انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی
خوراک آر اس اس


•٠·˙ تبلیغات ایران پردیس با قیمت مناسب ..٠·˙


http://www.iranpardis.com/up/do.php?img=493


  آخرین ارسالات انجمن

تبلیغات ایران پردیس
تبلیغات ایران پردیس تبلیغات ایران پردیس

+ ارسال موضوع جدید
نمایش نتایج: از 1 به 7 از 7

موضوع: متن و ترجمه آهنگهای غمگین و عاشقانه ی خارجی

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    عنوان کاربر
    Disheveled
    میانگین پست در روز
    2.81
    محل سکونت
    راگا (شهرري)
    نوشته ها
    5,932
    پسندیده
    6,892
    تشکر شده
    6,169
    میزان امتیاز
    73

    پیش فرض متن و ترجمه آهنگهای غمگین و عاشقانه ی خارجی

    يكي از بهترين هاي كريس دي برگ


    نام خواننده: Chris De Burgh
    نام آهنگ: The Girl With April In Her Eyes


    There once was a king, who called for the spring
    For his world was still covered in snow
    But the spring had not been, for he was wicked and mean
    In his winter-fields nothing would grow



    And when a Traveller called seeking help at the door
    Only food and a bed for the night
    He ordered his slave to turn her away
    The girl with April in her eyes

    Oh, oh, oh, on and on she goes
    Through the winter's night, the wild wind and the snow
    Hi, hi, hi, on and on she rides
    Someone help the girl with April in her eyes

    She rode through the night till she came to the light
    Of a humble man's home in the woods
    He brought her inside, by the firelight she died
    And he buried her gently and good
    Oh the morning was bright, all the world was snow-white
    But when he came to the place where she lay
    His field was ablaze with flowers on the grave
    Of the girl with April in her eyes



    Oh, oh, oh, on and on she goes
    Through the winter's night, the wild wind and the snow
    Hi, hi, hi, on and on she flies
    She is gone, the girl with April in her eyes



    زمانی پادشاهی بود که به انتظار بهار بود


    چون سرزمینش هنوز از برف پوشیده بود

    ولی بهار نیامده بود، چون او بدجنس و خسیس بود،

    در زمینهایش در زمستان هیچ چیز نمی رویید



    و وقتی که یک مسافر برای درخواست کمک به در ِقصر آمد

    فقط برای غذا و جایی برای خواب،

    پادشاه به برده اش دستور داد او را از آنجا دور کند

    دختری با بهار در چشمانش را ...



    اوه، او پیوسته می رود

    در شب زمستانی، از میان برف و باد وحشی

    او پیوسته می تازد

    یکی به دختری با بهار در چشمانش کمک کند ...



    او در میان شب تاخت تا زمانی که به نور رسید

    نور ِخانه ی یک مرد فروتن در میان جنگل

    مرد او را به داخل برد، دختر در کنار نور آتش مرد

    و مرد او را با ملایمت و به خوبی دفن کرد

    اوه صبح بسیار روشن بود، تمام دنیا به سفیدی برف بود

    ولی وقتی که مرد به محلی که دختر در آن دفن شده بود رفت

    دید که آنجا با گلهایی درخشان شده است که بر روی قبر روییده اند

    بر روی قبر ِ دختری با بهار در چشمانش ...


    اوه، او پیوسته می رود

    در شب زمستانی، از میان برف و باد وحشی

    او پیوسته پرواز می کند

    او رفته است،‌ دختری با بهار در چشمانش ...

    ویرایش توسط Dorna : 05-25-2009 در ساعت 17:46
    ....

    افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
    همیشه یکی بود
    یکی نبود...!


    ...

    تا حالا اسم [لطفا جهت مشاهده لینک ها ثبت نام کنید.]رو شنيدي؟
    كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


    ...


