دینی با محافظه کاری و سنت گرایی
    باید گفت اینجا بنیادگرایی با محافظه کاری تفاوت عمده ای دارد : محافظه کاری میانه رو دور اندیش ، متمایل به جانبداری از نخبگان و دفاع از سلسله مراتب است ، هوادار استمرار وضع موجود است ، در حالیکه بنیادگرایی جسور و شورمند ، گرایش مردم گرایانه پوپولیسم و مساوات طلبانه ، گاهی آشکارا حالت انقلاب دارد.
    باید ایمجا در نظر گرفت که بنیاد گرایی هیچ نسبتی با سنت گرایی ندارد زیرا سنت گرایی دلالت بر این اعتقاد دارد که نهادها و روشهایی موروثی به ویژه آنهایی که از تاریخی طولانی و مستمر برخوردارند بهترین رهنمودهای بشری هستند ولی بنیادگراها هوادار تفسیر " نوین " از آموزه های دینی و خواستار تجدید حیات کامل اجتماعی است.
    ارتجاع ، بنیادگرایی دینی ، مدرنیزاسیون
    " بنیادگرایان را نمی توان ارتجاعی در معنای کلمه دانست " زیرا آنان اشتیاق خیلی خاص به جنبه های از نوگرایی نهفته است و آن مدرنیزاسیون یعنی استفاده ازابزارهای مادی غرب نمونه استفاده گروههای بن لادن از بهترین تجهیزات جنگی و ابزارهای و داشتن عالی ترین سایتهای کامپیوتری و راداری و دارا بودن پیشرفته ترین وسایل ارتباط جمعی ، می توان گفت که سازگاری بنیادگرایان با نوگرایی صرفا یک کردار متظاهرانه نیست . زیرا اعتقاد آنها به " تفسیر نوین " اعتقاد دارند تا اعتقاد به ساختارها و سنت های موروثی .
    به عقیده پارخ " بنیادگرایی دینی به بازسازی دینی در درون محدود نوگرایی می پردازد و حتی زمانی که با نوگرایی در درون محدوده دین پیکار می کنند ( هی وود 1379 ، ص 512)
    با این تفاسیر آیا آیا می توان گفت دین ذاتا ضدمدرن و در بستر مدرنیته همواره بنیاد گرا است ؟ ما شما را به اثر بزرگ ماکس وبر در قرن 19 که موضوع بحث آن تاثیر مذهب پروتستان بر ظهور سرمایه داری مدرن است رجوع می دهیم.
    وبر استدلال می کند که دین در بعضی مواقع در مقابل رشد جامعه مدرن مقاومت می کند و انرا به تاخیر می اندازد اما ما در شرایط دیگری می تواند هم چون محرک مدرنیزاسیئن عمل می کند . پس می توان گفت دین ذاتا ضد مدرن نیست .
    برخی از پاکدینان ( پیورتیان ) انگلیسی و آمریکایی به توسعه سرمایه داری مدرن و جامعه دموکراتیک کمک کنند و یا در جنبش ضد بردگی و ترقی خواهی و اخیرا در جنبش حقوق مدنی پیوند میان دین و انقلاب حقوق مدنی به ویژه در اندیشه مارتین لوتر کینگ مشاهده کرد به نحوی شگرف آشکار می سازد.جنبش اصلاح طلبی که معطوف به دین و به لحاظ ---------- پرتوان است می تواند مقاصد دموکراتیک خود را پیش برد و مانع آنها نشود .
    بنیادگرایی به مثابه یک روش تفکری
    در هر صورت بنیادگرایی به مثابه یک روش تفکری است که بر طبق آن ، اصولی را که دارای اعتبار تغییر ناپذیر و فوق العاده ای می باشند گرچه بنیادگرایی معمولا تداعی کننده دین و نص گرایی متون مقدس است > اما در آئین های ---------- نیز یافت می شود ، حتی می توان گفت که شکاکیت لیبرالیستی نیز حاوی این اعتقاد بنیادگرایانه است که تمامی نظریه ها بایستی مورد تردید قرار گیرند و به جز خود لیبرالیستی . هر چند که واژه بنیادگرایی غالبا در معنای منفی به کاربرده می شود تا بیانگر نرمش ناپذیری ، جزم اندیشی و اقتدار گرایی باشد اما بنیادگرایی ضمنا می تواند موجب از خود گذشتگی و ایثار به خاطر یک اصل اعتقادی باشد .

