yoursite.com page title

http://www.iranpardis.com/images/baner/header.jpg

http://www.iranpardis.com/images/baner/Irancell.png

http://www.iranpardis.com/images/baner/ads/ads.gifhttp://www.iranpardis.com/images/baner/ads/ads1.gif

 گهر اس ام اس

بازگشت   انجمن های ایران پردیس > انجمن فرهنگ و هنر و تاريخ > بخش ادبیات > عشق و دلدادگی


  آخرین ارسالات انجمن


ارسال موضوع جدید پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 05-25-2009, 18:35   #1
Dorna
Disheveled


 
Dorna آواتار ها
 
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
محل سکونت: راگا (شهرري)
نوشته ها: 5,895
Rep Power: 72
Dorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond repute
سپاس گذاری: 6,892
سپاس گذاری شده 6,153 در 2,303 پست
پیش فرض متن و ترجمه آهنگهای غمگین و عاشقانه ی خارجی

يكي از بهترين هاي كريس دي برگ


نام خواننده: Chris De Burgh
نام آهنگ: The Girl With April In Her Eyes


There once was a king, who called for the spring
For his world was still covered in snow
But the spring had not been, for he was wicked and mean
In his winter-fields nothing would grow



And when a Traveller called seeking help at the door
Only food and a bed for the night
He ordered his slave to turn her away
The girl with April in her eyes

Oh, oh, oh, on and on she goes
Through the winter's night, the wild wind and the snow
Hi, hi, hi, on and on she rides
Someone help the girl with April in her eyes

She rode through the night till she came to the light
Of a humble man's home in the woods
He brought her inside, by the firelight she died
And he buried her gently and good
Oh the morning was bright, all the world was snow-white
But when he came to the place where she lay
His field was ablaze with flowers on the grave
Of the girl with April in her eyes



Oh, oh, oh, on and on she goes
Through the winter's night, the wild wind and the snow
Hi, hi, hi, on and on she flies
She is gone, the girl with April in her eyes



زمانی پادشاهی بود که به انتظار بهار بود


چون سرزمینش هنوز از برف پوشیده بود

ولی بهار نیامده بود، چون او بدجنس و خسیس بود،

در زمینهایش در زمستان هیچ چیز نمی رویید



و وقتی که یک مسافر برای درخواست کمک به در ِقصر آمد

فقط برای غذا و جایی برای خواب،

پادشاه به برده اش دستور داد او را از آنجا دور کند

دختری با بهار در چشمانش را ...



اوه، او پیوسته می رود

در شب زمستانی، از میان برف و باد وحشی

او پیوسته می تازد

یکی به دختری با بهار در چشمانش کمک کند ...



او در میان شب تاخت تا زمانی که به نور رسید

نور ِخانه ی یک مرد فروتن در میان جنگل

مرد او را به داخل برد، دختر در کنار نور آتش مرد

و مرد او را با ملایمت و به خوبی دفن کرد

اوه صبح بسیار روشن بود، تمام دنیا به سفیدی برف بود

ولی وقتی که مرد به محلی که دختر در آن دفن شده بود رفت

دید که آنجا با گلهایی درخشان شده است که بر روی قبر روییده اند

بر روی قبر ِ دختری با بهار در چشمانش ...


اوه، او پیوسته می رود

در شب زمستانی، از میان برف و باد وحشی

او پیوسته پرواز می کند

او رفته است،‌ دختری با بهار در چشمانش ...

__________________
....

افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
همیشه یکی بود
یکی نبود...!


...

تا حالا اسم

[مشاهده فقط برای اعضا امکان پذیر است . برای ثبت نام اینجا کلیک کنید ...]

رو شنيدي؟
كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


...