    :::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::



  2. 4 کاربر پست Dorna عزیز را پسندیده اند .

    alex.1363 (06-11-2009),Evin (05-29-2009),kalantar48 (05-26-2009),mahdi244 (05-13-2012)

  3. محل تبليغات شما    موزيک روز
     
  4. Top | #2



    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    عنوان کاربر
    Disheveled
    میانگین پست در روز
    2.81
    محل سکونت
    راگا (شهرري)
    نوشته ها
    5,932
    پسندیده
    6,892
    تشکر شده
    6,169
    میزان امتیاز
    73

    پیش فرض

    نام خواننده : Enrique Iglesias
    نام آهنگ
    : Ring my bells




    Ring my bell, ring my bells
    Ring my bell, ring my bells
    Ring my bell, ring my bells
    Ring my bell, ring my bells

    Sometimes you love it
    Sometimes you don’t
    Sometimes you need it then you don’t and you let go

    Sometimes we rush it
    Sometimes we fall
    It doesn’t matter baby we can take it real slow

    Coz the way that we touch is something that we can’t deny
    And the way that you move oh you make me feel alive
    Come on

    Ring my bell, ring my bells
    Ring my bell, ring my bells

    You try to hide it
    I know you do
    When all you really want is me to come and get you

    You're moving closer
    I feel you breathe
    It’s like the world just disappears when you are around me oh

    Coz the way that we touch is something that we can’t deny oh yeah
    And the way that you move oh you make me feel alive
    so come on

    Ring my bell, ring my bells
    Ring my bell, ring my bells
    Ring my bell, ring my bells
    Ring my bell, ring my bells

    I Say you want, I say you need
    I can tell by your face you love the way it turns me on

    I say you want, I say you need
    I will do what it takes and I would never do you wrong

    Coz the way that we love is something that we can’t fight oh no
    I just can’t get enough oh you make me feel alive
    So come on

    Ring my bell, ring my bells
    Ring my bell, ring my bells

    I say you want, I say you need
    I can tell by the way on the look on you're face i turn you on

    I say you want, I say you need
    if you have what it takes, we don't have to wait... let's get it on

    get it on!



    مرا به خاطر بیاور

    مرا به خاطر بیاور* 4
    گاهی اوقات تو اون (عشقبازی مون ) رو دوست داشتی
    و گاهی اوقات این طور نبود
    گاهی اوقات تو به اون نیاز داشتی پس ( زمانیکه نیازی به اون )
    نداشتی ، اون رو ترک میکردی

    گاهی اوقات ما با اشتیاق (عشقبازی ) میکردیم ،
    گاهی اوقات سقوط میکردیم ( کم می آوردیم )
    مهم نیست رفیق ما میتونیم ( آتش درونمون رو ) آروم کنیم

    رفیق اون لمس کردن های ما چیزیه که ما (هیچوقت ) نمیتونیم
    انکارش کنیم
    و شکل حرکات تو به من زندگی می بخش
    بیا و
    مرا به خاطر بیاور * 2
    تو سعی در پنهون کردن اون ( گذشته ما ) داری
    من میفهمم که تو داری این کار رو میکنی
    وقتیکه تو واقعاً من رو بخوای من میام و به تو میرسم ( کنارت می
    مونم )
    تو خودت رو به من نزدیکتر میکنی
    من نفس های تو رو احساس میکنم
    وقتیکه تو در کنار منی مث اینه که دیگه دنیا وجود نداره ( هیچ چی
    غیر از تو برام مهم نیست ) آه
    رفیق اون لمس کردن های ما چیزیه که ما (هیچوقت ) نمیتونیم
    انکارش کنیم آه آره
    و شکل حرکات تو به من زندگی می بخشه
    پس بیا و
    مرا به خاطر بیاور * 4
    من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
    داری
    من از صورتت میخونم که تو به اینکه من عاشقت هستم عشق می ورزی
    من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوی ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
    داری
    من میخوام هر کاری رو ( که تو دوست داری ) انجام بدم
    و من هرگز مایل نیستم که تو ( در این مسیر ) مرتکب اشتباهی بشی
    رفیق ، عشق ما به شکلی در اومده که نمیتونیم ( دیگه ) با اون مقابله کنیم ، آه نه
    من ( از این عشق ) سیر نمیشم ، آه تو به من زندگی می بخشی
    پس بیا و

    مرا به خاطر بیاور * 2
    من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
    داری
    ضمنا من ( هم ) میتونم با یه نگاه عشق رو در صورت تو ببینم
    من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
    داری
    اگه تو حاضری هر کاری برای من انجام بدی ( پس ) دیگه نیازی به صبر کردن نیست ، بیا تا
    با هم باشیم
    با هم باشیم
    ....

    افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
    همیشه یکی بود
    یکی نبود...!


    ...

    تا حالا اسم [لطفا جهت مشاهده لینک ها ثبت نام کنید.]رو شنيدي؟
    كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


    ...


    :::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::



  5. 4 کاربر پست Dorna عزیز را پسندیده اند .