  13. Top | #279



    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    عنوان کاربر
    تقاص
    میانگین پست در روز
    1.42
    محل سکونت
    قله خوشبختی
    سن
    25
    نوشته ها
    1,815
    پسندیده
    10,474
    تشکر شده
    2,545
    میزان امتیاز
    30

    پیش فرض

    گفتاری در جامعه شناسی جنگ و نهادهای نظامی (قسمت دوم) [ دکتر مهدی پیروز نیا ]
    راه حلهای گوناگونی در جهت امحای جنگ و استقرار رژیمی که در آن صلح جهانی تمهید گردد - جریانهای صلح گرا - با توجه به دلایلی که برای بروز جنگ برشمرده اند و یا عللی که درپیدایی جنگ تعیین کننده قلمداد شده اند پیشنهاد شده است . امحای سلاح جنگی - خلع سلاح - برای از بین بردن جنگ کافی نیست . خلع سلاح ، در واقع همچون مسکّنی در حلّ این مسئله ی اساسی است ، « زیرا این انسان است که دست به کشتار می زند و نه اسلحه . سلاح در حقیقت ابزار ساده ی پرخاشجویی انسان است. چنان است که اکثرا"چاقورامتهم می سازند وقاتل را فراموش می کنند. »
    جنگ سنتی بتدریج بصورت جنگی تمام عیار در آمده است و امروزه ، هر یک از حریفان جنگ با حداکثر نیروهایش وارد میدان می شود ، این نیروها تنها نظامی نیستند ، بلکه ابعاد اقتصادی ، فنی و جمعیتی نیز دارند . بویژه ------ اتمی ، به جهت آنکه انسانیت را تهدید به تخریب همه چیز می کند ، خود نوعی ترس و اضطراب جمعی پدید می آورد که برحیات جوامع نفوذ کرده ، برنهادها و آداب و رسوم اثر می نهد . جنگ در شرایط کنونی همچون حربه ی نهایی دولتها به شمار می رود ، لکن با عدم تناسب بیش از پیش مشهود بین وسایل - بمباران هسته ای با عواقبی غیرقابل پیش بینی بر روی تمامی کره ی خاکی - و اهدافی که مورد نظرند -انتفاع از شکست حریف - جنگ چنان خرابیهای عظیمی را دامن می زند که در جریان عملیات و با مسایل جدیدی که پدید می آیند ، علت نخستین بروز آن به فراموشی سپرده می شود . عواقب و آثار جنگ نیز به نوبه ی خود هیچ تناسبی با انگیزه ای که موجبات بروز آن را فراهم ساخته ، ندارند .
    تناقص دنیای جدید در تضاد بین استفاده ی داخلی و خارجی از نیروی ---------- است . در داخل یک کشور ، قدرتهای ---------- با هر خشونتی عناد می ورزند و حال آنکه در امور خارجی ، همین قدرتها با دستیازی به جنگ ،خود تبدیل به ابزار خشونت مفرط می شوند . این امر که هر ملت حاکم بر سرنوشت خویش ، جنگ کردن را حقی مسلم برای خود تلقی می کند ، از فقدان نظمی بین المللی در تمدن قرن بیستم حکایت دارد . »
    علی آقابخشی نیز در کتاب فرهنگ علوم ---------- چنین تصویری از جنگ ارائه می دهد :
    « 1 - تبدیل شدن کشمکش دائمی بین کشورها به ستیزه ای خشونت بار و خونین .
    2 - حالتی ازروابط بین دودولت یا بین گروهی ازدولتها یا بین یک دولت وگروهی ازدولتها که بر اساس آن،آثارعادی قانون بین المللی ، یعنی قانون کلی صلح ، بینشان به حال تعلیق در آمده باشد . 3 - مبارزه ی مسلحانه بین کشورها یا بین طبقات برای اجرای هدفهای ---------- و اقتصادی
    4 - از نظر کارن فون کلاویتس ژنرال پروسی جنگ ادامه ی ---------- است با وسایل دیگر . او می گوید جنگ عمل قهری است که منظور از آن مجبور ساختن خصم مان به اجرای اراده ی ماست . کلاوس ویتس ، اصل اساسی جنگ را حفظ نیروهای خودی و نابودی نیروهای دشمن ، هدف جنگ را خلع سلاح یا سرنگون کردن دشمن و عامیترین اصل پیروزی در جنگ را برتری تعداد افراد مسلح دانسته است . پیشرفتهای وسایل تکنولوژیکی ویرانگر در سازماندهی ---------- در نظام بین المللی و در تحلیل مسئله ی جنگ باعث طبقه بندی انواع گوناگون جنگ شده است . به عبارت دیگر ، جنگ باتوجه به سطح فنون ، قدرت اسلحه ، بزرگی کشورها یا گروههای در حال نزاع و شمار کسانی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم در منازعات شرکت دارند ، اشکال گوناگونی می یابد . نیوت گینگریج سیاستمدار راستگرای افراطی جمهوریخواه امریکایی در مقدمه ی کتاب تافلر به نام به سوی تمدن جدید نوشته است : « در سال 1991 جهان شاهد اولین جنگبین سیستمهای نظامی موج سومی با یک ماشین نظامی کهنه ی موج دومی بود . عملیات نظامی طوفان صحرا ، انهدام یکجانبه ی عراق به دست امریکا و متحدانش بود . آ ن هم بیشتر به این دلیل که سیستمهای موج سومی به نحو قاطعی ثابت کردند که سیستمهای ضد هوایی پیچیده ی موج دومی در برابر جنگنده های رادارگریز موج سومی ، هیچ خاصیتی ندارند و ارتشهای سنگر گرفته ی موج دومی در مقابله با سیستمهای اطلاعاتی موج سومی برای هدفگیری و لجستیک ، به آسانی مقهور و منهدم می شوند . »