:::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::



ویرایش توسط Dorna : 05-25-2009 در ساعت 18:46
Dorna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
4کاربر زیر از آقا/خانم Dornaبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند:
alex.1363 (06-11-2009), Evin (05-29-2009), kalantar48 (05-26-2009), mahdi244 (05-13-2012)
قدیمی 05-25-2009, 18:43   #2
Dorna
Disheveled


 
Dorna آواتار ها
 
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
محل سکونت: راگا (شهرري)
نوشته ها: 5,895
Rep Power: 72
Dorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond repute
سپاس گذاری: 6,892
سپاس گذاری شده 6,153 در 2,303 پست
پیش فرض

نام خواننده : Enrique Iglesias
نام آهنگ
: Ring my bells




Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

Sometimes you love it
Sometimes you don’t
Sometimes you need it then you don’t and you let go

Sometimes we rush it
Sometimes we fall
It doesn’t matter baby we can take it real slow

Coz the way that we touch is something that we can’t deny
And the way that you move oh you make me feel alive
Come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

You try to hide it
I know you do
When all you really want is me to come and get you

You're moving closer
I feel you breathe
It’s like the world just disappears when you are around me oh

Coz the way that we touch is something that we can’t deny oh yeah
And the way that you move oh you make me feel alive
so come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

I Say you want, I say you need
I can tell by your face you love the way it turns me on

I say you want, I say you need
I will do what it takes and I would never do you wrong

Coz the way that we love is something that we can’t fight oh no
I just can’t get enough oh you make me feel alive
So come on

Ring my bell, ring my bells
Ring my bell, ring my bells

I say you want, I say you need
I can tell by the way on the look on you're face i turn you on

I say you want, I say you need
if you have what it takes, we don't have to wait... let's get it on

get it on!



مرا به خاطر بیاور

مرا به خاطر بیاور* 4
گاهی اوقات تو اون (عشقبازی مون ) رو دوست داشتی
و گاهی اوقات این طور نبود
گاهی اوقات تو به اون نیاز داشتی پس ( زمانیکه نیازی به اون )
نداشتی ، اون رو ترک میکردی

گاهی اوقات ما با اشتیاق (عشقبازی ) میکردیم ،
گاهی اوقات سقوط میکردیم ( کم می آوردیم )
مهم نیست رفیق ما میتونیم ( آتش درونمون رو ) آروم کنیم

رفیق اون لمس کردن های ما چیزیه که ما (هیچوقت ) نمیتونیم
انکارش کنیم
و شکل حرکات تو به من زندگی می بخش
بیا و
مرا به خاطر بیاور * 2
تو سعی در پنهون کردن اون ( گذشته ما ) داری
من میفهمم که تو داری این کار رو میکنی
وقتیکه تو واقعاً من رو بخوای من میام و به تو میرسم ( کنارت می
مونم )
تو خودت رو به من نزدیکتر میکنی
من نفس های تو رو احساس میکنم
وقتیکه تو در کنار منی مث اینه که دیگه دنیا وجود نداره ( هیچ چی
غیر از تو برام مهم نیست ) آه
رفیق اون لمس کردن های ما چیزیه که ما (هیچوقت ) نمیتونیم
انکارش کنیم آه آره
و شکل حرکات تو به من زندگی می بخشه
پس بیا و
مرا به خاطر بیاور * 4
من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
داری
من از صورتت میخونم که تو به اینکه من عاشقت هستم عشق می ورزی
من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوی ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
داری
من میخوام هر کاری رو ( که تو دوست داری ) انجام بدم
و من هرگز مایل نیستم که تو ( در این مسیر ) مرتکب اشتباهی بشی
رفیق ، عشق ما به شکلی در اومده که نمیتونیم ( دیگه ) با اون مقابله کنیم ، آه نه
من ( از این عشق ) سیر نمیشم ، آه تو به من زندگی می بخشی
پس بیا و

مرا به خاطر بیاور * 2
من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
داری
ضمنا من ( هم ) میتونم با یه نگاه عشق رو در صورت تو ببینم
من می گم ( میدونم ) که تو ( من رو ) میخوای ، من می گم ( میدونم ) که تو ( به من ) نیاز
داری
اگه تو حاضری هر کاری برای من انجام بدی ( پس ) دیگه نیازی به صبر کردن نیست ، بیا تا
با هم باشیم
با هم باشیم
__________________
....

افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
همیشه یکی بود
یکی نبود...!


...

تا حالا اسم

[مشاهده فقط برای اعضا امکان پذیر است . برای ثبت نام اینجا کلیک کنید ...]

رو شنيدي؟
كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


...