    Evin (05-29-2009),kalantar48 (05-26-2009),mahdi244 (05-13-2012),moon girl (10-21-2013)

  6. Top | #3



    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    عنوان کاربر
    Disheveled
    میانگین پست در روز
    2.81
    محل سکونت
    راگا (شهرري)
    نوشته ها
    5,932
    پسندیده
    6,892
    تشکر شده
    6,169
    میزان امتیاز
    73

    پیش فرض

    اگه کسی بتونه ترجمه آهنگ my confession از josh groban رو بذاره،ممنونش میشم
    ....

    افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
    همیشه یکی بود
    یکی نبود...!


    ...

    تا حالا اسم [لطفا جهت مشاهده لینک ها ثبت نام کنید.]رو شنيدي؟
    كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


    ...


    :::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::



  7. 3 کاربر پست Dorna عزیز را پسندیده اند .

    Evin (05-29-2009),kalantar48 (05-26-2009),mahdi244 (05-13-2012)

  8. Top | #4



    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    عنوان کاربر
    Disheveled
    میانگین پست در روز
    2.81
    محل سکونت
    راگا (شهرري)
    نوشته ها
    5,932
    پسندیده
    6,892
    تشکر شده
    6,169
    میزان امتیاز
    73

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Dorna نمایش پست ها
    اگه کسی بتونه ترجمه آهنگ my confession از josh groban رو بذاره،ممنونش میشم
    دوستم برام ترجمه کرد(من مثلا دارم درس می خونم)

    ====

    جاش گروبان رو خیلیییی ها تو ایران نمیشناسن...باید بگم نصف عمرشون بر فناست







    خواننده: josh groban

    آهنگ:my confession

    I have been blind
    کور بودم

    Unwilling
    نمیخواستم

    To see the true love You're giving
    عشق راستینت را ببینم

    I have ignored every blessing
    از هر رحمتی چشم پوشیده ام

    I'm on my knees
    زانو زده ام

    Confessing
    ... اعتراف میکنم

    That I feel myself surrender
    که خود را تسلیم می بینم

    Each time I see your face
    هر زمان که چشمانم به چهره ات می یفتد

    I am staggered by your beauty
    حیران زیبایی تو ام

    Your unassuming grace
    زیبایی و وقار بی تصنعت

    And I feel my heart is turning Falling into place
    و حس میکنم که قلبم به جای اصلی خود باز میگردد

    I can't hide it
    پنهانش نمیشود کرد

    Now hear my confession
    حال به اعترافم گوش بسپار

    I have been wrong about you
    در مورد تو در اشتباه بودم

    Thought I was strong without you
    به این خیال بودم که بی تو قوی ام

    For so long
    مدت ها

    Nothing could move me
    چیزی متاثرم نمی کرد

    For so long
    برای مدت ها

    Nothing could change me
    چیزی تغییرم نمی داد

    (فکر کنم از اینجا به بعد ایراد داره.بعدا میام درستش می کنم)

    Now I feel myself surrender Each time I see your face I am captured by your beauty
    اسیر زیبایی توام

    Your unassuming grace And I feel my heart is turning Falling into place I can't hide it Now hear my confession You are the air that I breathe
    تو هوایی هستی که نفسش میکشم

    You're the ground beneath my feet
    تو زمین زیر پای من هستی

    ?When did I stop believing
    من کی دست از این باور بر داشتم؟



    ....

    افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
    همیشه یکی بود
    یکی نبود...!


    ...

    تا حالا اسم [لطفا جهت مشاهده لینک ها ثبت نام کنید.]رو شنيدي؟
    كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


    ...


    :::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::



  9. 3 کاربر پست Dorna عزیز را پسندیده اند .

    Evin (05-29-2009),kalantar48 (05-28-2009),mahdi244 (05-13-2012)

  10. Top | #5



    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    عنوان کاربر
    آوین
    میانگین پست در روز
    4.82
    محل سکونت
    ما از اینجا و از آنجا نیستیم/ما ز بیجاییم و بیجا می رویم
    نوشته ها
    10,156
    پسندیده
    9,539
    تشکر شده
    12,792
    میزان امتیاز
    137

    پیش فرض

    Christina Aguilera
    Hurt


    Seems like it was yesterday when I saw your face
    You told me how pourd you were but I walked away
    If only I knew what I know today

    I would hold you in my arms
    I would take the pain away
    Thank you for all you've done
    Forgive all your mistakes

    There's nothing I wouldn't do
    To hear your voice again
    Sometimes I want to call you
    But I know you won't be there

    I'm sorry for blaming you
    For everything I just couldn't do
    And I've hurt myself by hurting you

    Some days I feel broke inside but I won't admit
    Sometimes I just want to hide 'cause it's you I miss
    You know it's so hard to say goodbye when
    it comes to this

    Would you tell me I was wrong?
    Would you help me understand?
    Are you looking down upon me?
    Are you proud of who I am?