    اما مانوئل کاستلز درجلد اول کتاب عصر اطلاعات یعنی ظهور جامعه ی شبکه ای در ارتباط با جنگ تحت عنوان جنگهای آنی چنین می نویسد : « مرگ جنگ و زمان همدستان مادی تاریخی هستند . یکی از شگفت انگیزترین ویژگیهای پارادایم تکنولو ژیک در حال ظهور این است که این همدستی دست کم از نظر جنگهای تعیین کننده ی قدرت های مسلط ، دچار دگرگونی بنیادینی گشته است . در واقع پیدایش تکنولوژی هسته ای و امکان قتل عام جهانی، به گونه ای متناقص نما احتمال رویارویی نظامی گسترده و جهانی بین قدرتهای بزرگ را از میان برده است ÷و شرایطی را که نیمه ی نخست قرن بیستم را به ویرانگرترین و مرگبارترین دوره ی تاریخ تبدیل کرده بود منتفی ساخته است . با این حال منافع ژئوپولوتیک و رویاروییهای اجتماعی همچنان آتش مخاصمات بین المللی و بین قومی را تا مرز نابودی فیزیکی افروخته نگاه می دارند و باید گفت که ریشه های جنگ ، دست کمتا جایی که تجربه ی تاریخی نشان می دهد در سرشت انسان نهفته است . با وجود این در دو دهه ی گذشته ، جوامع دموکراتیک وپیشرفته ی صنعتی امریکای شمالی ، ژاپن ، و اقیانوسیه جنگ را مردود دانسته اند و در برابر دولتهایی که شهروندان خود را به بالاترین از خود گذشتگی دعوت می کنند مقاومت چشمگیری نشان داده اند . جنگ فرانسه در الجزایر ، جنگ ایالات متحده در ویتنام وجنگ روسیه در افغانستان نقاط عطفی در توانایی دولتها بوده است تا بدون داشتن دلایل چندان قانع کننده جوامع خود را بسوی نابودی سوق دهند . از آنجا که جنگ و تهدید جدی به توسل به آن هنوز رکن اصلی قدرت دولت را تشکیل می دهد ، از پایان جنگ ویتنام ، کارشناسان جنگ در صدد یافتن راههایی برای ایجاد جنگ بوده اند . تنها در چنین شرایطی است که می توان قدرت اقتصادی ، تکنولوژیک و جمعیت را به عاملی برای سلطه بر دولتهای دیگر تبدیل کرد و این قدیمی ترین بازی در طول تاریخ بشر است . جوامع پیشرفته و دموکراتیک ، در ارتباط با شرایط لازم برای مقبولیت جنگ نزد مردم به سرعت به سه نتیجه رسیدند . جنگ باید :
    1 - به دست ارتشهای حرفه ای انجام گیرد و شهروندان عادی نباید در آن شرکت داشته باشند . به این ترتیب سرباز گیری اجباری تنها باید در شرایط واقعا" استسنایی که احتمال وقوع آن بسیار بعید است انجام شود .
    2 - کوتاه و حتی لحظه ای باشد تا پیامدهای منفی بلند مدت نداشته باشد ، منابع انسانی و اقتصادی را نبلعد و مسئله ی توجیه نظامی مطرح نشود .
    3 - تمیز و بسیار دقیق باشد و نابودی حتی نابودی دشمن نیز باید در حد معقول و تا آنجا که ممکن است به دور از انظار عمومی صورت پذیرد . پیامد این کار ، ایجاد پیوند نزدیک میان کنترل اطلاعات ، تصویر پردازی و جنگ آفرینی است .
    پیشرفتهای شگرفی که در دو دهه ی گذشته در زمینه ی تکنولوژی نظامی ایجاد شده ابزار اجرای این استراتژی اجتماعی - نظامی را فراهم کرده است . نیروهای مسلح تعلیم دیده ، مجهز ، تمام وقت و حرفه ای نیاز به شرکت گسترده ی مردم در جنگ را از میان می برند و تنها کاری که از آنان انتظار می رود این است که از اتاق نشیمن خانه های خود شاهد نمایش بسیار هیجان انگیزی باشند و با احساسات عمیق میهن پرستانه فریاد شادی سر دهند . مدیریت حرفه ای گزارشهای خبری ، در شکل هوشمندانه ای که نیازهای رسانه ها را درک و در عین حال آنها را کنترل می کند ، می تواند جنگ را زنده به خانه های مردم بیاورد و در عین حال درک محدود و سانسور شده ای از کشتن و رنج کشیدن را به آنان ارائه دهد . این مضمونی است که بودریار در باره ی آن توضیح کاملی داده است . مهمتر از همه این که مخابرات و تکنولوژی سلاحهای الکترونیک حملات ویرانگر به دشمن را در زمانی کوتاه میسر ساخته است . البته جنگ خلیج فارس تمرینی کلی برای نوع جدیدی از جنگ بود ، و پرده ی نهایی آن که در برابر ارتش بزرگ و مجهز عراق 100 ساعت به طول انجامید نشانه ای از قاطعیت قدرتهای نظامی جدید در مواردی است که مسئله ی مهمی مطرح باشد ( در جنگ خلیج فارس ، انچه به خطر افتاده بود منافع نفتی غرب بود . )
