|
|
#1 | |||||||||
|
پیشکسوت پردیس
![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Dec 2008
نوشته ها: 2,656
Rep Power: 34 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سپاس گذاری: 1,260
سپاس گذاری شده 2,744 در 1,129 پست
|
زیباترین شعر های عاشقانه
******************** را به جای همه زنانی که نشناختم دوست دارم . تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستم دوست دارم . برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب میشود و برای نخستین گلها تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم . تو را به جای همه کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم . بی تو جز گستره یی بیکرانه نمیبینم میان گذشته و امروز. از جدار آیینهی خویش گذشتن نتوانستم میبایست تا زندگی را لغت به لغت فرا گیرم راست از آن گونه که لغت به لغت از یادش میبرند. تو را دوست میدارم برای خاطر فرزانهگیات که از آن من نیست به رغم همه آن چیزها که جز وهمی نیست دوست دارم برای خاطر این قلب جاودانی که بازش نمیدارم میاندیشی که تردیدی اما تو تنها دلیلی تو خورشید رخشانی که بر من میتابی هنگامی که به خویش مغرورم سپیده که سر بزند در این بیشهزار خزان زده شاید گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوئیدیم . پس به نام زندگی هرگز نگو هرگز پل الوار ****************** انجمن : parsigold.com کاربر : art girl
__________________
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن |
|||||||||
|
|
|
| 3کاربر زیر از آقا/خانم golgolبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: |
|
|
#2 | |||||||||
|
پیشکسوت پردیس
![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Dec 2008
نوشته ها: 2,656
Rep Power: 34 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سپاس گذاری: 1,260
سپاس گذاری شده 2,744 در 1,129 پست
|
لبانت
به ظرافت شعر شهوانی ترین بوسه ها را به چنان شرمی مبدل می کند که جاندار غار نشین از آن سود می جوید تا به صورت انسان دراید و گونه هایت با دو شیار مّورب که غرور تو را هدایت می کنند و سرنوشت مرا که شب را تحمل کرده ام بی آن که به انتظار صبح مسلح بوده باشم، و بکارتی سر بلند را از رو سپیخانه های داد و ستد سر به مهر باز آورده ام هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست که من به زندگی نشستم! و چشمانت از آتش است و عشقت پیروزی آدمی ست هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد و آغوشت اندک جائی برای زیستن اندک جائی برای مردن و گریز از شهر که به هزار انگشت به وقاحت پاکی آسمان را متهم می کند کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی کرد - من با نخستین نگاه تو آغاز شدم توفان ها در رقص عظیم تو به شکوهمندی نی لبکی می نوازند، و ترانه رگ هایت آفتاب همیشه را طالع می کند بگذار چنان از خواب بر ایم که کوچه های شهر حضور مرا دریابند دستانت آشتی است ودوستانی که یاری می دهند تا دشمنی از یاد برده شود پیشانیت ایینه ای بلند است تابنک و بلند، که خواهران هفتگانه در آن می نگرند تا به زیبایی خویش دست یابند دو پرنده بی طاقت در سینه ات آوازمی خوانند تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید تا عطش آب ها را گوارا تر کند؟ تا آ یینه پدیدار آئی عمری دراز در آن نگریستم من برکه ها ودریا ها را گریستم ای پری وار درقالب آدمی که پیکرت جزدر خلواره ناراستی نمی سوزد! حضور بهشتی است که گریز از جهنم را توجیه می کند، دریائی که مرا در خود غرق می کند تا از همه گناهان ودروغ شسته شوم وسپیده دم با دستهایت بیدارمی شود احمد شاملو ************* انجمن : parsigold.com کاربر : art girl
__________________
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن |
|||||||||
|
|
|
| 2کاربر زیر از آقا/خانم golgolبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: | Evin (02-12-2009), سید قاسم موسوی (10-10-2010) |
|
|
#3 | |||||||||
|
پیشکسوت پردیس
![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Dec 2008
نوشته ها: 2,656
Rep Power: 34 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سپاس گذاری: 1,260
سپاس گذاری شده 2,744 در 1,129 پست
|