:::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::


Dorna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3کاربر زیر از آقا/خانم Dornaبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند:
Evin (05-29-2009), kalantar48 (05-26-2009), mahdi244 (05-13-2012)
قدیمی 05-25-2009, 18:55   #3
Dorna
Disheveled


 
Dorna آواتار ها
 
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
محل سکونت: راگا (شهرري)
نوشته ها: 5,895
Rep Power: 72
Dorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond repute
سپاس گذاری: 6,892
سپاس گذاری شده 6,153 در 2,303 پست
پیش فرض

اگه کسی بتونه ترجمه آهنگ my confession از josh groban رو بذاره،ممنونش میشم
__________________
....

افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
همیشه یکی بود
یکی نبود...!


...

تا حالا اسم

[مشاهده فقط برای اعضا امکان پذیر است . برای ثبت نام اینجا کلیک کنید ...]

رو شنيدي؟
كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


...


:::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::


Dorna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3کاربر زیر از آقا/خانم Dornaبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند:
Evin (05-29-2009), kalantar48 (05-26-2009), mahdi244 (05-13-2012)
قدیمی 05-28-2009, 03:14   #4
Dorna
Disheveled


 
Dorna آواتار ها
 
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
محل سکونت: راگا (شهرري)
نوشته ها: 5,895
Rep Power: 72
Dorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond repute
سپاس گذاری: 6,892
سپاس گذاری شده 6,153 در 2,303 پست
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط Dorna نمایش پست ها
اگه کسی بتونه ترجمه آهنگ my confession از josh groban رو بذاره،ممنونش میشم
دوستم برام ترجمه کرد(من مثلا دارم درس می خونم)

====

جاش گروبان رو خیلیییی ها تو ایران نمیشناسن...باید بگم نصف عمرشون بر فناست







خواننده: josh groban

آهنگ:my confession

I have been blind
کور بودم

Unwilling
نمیخواستم

To see the true love You're giving
عشق راستینت را ببینم

I have ignored every blessing
از هر رحمتی چشم پوشیده ام

I'm on my knees
زانو زده ام

Confessing
... اعتراف میکنم

That I feel myself surrender
که خود را تسلیم می بینم

Each time I see your face
هر زمان که چشمانم به چهره ات می یفتد

I am staggered by your beauty
حیران زیبایی تو ام

Your unassuming grace
زیبایی و وقار بی تصنعت

And I feel my heart is turning Falling into place
و حس میکنم که قلبم به جای اصلی خود باز میگردد

I can't hide it
پنهانش نمیشود کرد

Now hear my confession
حال به اعترافم گوش بسپار

I have been wrong about you
در مورد تو در اشتباه بودم

Thought I was strong without you
به این خیال بودم که بی تو قوی ام

For so long
مدت ها

Nothing could move me
چیزی متاثرم نمی کرد

For so long
برای مدت ها

Nothing could change me
چیزی تغییرم نمی داد

(فکر کنم از اینجا به بعد ایراد داره.بعدا میام درستش می کنم)

Now I feel myself surrender Each time I see your face I am captured by your beauty
اسیر زیبایی توام

Your unassuming grace And I feel my heart is turning Falling into place I can't hide it Now hear my confession You are the air that I breathe
تو هوایی هستی که نفسش میکشم

You're the ground beneath my feet
تو زمین زیر پای من هستی

?When did I stop believing
من کی دست از این باور بر داشتم؟



__________________
....

افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
همیشه یکی بود
یکی نبود...!


...

تا حالا اسم

[مشاهده فقط برای اعضا امکان پذیر است . برای ثبت نام اینجا کلیک کنید ...]

رو شنيدي؟
كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


...