    البته این تحلیل و خود جنگ خلیج فارس ، نیازمند شرحی طولانی است . امریکا و متحدانش نیم میلیون سرباز را به مدت چند ماه برای حمله ی زمینی به منطقه گسیل داشتند ، گرچه بسیاری از متخصصان گمان می کردند که این کار به دلیل سیاستهای داخلی وزارت دفاع بوده است که هنوز حاضر نبود در برابر نیروی هوایی اعتراف کند که در جنگ می توان از طریق هوا و دریا برنده شد . به واقع همینطور هم بود ، چون پس از مجازات عراق از راه دور ، نیروهای زمینی در عمل با مقاومت چندانی روبرو نشدند . درست است که نیروهای متحدین وارد بغداد نشدند ، ولی این تصمیم به دلیلا موانع جدی نظامی نبود بلکه ناشی از محاسبات ---------- آنان برای حفظ عراق به عنوان یک قدرت نظامی در منطقه برای کنترل ایران و سوریه بود . یکی از دلایل آسیب پذیری عراق فقدان حمایت یک دولت بزرگ ( روسیه یا چین ) بود که به این ترتیب ، پیروزی در جنگهای بزرگ بعدی برای ائتلاف نیروهای غربی چندان آسان نخواهد بود . قدرتهایی که از نظر تکنولوژی با یکدیگر برابرند به راحتی از یکدیگر تبعیت نمی کنند . اما با توجه به لغو دوجانبه ی استفاده از قدرت هسته ای بین قدرتهای عمده ی نظامی ، احتمال دارد جنگهای احتمالی میان آنان یا بین دولتهای اقماریشان به حملات متقابل سریعی بستگی داشته باشد که موازنه ی تکنولوژیک نیروهای متخاصم را واقعا" بر هم می زند . به نظر می رسد ویرانی گسترده یا نمایش سریع احتمال وقوع آن در حداقل زمان ممکن ، استراتژی مورد پذیرش برای جنگهای پیشرفته در عصر اطلاعات باشد . با این همه تنها قدرتهای تکنولوژیک مسلط می توانند این استراتژی نظامی را دنبال کنند ، و این مسئله با درگیریهای خشونت بار پرشمارو بی پایان داخلی و بین المللی که از سال 1945 جهان را به مصیبت دچار ساخته است آشکارا در تضاد است . این تفاوت زمانی در جنگ افروزی یکی از عجیب ترین جلوه های تفاوت در زمانمندی است که ویژگی سیستم جهانی چند پاره ی ما محسوب می شود . در جوامع مسلط ، این عصر جدید جنگ تاثیر چشمگیری بر زمان و بر مفهوم زمان به گونه ای که در تاریخ تجربه شده ، داشته است . برهه های بسیار سخت تصمیم گیری نظامی در دوره های طولانی صلح یا تنشهای آرام لحظات سرنوشت ساز محسوب می شود . برای مثال ، بر طبق مطالعه ی تاریخی آماری که به سفارش وزارت دفاع کانادا در باره ی درگیریهای نظامی انجام گرفته است ، طول درگیریها در نیمه ی نخست دهه ی 1980 در مقایسه با دهه ی 1970 بطور متوسط بیش از 50 درصد ، و در مقایسه با دهه ی 1960 بیش از دو سوم کاهش یافت . همان منبع ، کاهش میزان مرگ در نتیجه ی جنگ در سالهای اخیر ، به ویژه با توجه به افزایش جمعیت جهان را نشان می دهد . با این حال بر طبق همان مطالعه میزان استفاده از جنگ در طول تاریخ به عنوان شیوه ای از زندگی تغییراتی داشته است . این روند در نیمه ی نخست قرن بیستم شدت خاصی داشته است . منابع دیگر نشان می دهند که در اروپای غربی ، آمریکای شمالی ، ژاپن و آمریکای لاتین ، بین سالهای 1945تا 1989 میزان مرگ و میر ناشی از جنگ بسیار کمتر از سالهای 1815 تا 1913 بوده است . در زمانمندی نوین جنگ ، که از همگرایی تکنولوژی و فشار جوامع مدنی در کشورهای پیشرفته ناشی شده است ، به نظر می رسد که ممکن است جنگ به پس زمینه ی این جوامع مسلط رانده شود و هراز چندگاه به یادآوری ناگهانی سرشت انسانی زبانه بکشد . در بسیاری از جوامع ، این ناپدید شدن جنگ از چرخه ی زندگی بیشتر مردم از هم اکنون تاثیر شگرفی بر فرهنگ و رفتار مردم گذاشته است . در کشورهای صنعتی و دموکراتیک ، به جز اقلیتی از جمعیت در دوره ای کوتاه در فرانسه ، پرتغال
    و ایالت متحده ، نسلهایی که پس از جنگ جهانی دوم متولد شده اند ، به جز سوئدیها و سوئیسیهای خوش اقبال ، نخستین کسانی در تاریخ هستند که در دوران زندگی خود جنگ را تجربه نکرده اند . این گسستی بنیادین در تجربه ی بشری است . در واقع این امر بر مسائلی از قبیل مردی و فرهنگ مردانگی تاثیر مهمی می گذارد . تا قبل از این نسلها ، فرض بر این بود که لحظه ای فرا می رسد که در زندگی هر مردی اتفاق ترسناکی رخ می دهد : آنها برای کشته شدن ، کشتن ، زندگی با مرگ و نابودی جسمها ، تجربه ی انسانیت زدایی گسترده فرستاده می شدند و با این همه به آن افتخار می کردند و در غیر این صورت احترام جامعه و خانواده هایشان