تو را نگاه می کنم خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند! بیدار شو با قلب و سر رنگین خود بد شگونی شب را بگیر تو را نگاه می کنم و همه چیز عریان می شود زورق ها در آب های کم عمقند... خلاصه کنم:دریا بی عشق سرد است! جهان این گونه آغاز می شود: موج ها گهواره ی آسمان را می جنبانند (تو در میان ملافه ها جا به جا می شوی وخواب را فرا می خوانی) بیدار شو تا از پی ات روان شوم تنم بی تاب تعقیب توست! می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم! " پل الوار" ************* انجمن : parsigold.com کاربر : art girl
__________________
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن |
|||||||||
|
|
|
| 2کاربر زیر از آقا/خانم golgolبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: | Evin (02-12-2009), سید قاسم موسوی (10-10-2010) |
|
|
#4 | |||||||||
|
پیشکسوت پردیس
![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Dec 2008
نوشته ها: 2,656
Rep Power: 34 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سپاس گذاری: 1,260
سپاس گذاری شده 2,744 در 1,129 پست
|
از پا تا سرت سراسرت نوری و نیرویی وجود مقدست را در بر گرفته است جنس تو ، جنس نان نانی که آتش او را می پرستد عشقم خاکستری زیر خاک بود من با تو گر گرفتم عشق من عزیزم پیشانی ات . پاهایت و دهانت نانی است مقدس که زنده ام می دارد آتش به تو درس خون داد از آرد تقدس را فرا بگیر و از نان بوی خوش را پابلو نرودا *************** انجمن : parsigold.com کاربر : art girl
__________________
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن |
|||||||||
|
|
|
| 2کاربر زیر از آقا/خانم golgolبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: | Evin (02-12-2009), سید قاسم موسوی (10-10-2010) |
|
|
#5 | |||||||||
|
پیشکسوت پردیس
![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Dec 2008
نوشته ها: 2,656
Rep Power: 34 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سپاس گذاری: 1,260
سپاس گذاری شده 2,744 در 1,129 پست
|
ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
چه کنم؟ که هست اینها گل خیرآشنایی همه شب نهادهام سر، چوسگان، بر آستانت که رقیب در نیاید به بهانهی گدایی مژهها و چشم یارم به نظرچنان نماید که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی در گلستان چشمم ز چه روهمیشه باز است؟ به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟ که شنیدهام ز گلها همه بوی بیوفایی به کدام مذهب این به کدام ملت است این؟ که کشند عاشقی را، که توعاشقم چرایی؟ به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟ به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم چو به صومعه رسیدم همه زاهدریایی در دیر میزدم من، که یکی زدر در آمد که : درآ، درآ، عراقی، که توهم از آن مایی عراقی.... ***************** انجمن : parsigold.com کاربر : art girl
__________________
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن |
|||||||||
|
|
|
| 2کاربر زیر از آقا/خانم golgolبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: | Evin (02-12-2009), سید قاسم موسوی (10-10-2010) |
|
|
#6 | |||||||||
|
پیشکسوت پردیس
![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Dec 2008
نوشته ها: 2,656
Rep Power: 34 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سپاس گذاری: 1,260
سپاس گذاری شده 2,744 در 1,129 پست
|
آمدي وه كه چه مشتاق و پريشان بودم تا برفتي ز برم صورت بي جان بودم نه فراموشيم از ذكر تو خاموشي بود كه در انديشه اوصاف تو حيران بودم بي تو در دامن گلزار نخفتم يك شب كه نه در باديه ی خارمغيلان بودم زنده مي كرد مرا دم به دم اميد وصال ورنه دور از نظرت كشته هجران بودم به تولاي تو در آتش محنت چو خليل گوييا در چمن لاله و ريحان بودم تا مگر يك نفسم بوي تو آرد دم صبح همه شب منتظر مرغ سحر خوان بودم سعدي از جور فراقت همه روز اين مي گفت عهد بشكستي و من بر سر پيمان بودم سعدی ************** انجمن : parsigold.com کاربر : art girl
__________________
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن |
|||||||||
|
|
|
| 2کاربر زیر از آقا/خانم golgolبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: | Evin (02-12-2009), سید قاسم موسوی (10-10-2010) |
|
|
#7 | |||||||||
|
پیشکسوت پردیس
![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Dec 2008
نوشته ها: 2,656