    There's nothing I wouldn't do
    To have just one more chance
    To look into your eyes and see you looking back

    I'm sorry for blaming you
    For everything I just couldn't do
    And I've hurt myself
    ..

    If I had just one more day
    I would tell you how much that
    I've missed you since you've been away

    Oh, it's dangerous
    It's so out of line to try to turn back time

    I'm sorry for blaming you
    For everything I just couldn't do
    And I've hurt myself
    By hurting you
    انگار همین دیروز بود که چهره ات رو دیدم
    به من گفتی که چقدر افتخار می کردی ولی من بی تفاوت رد شدم
    اگر فقط چیزی که امروز میدونم رو می دونستم

    تو را در آغوش می گرفتم
    تمام دردهات رو از بین می بردم
    بخاطر تمام کارهایی که برام کردی، از تو تشکر می کردم
    تمام اشتباهاتت رو می بخشیدم

    چیزی نبود که انجام ندم
    تا صدات رو دوباره بشنوم
    گاهی اوقات می خوام با تو تماس بگیرم
    اما میدونم که آنجا نخواهی بود

    بخاطر سرکوفت زدن هام ( مقصر شمردن هام ) معذرت میخوام
    برای تمام کارهایی که نمی تونستم انجام بدم
    و با آزار دادن تو خودم رو آزار دادم

    بعضی روزها احساس می کنم که از درون شکسته شدم اما نمیخوام زیر بار برم ( اعتراف کنم )
    بعضی لحظه ها هست که می خوام مخفی بشم، چون این تو هستی که گم کردم ( دلتنگِ تو هستم )
    میدونی که خیلی سخته خداحافظی گفتن وقتی که به این می رسه

    میشه بهم بگی که اشتباه کردم؟
    میشه کمکم کنی که بفهمم؟
    * الان داری تحقیر آمیز به من نگاه می کنی؟ *
    آیا به وجود من افتخار می کنی؟

    کاری نبود که برات انجام ندم
    برای داشتن فقط یک شانس ِ دیگه
    که در چشمانت نگاه کنم و ببنم تو هم نگاه می کنی..

    بخاطر سرکوفت زدن هام ( مقصر شمردن هام ) معذرت میخوام
    برای تمام کارهایی که نمی تونستم انجام بدم
    و با آزار دادن تو خودم رو آزار دادم

    اگه فقط می تونستم 1 روز دیگه داشته باشم
    بهت می گفتم که چقدر از وقتی که رفتی دلم برات تنگ شده
    اوه، این خطرناک هست
    این از حد و مرزخیلی خارج هست که سعی کنیم زمان رو برگردونیم

    بخاطر سرکوفت زدن هام ( مقصر شمردن هام ) معذرت میخوام
    برای تمام کارهایی که نمی تونستم انجام بدم
    و با آزار دادن تو خودم رو آزار دادم..


    * الان داری تحقیر آمیز به من نگاه می کنی؟ *
    این قسمت می تونه معنی دیگه ای هم باشه که
    " آیا داری از بالا به این پایین نگاه می کنی به من؟ "
    چون این رو می تونیم برای کسی که فوت کرده هم حساب کنیم!
    [لطفا جهت مشاهده لینک ها ثبت نام کنید.]
    درخت را به نام برگ
    بهار را به نام گل
    ستاره را به نام نور
    کوه را به نام سنگ
    دل شکفته مرا به نام عشق
    عشق را به نام درد
    مرا به نام کوچکم صدا بزن!

  11. 3 کاربر پست Evin عزیز را پسندیده اند .