را از دست می دادند . بدون اشاره به این لحظه ی حقیقت ، این سرنوشت فجیع مردان که مادران ، همسران و دختران به دیده ی احترام به آن می نگریستند و نیز مضمون همیشگی ادبیات همه ی کشورهاست ، درک شکیبایی شگفت انگیز زنان در خانواده ی سنتی پدرسالارغیر ممکن می گردد . کسانی همچون من که درنخستین نسل بدون جنگ بزرگ شده اند ، می دانند که تجربه ی جنگ چه تاثیر سرنوشت سازی در زندگی پدران ما داشته است و دوران کودکی و زندگی خانواده تا چه اندازه مالامال از زخمها و خاطرات باز سازی شده ی آن سالهاست که گاه تنها چند ماه طول می کشد ولی با وجود این شخصیت مردان و همه ی اعضای خانواده را برای همیشه شکل می دهد . این شتاب گرفتن زمان از طریق همزیستی با مرگ که تجربه ی اکثر نسلها در طول تاریخ بشر بوده است اکنون در برخی جوامع به پایان رسیده است . و این در واقع سرآغاز عصر جدیدی در تجربه ی ماست . با این همه ، باید کاملا" بخاطر داشته باشیم که جنگهای سریع ، ظریف ، محدود ، و مبتنی بر تکنولوژی ، امتیاز ملتهایی است که از سلطه ی تکنولوژیک برخوردارند . در سرتاسر جهان ، جنگهای ظالمانه که اعتنای چندانی به آنها نمی شود سالهای سال اذامه می یابند و به رغم گسترش جهانی تسلیحات بهره مند از تکنولوژی پیشرفته در بازار ، با ابزار ابتدایی انجام می شوند . تنها از سال 1989 تا 1992 ، سازمان ملل 82 نبرد مسلحانه را در جهان ثبت کرد که 79 مورد از آنها جنگهای داخلی بود . چریکهای سرخپوست گواتمالا ، نبردهای انقلابی بی پایان در کلمبیا و پرو ، شورش مسیحیان جنوب سودان ، مبارزات آزادیبخش کردها ، شورش مسلمانان در جزایر میندانائو ، آمیزه ی قاچاق مواد مخدر و مبارزات ملی در میانمار و تایلند ، جنگهای قبیله ای - ایدئولوژیک در آنگولا ، رویارویی جنگ سالاران در سومالی یا لیبریا ، جنگهای داخلی قومی در رواندا و بروندی ، مقاومت صحرا در برابر مراکش ، جنگ داخلی الجزایر ، جنگ داخلی افغانستان ، جنگ داخلی سری لانکا ، جنگ داخلی بوسنی ، جنگها و مبارزات اعراب و اسرائیل که چندین دهه به طول انجامیده است ، جنگهای قفقاز ، و رویارویی ها و نبردهای مسلحانه ی متعدد دیگر که سالها و دهه ها به طول انجامیده است ، آشکارا نشان می دهند که جنگهای کند و فرسایشی هنوز نشانه ی نفرت انگیز توانایی ویرانگر ماست و در آینده ی نزدیک نیز چنین خواهد بود . نابرابری کشورهای مختلف در رابطه با قدرت ، ثروت و تکنولوژی است که زمانمندیهای مختلف ، و بویژه زمان جنگ آنها را تعیین می کند . علاوه بر این ، یک کشور می تواند بسته به رابطه ای که با نظام جهانی و منافع قدرتهای مسلط دارد از جنگهای کند به سوی جنگهای سریع حرکت کند . نمونه ی آن جنگ هولناک و طولانی بوسنی است که مایه ی شرمساری اتحادیه ی اروپاست . این جنگ پس از اینکه کشورهای عضو ناتو اختلافات خود را حل کردند و تکنولوژی جنگی را به حملات گزینشی و ویرانگر چند روزه ای تبدیل کردند که توان رزمی صربها را در هم شکست ، در طول چند روز دگرگون شد و روند صلح در آگوست 1995 در دیتون ، اوهایو تحمیل شد . تنها هنگامی که یک جنگ در اولویت برنامه های قدرتهای جهانی قرار می گیرد سرعت آن تغییر می کند . مطمئنا" حتی در جوامع مسلط نیز پایان جنگ به معنای پایان خشونت و رویاروییهای خشونت آمیز با دستگاههای مختلف ---------- نیست . دگرگونی جنگ شکلهای جدیدی از درگیری خشونت بار را به صحنه می آورد که تروریسم مهمترین آنهاست . به احتمال زیاد علاوه بر قتل عامهای کورکورانه و گروگان گیری ، تروریسم بالقوه ی هسته ای ، شیمیایی و میکروبی نیز احتمالا"درجوامع پیشرفته به عنوان جلوه های جنگ محسوب خواهند شد . درهمه ی این جلوه های گوناگون ، بهره گیری از رسانه ها یکی از اهداف اصلی است . با وجود این ، حتی این اقدامهای خشونت بارکه ممکن است بر روان همه تاثیر بگذارند نیز نمونه هایی مقطعی در شرایط صلح آمیز عادی تلقی می شوند . این مسئله با فراگیر بودن خشونت دولتی در بیشتر قسمتهای جهان تفاوت آشکاری دارد .
    جنگهای سریع و زمانمندی آنها که از تکنولوژی الهام گرفته است ، یکی از ویژگیهای جوامع اطلاعاتی به شمار می آیند ولی همچون سایر ابعاد زمانمندی جدید ، آنها نیز ویژگی شکلهای سلطه ی نظام جدید هستند ، و کشورها و رخدادهایی را که در منطق مسلط نو ظهور نقشی محوری ندارند ، در بر نمی گیرند .