:::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::


Dorna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3کاربر زیر از آقا/خانم Dornaبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند:
Evin (05-29-2009), kalantar48 (05-28-2009), mahdi244 (05-13-2012)
قدیمی 05-30-2009, 08:53   #5
Evin
آوین


 
Evin آواتار ها
 
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
محل سکونت: ما از اینجا و از آنجا نیستیم/ما ز بیجاییم و بیجا می رویم
نوشته ها: 10,166
Rep Power: 136
Evin has a reputation beyond reputeEvin has a reputation beyond reputeEvin has a reputation beyond reputeEvin has a reputation beyond reputeEvin has a reputation beyond reputeEvin has a reputation beyond reputeEvin has a reputation beyond reputeEvin has a reputation beyond reputeEvin has a reputation beyond reputeEvin has a reputation beyond reputeEvin has a reputation beyond repute
سپاس گذاری: 9,554
سپاس گذاری شده 12,730 در 4,770 پست
پیش فرض

Christina Aguilera
Hurt


Seems like it was yesterday when I saw your face
You told me how pourd you were but I walked away
If only I knew what I know today

I would hold you in my arms
I would take the pain away
Thank you for all you've done
Forgive all your mistakes

There's nothing I wouldn't do
To hear your voice again
Sometimes I want to call you
But I know you won't be there

I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself by hurting you

Some days I feel broke inside but I won't admit
Sometimes I just want to hide 'cause it's you I miss
You know it's so hard to say goodbye when
it comes to this

Would you tell me I was wrong?
Would you help me understand?
Are you looking down upon me?
Are you proud of who I am?

There's nothing I wouldn't do
To have just one more chance
To look into your eyes and see you looking back

I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself
..

If I had just one more day
I would tell you how much that
I've missed you since you've been away

Oh, it's dangerous
It's so out of line to try to turn back time

I'm sorry for blaming you
For everything I just couldn't do
And I've hurt myself
By hurting you
انگار همین دیروز بود که چهره ات رو دیدم
به من گفتی که چقدر افتخار می کردی ولی من بی تفاوت رد شدم
اگر فقط چیزی که امروز میدونم رو می دونستم

تو را در آغوش می گرفتم
تمام دردهات رو از بین می بردم
بخاطر تمام کارهایی که برام کردی، از تو تشکر می کردم
تمام اشتباهاتت رو می بخشیدم

چیزی نبود که انجام ندم
تا صدات رو دوباره بشنوم
گاهی اوقات می خوام با تو تماس بگیرم
اما میدونم که آنجا نخواهی بود

بخاطر سرکوفت زدن هام ( مقصر شمردن هام ) معذرت میخوام
برای تمام کارهایی که نمی تونستم انجام بدم
و با آزار دادن تو خودم رو آزار دادم

بعضی روزها احساس می کنم که از درون شکسته شدم اما نمیخوام زیر بار برم ( اعتراف کنم )
بعضی لحظه ها هست که می خوام مخفی بشم، چون این تو هستی که گم کردم ( دلتنگِ تو هستم )
میدونی که خیلی سخته خداحافظی گفتن وقتی که به این می رسه

میشه بهم بگی که اشتباه کردم؟
میشه کمکم کنی که بفهمم؟
* الان داری تحقیر آمیز به من نگاه می کنی؟ *
آیا به وجود من افتخار می کنی؟

کاری نبود که برات انجام ندم
برای داشتن فقط یک شانس ِ دیگه
که در چشمانت نگاه کنم و ببنم تو هم نگاه می کنی..

بخاطر سرکوفت زدن هام ( مقصر شمردن هام ) معذرت میخوام
برای تمام کارهایی که نمی تونستم انجام بدم
و با آزار دادن تو خودم رو آزار دادم

اگه فقط می تونستم 1 روز دیگه داشته باشم
بهت می گفتم که چقدر از وقتی که رفتی دلم برات تنگ شده
اوه، این خطرناک هست
این از حد و مرزخیلی خارج هست که سعی کنیم زمان رو برگردونیم

بخاطر سرکوفت زدن هام ( مقصر شمردن هام ) معذرت میخوام
برای تمام کارهایی که نمی تونستم انجام بدم
و با آزار دادن تو خودم رو آزار دادم..


* الان داری تحقیر آمیز به من نگاه می کنی؟ *
این قسمت می تونه معنی دیگه ای هم باشه که
" آیا داری از بالا به این پایین نگاه می کنی به من؟ "
چون این رو می تونیم برای کسی که فوت کرده هم حساب کنیم!
__________________

[مشاهده فقط برای اعضا امکان پذیر است . برای ثبت نام اینجا کلیک کنید ...]

