yoursite.com page title

http://www.iranpardis.com/images/baner/header.jpg

http://www.iranpardis.com/images/baner/Irancell.png

http://www.iranpardis.com/images/baner/ads/ads.gifhttp://www.iranpardis.com/images/baner/ads/ads1.gif

 گهر اس ام اس

بازگشت   انجمن های ایران پردیس > انجمن اخبار > انجمن اخبار


  آخرین ارسالات انجمن


ارسال موضوع جدید پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 08-01-2011, 18:34   #1
H@meD
هیچکس همراه نیس تنهای اول


 
H@meD آواتار ها
 
 
تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
نوشته ها: 2,466
Rep Power: 40
H@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond repute
سپاس گذاری: 1,585
سپاس گذاری شده 3,617 در 1,380 پست
پیش فرض افشای حقه های کریـــس انـــجل

همه مهارت تردست جوان همین است: اینکه جوری نمایش‌اش را اجرا کند که بیننده ذره‌ای به دیده‌هایش شک نکند و خیال برش دارد که هر چه هست و نیست یک ماجرای واقعی است و آن کسی هم که دارد روبه‌رویش ژانگولر می‌زند نه یک تردست ماهر بلکه آخر همه کمالات و معنویات روحی و این‌جور چیزهاست. خواب خوش بیننده‌های مبهوت کریس آنجل زمانی از بین می‌رود که بفهمند همه کارهای او فقط یک شعبده است. تر دستی مردی که مهارتش خیره‌کننده است و باورنکردنی!


بلند شدن از روی زمین
می‌‌گویند در هندوستان مرتاض‌هایی هستند که روزهای متوالی می‌توانند بدون تکیه‌‌گاه یا به پشتوانه عصای ساده چهار زانو در هوا معلق بمانند و بدون اینکه لب به آب و غذا بزنند مدت‌ها همان بالاها سر کنند. این کار هم، دیگر پیچیدگی‌هایش را از دست داده. دیوید بلین و کریس آنجل دو شعبده‌باز مشهوری هستند که بدون ریاضت مرتاض‌های هندی می‌توانند به ادعای خودشان هروقت که خواستند از زمین بلند شوند و بر جاذبه زمین غلبه کنند.


کریس آنجل حتی دیگر به چند سانتی‌متر بلند شدن از روی زمین هم رضایت نمی‌دهد و هرازگاهی در فاصله بین دو تا آسمان‌خراش بلندبالا نوک دماغش را راست می‌گیرد و جلو می‌رود بدون اینکه یک لحظه نگران خالی شدن زیر پایش باشد. یکی از مشهورترین کلیپ‌های او همین است. یکی دیگرش هم ماجرای پرواز او برفراز زمین گلف است که تا چشم کار می‌کند خالی از جنبنده است و فقط آقای شعبده‌باز است و دست‌هایی که مانند دو بال از هم باز کرده و هر لحظه بیشتر و بیشتر به آسمان می‌رود!

رازگشایی :
با روشی که کریس آنجل و دیوید بلین آمریکایی کشف کرده‌اند دیگر هر کسی می‌تواند برای خودش یک مرتاض هندی باشد. فقط کافی است کمی تمرین کرده باشد و از آمادگی جسمی خوبی هم برخوردار باشد. برای بلند شدن از روی زمین کارهای زیادی می‌شود انجام داد. جایی که ارتفاع زیاد است و دور و بر شعبده‌باز هم فقط فیلم‌بردار است و یک سری آدم از گروه خودش، کافی است فقط دنبال یک جرثقیل بزرگ بود و نوارهای نایلونی بسیار ظریف اما قوی که از هر طرف شعبده‌باز را گرفته‌اند و نمی‌گذارند پایین بیفتد. نوارهایی که آنجل در حقه راه رفتن بین دو ساختمان به کار گرفته بود آن قدر تابلو بود که تماشاچی‌های روی زمین به راحتی می‌توانستند آن را ببینند، مخصوصا زمانی که دم غروب شد و نورافکن‌ها روشن شدند. نوارهای نایلونی فقط زمانی کاملا ناپدید هستند که از پشت دوربین‌های فیلم‌برداری به آنها خیره شده باشید. در ماجرای به هوا رفتن آقای شعبده‌باز در زمین گلف هم داستان همین است.