  14. Top | #280



    تاریخ عضویت
    Feb 2011
    عنوان کاربر
    تقاص
    میانگین پست در روز
    1.42
    محل سکونت
    قله خوشبختی
    سن
    25
    نوشته ها
    1,815
    پسندیده
    10,474
    تشکر شده
    2,545
    میزان امتیاز
    30

    پیش فرض

    برسي تأثير مذهب بر ميزان مصرف سيگار و مشروبات الكلي (قسمت دوم) [ محمد اسماعیل ریاحی ]
    ايالت آلبرتا در بردازنده مجموعه متنوعي از فرقه‌هاي مذهبي شامل پروتستان‌هاي انجيلي، پروتستان‌هاي ليبرال، و كاتوليك‌هاي رومي است. تركيب قومي اين ايالت نيز كاملاً متفاوت است و شامل جمعيت زيادي از اوكرايني‌ها (نسبت به بقيه مناطق كانادا) مي‌باشد. در اواخر قرن حاضر، امريكايي‌ها از غرب و نيمه غربي به اين ايالت مهاجرت كرده‌اند كه بدين ترتيب تركيب جمعيتي اين ايالت، بادر برداشتن تركيبي متنوع و نامتجانس از قوميت‌هاي مذهبي، مشابه تركيب جمعيتي بسياري از ايالات بزرگ امريكا شده است.
    سطوح حضور و مشاركت مذهبي در يك مقياس شش نقطه‌اي، كدگذاري شده است؛ بدين معني كه كد يك نشانگر فقدان حضور و مشاركت مذهبي و كد 6 بيان كننده ميزان حداكثر اين متغير است. متغير قوت عقايد و باورهاي مذهبي به صورت يك متغير دو وجهي كدگذاري شده است كه كد صفر دلالت بر حداقل قوت عقايد و باورهاي مذهبي، و كد يك نشان دهنده حداكثر اين متغير مي‌باشد.
    از آن‌جا كه متغيرهاي جنسيت و سن در تحقيقات پيشين تأثيرات معني‌داري بر سلامتي و اعمال مرتبط با آن داشته‌اند (وربروگVerbrugge، 1981؛ ويسترWister و گي، 1994)، از اين‌رو به عنوان متغيرهاي كنترل كننده اضافي، وارد معادلات آماري تحقيق شده‌اند. متغير سن هم به عنوان متغير خطي و هم متغير منحني در تجزيه و تحليل نهايي وارد شده است، چراكه در تحليل مقدماتي به اين نتيجه رسيديم كه متغير سن رابطه‌اي منحني با متغيرهاي وابسته تحقيق ـ يعني مصرف سيگار و الكل ـ دارد. معمولاً متغير محل سكونت به عنوان يك متغير پيش‌بيني كننده مهم راجع به رفتارهاي مرتبط با سلامتي افراد در نظر گرفته شده است (بوك، كوكران و بلگ‌لي، 1987)؛ از اين‌رو يك متغير تصنعي (Dummy Variable) به منظور تفكيك دو حوزه بزرگ شهري آلبرتا (ادمونتون و كالگاري=1) از بقيه مناطق اين ايالت (بقيه ايالت آلبرتا=0) به كار گرفته شده است
    تجزيه و تحليل نتايج تحقيق
    1. دودكردن سيگار
    از آن‌جا كه ابزار اندازه‌گيري براي سنجش دودكردن سيگار، يك مقياس دو وجهي و اسمي (دودكردن يا نكردن سيگار) است، لذا جهت تجزيه و تحليل تفاوت‌هاي افراد در اين رفتار، از «رگرسيون لجستيك»Logistic Regression استفاده كرده‌ايم (آلدريچAldrich و نلسونNelson، 1984؛ والشWalsh، 1987؛ مورگانMorgan و تيچمنTeachman ، 1988). جدول شماره دو آن دسته از پارامترهاي لجستيك كه متغيرهاي پيش‌بيني كننده را به احتمال دودكردن سيگار مرتبط مي‌نمايند، نشان مي‌دهد؛
    جدول شماره دو) رگرسيون لجستيك دود كردن سيگار
    در ايالت آلبرتا طي سال 1990
    متغيرهاي مستقل
    Slope (b)
    شيب خط رگرسيون
    Exp (b)
    شيب مورد انتظار
    Probability
    احتمال
    وابستگي به فرقه پروتستان‌ انجيلي
    517/0
    596/0
    037/0
    وابستگي به فرقه كاتوليك رومي
    116/0
    120/1
    445/0
    سطح حضور و مشاركت مذهبي
    131/0ـ
    878/0
    018/0
    قوت عقايد و باورهاي مذهبي
    017/0
    018/1
    913/0
    جنسيت
    183/0
    201/1
    220/0
    محل سكونت
    140/0
    870/0
    354/0
    سن
    082/0
    086/1
    025/0
    مجذور سن
    001/0ـ
    999/0
    002/0
    مجردين
    052/0
    053/1
    813/0
    مطلقه‌ها و جدا شده‌ها
    367/0
    443/1
    127/0
    تعداد فرزندان خانواده
    024/0ـ
    976/0
    742/0
    درآمد خانواده
    009/0ـ
    991/0
    450/0
    سالهاي تحصيل
    176/0ـ
    838/0
    000/0
    Intercept
    106/1
    152/0
    ــ
    Log likelihood : 963.758
    df=949

    دو متغير مذهبي ـ يعني مشاركت مذهبي وقوت عقايد مذهبي ـ تأثيرات معناداري بر متغير وابسته تحقيق ـ يعني دود كردن سيگارـ دارد، بدين معني در ميان پيروان فرقه پروتستان‌هاي انجيلي و كساني كه به‌طور دايم به پرستش و عبادات مذهبي توجه داشته و در مراسم و شعاير مذهبي حضور و مشاركت داشته‌اند، احتمال دودكردن سيگار پائين‌تر از بقيه بوده است. «نگرش‌هاي زاهدانه و همراه با رياضت‌كشي»Ascetics Attitudes در ميان اعضاي فرقه پروتستان‌ انجيلي، و نيز ميزان مشاركت درو تقيد به مراسم و شعاير مذهبي، سبب خواهد شد كه احتمال دود كردن سيگار و ادامه به اين رفتار در ميان آنها كاهش يابد. به لحاظ آماري، عضويت و تعلق به فرقه پروتستان‌ انجيلي در مقايسه با ساير مذاهب مورد بررسي در اين تحقيق، احتمال دود كردن سيگار را به 517. كاهش مي‌دهد (رقم مورد انتظار 596. مي‌باشد). تفاوت معني‌داري بين كاتوليك‌هاي رومي و اعضاي ساير فرقه‌هاي مذهبي مورد بررسي در اين تحقيق، از لحاظ دود كردن سيگار به چشم نمي‌خورد. به‌نظر مي‌رسد متغير قوت عقايد و باورهاي مذهبي بر احتمال دود كردن يا نكردن سيگار توسط يك فرد تأثير معناداري ندارد.