    Dorna (05-31-2009),kalantar48 (06-02-2009),mahdi244 (05-13-2012)

  12. Top | #6



    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    عنوان کاربر
    Disheveled
    میانگین پست در روز
    2.81
    محل سکونت
    راگا (شهرري)
    نوشته ها
    5,932
    پسندیده
    6,892
    تشکر شده
    6,169
    میزان امتیاز
    73

    پیش فرض

    خواننده: josh groban

    آهنگ: Remember when it rained




    Wash away the thoughts inside
    افكاري را از درون پاك مي‌كنم

    That keep my mind away from you
    كه ذهنم را از تو دور مي‌گرداند

    No more love and no more pride
    نه عشقي و نه ديگر غروري

    And thoughts are all I have to do
    و اين افكار كه هميشه با من است


    Ohhhhhh Remember when it rained
    آه..به ياد مي‌آورم زماني كه باران مي‌باريد

    Felt the ground and looked up high
    زمين را حس كردم و به بالا نگريستم

    And called your name
    و نامت را فرياد زدم

    Ohhhhhh Remember when it rained
    آه،به خاطر مي‌آورم زماني كه باران مي‌باريد

    In the darkness I remain
    در تاريكي باقي مي‌مانم


    Tears of hope run down my skin
    اشك هايي از جنس اميد از ديده‌گانم سرازير مي‌گردند

    Tears for you that will not dry
    اشك هايي براي تو كه هرگز خشك نمي‌گردند

    They magnify the one within
    اين اشك ها ((من حقيقي‌ام)) را آشكار مي‌گردانند

    And let the outside slowly die
    و محيط بيرون را به آرامي مي‌ميرانند


    Ohhhhhh Remember when it rained
    آه..به خاطر مي‌آورم زماني كه باران مي‌باريد

    I felt the ground and looked up high
    به زمين خوردم و به بالا نگريستم

    And called your name
    و نامت را فرياد زدم

    Ohhhhhh Remember when it rained
    In the water I remain
    در باران باقي مي‌مانم

    Running down
    به پايين مي‌لغزد
    Running down
    به پايين مي‌لغزد
    Running down
    به پايين مي‌لغزد
    ...Running down
    به پايين مي‌لغزد

    ...Running down
    به پايين مي‌لغزد

    ...Running down
    به پايين مي‌لغزد
    ...Running down
    به پايين مي‌لغزد
    ....

    افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
    همیشه یکی بود
    یکی نبود...!


    ...

    تا حالا اسم [لطفا جهت مشاهده لینک ها ثبت نام کنید.]رو شنيدي؟
    كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


    ...


    :::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::



  13. 3 کاربر پست Dorna عزیز را پسندیده اند .

    Evin (05-31-2009),kalantar48 (06-02-2009),mahdi244 (05-13-2012)

  14. Top | #7



    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    عنوان کاربر
    Disheveled
    میانگین پست در روز
    2.81
    محل سکونت
    راگا (شهرري)
    نوشته ها
    5,932
    پسندیده
    6,892
    تشکر شده
    6,169
    میزان امتیاز
    73

    پیش فرض

    خواننده: Linkin Park lyrics




    Nothing ever stops all these thaughts and the pain attached to them
    هيچ چيزي هيچ وقت جلوي اين افكار و رنجي كه همراهش است را نمي‌گيرد

    Sometimes I wonder why this is happening
    گاهي وقتها مي‌مانم كه چرا همچين اتقاقي دارد مي‌افتد

    It's like nothing I can do would distract me when
    درست مثل اينكه هيچ كاري براي خلاصي افكارم ازآنها نمي‌توانم بكنم

    I think of how I shot myself in the back again
    دوباره به فكر مي‌يفتم كه چطور از پشت سر به خود شليك كردم

    Cuz from the infinite words I can say I
    چرا كه با اين كلمه‌‌هاي تمام نشدني مي‌توانم بگويم

    Put all pain you gave to me on display
    كه تمام رنج هايي كه تو به من دادي را در معرض نمايش مي گذارم!1

    But didn't realize instead of setting it free I
    اما نادانسته، به جاي اينكه رهايش كنم

    Took what I hated and made it a part of me
    چيزي كه متنفر بودم را گرفتم و جزيي از وجود خود كردم

    (Never goes away)
    هرگز خلاصي نخواهم يافت
    (Never goes away)
    هرگز نخواهد رفت