یک جرثقیل معمولی و رشته‌های نایلونی که شعبده‌باز را به آسمان می‌کشند. سختی‌اش اینجاست که فقط بدن باید آمادگی خوبی داشته باشد تا با آن همه نخ و ریسمان آویزان بماند. آنجایی هم که شعبده‌باز در سالن است و جلوی چشم هزار تا تماشاچی مات و مبهوت، کار فقط با یک آهن‌ربای قوی انجام می‌شود و ماشین بالابری که پرده نمایش آهن‌ربای چسبیده به تن شعبده‌باز را بالا و پایین می‌برد! زمان‌هایی هم که آنجل تا نیم متری از زمین بلند می‌شود داستان دیگری در جریان است. اینجا فقط تجهیزات خاص به کمک شعبده‌باز می‌آید.

یک شلوار سبک و ساده که از پشت پا یک شکاف مخفی دارد و کفشی سبک‌تر که به راحتی به شلوار بچسبد. اگر هم کفش پایش نباشد که چه بهتر. معمولا در این جور صحنه‌ها حتما یک میز، چهار پایه یا صندلی کوتاه هم هست. شعبده‌باز اول یک پایش را پشت آن یکی قایم می‌کند و بعد در یک لحظه آن را روی صندلی یا چهارپایه پشت‌اش می‌گذارد و خودش را می‌کشد بالا. این وسط فقط شعبده‌باز باید یک ورزشکار حسابی باشد تا بتواند چنین کاری را انجام دهد. دقت کرده‌اید که بلین و آنجل هیکل‌های ردیفی هم دارند!


در محلی که شعبده‌باز برای پرواز انتخاب می‌کند همیشه باید دنبال پله یا چهارپایه‌ای باشید




شلوار شعبده‌باز جوری است که او راحت می‌تواند پایش را از آن درآورد در حالی که کفشش هنوز به آن چسبیده است



راه رفتن روی آب
راه رفتن روی آب همیشه برای مردم دنیا کار پیچیده‌ای بوده تا جایی که اگر کسی می‌توانست چنین کاری بکند و با وزن چند ده کیلویی‌اش روی آب راه برود - بدون اینکه آب از آب هم تکان بخورد- انگار کاری کرده بود در حد و اندازه معجزه. اما اینکه کسی در قرن بیست و یکم، آن هم با آن سر و شکل امروزش، بخواهد پابرهنه روی آب قدم بردارد جای حرف زیادی دارد.


آنجل با ترفند راه رفتن روی آب خیلی از مردم عامه جهان را که عشق ژانگولر زدن دارند با خودش همراه کرد. گل سر سبد برنامه‌های اول مجموعه «مایندفریک» هم همین راه رفتن روی آب بود؛ کلیپی که در آن نشان می‌داد مرد جوان در حالی روی آب به آرامی قدم برمی‌دارد که یک عالم آدم بالغ و عاقل دور و برش در استخر دارند بی خیال شنا می‌کنند.

رازگشایی:
قاعده بازی آبکی کریس آنجل خیلی زودتر از آنچه که انتظار می‌رفت فاش شد. کلیپ و عکس‌های زیادی که خبر از حقه ساده تردست جوان می‌داد و اینکه او به چه راحتی و فقط با کمک گرفتن از دو، سه لایه شیشه و یک فیلم‌بردار وفادار و چند نفری که همیشه از سیاهی لشکرهای او به حساب می‌آیند از خجالت هر چه شعبده‌باز و تردست دنیاست درآمده و برای مدت زیادی عالم و آدم را سر کار گذاشته بود. ماجرا ساده‌تر از این حرف‌هاست.


یک میز شیشه‌ای بسیار ظریف که البته از نمونه‌های دیگر محکم‌تر و سخت‌تر است و می‌تواند وزن 80 کیلویی آقای شعبده‌باز را تحمل کند جوری در استخر قرار گرفته که با زاویه‌ای که فیلم‌بردار از آنجل نمایش می‌دهد به هیچ صورتی دیده نمی‌شود و آن قدر هم ظریف است که حتی در نمای بسته‌ای که از کف پای آنجل هم گرفته شده هیچ اثری از پیچ و تاب‌های جنس شیشه‌ای میز نیست!