    متغيرهاي سن و مجذور سن داراي تأثيرات معناداري بر احتمال دود كردن سيگار مي‌باشند، گرچه آنها جهات مختلفي دارد (بدين معني كه متغير سن به‌طور مثبت و مستقيم با دود كردن سيگار رابطه دارد، در حالي‌كه متغير مجذور سن رابطه‌اي منفي و معكوس با متغير وابسته دارد. اين امر نشان دهنده آن است كه سن با دود كردن سيگار يك رابطه منحني دارد نه يك رابطه خطي). از اين‌رو، تا يك حد معيني از سن، افراد به احتمال زياد سيگار دود مي‌كنند، اما با افزايش سن اين رابطه معكوس مي‌شود. معكوس شدن اين رابطه (يعني كاهش احتمال دود كردن سيگار در سنين سالخوردگي) احتمالاً به خاطر وسعت و شدت آن دسته از مسايل و مشكلات بهداشتي است كه از عوارض سنين پيري و سالخوردگي محسوب مي‌گردند، كه اين واقعيت، خود به عنوان انگيزه‌اي براي ترك كردن سيگار عمل مي‌كند. رابطه و همبستگي مثبت ميان سن و دود كردن سيگار احتمالاً منعكس كننده «تأثير نسلي» است (ماسونMasson و فين‌برگFienberg، 1985)، بدين معني كه بسياري از پاسخگويان سالخورده در اين تحقيق، در سنين جواني خود بخشي از بافت اجتماعي بودند كه به‌نظر آنها دود كردن سيگار از لحاظ اجتماعي مقبوليت داشت.
    جدول شماره دو همچنين نشان مي‌دهد كه متغير تحصيلات ـ اگر بر حسب سال‌هاي كامل رفتن به مدرسه سنجيده شودـ به‌طور معناداري بر احتمال دود كردن سيگار تأثير مي‌گذارد، بدين معني كه احتمال دود كردن سيگار توسط افراد بي‌سواد و كم سواد از باسوادان بيشتر است و با افزايش تحصيلات، احتمال دود كردن سيگاري كاهش مي‌يابد. نكته مذكور تأئيد كننده اين نظر است كه افراد تحصيل كرده و باسواد به مخاطرات بهداشتي ناشي از دود كردن سيگار آگاهي بيشتري دارند و از اين‌رو احتمال تكرار دايم و مكرر اين رفتار در آنها كمتر است. در نهايت هيچكدام از ساير متغيرهاي كنترل‌كننده (جنسيت و متغيرهاي خانوادگي) به لحاظ آماري تأثير معناداري بر دود كردن سيگار نداشتند.
    2. مصرف مشروبات الكلي
    جدول شماره سه نشان دهنده محاسبه رگرسيون OLS مربوط به مصرف الكل در ايالت آلبرتا طي سال 1990 مي‌باشد؛
    جدول شماره سه) رگرسيون OLS سطح مصرف الكل: ايالت آلبرتا سال 1990
    متغيرهاي مستقل
    Slope (b)
    شيب خط رگرسيون
    Probability
    احتمال
    وابستگي به فرقه پروتستان‌ انجيلي
    311/0ـ
    002/0
    وابستگي به فرقه كاتوليك رومي
    129/0
    086/0
    سطح حضور و مشاركت مذهبي
    086/0ـ
    000/0
    قوت عقايد و باورهاي مذهبي
    098/0ـ
    158/0
    جنسيت
    362/0
    000/0
    محل سكونت
    010/0
    876/0
    سن
    001/0
    997/0
    مجذور سن
    000/0
    455/0
    مجردين
    113/0
    232/0
    مطلقه‌ها و جدا شده‌ها
    197/0
    057/0
    تعداد فرزندان خانواده
    069/0ـ
    024/0
    درآمد خانواده
    029/0
    000/0
    سالهاي تحصيل
    21/0
    047/0
    Intercept
    269/2
    000/0
    R2 = .182

    متغيرهاي مستقل پيش‌بيني كننده، 18 درصد از واريانس متغير وابسته را تبين مي‌كنند (R2 = .182). ميزان مصرف مشروبات الكلي در ميان پيروان فرقه پروتستان انجيلي در مقايسه با ساير فرقه‌هاي مذهبي، به‌طور معناداري پائين‌تر است (b=-.311). گرچه به‌نظر مي‌رسد مصرف مشروبات الكلي در ميان كاتوليك‌هاي رومي نسبت به سایر مذاهب بيشتر است با اين حال، اين رابطه به لحاظ آماري معنادار نيست (p=.586). همچنين نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه هرچه سطح حضور و مشاركت مذهبي بالاتر باشد به همان نسبت سطح مصرف مشروبات الكلي پائين‌تر خواهد بود. همسو با نتايج تحقيقات پيشين، قوت عقايد و باورهاي مذهبي رابطه معكوس با نوشيدن مشروبات الكلي دارد، بدين معني كه هرچه عقايد مذهبي افراد قويتر باشد، احتمال نوشيدن الكل كاهش مي‌يابد، اگرچه اين رابطه به لحاظ آماري معنادار نيست.