Rep Power: 34 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سپاس گذاری: 1,260
سپاس گذاری شده 2,744 در 1,129 پست
|
تا با غم عشق تو مرا کار افتاد
بیچاره دلم در غم بسیار افتاد بسیار فتاده بود هم در غم عشق اما نه چنین زار که این بار افتاد سودای تورا بهانه ای بس باشد مه گوش تو را ترانه ای بس باشد در کشتن ما چه میزنی تیر جفا مارا سر تازیانه ای بس باش مولوی ****************** انجمن : parsigold.com کاربر : art girl
__________________
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن |
|||||||||
|
|
|
| 2کاربر زیر از آقا/خانم golgolبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: | Evin (02-12-2009), سید قاسم موسوی (10-10-2010) |
|
|
#8 | |||||||||
|
پیشکسوت پردیس
![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Dec 2008
نوشته ها: 2,656
Rep Power: 34 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سپاس گذاری: 1,260
سپاس گذاری شده 2,744 در 1,129 پست
|
اخرين لحظه ديدار
در اخرين لحظه ديدار به چشمانت نگاه كردم و گفتم بدان اسمان قلبم با تو يا بي تو بهاريست همان لبخندي كه توان را از من مي ربود بر لبانت زينت بست. و به ارامي از من فاصله گرفتي بي هيچ كلامي. من خاموش به تو نگاه می كردم و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت نحيف لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه اسمان بهاري يعني ابر باران رعد وبرق و طوفان ناگهاني و اين جمله ،جمله اي بود بدتر از هر خواهش براي ماندن و تمنايي بود براي با او بودن. ************** انجمن : parsigold.com کاربر : art girl
__________________
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن |
|||||||||
|
|
|
| 2کاربر زیر از آقا/خانم golgolبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: | Evin (02-12-2009), سید قاسم موسوی (10-10-2010) |
|
|
#9 | |||||||||
|
پیشکسوت پردیس
![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Dec 2008
نوشته ها: 2,656
Rep Power: 34 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سپاس گذاری: 1,260
سپاس گذاری شده 2,744 در 1,129 پست
|
عشق ، یعنی …
عشق یعنی مستی دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار اویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن ************** انجمن : parsigold.com کاربر : art girl
__________________
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن |
|||||||||
|
|
|
| 2کاربر زیر از آقا/خانم golgolبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: | Evin (02-12-2009), سید قاسم موسوی (10-10-2010) |
|
|
#10 | |||||||||
|
پیشکسوت پردیس
![]() ![]() ![]() ![]() تاریخ عضویت: Dec 2008
نوشته ها: 2,656
Rep Power: 34 ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() سپاس گذاری: 1,260
سپاس گذاری شده 2,744 در 1,129 پست
|
واقعا دوستت دارم
واقعا دوستت دارم گرچه شايد گاهي چنين به نظر نرسد گاه شايد به نظررسد كه عاشق تو نيستم گاه شايد به نظر رسد كه حتي دوستت هم ندارم ولي درست در همين زمان هااست كه بايد بيش از هميشه مرا درك كني چون در همين زمان هاست كه بيش از هميشه عاشق تو هستم ولي احساساتم جريحه دار شده است با اين كه نمي خواهم مي بينم كه نسبت به تو سرد و بي تفاوتم درست در همين زمان هاست كه مي بينم بيان احساساتم برايم خيلي دشوار مي شود اغلب كرده تو ؛كه احساسات مرا جريحه دار كرده است بسيار كوچك است ولي آن گاه كه كسي را دوست داري آن سان كه من تو را دوست داري هركاهي ؛كوهي مي شود و پيش از هر چيزي اين به ذهنم مي رسد كه دوستم نداري خواهش مي كنم با من صبور باش مي خواهم با احساساتم صادق تر باشم و مي كوشم كه اين چنين حساس نباشم ولي با اين همه فكر مي كنم كه بايد كاملا اطمينان داشته باشي كه هميشه از همه راههاي ممكن عاشق تو هستم ************** انجمن : parsigold.com کاربر : art girl
__________________
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن |
|||||||||
|
|
|
| 2کاربر زیر از آقا/خانم golgolبه خاطر پست مفیدش سپاس گذاری کردند: | Evin (02-12-2009), سید قاسم موسوی (10-10-2010) |
![]() |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | |
| نحوه نمایش | |
|
|
|
اکنون ساعت 03:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد. |