کریس آنجل برای واقعی‌تر شدن ماجرا کارهای دیگری هم کرده؛ اینکه بعضی از قسمت‌های میز را باز نگه داشته تا هرازگاهی آنهایی که داشتند زیرآبی می‌رفتند سری بیرون بیاورند، نفسی بکشند، تشویقی کنند و دوباره به آب تنی‌شان ادامه بدهند!




شعبده‌باز روی لایه‌ای از شیشه ظریف و محکم راه می‌رود.در حالی که همه تصور می‌کردند روی آب پا می‌گذارد




میز شیشه‌ای آنقدر ظریف ساخته شده که به‌راحتی قابل دیدن نیست.



رد شدن نخ از گردن
کریس آنجل کارهای زیادی کرده است. از نصف کردن آدمیزاد وسط خیابان گرفته تا درآوردن پروانه از دل و روده خودش. همه‌اش را هم در چشم‌زدنی انجام داده بدون اینکه کسی لحظه‌ای بخواهد به حقیقت کارهای شعبده‌باز شک کند. کلیپ‌های هر کدام از این تردستی‌ها هم در اینترنت زیاد است.


این وسط رد کردن نخ از وسط گردن بدون اینکه ذره‌ای خون روی زمین بریزد از آن کارهایی بود که مو به تن همه سیخ کرد و خیلی‌ها همان‌جا به اوج کار شعبده‌باز پی بردند. در یکی از از کلیپ‌های مایندفریک، کریس آنجل رو به دوربین بدون اینکه بخواهد کار اضافه‌ای کند نخی را روی گردنش می‌کشد و آن قدر این کار را ادامه می‌دهد که نخ کم‌کم توی گلویش فرو می‌رود و دیگر دیده نمی‌شود. فقط دو سر نخ باقی می‌ماند و تلاش بیشتر شعبده‌باز برای در آوردن دوباره نخ از بیخ گلویش!

رازگشایی:
حقه است! آن هم به روشی که حل آن برای من و شمای بی‌‌خبر از همه جا کمی سخت است. البته اگر کمی با فوت‌و‌فن‌های شعبده‌بازی آشنا باشید متوجه می‌شوید!


شعبده‌باز قبل از انجام تردستی‌اش ماده‌ای خاص به گردنش مالیده که بعد از هر بار تکان نخ ضخیم‌تر شده و مانند خمیر و به رنگ بدن او نخ را به درون خودش راه می‌دهد بدون اینکه از پوست گردن جدا شود. اینجاست که تماشاچی فکر می‌کند خمیری که روی گردن شعبده‌باز است همان پوست برآمده اوست که با تکان‌های نخ دارد متورم می‌شود!




یک نخ پلاستیکی تنها وسیله‌ایست که شعبده‌باز با آن کارش را شروع کرد




خمیر پلاستیکی در مدت کوتاهی کاملا به رنگ پوست شعبده‌باز در‌می‌آید




ماده‌ای که آنجل برای فرو کردن نخ در گردنش استفاده می‌کند
فقط یک وسیله خاص شعبده‌بازها است




رد شدن غلتک از روی بدنحتی کسی مانند کریس آنجل معروف هم با آن دک و پزش یک جاهایی برای اینکه حواس مردم کوچه و بازار ینگه دنیا را سمت خودش جلب کند به وسط خیابان می‌آید و با آن قد و قامت نه چندان پهلوانی‌اش خودش را به زیر یک غلتک چند صد تنی می‌اندازد. این اجرا یکی از پربیننده‌ترین کلیپ‌های آقای شعبده‌باز بود که یک روز تابستانی در نیویورک اجرا شد. برای کریس آنجل پارچه‌ای بزرگ روی زمین پهن کردند و رویش هم یک عالم خرده شیشه ریختند. غلطک را هم کمی عقب‌تر گذاشته بودند. کریس به وسط میدان آمد. روی پارچه دراز کشید و شکمش را به روی شیشه‌ها گذاشت.


بدون اینکه حتی یک قطره خون از بدنش بریزد. بعد هم غلتک آسفالت کاری راه افتاد و از روی انگشت‌های پای شعبده‌باز رد شد و تا کمر او جلو آمد. آه و ناله شعبده‌باز بود که بلند شد. مردم هم بدتر! بعد هم غلتک کنار می‌رود و کریس جوان خودش را از زیر آن بیرون می‌کشد. شعبده‌باز زنده است بدون اینکه حتی خراشی برداشته باشد!

