مقدمه:

زبان تاریخ هنر و نقد هنری مانند هر علم دیگری واژگان خاص خود را دارد .لازمه فهم درست مطلب آشنایی با مفاهیم دقیق واژه‌ها است .پس برای شروع به تعریف معنی‌ چند واژه میپردازیم:

موضوع : هر اثر نقاشی‌ دارای یک موضوع است (البته بسیاری از نقاشان انتزاع گرای نوین موضوع را از کار خود حذف میکنند )موضوع هنری یک نقاش آن چیزی است که او از میان پدیده‌ها و روی داد‌ه ها برای نقشی‌ کردن بر میگزیند ؛ مثلا یک منظره طبیعی یک چهره انسان یک صحنه نبرد و یا حتی یک قصه گاهی موضوع عنوان یک اثر هنری هم محسوب میشود.

محتوا : عبارت از آن چیزی است که نقاش در موضوع خود کشف می‌کند و مورد تاکید قرار میدهد به عبارت دیگر مفهوم یا مفاهیم خاصی‌ از واقعیت ( جهان بیرونی و درونی) که نقاش به مدد اندیشه و احساس و خیال خود قابل رویت می‌کند محتوای کار او است و لازمهٔ محتوا وجود قالبی متناسب با آن است.

قالب :قالب(فرم)تنها به منزله‌ٔ پوسته و صورت ظاهر یک نقاشی نیست ،بلکه مبین ساختار ،نظم و سازمان بندی معین است که به واسطه آن محتوا قابل رویت میشود از این رو در اثر هنری قالب و محتوا لازم و ملزوم یک دیگرند و از هم جدا نشدنی‌ هستند .

البته این به این معنی‌ نیست که هر محتوایی را فقط در قالبی می‌توان بیان کرد .آن چه اهمیت دارد یگا نگی‌ این دو واژه در جهت رسأیی کامل تر بیان هنری است.

ترکیب بندی یا کمپوزیسیون : قالب هر هنری عناصر خاص خود را دارد .قالب در نقشی‌ از عناصر بصری یعنی‌ رنگ و شکل و خط تشکیل شده است بر قراری سامانی اندام وار (ارگانیک) در این عناصر که آنها را همچون یک کل یگانه ارائه دهد ترکیب بندی یا کمپوزیسیون نامیده میشود . بنابر این ترکیب بندی اساس قالب یک اثر نقشی‌ را می‌سازد.

اسلوب : هر نقاش برای ساختن قالب مناسب نیز مانند آن است که مواد ابزارها و روش‌های اجرایی مناسبی را انتخاب کند . هر گاه روند گزینش وسایل فنی و طرز اجرایی او از دیگران متمایز باشد میگوییم وی دارای اسلوب شخصی‌ است.

اسلوب سیاق یا روش شخصی‌ یک نقش با سبک کار او ارتباط دارد .اما باید توجه داشت که اسلوب و سبک دو مفهوم مترادف نیستند مثلا روبنس اسلوبی شخصی‌ در رنگ آمیزی دارد ولی‌ سبک کار او را باروک مینامند.




سبک :: سبک یا شیوه هنری( استیل) عبارت از آن خصلت‌های صوری هست که به یک اثر یا مجموع اثار معین اختصاص دارد و آنها را از سایر اثار متمایز می‌کند .البته باید توجه داشت که این خصلت‌های ویژه باید دارای پیوندی درونی و ارتباطی‌ ارگانیک باشند و یا به عبارتی باید نشانهای یک واحد کامل را عرضه دارند .مثلا ویژگیهایی نظیر هلال تیزه دار یا طاق متقاطع یا عناصر قأیم مکرر و غیره به تنهائی‌ سبک معماری گوتیک را نمیسازند بلکه ارتباط ارگانیک تمام این اجزا است که یک کل معنی دار را تشکیل میدهند.

واژه سبک را هم در مورد اثر یک هنرمند و هم در مورد کلّ اثر یک مکتب هنری به کار میبرند مثلا می‌توان از سبک رامبرند و در عین حل از سبک مکتب رامبراند سخن گفت .همچنین می‌توان تمامی‌ اثر یک دوره را به واسطه ارتباط معین در سبک از آثار سایر دوره‌ها متمایزند را تحت عنوان معینی‌ نامگذاری کرد مثلا سبک باروک.

هر سبک هنری نشانی‌ از دوره تاریخی‌ معین و یا مردمی معین را دارد.