درخت را به نام برگ
بهار را به نام گل
ستاره را به نام نور
کوه را به نام سنگ
دل شکفته مرا به نام عشق
عشق را به نام درد
مرا به نام کوچکم صدا بزن!
Evin آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3کاربر زیر از آقا/خانم Evinبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند:
Dorna (06-01-2009), kalantar48 (06-02-2009), mahdi244 (05-13-2012)
قدیمی 06-01-2009, 00:19   #6
Dorna
Disheveled


 
Dorna آواتار ها
 
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
محل سکونت: راگا (شهرري)
نوشته ها: 5,895
Rep Power: 72
Dorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond repute
سپاس گذاری: 6,892
سپاس گذاری شده 6,153 در 2,303 پست
پیش فرض

خواننده: josh groban

آهنگ: Remember when it rained




Wash away the thoughts inside
افكاري را از درون پاك مي‌كنم

That keep my mind away from you
كه ذهنم را از تو دور مي‌گرداند

No more love and no more pride
نه عشقي و نه ديگر غروري

And thoughts are all I have to do
و اين افكار كه هميشه با من است


Ohhhhhh Remember when it rained
آه..به ياد مي‌آورم زماني كه باران مي‌باريد

Felt the ground and looked up high
زمين را حس كردم و به بالا نگريستم

And called your name
و نامت را فرياد زدم

Ohhhhhh Remember when it rained
آه،به خاطر مي‌آورم زماني كه باران مي‌باريد

In the darkness I remain
در تاريكي باقي مي‌مانم


Tears of hope run down my skin
اشك هايي از جنس اميد از ديده‌گانم سرازير مي‌گردند

Tears for you that will not dry
اشك هايي براي تو كه هرگز خشك نمي‌گردند

They magnify the one within
اين اشك ها ((من حقيقي‌ام)) را آشكار مي‌گردانند

And let the outside slowly die
و محيط بيرون را به آرامي مي‌ميرانند


Ohhhhhh Remember when it rained
آه..به خاطر مي‌آورم زماني كه باران مي‌باريد

I felt the ground and looked up high
به زمين خوردم و به بالا نگريستم

And called your name
و نامت را فرياد زدم

Ohhhhhh Remember when it rained
In the water I remain
در باران باقي مي‌مانم

Running down
به پايين مي‌لغزد
Running down
به پايين مي‌لغزد
Running down
به پايين مي‌لغزد
...Running down
به پايين مي‌لغزد

...Running down
به پايين مي‌لغزد

...Running down
به پايين مي‌لغزد
...Running down
به پايين مي‌لغزد
__________________
....

افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
همیشه یکی بود
یکی نبود...!


...

تا حالا اسم

[مشاهده فقط برای اعضا امکان پذیر است . برای ثبت نام اینجا کلیک کنید ...]

رو شنيدي؟
كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


...


:::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::


Dorna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
3کاربر زیر از آقا/خانم Dornaبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند:
Evin (06-01-2009), kalantar48 (06-02-2009), mahdi244 (05-13-2012)
قدیمی 06-01-2009, 00:26   #7
Dorna
Disheveled


 
Dorna آواتار ها
 
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
محل سکونت: راگا (شهرري)
نوشته ها: 5,895
Rep Power: 72
Dorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond reputeDorna has a reputation beyond repute
سپاس گذاری: 6,892
سپاس گذاری شده 6,153 در 2,303 پست
پیش فرض

خواننده: Linkin Park lyrics




Nothing ever stops all these thaughts and the pain attached to them
هيچ چيزي هيچ وقت جلوي اين افكار و رنجي كه همراهش است را نمي‌گيرد

Sometimes I wonder why this is happening
گاهي وقتها مي‌مانم كه چرا همچين اتقاقي دارد مي‌افتد

It's like nothing I can do would distract me when
درست مثل اينكه هيچ كاري براي خلاصي افكارم ازآنها نمي‌توانم بكنم

I think of how I shot myself in the back again
دوباره به فكر مي‌يفتم كه چطور از پشت سر به خود شليك كردم

Cuz from the infinite words I can say I
چرا كه با اين كلمه‌‌هاي تمام نشدني مي‌توانم بگويم

Put all pain you gave to me on display
كه تمام رنج هايي كه تو به من دادي را در معرض نمايش مي گذارم!1