رازگشایی:
کریس آنجل بیشتر از اینکه شعبده‌باز خوبی باشد داستان رد شدن غلتک از بدن شعبده‌باز هم یکی از آن ماجراهایی است که او به خوبی از پس آن برآمد. اولا که شیشه‌ها واقعی نبودند و از جنس همان شیشه‌هایی بودند که این روزها در تهیه فیلم‌های سینمایی و صحنه‌های اکشن آنها زیاد به کار گرفته می‌شود. آنجایی که بطری شیشه‌ای توی سر دشمن می‌شکند یا طرف از بالای یک برج چند طبقه با یک عالم شیشه خرده شکسته به پایین می‌آید.


این جور شیشه‌ها ساختگی هستند و هیچ آسیبی به بدن نمی‌زنند. اما اصل ماجرای غلتک اینجاست که قبل از اجرای شعبده‌باز‌ دار و دسته او به محلی که آنجل قرار بود در آن اجرا داشته باشد رفتند و مساحتی به اندازه بدن او را کندند. جایش را هم با یک اسفنج نرم و انعطاف‌پذیر پر کردند و رویش را هم پارچه کشیدند و خرده شیشه ریختند. با رد شدن غلطک از روی پاهای شعبده‌باز بدن او به پایین می‌رفت و هیچ آسیبی نمی‌دید!


غلتک آسفالت‌کاری در حالی از روی تن شعبده‌باز رد شد که زیر بدن او پر از خرده‌شیشه بود




یک نوار اسفنجی پهن زیر بدن شعبده‌باز قرار می‌گیرد تا بافشار غلتک آسیبی به او نرسد

__________________

H@meD هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از آقا/خانم H@meDبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند:
.Nova. (08-01-2011)
قدیمی 08-01-2011, 18:50   #2
H@meD
هیچکس همراه نیس تنهای اول


 
H@meD آواتار ها
 
 
تاریخ عضویت: Jun 2011
محل سکونت: ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴
نوشته ها: 2,466
Rep Power: 40
H@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond reputeH@meD has a reputation beyond repute
سپاس گذاری: 1,585
سپاس گذاری شده 3,617 در 1,380 پست
پیش فرض

در دنیای امروز شعبده‌بازانی از همه رنگش وجود دارد. بعضی از شعبده بازهای کلاسیک مانند هری هودینی با امکانات نه چندان پیشرفته زمان خود دست به کاری هایی می زدند که دل هر بیننده ای را می لرزاند و ذهن آنها را گمراه می کرد. گاهی اوقات هم شعبده بازهایی مانند دیوید کاپرفیلد با اجرای نمایش هایی نفس‌گیر چشم هر بیننده ای را به صحنه خیره می کنند و با وجود اینکه تماشاچی می داند با ترفند و حقه او را گمراه کرده اند اما با ز هم از این همه مهارت شگفت زده می شود.




هفته نامه سرنخ نوشت: در دنیای امروز شعبده‌بازانی از همه رنگش وجود دارد. بعضی از شعبده بازهای کلاسیک مانند هری هودینی با امکانات نه چندان پیشرفته زمان خود دست به کاری هایی می زدند که دل هر بیننده ای را می لرزاند و ذهن آنها را گمراه می کرد. گاهی اوقات هم شعبده بازهایی مانند دیوید کاپرفیلد با اجرای نمایش هایی نفس‌گیر چشم هر بیننده ای را به صحنه خیره می کنند و با وجود اینکه تماشاچی می داند با ترفند و حقه او را گمراه کرده اند اما با ز هم از این همه مهارت شگفت زده می شود.

شعبده‌بازان دیگری هم مانند کریس آنجل هستند که با راه افتادن در خیابان و انجام تردستی های متفاوت و دیدنی، عابرین را سرجایشان میخکوب می کنند و در این بین مرد نقابدار، یکی از شعبده بازان مشهور قلعه جادو جور دیگری بینندگان را با شعبده هایش سرگرم می کند. او سر و صدای بسیاری در دنیای شعبده به پا کرده و از این رو در مصاحبه ای تلفنی در یک برنامه اجتماعی رادیویی به نام «مصاحبه آقای رسانه»، باب اندلمن، مجری این برنامه با وال والنتینو به بحث و گفت‌وگو نشست.