    [Chorus]
    (And now)
    و حالا

    (You've become a part of me)
    تو جزيي از وجود من شدي
    (You'll always be right here)
    هميشه اينجا خواهي ماند
    (You've become a part of me)
    جزيي از وجودم شدي
    (You'll always be my fear)
    هميشه ترس من خواهي بود
    (I can't separate)
    نمي‌توانم خود را
    (Myself from what I've done)
    از آنچه كردم جدا كنم
    (Giving up a part of me)
    ديگر اميدي براي مهارش ندارم
    (I've let myself become you)
    گذاشتم كه تبديل به تو شوم

    Hearing your name the memories come back again
    با شنيدن اسمت،خاطرات برمي‌گردند

    I remember when it started happening
    به خاطر مي‌آورم،از زماني كه شروع شد

    I see you in every thought I had and then
    تو را در تمام افكارم مي‌بينم

    The thoughts slowly found words attached to them
    و اين افكار به آرامي در كلمات مي‌خزند

    And I knew as they escaped away
    و مي‌دانستم آن وقتي كه دور مي‌شدند

    I was committing myself to them and everyday
    داشتم خود را به آنها مي‌سپردم و هر روز

    I regret saying those things cuz now I see that I
    با گفتن اينها،افسوس مي‌خورم چرا كه حال مي‌بينم

    Took what I hated and made it a part of me
    كه چيزي را گرفتم كه از آن متنفر بودم و جزيي از وجود خود كردم


    (Never goes away)
    هرگز نمي‌رود
    (Never goes away)
    هرگز نخواهد رفت

    [Chorus]
    (And now)
    و حالا
    (You've become a part of me)
    تو جزيي از وجود من شدي
    (You'll always be right here)
    هميشه اينجا خواهي ماند
    (You've become a part of me)
    جزيي از وجود من شدي
    (You'll always be my fear)
    هميشه ترس من خواهي بود
    (I can't separate)
    نمي‌توانم خود را
    (Myself from what I've done)
    از آنچه كردم،جدا كنم
    (Giving up a part of me)
    ديگر اميدي براي مهارش ندارم
    (I've let myself become you)
    گذاشتم كه تو شوم!1

    (Never goes away)
    (Never goes away)
    (Never goes away)
    (Never goes away)
    هرگز نمي‌رود

    (Get away from me)
    رهايم كن!1

    Give me my space back you gotta just
    فضايم را برگردان تو بايد

    (Go)
    بروي

    Everything comes down the memories of
    (You)
    هر چيزي به خاطرات تو ختم مي‌شود

    I kept it in but now I'm letting you
    اين را در خود نگه داشتم اما حالا مي‌گذارم كه

    (Know)
    بداني

    I let you go so get away from
    (Me)
    بايد از من دور شوي

    Give me my space back you gotta just
    (Go)
    فضايم را برگردان،تو بايد بروي

    Everything comes down the memories of
    (You)
    هر چيزي به خاطرات تو ختم مي‌شود

    I kept it but now I'm letting you
    (Know)
    چيزي نگفنم اما حالا به تو مي‌گويم

    I let you go
    رهايت مي‌كنم
    ویرایش توسط Dorna : 05-31-2009 در ساعت 23:30
    ....

    افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
    همیشه یکی بود
    یکی نبود...!


    ...

    تا حالا اسم [لطفا جهت مشاهده لینک ها ثبت نام کنید.]رو شنيدي؟
    كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


    ...


    :::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::



  15. 2 کاربر پست Dorna عزیز را پسندیده اند .

    Evin (05-31-2009),kalantar48 (06-02-2009)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 9 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 9 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
تارنماي ايران پرديس با لطف و ياري خداي مهربان در سال 1386 تاسيس شد.روز به روز که از عمر ايران پرديس ميگذشت دوستان زيادي به جمعش محلق شدند و تا به امروز مخاطبان زيادي از اين تارنماي کاملا فارسي استفاده ميکنند ايران پرديس با پشت سر گذاشتن فراز و نشيب زياد و با عنايت خداو لطف بيکرانش امروزه توانسته در پنجمين جشنواره رسانه هاي ديجيتال عنوان برترين انجمن گفتگوهاي پارسي را کسب کند انجمن هاي ايران پرديس امروزه با هدف خدمت رساني به يکي از بزرگترين انجمن هاي ايران و پر مخاطب ترين انجمن هاي دنياي مجازي تبديل شده و اميدوار هست با همين هدف هم به جايگاه اصلي و واقعيش دست يابد.

اکنون ساعت 17:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

ایمیل پست الکترونیکی مدیریت سایت : iranpardis.com@gmail.com
شماره سامانه پیامک : 30005604500000