But didn't realize instead of setting it free I
اما نادانسته، به جاي اينكه رهايش كنم

Took what I hated and made it a part of me
چيزي كه متنفر بودم را گرفتم و جزيي از وجود خود كردم

(Never goes away)
هرگز خلاصي نخواهم يافت
(Never goes away)
هرگز نخواهد رفت

[Chorus]
(And now)
و حالا

(You've become a part of me)
تو جزيي از وجود من شدي
(You'll always be right here)
هميشه اينجا خواهي ماند
(You've become a part of me)
جزيي از وجودم شدي
(You'll always be my fear)
هميشه ترس من خواهي بود
(I can't separate)
نمي‌توانم خود را
(Myself from what I've done)
از آنچه كردم جدا كنم
(Giving up a part of me)
ديگر اميدي براي مهارش ندارم
(I've let myself become you)
گذاشتم كه تبديل به تو شوم

Hearing your name the memories come back again
با شنيدن اسمت،خاطرات برمي‌گردند

I remember when it started happening
به خاطر مي‌آورم،از زماني كه شروع شد

I see you in every thought I had and then
تو را در تمام افكارم مي‌بينم

The thoughts slowly found words attached to them
و اين افكار به آرامي در كلمات مي‌خزند

And I knew as they escaped away
و مي‌دانستم آن وقتي كه دور مي‌شدند

I was committing myself to them and everyday
داشتم خود را به آنها مي‌سپردم و هر روز

I regret saying those things cuz now I see that I
با گفتن اينها،افسوس مي‌خورم چرا كه حال مي‌بينم

Took what I hated and made it a part of me
كه چيزي را گرفتم كه از آن متنفر بودم و جزيي از وجود خود كردم


(Never goes away)
هرگز نمي‌رود
(Never goes away)
هرگز نخواهد رفت

[Chorus]
(And now)
و حالا
(You've become a part of me)
تو جزيي از وجود من شدي
(You'll always be right here)
هميشه اينجا خواهي ماند
(You've become a part of me)
جزيي از وجود من شدي
(You'll always be my fear)
هميشه ترس من خواهي بود
(I can't separate)
نمي‌توانم خود را
(Myself from what I've done)
از آنچه كردم،جدا كنم
(Giving up a part of me)
ديگر اميدي براي مهارش ندارم
(I've let myself become you)
گذاشتم كه تو شوم!1

(Never goes away)
(Never goes away)
(Never goes away)
(Never goes away)
هرگز نمي‌رود

(Get away from me)
رهايم كن!1

Give me my space back you gotta just
فضايم را برگردان تو بايد

(Go)
بروي

Everything comes down the memories of
(You)
هر چيزي به خاطرات تو ختم مي‌شود

I kept it in but now I'm letting you
اين را در خود نگه داشتم اما حالا مي‌گذارم كه

(Know)
بداني

I let you go so get away from
(Me)
بايد از من دور شوي

Give me my space back you gotta just
(Go)
فضايم را برگردان،تو بايد بروي

Everything comes down the memories of
(You)
هر چيزي به خاطرات تو ختم مي‌شود

I kept it but now I'm letting you
(Know)
چيزي نگفنم اما حالا به تو مي‌گويم

I let you go
رهايت مي‌كنم
__________________
....

افسوس که قصه مادر بزرگ درست بود
همیشه یکی بود
یکی نبود...!


...

تا حالا اسم

[مشاهده فقط برای اعضا امکان پذیر است . برای ثبت نام اینجا کلیک کنید ...]

رو شنيدي؟
كليك كن تا تو هم يه ناجي كوچيك باشي


...


:::.در پیشگاه حقیقت تنها می توان خندید.:::



ویرایش توسط Dorna : 06-01-2009 در ساعت 00:30
Dorna آفلاين است   پاسخ با نقل قول
2کاربر زیر از آقا/خانم Dornaبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند:
Evin (06-01-2009), kalantar48 (06-02-2009)
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 7 نفر (0 عضو و 7 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن



اکنون ساعت 04:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده و کپی برداری از مطالب انجمن های ایران پردیس با ذکر منبع بلامانع است.