حالا که هویت شما فاش شده، باید شما را به اسم «مرد بی‌نقاب» صدا بزنند. این‌طور نیست؟
خب، فکرکنم مرد بی‌نقاب هم اسم خوبی باشد. می‌توانید به همین اسم هم مرا صدا بزنید.


چه شد که به فکر ساختن برنامه «بزرگ‌ترین اسرار دنیای جادوگری» افتادید؟ منظورم این است که جرقه برنامه‌ای که در آن مردی با نقابی بر چهره اسرار شعبده را فاش کند، از کجا زده شد؟


اولین بار که این فکر به ذهنم رسید، با چند نفر از دوستانم در مورد این ایده مشورت کردیم. بعد از آن جلسه قرار شد تا هر یک از ما به گوشه‌ای از آمریکا برود و اجرای شعبده‌بازهای بسیاری را از نزدیک ببینیم و بعد از برنامه‌ریزی‌های دقیق، طرح اجرای برنامه به شکلی شد که آن را می‌بینید.


آیا رازگشایی حقه‌های پشت‌پرده شعبده‌بازها، کار بسیار سختی است؟
من از طریق مطالعه و تحقیق، شعبده‌بازی را یاد گرفتم و حتی بسیاری از نمایش‌هایی را که اجرا می‌کنم، نتیجه تلاش‌ها و تمرینات خودم است.

اما امروزه این کار خیلی راحت‌تر شده است، چون هر کسی که به این کار علاقه داشته باشد می‌تواند با گشتن در اینترنت، حقه‌های شعبده‌بازی را در دنیای مجازی یاد بگیرد و با تمرین به راحتی یک شعبده‌باز شود.

سال‌های زیادی است که من شعبده‌بازی می‌کنم و عاشق این هنر هستم. من عقیده دارم هر کسی که به شعبده علاقه دارد باید جزئی از دنیای شعبده‌بازی و تردستی شود.

معمولا رسیدن به شهرت جهانی، تنها هدفی است که شعبده‌بازها آن را دنبال می‌کنند؛ مثلا اینکه به یک شعبده‌باز، لقب بزرگ‌ترین شعبده‌باز قرن را بدهند برای او کافی است. داشتن این هدف خوب است اما این عناوین و القاب برای من زیاد مهم نیست. من دوست دارم شعبده را با همه تقسیم کنم و آن را به بالاترین درجه ارتقا بدهم و در کنار آن، اصلی‌ترین هدفی که دنبال می‌کنم، ارتقای ایده‌های خلاقانه شعبده‌بازها در اجرای نمایش‌های جدیدتر است که البته فکر می‌کنم تا حدی به آن رسیده‌ام.


پس شما بر این عقیده‌اید که هر کسی می‌تواند از طریق اینترنت و کتاب وارد دنیای پررمز و راز شعبده بازی بشود، مثل خود شما، این‌طور نیست؟
بله، در دنیای امروز، آدم‌ها خیلی راحت می‌توانند در اینترنت به راز شعبده‌ها دست پیدا کنند. من به آنها «نسل جدید شعبده‌بازها» می‌گویم، افرادی که با اینترنت رشد می‌کنند و هر روز بیشتر هم می‌شوند.

با پیدا کردن حقه‌ها، تنها کاری که باقی می‌ماند این است که آنها را تمرین کنیم تا خوب یاد بگیریم.


پس با وجود اینترنت و تلویزیون، دیگر شعبده به چه دردی می‌خورد؟ سوالم را جور دیگری مطرح می‌کنم. در گذشته چون هنوز این همه سرگرمی برای مردم وجود نداشت، افراد از دیدن شعبده لذت می‌بردند و آن را باور می‌کردند اما امروز که تا حدی دست شعبده‌بازها رو شده، چرا باز هم مردم عاشق آن هستند و آن را باور می‌کنند؟
خب، مردم این برنامه‌ها را باور می‌کنند و اصلا دوست دارند که باور کنند. شعبده‌بازی یک تفریح است. معمولا طرفداران شعبده‌بازی دو دسته‌اند: دسته اول افرادی هستند که با تماشای شعبده با وجود اینکه می‌دانند حقه‌ای در پس‌پرده نهفته است، از آن لذت می‌برند و آن را باور می‌کنند. گروه بعد تماشاچی‌هایی هستند که به شعبده‌بازی به عنوان یک جورچین نگاه می‌کنند. در حالی که از نمایش‌ها لذت می‌برند، سعی می‌کنند تا از راز این نمایش‌ها سر دربیاورند.