    با نگاهي به متغير جنسيت مشخص مي‌شود كه احتمال مصرف الكل در زنان كمتر از مردان است. بدون شك اين تفاوت جنسيتي در نوشيدن الكل، ناشي از تأثيرات فرايند اجتماعي شدنSocialization در سال‌هاي اوليه زندگي، و نيز به علت وجود فرصت‌هاي محدودتر براي زنان در مقايسه با مردان جهت نوشيدن الكل مي‌باشد. مصرف مشروبات الكلي در ايالت آلبرتا، در ميان افراد سنين مختلف تفاوت معناداري را نشان نمي‌دهد به گونه‌اي كه در هيچ كدام از گروه‌هاي سني، اين رابطه به سطح معناداري آماري نمي‌رسد. نوشيدن الكل با متغيرهاي ديگري نظير محل سكونت و وضع تأهل نيز رابطه معناداري ندارد. اما مطابق جدول شماره سه، متغير تعداد فرزندان خانواده بر مصرف الكل تأثير دارد، بطوري‌كه هرچه تعداد فرزندان خانواده بيشتر باشد احتمال نوشيدن الكل كاهش خواهد يافت؛ در واقع حضور فرزندان در خانواده نه تنها افراد را در چارچوب نظام خانوادگي مقيد و متعهد مي‌نمايد، بلكه رفتار بزرگسالان ـ از جمله مصرف مشروبات الكلي ـ را نيز تعديل مي‌نمايد . همچنين پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي بالاتر ـ كه توسط متغيرهاي درآمد خانواده و سطح تحصيلات افراد سنجيده شده است ـ رابطه مثبت و مستقيمي با نوشيدن الكل دارد; بدين معني كه افراد مرفه و ممتاز به لحاظ اقتصادي و اجتماعي، درآمدهاي مصرف شدني و قابل خرج بيشتري در اختيار دارند و نيز اغلب بيشتر از ديگران درگير در موقعيت‌هاي اجتماعي (نظير سرگرمي و تفريح، شام خوردن در بيرون از منزل، و...) مي‌باشند، كه اين امر احتمال نوشيدن مشروبات الكلي توسط اين افراد را افزايش مي‌دهد.
    نتيجه‌گيري
    هدف تحقيق حاضر روشن كردن اين نكته بود كه آيا بُعد مربوط به مذهب (يعني تعلق به فرقه مذهبي خاص، حضور و مشاركت مذهبي، و عقايد و باورهاي مذهبي) به عنوان متغيرهاي مستقل رفتارهاي مرتبط با سلامتي افراد و بويژه مصرف الكل و سيگار (به عنوان متغيرهاي وابسته) را تحت تأثير قرار مي‌دهند. با استفاده از داده‌هاي جمع‌آوري شده از ايالت آلبرتا در سال 1990 يافته‌هاي اين تحقيق، اهميت و معناداري متغير تعلق و وابستگي مذهبي در تبیين رفتارهاي مرتبط با سلامتي را تأييد و تصديق مي‌نمايند. بدين معني كه احتمال مصرف مشروبات الكلي و دود كردن سيگار در ميان پيروان فرقه پروتستان‌ انجيلي نسبت به كاتوليك‌هاي و ساير فرقه‌هاي مذهبي، كمتر است.

+ ارسال موضوع جدید
صفحه 28 از 46 نخستنخست ... 18262728293038 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تارنماي ايران پرديس با لطف و ياري خداي مهربان در سال 1386 تاسيس شد.روز به روز که از عمر ايران پرديس ميگذشت دوستان زيادي به جمعش محلق شدند و تا به امروز مخاطبان زيادي از اين تارنماي کاملا فارسي استفاده ميکنند ايران پرديس با پشت سر گذاشتن فراز و نشيب زياد و با عنايت خداو لطف بيکرانش امروزه توانسته در پنجمين جشنواره رسانه هاي ديجيتال عنوان برترين انجمن گفتگوهاي پارسي را کسب کند انجمن هاي ايران پرديس امروزه با هدف خدمت رساني به يکي از بزرگترين انجمن هاي ايران و پر مخاطب ترين انجمن هاي دنياي مجازي تبديل شده و اميدوار هست با همين هدف هم به جايگاه اصلي و واقعيش دست يابد.

اکنون ساعت 00:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : iranpardis.com@gmail.com
شماره سامانه پیامک : 30005604500000