البته برای یک اجرا چندین راه گوناگون وجود دارد و هر شعبده بازی می‌تواند به روش‌های گوناگون یک نمایش را به اجرا درآورد و مردم را سرگرم کند.


شرایط کاری شما در گذشته و اکنون به عنوان مرد ماسکی چگونه است؟
پیش از اینکه من مرد نقابدار بشوم، نزیک به 16سال در صحنه‌های مختلف به اجرای برنامه پرداختم و بعد به تلویزیون راه پیدا کردم. با پیشرفت سریعی که در شعبده‌بازی به آن رسیدم، هیچ‌کس انتظار نداشت که یک روز چنین برنامه‌ای اجرا کنم. مرد نقابدار افراد بسیاری را تحت تأثیر قرار داد و طرفداران بسیاری را در سراسر جهان با خود همراه کرد.


بعد از اجرای اولین و دومین قسمت از برنامه «بزرگ‌ترین اسرار دنیای جادوگری»، هرچند طرفداران شما روز به روز بیشتر می‌شد اما شعبده‌بازهای بسیاری از مرد ماسکی متنفر شدند و از او کینه به دل گرفتند. به عقیده بسیاری شما کمی زیاده‌روی کردید. این‌طور نیست؟
خب، درست است اما بالاخره چنین چیزی یک روز باید در دنیای جادو اتفاق می‌افتاد. اول از همه باید بگویم اگرچه خود من به افشای راز بسیاری از شعبده‌ها پرداختم اما هنوز هم طرفدار شعبده‌بازها هستم. اما از طرفی این اعتراض‌ها جلوی اجرای برنامه‌هایم را نمی‌گیرد و من همچنان آن را دنبال می‌کنم.

من با خودم فکر کردم خوب است که در دنیای خودم، یک شعبده‌باز باقی بمانم و در دنیای بیرون این رازها را فاش کنم و بعد با نهیب زدن به خودم، گفتم که چرا این کار را نکنم؟ من در این راه زندگی و کار حرفه‌ای‌ام را روی لبه تیغ قرار دادم و به خطر انداختم؛ البته با این هدف که با چنین کاری به دیگر شعبده‌بازها کمک کنم تا سطح کار خود را ارتقا دهند.


این جمله در برنامه‌های شما تکرار می‌شود؛ «شما ممکن است یک راز را بدانید اما همه رازهای شعبده را نمی‌دانید.» این یعنی چه؟
جمله‌ام را این‌طور توضیح می‌دهم. به عنوام مثال دیوید کاپرفیلد همه شعبده‌هایی را که من به نمایش می‌گذارم می‌داند اما او ممکن است برای یک نمایشی که من اجرا می‌کنم، شش روش متفاوت دیگر بداند. هر شعبده‌باز برای خود روش ویژه‌ای دارد و مثلا کاپرفیلد یک‌جور و آنجل جور دیگری یک نمایش را به اجرا درمی‌آورند.


آیا شما برای فاش کردن اسرار شعبده‌بازها، شعبده شخص خاصی را در نظر می‌گیرید تا راز آن را برملا کنید یا اینکه اجراهای کلاسیک مد نظر شما است؟
نه، من به این چیزها توجه نمی‌کنم. من بیشتر به خواسته بیننده‌ها و اینکه آنها چه نمایشی را بیشتر دوست دارند و سرگرمشان می‌کند، اهمیت می‌دهم تا حقه آن نمایش را برای آنها فاش کنم.


اولین حقه‌ای که یاد گرفتید، چه بود؟
اولین حقه، نمایش توپ و گلدان بود. یک روز پدرم، من و برادرم را که از من بزرگ‌تر بود، به مغازه‌ای که وسایل جادوگری می‌فروخت، برد. فکر می‌کنم تولد برادرم بود. پدرم به او گفت که هر چه می‌خواهد می‌تواند انتخاب کند و به من هم گفت که چیزی انتخاب کنم. من وسایل اجرای نمایش توپ و گلدان را برداشتم و از آن موقع بود که عاشق شعبده و شعبده‌بازی و هر چیزی که به نوعی با وهم و خیال در ارتباط باشد، شدم.

آن موقع پنج سال بیشتر نداشتم اما خوب می‌دانستم که شعبده‌بازی کاری است که در آینده می‌خواهم آن را دنبال کنم و بنابراین با شور و اشتیاق فراوان شروع به یاد گرفتن آن کردم.


آیا برای یاد گرفتن حقه‌ها، کسی بود که کمکتان کند یا اگر در اجرای نمایشی مشکل داشتید، سراغ او بروید؟
بله، «جو برگ». او صاحب مغازه وسایل شعبده‌بازی بود که در بالای بلوار هالیوود قرار داشت. من خیلی وقت‌ها آنجا می‌رفتم و او با حوصله فراوان حقه‌های بعضی از نمایش‌ها را به من یاد می‌داد. بعدها جو برگ بود که حامی مالی من در انجمن شعبده‌بازان شد و من توانستم با کمک او به قلعه جادو راه پیدا کنم. جو برگ الان دیگر زنده نیست.

او عاشق شعبده بود و فکر می‌کنم خوب فهمیده بود که من هم شعبده‌بازی را دوست دارم. اولین تردستی‌هایی را که از او یاد گرفتم، اجرای نمایش‌های دستی بود.




آغاز کار حرفه‌ای شما چگونه بود؟
برنامه‌های من ابتدا از نمایش‌های کمدی شعبده‌بازی شروع شد. بعد که برنامه‌هایم رنگ جدی‌تری به خود گرفت، به لاس‌وگاس دعوت شدم تا در آنجا نمایش‌هایم را به اجرا درآورم. هم‌اکنون هم تورهای بزرگی راه می‌اندازم.




آیا زمانی که به مغازه جو برگ می‌رفتید، به یاد دارید که شعبده‌باز معروفی را آنجا دیده باشید؟
شعبده‌بازهای زیادی به آن مغازه می‌آمدند، شعبده‌بازهایی که لازم نمی‌بینم نامشان را اینجا ذکر کنم.




بعد از افشاگری‌هایتان، آیا در«قلعه جادو»، انجمن شعبده‌بازها شما را با آغوش باز پذیرفتند؟
البته که مرا با آغوش باز پذیرفتند و تنها افرادی با من مخالفت کردند که یا واقعا یک شعبده‌باز حرفه‌ای نیستند و تازه‌کارند یا همیشه دنبال موضوعی می‌گردند تا از دست کسی ناراحت باشند.




آیا در میان شعبده‌بازها، شخصی هست که شما با نگاه کردن به نمایش آن بگویید «من نمی‌توانم این کار را انجام دهم»؟
خیر، سال‌های زیادی است که من با جادو سر و کار دارم و شعبده‌بازهایی هم مثل کاپرفیلد هستند که من کار آنها را تحسین می‌کنم. ظرافتی که در نمایش‌های دیوید کاپرفیلد وجود دارد، در نمایش کمتر شعبده‌بازی می‌توان یافت اما با این حال من کارهای او را هم می‌توانم انجام بدهم.


به عنوان آخرین سوال، راز بزرگ مرد نقابدار چیست؟
بزرگ‌ترین راز من و بهتر بگویم مرد نقابدار این است که من به اجراهایم ایمان کامل دارم. من ای‌میل‌های زیادی از جاهای مختلف خصوصا نسل جوان دریافت می‌کنم که بیشتر آنها به تازگی وارد دنیای شعبده شده‌اند. رسیدن به روزی که هر کسی بتواند برای خود یک شعبده‌باز باشد، رویای من بود.

خوشحال هستم که امروز به این آرزویم رسیده ام و نسل جوان مشتاق ترازگذشته به دنبال این هنر هستند. از نظر من شعبده بازی یک هنر است ، نه جادو .فکر می کنم برنامه اسرار دنیای جادوگری نقش بسزایی داشته است چرا که بسیاری از علاقه مندان به این هنر با فاش شدن بسیاری از رازهای شعبده بازی به خوبی متوجه شدند که برای شعبده باز بودن احتیاج به نیروی خارق العاده نیست و من از همین جا به همه اعلام می کنم که اگر بخواهید شما هم می‌توانید یک شعبده باز حرفه ای شوید.




__________________

H@meD هم اکنون آنلاين است   پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از آقا/خانم H@meDبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند:
.Nova. (08-01-2011)
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است

انتخاب سریع یک انجمن



اکنون ساعت 09:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.

استفاده و کپی برداری از مطالب انجمن های ایران پردیس با ذکر منبع بلامانع است.